تنبیه بدنی و روانی کودکان در مکاتب و مدارس کشور به حدی رایج و معمول است که اغلب کسانی که تجربه‌ی آموزش در فضای معارف کشور را دارند، قضیه‌های جداگانه و متفاوتی از ضرب و شتم و توهین و تحقیر توسط آموزگاران‌شان را پشت‌سر گذاشته‌اند.

  • حمید فرهادی

«صنف ده بودم، با هم‌کلاسی‌ام دعوا کردم. یخن همدیگر را گرفته بودیم که ناگهان سرمعلم داخل صنف شد. او با دیدن ما به نماینده‌ی صنف گفت که برو از روی میز دفتر من چوب را بیاور. نفس به سینه‌ی‌مان حبس شد. وقتی نماینده چوب را آورد، سرمعلم به ما امر کرد که روی میز صنف دراز بکشیم، سپس تا جان داشت با چوب به کف پای‌مان کوبید، بعد کفش‌های‌مان را دست‌مان داد و گفت با پای برهنه صحن مکتب را قدم بزنید.»

این تلخ‌ترین خاطره‌‌ی دوران دانش‌آموزی رحمت است. او در مکتبی در دل شهر کابل درس خوانده است. بیش‌تر دانش‌آموزان در افغانستان با رحمت، تجربه مشابه دارند.

در این گزارش با ده دانش‌آموز از نقاط مختلف کشور و به‌طور جداگانه مصاحبه شده است. یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که آموزش و پرورش در کشور با تنبیه و بدرفتاری درآمیخته؛ طوری از لحاظ بدنی و روانی دانش‌آموزان را شدیدا آسیب‌ می‌زند.

تنبیه بدنی و روانی کودکان در مکاتب و مدارس کشور به حدی رایج و معمول است که اغلب کسانی که تجربه‌ی آموزش در فضای معارف کشور را دارند، قضیه‌های جداگانه و متفاوتی از ضرب و شتم و توهین و تحقیر توسط آموزگاران‌شان را پشت‌سر گذاشته‌اند.

تنوع و گونا‌گونی تنبیه در مکاتب

به‌نظر می‌رسد که این رسمِ معمول در مراکز آموزشی کشور، جدی‌تر از آنچه است که تصور می‌شود، طوری‌که در مواردی باعث آسیب‌های جدی جسمی و روانی دانش‌آموزان شده است.

دانش‌آموزان می‌گویند که آموزگاران‌شان شیوه‌های متفاوتی برای تنبیه و لت‌وکوب در پیش می‌گیرند. فاطمه (اسم مستعار) می‌گوید که در دوران ابتداییه، گواه ضرب و شتم شدیدی هم‌صنفی‌هایش بوده است. «صنف دو بودیم، آموزگاران ما به بهانه‌ی این‌که هم‌کلاسی‌های‌مان کارخانگی‌شان را انجام نمی‌دادند، آن‌ها را کف‌پایی بر‌می‌داشتند و لت‌وکوب می‌کردند.»

فاطمه از شیوه‌ی دیگری تنبیه آموزگارانش نیز سخن می‌گوید: «استاد تاریخ ما وقتی درس را می‌پرسید و کسی نمی‌توانست جواب بدهد، بینی‌شان را به تخته‌ی سیاه می‌مالید.»

اغلب داشتن گوشی و پوشیدن لباس کوتاه، نزد آموزگاران نشانه‌‌ی بداخلاقی است و از این بابت دانش‌آموزان زیادی مورد تنبیه روانی قرار می‌گیرند. گاهی بدرفتاری آموزگاران برای دانش‌آموزان سنگین تمام شده است. فاطمه می‌گوید یکی از هم‌صنفی‌هایش به‌دلیل برچسب بداخلاقی که آموزگاران و خانواده‌اش به او زده بودند، دست به خودکشی زد.

هفته‌ی پیش «محمد» دانش‌آموز یکی از مکاتب شهر کابل توسط آموزگارش در حدی مورد ضرب و شتم قرار گرفت که سه روز از رفتن به مکتب بازماند. محمد دانش‌آموز صنف هشتم مکتب «غلام‌حیدرخان» است. او زمانی که یک‌بار از دستور آموزگارش مبنی بر این‌که به صنفش برود، سر باز می‌زند، بار دوم با تنبیه شدید بدنی مواجه می‌شود و از ناحیه‌ی دست آسیب می‌بیند.

ابتدا گفته می‌شد که دست محمد از ناحیه‌ی آرنج شکسته است. این خبر در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی واکنش بسیاری را برانگیخت، به‌دنبال آن وزارت معارف کشور از پی‌گرد این موضوع خبر داد و گفت که هیچ آموزگاری حق تنبیه روانی و فیزیکی دانش‌آموزان را ندارند.

عماد‌الدین پدر محمد می‌گوید: «درست است که دستش نشکسته، اما به چه حقی لت‌وکوب شده است؟»

اسدالله کوهستانی، مدیر مکتب غلام‌حیدرخان می‌گوید که او خودش موضوع لت‌وکوب محمد را پی‌گیری کرده و به تمامی آموزگاران این مکتب تذکر داده است که هیچ کودکی نباید مورد ضرب و شتم قرار گیرد. وی می‌افزاید که محمد را به شفاخانه راجع کرده‌اند و پس از معاینات مشخص شده دست او نشکسته است. عماد‌الدین پدر محمد می‌گوید: «درست است که دستش نشکسته، اما به چه حقی لت‌وکوب شده است؟»

مرکز تحقیقاتی «پیک» سال گذشته گزارشی را منتشر کرد که نشان می‌داد نیمی از دانش‌آموزان مکاتب و مدارس در کابل بیش‌تر از یک‌بار مورد ضرب و شتم و تنبیه بدنی آموزگاران‌شان قرار گرفته‌اند و دست‌کم یکی از سه دانش‌آموز در شهر کابل، بدون هیچ دلیلی از سوی معلمان مورد خشونت‌ فیزیکی و روانی قرار گرفته است.

شرف‌الدین عظیمی، روان‌شناس می‌گوید که دلیل متوسل‌شدن آموزگاران به تنبیه فیزیکی و روانی، غیرمسلکی‌بودن بیش‌تر آموزگاران مکاتب و نامساعدبودن شرایط آموزشی است: «معارف سه عنصر دارد: شاگرد، نصاب، محیط صنف درسی. نصاب متاسفانه مشکل دارد، معلم مسلکی نیست، مکان درس هم که مناسب نیست، خیمه است، آفتاب است، یا در یک صنف ۵۰ تا ۶۰ دانش‌آموز در یک صنف درس می‌خوانند، این‌ها همه تاثیر دارد.»

تراشیدن موی؛ اقدام اصلاحی یا تنبیهی؟

در کنار تنبیه بدنی دانش‌آموزان، یکی از رسم‌های معمول در تمامی مکاتب کشور، تراشیدن موی دانش‌آموزان است. همه‌ساله با شروع سال تعلیمی در شماری از مکاتب برای دانش‌آموزان تذکر داده می‌شود که موی‌شان را کوتاه کنند و در صورتی که دانش‌آموزان از این امر امتناع ورزند، آموزگاران با قیچی‌کردن قسمتی از موی دانش‌آموزان آن‌ها را مجبور به این کار می‌کنند.

وزارت معارف کشور هفته‌ی پیش طی اعلامیه‌ای تراشیدن موی دانش‌آموزان را در مکاتب ممنوع کرد.

در اعلامیه‌ی وزارت معارف آمده است: «مطابق اطلاعیه‌ی وزارت معارف این هدایت به هدف خودداری از صدمات روحی و روانی بر شخصیت شاگردان، به رؤسای معارف ولایات و شهر کابل صادر شده است. وزارت معارف تاکید بر جای‌گزینی دیگر شیوه‌های اصلاحی با مشارکت والدین و معلمین مکتب دارد.»

وزارت معارف کشور هفته‌ی پیش طی اعلامیه‌ای تراشیدن موی دانش‌آموزان را در مکاتب ممنوع کرد

شماری از آموزگاران می‌گویند که تراشیدن موی به هدف آرامش روحی و سلامتی دانش‌آموزان صورت می‌گیرد. یکی از آموزگاران که نمی‌خواهد نامی از وی برده شود می‌افزاید که داشتن موی ممکن است در مواردی حتا امنیت دانش‌آموزان را تهدید کند.

«یکی از دلایلی که در مکاتب موی دانش‌آموزان تراشیده می‌شود، این است که دانش‌آموزان خوش‌صورت وقتی موی زیاد می‌گذارند، ممکن است توسط یک عده مورد اذیت و آزار جنسی قرار گیرند.»

اسدالله کوهستانی مدیر مکتب غلام‌حیدرخان می‌گوید که موافق تراشیدن موی دانش‌آموزان نیست، اما باید موی دانش‌آموزان منظم و یک‌دست باشد.

شرف الدین عظیمی، روان‌شناس می‌گوید که تراشیدن موی ممکن است به‌منظور انضباط و نظم صورت گیرد، اما تاثیر روحی و روانی ندارد. آقای عظیمی تراشیدن موی دانش‌آموزان را نوعی از تنبیه می‌داند و می‌گوید آموزگاران نتوانسته‌اند رابطه‌ی خوبی با دانش‌آموزان برقرار کنند تا از آن طریق آن‌ها را وادار به اصلاح موی‌شان کنند: «شما چرا با کودک آن‌قدر رابطه‌ی خوب و صمیمانه ندارید و آن‌قدر تاثیرگذاری بر کودک ندارید و طریقه‌ی خوب را نمی‌فهمید که به کودک بفهمانید موی خود را اصلاح کند تا این‌که دست به این طریقه‌ی فرسوده می‌زنید و دانش‌آموز را تنبیه می‌کنید.»

آسیب‌ها و پیامدها

شماری از جامعه‌‌شناسان و روان‌شناسان می‌گویند که تنبیه فیزیکی و روانی کودکان تاثیرات ناگواری بر روان آن‌ها و آینده‌ی جامعه برجای می‌گذارد.

علی کاوه جامعه‌شناس می‌گوید که تنبیه کودکان از یک طرف باعث کاهش اعتماد به نفس آن‌ها و از طرف دیگر سبب بازتولید چرخه‌ی خشونت در جامعه می‌شود.

«ما از یک طرف می‌خواهیم آدم‌های با شخصیت و با اعتماد به نفس به‌بار بیاوریم، درحالی‌که لت‌و‌کوب نحوی کشتن اعتماد به نفس و شخصیت کودک است. از طرف دیگر بازتولید چرخه‌ی خشونت است که همیشه افرادی که در مکتب، خانواده یا هرجای با آن‌ها خشونت شده بعدها در موقعیت مشابه خشونت می‌ورزند.»

آقای کاوه می‌گوید که تبعات خشونت خلاف جهت آرمان‌های جامعه امروز و به‌نحوی عقب‌گرد است.

شرف‌الدین عظیمی، روان‌شناس می‌گوید که استفاده از شیوه‌های تنبیهی دانش‌آموزان را عقده‌ای و خشونت‌گرا به‌بار می‌آرود. وی‌ می‌افزاید: «کودک وقتی در مکتب تنبیه می‌شود، داخل صنف، داخل جامعه، در خانواده، در دفترشان، در پارلمان‌شان دست به جنگ و خشونت می‌زند.»

علی کاوه، جامعه‌شناس می‌گوید که تبعات خشونت با دانش‌آموزان خلاف جهت آرمان‌های جامعه‌ی امروز و به‌نحوی عقب‌گرد است

اخیرا وزارت معارف کشور نیز در مورد خشونت و تنبیه بدنی و روانی کودکان واکنش نشان داده است. سخن‌گوی این وزارت می‌گوید که موضوع خشونت و تنبیه فیزیکی و روانی دانش‌آموزان را جدا پی‌گیری می‌کند و با متخلفین آن برخورد خواهد شد.

نوریه نزهت می‌افزاید که آموزش تا صنف نهم برای شهروندان جبری است و در قانون وزارت معارف نیز آمده است که هیچ کسی نمی‌تواند دانش‌آموز را حتا جهت اصلاح مورد تنبیه روانی و فیزیکی قرار دهد.

«به ریاست تفتیش و نظارت تعلیمی هدایت داده شده است که اگر همچون موردی را دریافت می‌کنند، خودشان اقدام کنند در پهلوی آن با وزارت معارف هم شریک شوند و شدیدترین مجازات انظباتی را به کسانی که تخلف می‌کنند و خشونت می‌کنند و به تکرار این عمل را اجرا می‌کنند، به‌دنبال خواهد داشت.»

نظرسنجی مرکز تحقیقاتی پیک نشان می‌دهد از هر ده دانش‌آموزی که در مکتب مورد خشونت قرار می‌گیرد، تنها یک تن آن‌ها جرأت می‌کند به اداره و یا خانواده‌‌اش شکایت کند؛ ترس از ناکام‌شدن و تکرار خشونت دلیل عدم شکایت دانش‌آموزان عنوان شده است.

دیدگاه بگذارید

avatar
  Subscribe  
Notify of