نقش «ثالث باالخیر»
من فکر می‌کنم که ضرورت عاجل به گروه میانجی‌‌گر است. گروه میانجی می‌تواند ضرورتا از نهادهای باشد که به‌صورت مستقیم در افغانستان نه حضور داشته و نه هم ضرورتا نقش داشتند. به خاطری‌که یک مقدار اعتمادسازی می‌تواند از این‌جا شروع شود که آن‌ها در پروسه افغانستان سهیم نبوده‌‌اند.
«باید راه برای صلح هموار شود»
آزموده را آزمودن خطاست. حرکات طالبان نسبت به گذشته نظام‌مندتر شده است. در مناطقی که این گروه در آن حضور دارد مکاتب دختران بسته است، زنان اجازه‌ی کار ندارند.
«صلح ناعادلانه، بستر جنگی دیگر است»
هیأت دولت از لحاظ کیفی بسیار ضعیف است. یکی از مشکلاتی که ما داریم این است که در نظام جمهوری سهم‌خواهی زیاد است، کسی که متعلق به یک جریان است به این فکر می‌کند که به هر قیمتی باید در بخشی از حکومت سهم داشته باشد. در مورد گفت‌وگوهای صلح نیز همین‌گونه است. در این مذاکرات تنها به حضور بعضی افراد مشخص توجه شده، درحالی‌که برخی از آنان از لحاظ فکری توانایی لازم برای نمایندگی از جمهوری را ندارند.
برای حفظ آزادی مبارزه خواهیم کرد
معامله با حقوق زنان نه تنها برای من، بلکه برای هیچ‌یک از زنان افغانستان قابل قبول نیست. دسترسی زنان به حقوق‌شان از بزرگ‌ترین دست‌آوردهای آنان و در کل تمام شهروندان به شمار می‌رود، البته زنان افغانستان هنوز به صورت کامل به حقوق‌شان دست نیافته‌اند و مشکلات زیادی بر سر راه‌شان قرار دارد، اما ما به مبارزه ادامه می‌دهیم.
«ناامنی فرصت پیشرفت را از زنان گرفته است»
حق زنان بغلان همیشه زیر پا شده است، برای مثال آنان آن‌طور که باید در ادارات سهم ندارند و سطح بی‌سوادی نیز در میان زنان بغلان بسیار بالا است. مشکلی که در این رابطه وجود دارد این است که وقتی از زنان ولسوالی‌ها و روستاها برای شرکت در برنامه‌های آگاهی‌دهی دعوت می‌شود، گاهی به دنبال جنبه‌ی مالی یا حتا وعده‌ی غذای برنامه‌اند و به‌نظر من یکی از دلایل آن بی‌باوری به این برنامه‌ها است
«حضور بانوان در گفت‌وگوهای صلح، نماینده‌ی هویت ترقی‌طلب زنان افغانستان است»
جامعه‌ی ما در هر صورت به صلح نیاز دارد و امیدوارم به هر روش ممکن بتوانیم به یک صلح همیشگی دست یابیم. آغاز گفت‌وگوها به شکل مقدماتی و به اصطلاح قرار گرفتن در مرحله‌ی صلح‌پروری و صلح‌سازی قناعت‌بخش است. همین‌که دو طرف درگیر به جای جنگ، دور میز گفت‌وگو نشسته‌اند، یک موفقیت است و نوید تحقق صلح سرتاسری در کشور را می‌دهد.
«در مورد حقوق طبیعی زنان نیازی به رایزنی نیست»
وقتی برای حل منازعات و جنگ گفت‌وگوهایی صورت می‌گیرد، باید طرف‌های مذاکره از برخی خواسته‌های خود کوتاه بیایند. در نهایت فکر می‌کنم در این گفت‌وگوها چیزهایی برای از دست‌دادن وجود دارد؛ چون ما برای مذاکره حاضر شده و پذیرفته‌ایم که باید در برخی موارد انعطاف داشته باشیم. از سویی طبق خبری که از رسانه‌ها شنیدم، در ولایت هرات یک گروه امر به معروف و نهی از منکر به فعالیت آغاز کرده و موقف‌گیری‌هایی پیش از مشارکت طالبان در حکومت شروع شده که این نگران‌کننده است.
«دولت نباید در مورد حقوق زنان کوتاه بیاید»
باید اصل حاکمیت ملی و مردمی در هر نوع نظامی که در آینده ایجاد می‌شود به رسمیت شناخته شود و مردم در انتخاب مقامات عالی دولتی مانند رییس‌جمهور و نمایندگان پارلمان نقش اساسی داشته باشند. موضوع دیگری که بسیار اهمیت دارد، نقش مذهب در نظام آینده‌ی افغانستان است
«حکومت به مشارکت سیاسی زنان باور ندارد»
زنان باید مشارکت معنادار می‌داشتند؛ یعنی باید زنانی که در مذاکره، علوم اسلامی یا فلسفه تخصص دارند برای مذاکرات انتخاب می‌شدند تا طالبان می‌فهمیدند که زنان فهیمی در تیم دولت افغانستان حضور دارند.
«صلح نباید آرامش پیش از توفان باشد»
بدون شک زنان به‌عنوان یک واقعیت عینی در جامعه باید در تمام عرصه‌ها و روندها، به‌ویژه صلح سهم داشته باشند و نقش سازنده‌ای بازی کنند. زنان می‌توانند با روش‌هایی چون راه‌اندازی حرکت‌های میلیونی در سطح ولایات نیز برای حقوق خود دادخواهی کنند و خواستار تثبیت جایگاه‌شان در نظام سیاسی آینده شوند، این حرکت‌ها می‌تواند جواب دندان‌شکنی برای طالبان باشد.
«حفظ نظام کنونی، باید خط سرخ دولت باشد»
این فعال مدنی می‌گوید در کنار نظام جمهوری، موارد مهم دیگری که باید به‌عنوان خطوط سرخ در گفت‌وگوها مطرح شود، دست‌آوردهای دو دهه‌ی اخیر و حضور موثر زنان در حوزه‌های گوناگون، از جمله سیاست و اجتماع است. به باور آقای اسحاق‌زاده، تمام موضوعات مورد بحث در مذاکرات باید با مردم در میان گذاشته شود.