- شمشاد عزیز کاظمی، پژوهشگر مطالعات استراتژیک و خاورمیانه
کتاب «رقابت استراتژیک در خارومیانه؛ رقابت امریکا و روسیه در خاورمیانه و تأثیر آن بر امنیت عراق و سوریه پسا ۲۰۰۱» نخستین اثر نگارنده در زمینهی مطالعات سیاست خارجی قدرتهای بزرگ در خاورمیانه میباشد. تقریظ این اثر را دکتر محمد اکرم عارفی، استاد دانشگاه کاتب نوشته است و توسط انتشارات نشر واژه در زمستان ۱۴۰۲ هجری شمسی مصادف با اوایل سال ۲۰۲۴ میلادی چاپ و منتشر شد. این اثر متشکل از پنج فصل میباشد که از دادهها و اطلاعات بروز شده و منابع معتبر علمی در این اثر استفاده شده است. هر فصل دارای یک مقدمه، سه گفتار با عناوین فرعی و یک نتیجهگیری نگاشته شده است. در فصل نخست، به مفاهیم و کلیات پژوهش پرداخته شده است که این مفاهیم و کلیات قرار ذیل میباشد؛ مفاهیم رقابت استراتژیک، امنیت، عمق استراتژیک و گروههای نیابتی میباشد. در کلیات پژوهش، همچنان به پیشینه رقابتهای امریکا و روسیه در دوران جنگ سرد توضیح داده شده است و همچنان در بخش دوم کلیات، منطقه خاورمیانه و ویژگیهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی به بررسی گرفته شده است.
در فصل دوم، به پیشینه رقابتهای امریکا و روسیه در خارومیانه و عراق- سوریه آمده است که در گفتار نخست به رقابتهای سیاسی، در گفتار دوم به رقابتهای اقتصادی و در گفتار سوم به رقابتها و همچشمیهای امنیتی پرداخته شده است. پیشینه رقابتهای امریکا و روسیه در خاورمیانه بر میگردد به دوران امپراتوری تزارها و امپراتوری بریتانیا، در آن دوران استراتژیستهای غربی، بهخصوص بریتانیاییها، باور داشتند که روسیه تزاری میخواهد خودش را به آبهای گرم برساند، همینطور روسها باور داشتند که بریتانیاییها میخواهند ژئوپلیتیک روسیه را ناامن بسازند و نفوذ شان را در منطقه گسترش دهند. در واقع همین ایده کوچک و اما استراتژیکی بود که رقابتهای این دو قدرت بزرگ، شرق و غرب، را بیان میکرد. اما زمانیکه امپراتوری تزارها از هم پاشید و روسیه شوروی شکل گرفت، در غرب قدرت و اقتدار امپراتوری بریتانیا آهسته آهسته به افول روبرو بود. بالاخره، در شرق اتحاد جماهیر شوروی روی کار آمد و در غرب ایالات متحده امریکا جای امپراتوری بریتانیا را گرفت. این دو قدرت بزرگ، امریکا و شوروی، بعد از جنگ جهانی دوم وارد رقابت شده بودند که این رقابتها را جنگ سرد مینامیدند. در این هنگام، منطقه خاورمیانه تبدیل به حیاط خلوت روسیه- شوروی شده بود.
در فصل سوم این اثر، به رقابتهای سیاسی امریکا و روسیه در خاورمیانه، عراق و سوریه، پرداخته شده است که در گفتار اول و دوم به برنامههای رقابتی این دو قدرت بزرگ، امریکا و روسیه، در خاورمیانه، عراق و سوریه، بیان گردیده و در گفتار آخر یا سوم به تأثیر این رقابتها و برنامههای سیاسی امریکا و روسیه بر امنیت خاورمیانه و عراق- سوریه پرداخته شده است. برنامههای سیاسی این دو قدرت بزرگ بر میگردد به اهداف و دورنمای استراتژیکی که داشتند؛ امریکا بیشتر سعی دارد تا از جریانهای در این منطقه حمایت کند که منافع و امنیت امریکا و غرب را تأمین کند و یا تهدیدی برای منافع و امنیت آن و متحدانش نباشد. روسیه همچنان سعی دارد تا نفوذ و جایگاه خود را بهعنوان یک قدرت بزرگ تعریف کند. به عبارت دیگر، امریکا طرفدار نظم هژمونیک در این منطقه است و روسیه طرفدار نظم موازنه قوا در خاورمیانه میباشد.
در فصل چهارم این کتاب، به رقابتهای اقتصادی امریکا و روسیه در خاورمیانه و تأثیر آن بر امنیت عراق و سوریه پرداخته شده است. مانند فصل دوم، این فصل همچنان دارای سه گفتار میباشد که در گفتار اول و دوم به برنامههای رقابتی اقتصادی امریکا و روسیه در خاورمیانه (عراق و سوریه) پرداخته شده و در گفتار سوم به تأثیر رقابت اقتصادی بر امنیت عراق و سوریه پرداخته شده است. رقابتهای اقتصادی امریکا و روسیه در منطقه خاورمیانه بیشتر بر مدار نفت میچرخد، این منطقه دارای ذخایر و منابع سر شار نفتی و انرژیکی میباشد که کشورهای به سان عراق، سوریه، یمن و … با نفرین منابع سر دچار اند. برای همین نفت همواره عامل بیثباتی، ناامنی و خشونتهای سیاسی و فیزیکی در منطقه خاورمیانه بوده است. قدرتهای بزرگ، امریکا و روسیه، به عنوان بازیگران اصلی در این منطقه به نفت خاورمیانه بهعنوان ابزار استراتژیک و هدف سیاسی نگاه میکنند نه به عنوان مواد سوخت.
در فصل پنجم این اثر، به رقابتها و برنامههای امنیتی امریکا و روسیه در خاورمیانه پرداخته شده است. رقابتها و برنامههای امنیتی این دو قدرت بزرگ در خاورمیانه، عراق و سوریه؛ بر مدار مبارزه با تروریسم و بنیادگرایی اسلامی، فروش و صادرات تسلیحات نظامی، حمایت از گروههای شبه نظامی و نیابتی، ائتلافها و اتحادهای امنیتی- استراتژیک و جنگهای استخباراتی تعریف شده است. این برنامهها و سیاستهای رقابت آمیز هستند که امریکا و روسیه در این منطقه، بهخصوص در عراق و سوریه، از آن پیروی میکنند. این برنامهها باعث شدهاند که هر دو قدرت در این منطقه به دنبال عمق استراتژیک شان باشند.
این اثر با تمام نقاط ضعف و قوتی که دارد، میتواند یکی از معدود منابع برای علاقهمندان و پژوهشگران حوزه مطالعات خاورمیانه، بهخصوص رقابت استراتژیک امریکا و روسیه در این منطقه، باشد. نگارنده بهعنوان دانشآموختهی ماستری روابط بینالملل، منطقه خاورمیانه و تحولات و معضلات آن یکی از حوزههای مطالعاتی شان میباشد، در این اثر تلاشهای وافری برای بررسی، مطالعه و تجزیه و تحلیل آن بهصورت بیطرفانه و بهعنوان یک دانشآموختهی علوم سیاسی و روابط بینالملل سعی همه جانبه نموده است.
چرا کتاب را نوشتم؟
در افغانستان چندان با نگاهی کُلی و یا جزئی در ارتباط به معضلات خاورمیانه پرداخته نمیشود در حالی که افغانستان خود قربانی بحرانهایی خاورمیانه بوده است. متأسفانه منابعی که در افغانستان پیرامون خاورمیانه وجود دارد، بیشتر دست دوم و سوم اند که همواره دیدگاههایی غرضآلود (سیاستزدگی و ایدئولوژیکی) داشته است. لذا به باور نگارنده، ضروری است تا در این زمینه تحقیق و پژوهشهای همه جانبه صورت گیرد. زیرا از چند جهت تحقیق و پژوهش درباره معضلات و تحولات خاورمیانه برای جامعه افغانستان ضروری است؛ نخست، افغانستان خود قربانی مستقیم و یا غیر مستقیم بحرانهای سیاسی، اقتصادی، امنیتی و اجتماعی خاورمیانه بوده است.
دوم، افغانستان با کشورهایی خاورمیانه روابط فرهنگی، تمدنی، سیاسی و اقتصادی عمیقی داشته است، از همه مهمتر اینکه افغانستان با منطقه خاورمیانه پیوستگی جغرافیایی و ژئوپلیتیکی دارد. سوم، بر اساس طرح خاورمیانه جدید (خاورمیانه بزرگ) که از سوی غربیها مطرح بوده است، افغانستان خود جزئی از کشورهایی خاورمیانه است که پیوستگی جغرافیایی و اسلام وجه مشترک آن را شکل میدهد. چهارم، یکی از منابع ناامنی و بیثباتی افغانستان همواره بازیگران و کنشگران خاورمیانهای بودهاند، بهخصوص شیخنشینانِ خلیج فارس، بزرگان نفت و سیاستمداران محافظهکار و بنیادگراها از عناصری بودهاند که در طول چهلوچند سال در معضلات و بحرانهایی افغانستان مستقیم و یا غیرمستقیم دخیل بودهاند. متأسفانه در افغانستان رسانهها و پژوهشگران و کارشناسان کمتر به معضلات و تحولات خاورمیانه، بهخصوص جنگ عراق و سوریه، جنگ فلسطین و اسرائیل، رقابت ایران و عربستان سعودی میپردازند، برای همین ما را از تحولات و رویدادهایی این منطقه دور ساخته است. پیشنهاد میکنم که نهادهای دولتی و غیر دولتی، دانشگاهها و نهادهایی پژوهشی زمینهها و بسترهایی مطالعات خاورمیانه را در کشور عزیز مان، افغانستان، افزایش دهند تا آگاهی و شناخت بیشتری از این منطقه جذاب داشته باشیم. براساس همین نیازمندی، سعی و تلاش دارم تا در آینده مقالات و کتابهای علمی- پژوهشی زیادی را پیرامون روابط و مناسبات افغانستان و منطقه خاورمیانه نوشته کنم.
