یک حبس ابد خانگی
داستان زندگی زنان لوگری و به‌ویژه زنان قریه‌ی ما، همه شبیه هم است. خیلی کم زنان خوشبخت پیدا می‌شود که پدر و برادر حامی و همراه‌شان باشد. در اکثر موارد همه‌مان در تمام زندگی زجر می‌بینیم.
اخاذی به بهانه‌ «تجاوز»
حمید، راننده‌ تاکسی است. او هر روز در مسیرهای پل باغ عمومی، شهرنو و قلعه فتع‌الله مسافرکشی می‌کند. او هشت سال است به شغل رانندگی مشغول است. حمید می‌گوید تا به حال سه بار در این دام گرفتار شده است. او می‌افزاید روش این زنان برای گرفتن پول این‌گونه است که راننده را تهدید به بی‌آبرویی می‌کنند و می‌گویند اگر پول ندهد، آبرویش را می‌برد.
رقص در مسجد، سیاست در حمام، تدریس در آشپزخانه
با نگاهی کلی می‌توان گفت که حمیرا قادری روایت‌گر ماهر و توانمندی است. روایت‌های او شاید برای مخاطب خارجی شبیه فیلم‌های هالیوود باشد. ولی او توانسته با نظم خاص و ماهرانه، گوشه‌های مختلفی از دردهای بانوان کشور و مبارزه آن‌ها برای تغییر را بیان کند.
زنان افغانستان و روند صلح؛ شرایط و رویکردها
فرایندهای صلح و گذار از جنگ فرصت‌های منحصر به فردی برای اصلاحات ایجاد می‌کند که نهادها، ساختارها و روابط را در جوامع تحت تأثیر درگیری مسلحانه یا بحران متحول می‌کند. بنابراین گنجاندن مقررات جنسیتی در توافقنامه‌های صلح و قانون اساسی برای ظهور جوامع عادلانه و همه‌شمول بسیار مهم است.
حق آموزش زنان؛ الزامی که طالبان به آن تن دهند
در رفتار، رویکرد و اندیشه طالبان تغییری نیامده است. آن‌ها همان طالبان سال ۱۹۹۶ هستند که هنوز هم دشمن علم و زن‌اند. در حال حاضر در مناطق تحت حاکمیت طالبان، دختران حق رفتن به مکتب را ندارند و مکتب‌های دخترانه تحت کنترل طالبان در مواردی به آتش کشیده می‌شود.
ترس بیمار از طبیب
فاطمه (اسم مستعار) یکی از پزشکان این شفاخانه است. او که بیش از چهار سال است در بخش نسایی-ولادی این شفاخانه کار می‌کند، می‌گوید این شفاخانه مانند گذشته برای بیمارانش خدمات ارائه نمی‌کند و بدرفتاری کارمندان بخش نسایی-ولادی در این شفاخانه واقعیت دارد.
اهمیت تاب‌آوری زنان
افکاری مانند «من زن هستم»، «من ضعیف هستم»، «نمی‌توانم»، «این کار مربوط به مردان است» مواردی‌‌ست از تکیه بر ناتوانی و اظهار ضعف و تأکید روی افکار و نگاه‌های قضاوت‌مندانه نسبت به زنان که ما در مورد خودمان به‌عنوان زن اعمال می‌کنیم.
زنان افغان در کجای فرآیند صلح ایستاده‌اند؟
منظور از شمولیت نیز تنها ارتقای مشارکت زنان در محیط‌های رسمی نیست، بلکه شناخت جایگاه آن‌ها در تأثیرگذاری است. حضور زنان در عرصه‌های یاد شده باید مؤثر و مفید باشد. هدف برابری جنسیتی و ارتقای نقش زنان در فرایند صلح تنها زیاد کردن تعداد زنان و به اصطلاح اضافه کردن سیاهی لشکر نباید باشد.
چشم‌انداز زنانه از صلح
بازی‌گران سنتی جنگ و صلح و مولدان سنتی منازعه، نقش اساسی در به حاشیه‌راندن زنان و نسل جدید افغانستان در ساختن جامعه‌ی پساصلح دارند. به‌عنوان مثال زنان و جوانان که نماینده نسل جدید افغانستانند، هیچ فرصتی برای دیده‌شدن در اولین نشست کمیته رهبری شورای عالی مصالحه ملی در اختیارشان قرار نگرفت.
با شعر به جنگ نابرابری می‌رفتم
این‌که دوباره به محیطی برگردم که کوچک‌ترین حق من در آن‌جا ارزشی ندارد برایم دور از تصور است و حتا نمی‌توانم در مورد آن فکر کنم. معلوم نیست اگر به افغانستان برگردم، به‌‌عنوان یک دختر چه سرنوشتی در انتظارم باشد.
شرم و حیای زنانه و استمرار خشونت
در جامعه ما زنان خشونت‌دیده برای حفظ آبرو، چهره بیرونی خود و ایجاد روحیه متناسب با موقعیت موجود، معمولا در صدد مدیریت احساسات خود برمی‌آیند و تلاش می‌کنند تا احساسات خود را با استراتژی‌های فعالانه یا منفعلانه مدیریت کنند.
غیبت زنان در تاریخ مذاکرات صلح افغانستان
نه در ساختار پیشنهادی دکتر نجیب‌الله در قالب طرح مصالحه ملی، زنی به‌عنوان کارگزار صلح به چشم می‌‌خورد و نه در طرف مقابل که مجاهدین اسلام‌گرا باشند. زنان در پستوی خانه‌های‌شان جنگ و صلح مردان‌شان را نظاره می‌‌کردند. فرهنگ جنگ در افغانستان مردانه بوده و زنان در آن نقشی نداشته‌‌اند.