به‌طور کلی، محیط دانشگاه کابل سرد، بی‌جان و ناامیدکننده است. خاطرات گذشته، شور و شوق و احساس آزادی و امید، برای دانشجویان، هم‌چون خواب‌های غبارآلود و موهوم که گویا سال‌ها قبل دیده‌اند، به نظر رسیده و نسبت به آینده و سرنوشت‌ شان ناامید و هراسان هستند.
تاریخ به ما نشان داد که زندگی در واقع صحنه‌ی‌ تئاتری‌ است که گروه‌های اسکلت‌ یکی پی دیگری می‌آیند، حکمروایی می‌کنند و می‌روند. اما چه حیف که جغد‌هایی در این وسط قربانی می‌شوند.
متأسفانه در زیر سایهی حکومت طالبان افکار کهنه و زن‌ستیزانه دوباره در حال زنده‌ شدن و اثرگذاری است. با تداوم چنین وضعیتی که امکان مخالفت آشکار با افکار و رویه‌های ضد طالبانی دشوار می‌باشد، جامعه در حال تبدیل شدن به یک جامعه‌ی بسته و خشین است.
در واقع حضور جامعه جهانی در افغانستان در بازه زمانی بیست‌ساله به نوعی موجب تقویت و گسترش اسلام سیاسی میانه در قبال اسلام سیاسی بنیادگرا گردید. بنابراین، گفتمان اسلام سیاسی به‌عنوان یک جریان کلی به مثابه پدیده‌ی مدرن و بدیل هویتی و تلاش سیاسی در برابر دنیای جدید است اما اسلام‌گرایی هرگز جریان منسجم و یک‌پارچه نیست.
جنوب افغانستان که خاستگاه و موطن اصلی طالبان است، مرکز اصلی کشت مواد مخدر نیز می‌باشد. خاک وسیع و حاصل‌خیزی هلمند و کندهار به لطف رود هلمند و ارغنداب، این منطقه را به بهشتی برای کشت و قاچاق تریاک مبدل کرده است.
چین و روسیه دو ابرقدرت خارجی آسیای مرکزی هستند که شدیدا در تحولات این منطقه دخیل هستند و سعی دارند تا از این فرصت برای توازن قوا علیه ایالات متحده در منطقه استفاده کنند. در چند روز اخیر وانگ یی وزیر خارجه‌ی چین و ضمیر کابلوف نماینده ویژه‌ی روسیه برای افغانستان نیز وارد کابل شدند.
کورسوهای امید در کابل تاریک
به دو دلیل عمده، ا ین پول‌ها از «خیرات برای ثواب» بالاتر نرفت. یا در عالم مهاجرت تشکیلات و نهادها و انسجام مهاجرین دست نیروهای مذهبی بودند، یا هم این‌طرف افرادی که پلان و طرحی داشتند، بهایی داده نمی‌شدند.
روزهای سیاه کابل
«ستیز با زنان» یکی از ویژگی‌های اصلی طالبان است. در تمام این بیشتر از هفت ماهی که طالبان حاکم شده‌اند، فجایع زیادی اتفاق افتاده است. طالبان اما به جای حل این همه مشکل، یکی هم به «جنگ با زنان» مشغول بوده‌اند.
تصمیم‌گیران و طراحان که عمدتا مردان هستند با نگاه به خود و اطلاعاتی که از خود دارند تصمیم می‌گیرند، طراحی اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی می‌کنند، یا حتا محصولی را تولید می‌کنند و شرایط زنان، اغلب در این بین نادیده گرفته می‌شود.
برعکس الیت پشتون که وقتی ازشان در مورد نظام سیاسی مورد نظر‌‌شان پرسیده شود، بی‌‌درنگ بر نظام متمرکز – فارغ از تفاوت‌‌های جزیی شکلیات آن- انگشت می‌‌گذارند، غیرپشتون‌‌ها اما طرحی که حتا مورد قبول خودشان باشند، ندارند و در پاسخ به آن سوال، به تته پته می‌‌افتند.
طالبان با زنانی روبه‌رو شده‌‌اند که با زبان مدنی در برابر آنان ایستادگی می‌‌کنند. با زنانی که برخلاف طالبان، به زبان تفنگ و کشتار حرف نمی‌‌زنند. مبارزه زنان مانند طالبان برای کسب قدرت، و کنترل دیگران نیست. این مبارزه برای حقوق اساسی و مدنی است.