زوال فضاهای عمومی برای زنان در افغانستان
من بیستوسهسالهام. در هر جای دیگری از جهان، قطعا این سن، زمان رویاپردازی، دویدن بهسوی آرزوها و قدمزدن بیدغدغه در پارکها است. اما در کابل امروز، بیستوسهسالگی بیشتر به معنای تمرین مداوم «نامرئی شدن» است. ما دختران و زنان باید بیاموزیم چگونه راه برویم که صدای پاهایمان کمتر شنیده شود،…
ایدئولوژی سوزاندن تنبانهای گشاد
ما دوبار حکومت طالبان را دیدهایم. یک بار در دههی نود میلادی و باری دیگر در پنج سال بعد از آگست ۲۰۲۱ تا امروز. در این دو دوره رفتارها و گفتارهایی از طالبان دیدهایم که تا حالا میبایست عنصر «تعجب» را در ما کشته باشند. به این معنا که اکنون باید پذیرفته باشیم که هیچ رفتار غریبی…
مقام سازمان ملل: توسعهی افغانستان بدون زنان و دختران امکانپذیر نیست
برهم صالح، کمیسر عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان که به افغانستان سفر کرده است، با اشاره به محدودیتهای طالبان میگوید که توسعهی افغانستان…
عبدالحکیم شرعی؛ بازوی هبتالله در کابل
«مذهب یک عملکرد فردی است. نمیدانم چرا برخی افراد عقده دارند و میخواهند از این فرصت، بر مبنای عقدههای شخصی خود، به ضرر افغانستان استفاده کنند.» این جملات…
نرگس؛ ترجمان قال و نگران حال
مرد پشت میز اردو حرف میزد. سریع و یکنواخت. فرم ثبتنام را پیش دستم گذاشته بود و با خودکار روی چند خانه اشاره میکرد. من بعضی واژهها را…
هجوم کوچیها بر مزارع مردم در پنجشیر
رمههای کوچیها این روزها تنها در علفچرهای پنجشیر دیده نمیشوند، بلکه به زمینهای کشاورزی نیز رسیدهاند. باشندگان این ولایت میگویند پس از بازگشت مجدد طالبان به قدرت، حضور…
بازگشت برچسب «شر و فساد» به تبلیغات طالبان
طالبان پس از دوونیمدهه بار دیگر اصطلاح «عناصر شر و فساد» را وارد ادبیات رسمی و تبلیغاتی خود کردهاند؛ اصطلاحی که این بار همزمان با ادعای حملات پهپادی…
بسته شدن حوزه علمیه خاتمالنبیین
حوزه علمیه خاتمالنبیین، طی نزدیک به پنج سال حکومت طالبان، برای دومینبار، بهتاریخ (چهارشنبه، ۴ سرطان)، از سوی وزارت عدلیهی این گروه «مهرولاک» شد. در شرایط فعلی افغانستان، که گروه طالبان فشارهای مذهبی را بر شیعیان…
انتخاب سردبیر
در دام K؛ روایتهایی از یک اپیدمی خاموش و کشنده (روایت دوم)
رضا، دانشآموز شانزدهساله مکتب سیدالشهدا در غرب کابل است؛ نوجوانی بلندقد با اندامی لاغر و استخوانی و صورت گندمگون که بیشتر از سنش خسته به نظر میرسد. در یکی از روزهای هفتهی سوم…
در دام K؛ روایتهایی از یک اپیدمی خاموش و کشنده (روایت اول- قسمت ۲)
اواسط خزان ۱۴۰۴ خورشیدی، حدود یک هفته از رخصتی امین از کمپ ترک اعتیاد گذشته بود. نصف شب مادرش تماس گرفت و گفت زود خود را برسانید که امین بیهوش شده است. وقتی…
در دام K؛ روایتهایی از یک اپیدمی خاموش و کشنده (روایت اول- قسمت ۱)
امین وقتی از در وارد شد، به نظر میرسید انرژی و هیجان خاصی دارد. زیاد و با صدای بلند حرف میزد و مدام میخواست کاری بکند. چون متوجه شد هرکسی مشغول کار خود…
پرخوانندهترینها
محتوای مهم را از دست ندهید

هر هفته، خلاصه مهمترین اخبار، تحلیلها و گزارشها را در صندوق ایمیل تان دریافت کنید. سریع و ساده در جریان همهی مطالب مهم قرار بگیرید.