عباس پیر شده است. دست‌هایش می‌لرزد،‌ چشم‌هایش درست نمی‌بیند و گوش‌هایش سنگین شده است. از خانه‌یی که قبلا کرایه کرده بود، تازه کوچ کرده است. به این دلیل که ماهانه یک هزار افغانی، کرایه‌ی آن خانه‌ی گِلی نم‌ناک را نداشته است.
بهترین ابزاری که می‌تواند نشان بدهد مردم از حکومت راضی هستند یا نه، آزادی بیان و آزادی گردش اطلاعات است. وقتی حکومتی دسترسی به اطلاعات را محدود می‌کند، تنها مردم را از دسترسی به اطلاعات محروم نمی‌سازد؛ خود را نیز از شناختن آنچه در ذهن و ضمیر مردم می‌گذرد، محروم می‌سازد. سکوتی که بر مردم تحمیل می‌شود، علامت رضا نیست؛ نشانه‌ی ناسالم بودن فضاست.
عباس پیر شده است. دست‌هایش می‌لرزد،‌ چشم‌هایش درست نمی‌بیند و گوش‌هایش سنگین شده است. از خانه‌یی که قبلا کرایه کرده بود، تازه کوچ کرده است. به این دلیل که ماهانه یک هزار افغانی، کرایه‌ی آن خانه‌ی گِلی نم‌ناک را نداشته است.
طالبان محتویات مضامین درسی دینی در دانشگاه بامیان را هم تغییر داده‌اند. به گفته‌ی دانشجویان و استادان دانشگاه بامیان، بنیادگرایی در محتویات این مضامین درسی موج می‌زند و در آن‌ها دانشجویان به دشمنی با سایر ادیان و مذاهب تشویق می‌شوند.
برخی‌ها جنگ در بلخاب را کنترل طالبان بر معدن زغال سنگ و تلاش برای بازنشدن جبهه‌ جنگی از مناطق هزاره‌نشین علیه‌شان می‌دانند. استخراج زغال سنگ در افغانستان در دوران طالبان افزایش یافته است و پاکستان مشتری درجه‌یک؛ اما با قیمت پایین‌تر از بازار جهانی است.
هرگاه طالبان بخواهند به افراد تحصیل‌کرده، جوانان و خانم‌های فعال، حق کار، اظهارنظر و اجازه‌ی فعالیت را بدهند، این‌ها به‌درستی می‌توانند خلای نبود فسادپیشه‌ها و سیاسیون بدنام را پر کنند و حتا برای مشروعیت نظام گام‌های ارزنده‌ی حکومت‌داری بردارند.
کابل، شهرِ خالی از زندگی است. نه تنها امسال، که سال‌هاست جای زندگی در کابل خالی است. در کابل نان نیست، امنیت نیست، کار نیست، آزادی نیست، موسیقی نیست، معاشقه نیست و امید نیست. صلح نیست، فضای سبز نیست، زیرساخت نیست، مراقبت‌های صحی نیست و ثبات سیاسی هم نیست
ولسوالی بلخاب
مردم ملکی، خواستار همکاری صلیب سرخ شده‌اند. به این دلیل که طالبان، کشته‌شدگان ملکی را اجازه‌ی خاک‌سپاری نداده‌اند. مردم خواستار همکاری شده‌اند که کشته‌شدگان ملکی به‌ویژه کشته‌شدگان آتش‌افروزی طالبان را به خاک بسپارند.
شکسپیر نشان می‌دهد که در سزاریسم و نظام‌های خودکامه، فرصتِ استدلال از مردم و نیروهای جنگی گرفته می‌شوند. سربازان، این عناصر فاقد فکر،‌ مانند کاه و خاشاکی‌ است که هرکس بخواهد زودتر آتش شعله‌ور کند، اول از آن‌ها شروع می‌کنند.
ما به دنیایی بازگشته‌ایم که واقع‌گرایی آن را به بهترین شکل توضیح می‌دهد؛ جهانی که در آن قدرت‌های بزرگ برای قدرت و نفوذ رقابت می‌کنند و دیگران تا آن‌جا که می‌توانند خود را تطبیق می‌دهند.