کلاهبرداری زیر نام خدمات ویزا

آنچه با وعده‌ی دریافت وقت مصاحبه با سفارت آلمان آغاز شد، به سفری پرخطر از مسیرهای غیرقانونی، استفاده از ویزای جعلی، پرداخت هزاران دالر و در نهایت شکایت علیه یک شبکه‌ی کلاهبرداری انجامید. عبدالجبار، شهروند افغانستان، می‌گوید او و خانواده‌اش پس از اعتماد به زنی که خود را «وکیل» معرفی…

بازداشت مکرر نظامیان پیشین در پنجشیر

ساکنان برهوت بی‌کسی

دوستان و برادران بی‌وفای بین‌المللی

یکی از ماندگارترین کژاندیشی‌های سیاسی، در افغانستان هم در میان شهروندان عادی و هم در میان بسیاری از سیاستمداران و نخبگان حاکم در دوره‌های مختلف، این بوده است که دولت‌ها و کشورها می‌توانند با افغانستان یا با گروه‌های سیاسی افغانستان دوست و برادر شوند. این تصور، بارها در تاریخ معاصر افغانستان تکرار شده و هر بار نیز…

افغانستان در میانه‌ی یک دگرگونی جمعیتی؛ از بحران انسانی تا چالش‌های ساختاری

گزارش سالانه‌ی سازمان ملل متحد درباره‌ی افغانستان در سال ۲۰۲۵، صرفا تصویری از یک بحران انسانی نیست؛ بلکه روایتگر دگرگونی عمیق جمعیت‌شناختی کشوری است که هم‌زمان با بازگشت…

الیگارشی قندهار؛ از بلخاب تا درواز

انحصارگرایی در حکومت طالبان در سال‌های اخیر ابعاد تازه‌ای یافته است. در روزها و هفته‌های گذشته، نام جمعه‌خان فاتح بار دیگر در فضای عمومی افغانستان بر سر زبان‌ها…

لیندزی گراهام؛ تجسم یک سنت مداخله‌گرا در سیاست خارجی امریکا

در شطرنج ژئوپلیتیک واشنگتن، لیندزی گراهام را نباید صرفا یک سناتور جمهوری‌خواه یا سیاستمداری با مواضع تند در قبال پرونده‌های خاور میانه دانست. اهمیت او بیش از آن‌که…

گذار هزاره‌ها؛ از زخم‌های تاریخی تا طرحی برای فردا

احسان عنان در دشت‌ برچی در غرب کابل، به‌ دشواری می‌توان خانواده‌ای یافت که دست‌کم یکی از بستگان یا داغ از دست دادن عزیزی را بر دل نداشته…

آیا دیانت یک فضیلت است؟

من در نوجوانی و آوان جوانی آدم متدینی بودم. به خدا اعتقاد داشتم. به پیامبر و وحی معتقد بودم. نماز می‌خواندم. روزه می‌گرفتم. به قدرت فوق‌طبیعی پیامبران و امامان باور داشتم. هوادار امامت شیعی بودم و…

سرگذشت خونبار مردم هزاره‌ی کویته
بسته شدن حوزه‌ علمیه‌ خاتم‌النبیین

انتخاب سردبیر

در دام k ؛ روایت‌هایی از یک اپیدمی خاموش و کشنده (روایت سوم-زینب)

یک سال پیش، وقتی زینب می‌خندید، چال کوچکی گوشه‌ی لبش می‌افتاد. صورتش گوشت‌آلود و شاداب بود و در نگاه نخست، چیزی از یک دختر بیست‌ساله‌ی پرامید کم نداشت. آن‌روزها، پس از بسته‌شدن مکتب‌ها…

«عکاسی کفر است»

بازداشت یک عکاس زن در شهر مزار شریف

مانور ملا یعقوب در بدخشان

پایان اقتدار جمعه‌خان فاتح؟

زوال فضاهای عمومی برای زنان در افغانستان

من بیست‌وسه‌ساله‌ام. در هر جای دیگری از جهان، قطعا این سن، زمان رویاپردازی، دویدن به‌سوی آرزوها و قدم‌زدن بی‌دغدغه در پارک‌ها است. اما در کابل امروز، بیست‌وسه‌سالگی بیشتر به معنای تمرین مداوم «نامرئی…