یک دگروال دولت پیشین به شرط محفوظ ماندن نامش در این گزارش می‌گوید که نیروهای طالبان در جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار خانه‌ی شخصی او را غضب کرده و نیز به او پیام هشدارآمیز فرستاده‌اند. وی می‌افزاید: «به من پیام دادند که صدها مجاهد را کشتی. این‌که خانه‌ات است، اگر خودت را پیدا کنیم، می‌گیریم.»
حسن ختام یادداشت مذکور نیز با طرح پرسش‌هایی برای امروز و فردای جامعه‌ی‌ هزاره همراه بود. به خوانندگان گرامی پیشنهاد می‌شود که پیش از ادامه‌ی این یادداشت، بریادداشت قبلی تورق و ملاحظه‌ای داشته باشند.
یک دگروال دولت پیشین به شرط محفوظ ماندن نامش در این گزارش می‌گوید که نیروهای طالبان در جلال‌آباد، مرکز ولایت ننگرهار خانه‌ی شخصی او را غضب کرده و نیز به او پیام هشدارآمیز فرستاده‌اند. وی می‌افزاید: «به من پیام دادند که صدها مجاهد را کشتی. این‌که خانه‌ات است، اگر خودت را پیدا کنیم، می‌گیریم.»
به‌گفته‌‌ی او، وضع ناهنجاری زندگی زنان در حاکمیت طالبان او را رنج می‌دهد. از همین رو به مصرف مواد اعتیاد‌آور تمایل پیدا کرده است. این دختر که از افسردگی رنج می‌برد، بارها به خودکشی اندیشیده است.
در دولت پیشین همکارانی از جامعه‌ی پشتون داشتم که با هرگونه برنامه‌ی توانمندسازی زنان مخالف بودند و آن را برنامه‌ی غرب می‌دانستند. تأکید می‌کردند که غربی‌ها تحت عنوان دفاع از حقوق بشر و حقوق زنان، در پی از بین بردن فرهنگ اسلامی و افغانی ما است
مهرداد با تأسف نسبت به آنچه در افغانستان جریان دارد، می‌گوید: «ای کاش داکتر نمی‌بودم. چون بیشتر از هر کسی همه روزه با درد و رنج مردم سروکار دارم و این واقعا آزاردهنده است. جدا از این‌که مراجعین ما چقدر صدمه دیده‌اند، ما نیز آسیب دیده‌ایم.»
برخلاف آنچه که طالبان ادعا می‌کنند، گزارش بانک جهانی به معنای بهبود اقتصاد افغانستان نیست. این گزارش تنها برشی کوتاه از وضعیت اقتصادی کشور در یک بازه زمانی کوتاه‌مدت است که در بهترین حالت نشانگر کند شدن روند وخامت اقتصادی کشور می‌باشد.
خشک شده بودم. خالی شده بودم. تنها چیزی که در درونم هر دم و هر لحظه موج‌زنان به هم تقاطع می‌کرد صدای ناله و فریاد و ضجه‌های بود که از سلول‌های دیگر بلند می‌شدند. تا آن لحظه ضربه‌هایی که به گوش، تخت پشت و سرم خورده بودم فقط خاطره‌اش در ذهنم مانده بود.
لحظه‌ی بسیار سختی بود. درونم آتش گرفته بود. احساس می‌کردم که وجودم می‌‎سوزد و خاکستر می‌شود. به سختی می‌توانستم خودم را کنترل کنم... فقط می‌دانستم که نباید بگذارم تو راز-ِق...
احزاب در افغانستان برای این ساخته نمی‌شوند که مجموعه‌یی از فعالان حرفه‌یی مطالبات شهروندان را طرح و پیگیری کنند. برعکس، حزب برای این ساخته می‌شود که شهروندان مطالبات همان چند نفر را مورد حمایت قرار بدهند.