اشاره: اطلاعات و تصاویر مندرج در این گزارش حاصل همکاری گزارشگران اطلاعات روز (خالد محمدی و جلیل رونق) و نهاد رسانهای «روایتهای ممنوعه» (Forbidden Stories) است. محور یا بُنمایهی گزارش حاضر بر صعود یک چهرهی محلی از یک منطقهی محدود به یک مقام بلندپایه در ساختار قدرت طالبان متمرکز است.
پس از فروپاشی حاکمیت نخست طالبان در پایان سال ۲۰۰۱، بسیاری از رهبران این گروه برای گریز از بازداشت، به مناطق دوردست پناه بردند. در چنین شرایطی، ملا عبدالغنی برادر، یکی از چهرههای کلیدی طالبان، مدتی را مخفیانه در ولایت فراه و در خانهی یک خانوادهی محلی سپری کرد؛ خانوادهای که بعدها مشخص شد متعلق به ملا امینالله عبید، والی کنونی طالبان در کابل است. این پناهدادن، صرفا یک اقدام انسانی یا محلی نبود، بلکه تصمیمی پرریسک اما حسابشده در شرایطی بود که نیروهای امریکایی و متحدانشان در جستوجوی رهبران طالبان بودند و هرگونه همکاری با آنان میتوانست پیآمدهای سنگینی داشته باشد. بااینحال، خانوادهی عبید این خطر را پذیرفتند- اقدامی که به تدریج به شکلگیری یک رابطهی شخصی عمیق و پایدار میان عبید و ملا برادر انجامید.

یک منبع محلی معتبر در فراه میگوید که ملا برادر حدود شش ماه در یکی از خانههای این خانواده در روستای «گجگین» ولسوالی پشترود زندگی میکرد و باشندگان محل نیز آگاهانه از افشای حضور او خودداری کردند. بهگفتهی این منبع، همین دوره، پایهگذار رابطهای شد که تا امروز ادامه دارد و به یکی از عوامل کلیدی در ارتقای جایگاه ملا امینالله عبید در ساختار طالبان تبدیل شده است.
در کنار این رابطه، عامل دیگری نیز به تقویت موقعیت عبید کمک کرده است: تعلق او به قوم نورزی، همان قومی که رهبر طالبان، ملا هبتالله آخوندزاده، نیز به آن وابسته است. در ساختار طالبان، پیوندهای قومی و قبیلهای نقش تعیینکنندهای در توزیع قدرت دارند و همتبار بودن با رهبر، دسترسی به حلقههای نزدیک به قدرت را تسهیل میکند.
نکته قابل توجه این است که خانوادهی عبید پیش از این، پیوند شناختهشدهای با طالبان نداشتند. پدر او، محمدیوسف، رابطهای با این گروه نداشت. اما پذیرش ریسک پناهدادن به یکی از مهمترین رهبران طالبان، مسیر این خانواده را تغییر داد و آنان را از یک خانوادهی محلی نسبتا معمولی به بازیگری تأثیرگذار در ساختار قدرت طالبان تبدیل کرد.

تمرکز قدرت در قالب یک شبکه خانوادگی
با گذشت زمان و تثبیت موقعیت ملا امینالله عبید، دیگر اعضای خانوادهی او نیز به تدریج وارد ساختار نظامی و استخباراتی طالبان شدند. در حال حاضر، ملا نعمتالله (مشهور به «ملا معصوم») برادر عبید، بهعنوان فرمانده لوای نهم سرحدی قول اردوی ۲۰۷ الفاروق طالبان در غرب افغانستان فعالیت میکند. همچنین ملا عزتالله کامران، برادرزادهی او، بهعنوان معاون استخبارات طالبان در فراه ایفای وظیفه میکند. این الگو -انتقال قدرت از یک فرد به شبکهای خانوادگی- بازتابدهندهی یک روند معمول در تبدیل شدن روابط شخصی منفرد به شبکهای نیرومند از قدرت در ساختارهای طالبان است.
در کنار گسترش نفوذ سیاسی و نظامی، منابع محلی و مقامهای پیشین افغانستان، این خانواده را به اخاذی گسترده در دوران جنگ با نظام جمهوریت متهم میکنند. بهگفتهی یک مقام پیشین، اعضای این خانواده تحت عنوان جمعآوری مالیه برای طالبان، از مردم پول میگرفتند و تنها بخشی از آن را به طالبان تحویل میدادند:
«ملا امینالله عبید و برادرش ملا معصوم سلاح داشتند و نیروهای طالبان با آنان یکجا بودند. آنان از تاجران، سرمایهگذاران، گلخانهداران (کسانی که سبزی درون گلخانه کشت میکنند) و از موترهای باربری اخاذی میکردند و این باعث شد که در آن زمان هم درآمد زیادی داشته باشند.»
بهگفتهی یک منبع، این روند نهتنها متوقف نشده، بلکه در سالهای اخیر نیز ادامه یافته و بهویژه در گمرک فراه به یکی از منابع مهم درآمد این شبکه تبدیل شده است. او تأکید کرد که بهدلیل قدرت نظامی و ثروت هنگفتی که این خانواده در اختیار دارد، عملا هیچگونه اعتراضی به اقدامات آنان صورت نمیگیرد و این وضعیت به تداوم نفوذ و قدرتشان کمک کرده است.
این انباشت سرمایه، به داخل افغانستان محدود نمانده است. منابع میگویند که خانوادهی عبید در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای قابل توجهی در خارج از کشور، بهویژه در ترکیه، انجام دادهاند.
یک منبع در ترکیه به روزنامه اطلاعات روز گفته است که ملا امینالله عبید افزون بر خرید املاک و جایداد در استانبول، یک صرافی نیز در این شهر دارد که در آن حوالههای مالی طالبان طی مراحل میشود. این منبع میگوید: «ملا امینالله عبید، سرمایهگذاری کلان در ترکیه کرده است. ملا امینالله عبید در ترکیه چندین جایداد خریداری کرده است و حتا یک صرافی برای حوالهی پول در استانبول دارد. بخشی از حوالههای پولی طالبان بهنام اینها (ملا امینالله عبید) میآید و پول سیاه را به پول سفید تبدیل میکنند.»

از میدان جنگ تا اداره ولایتها
ملا امینالله عبید در دوران جنگ با حکومت پیشین افغانستان، بیشتر بهعنوان یک فرمانده طالبان در ولایت بغلان شناخته میشد. اما پس از سقوط نظام جمهوریت، بهعنوان والی طالبان در دایکندی منصوب شد- سمتی که به او امکان داد تا قدرت خود را از حوزه نظامی به عرصهی اداری و سیاسی گسترش دهد.
بهگفتهی منابع، او در دایکندی تلاش کرد تا ساختاری کاملا متمرکز ایجاد کند و تمامی سطوح اداری را تحت کنترل مستقیم خود قرار دهد. در همین راستا، نزدیکانش را (که در مواردی سطح سواد بسیار پایین داشتند) در سمتهای مختلف دولتی منصوب کرد. یک منبع در این باره میگوید:
«عبید پس از رویکارآمدن، ملا عصمتالله کرامت را بهحیث رییس انکشاف دهات، ملا محمدالله اقبال را بهحیث رییس اقتصاد، احسانالله را بهحیث رییس مخابرات، قاری عنایتالله سهار را بهحیث رییس معارف، قاری سمیعالله ثابت فراهی را بهحیث رییس کار و امور اجتماعی، حافظ محبالله سجاد را نیز بهحیث آمر امور سرحدات، اقوام و قبایل تعیین کرد. اینها همه از نزدیکان عبید بودند. همچنان در ریاست صحت عامه، ریاست اطلاعات و فرهنگ و شهرداری نیز نزدیکانش را تعیین کرده بود.»
الگوی حکمرانی: تمرکز، سرکوب و کنترل
هرچند عبید قبل از صعود بر مدارج بالاتر قدرت در حکومت طالبان میکوشید از خود چهرهای معتدل و اهل مدارا ترسیم کند، در مسند قدرت رویکردش کاملا متفاوت بود. به این معنا که کارنامهی او هرچیزی را نشان میدهد جز ملایمت و مدارا. در دایکندی نیز عملکرد عبید تنها به تمرکز قدرت محدود نماند. منابع از مداخله گستردهی او در فعالیت نهادهای امدادرسانی، تهدید و خشونت علیه کارکنان این نهادها و توقف فعالیت دهها مؤسسه خبر میدهند. یک منبع آگاه در دایکندی به روزنامه اطلاعات روز گفت که عبید یکی از کارکنان سازمان بینالمللی مهاجرت را در دفتر کارش مورد ضربوشتم قرار داده و مسئولان نهادهای امدادرسان را تهدید کرده است.
همچنین گزارشهایی از انتقال کمکهای بشردوستانه به خارج از ولایت و استفاده از آنها در راستای منافع شخصی مطرح شده است. به قول یکی از منابع: «در زمانی که عبید والی بود، دستکم ۱۵ مؤسسه مجبور به توقف فعالیت خود در دایکندی شد. در همان زمان او کمکهای بشردوستانه از جمله گندمهای کمکی برای حالت اضطرار دایکندی را نیز در ولایتهای ارزگان، غزنی و غور منتقل کرد و بخشی از آن را نیز بهعنوان کمک شخصی خودش در این ولایات توزیع کرد.»
عبید در حوزه اجتماعی و سیاسی نیز سرکوب گستردهای اعمال کرد. یک منبع میگوید:
«ملا امینالله عبید متنفذان قومی در دایکندی را تحت کنترل شدید گرفته بود. بارها متنفذانی که بهخاطر هجوم کوچیها در مناطق مختلف دایکندی برای شکایت در ولایت رفتند، بازداشت، زندانی و در مواردی هم لتوکوب شدند. یکی از موارد تکاندهنده در زمان ولایت عبید، لشکرکشی بر خانهی امین مالی و کشتن او و خانوادهاش در نیلی، مرکز دایکندی بود. طالبان پس از کشتن بهصورت رسمی گفتند که کشتهشدگان بغاوتگر بودند.»
در عرصهی رسانه و آموزش نیز محدودیتهای زیادی بر شهروندان تحمیل شدند. زمانی که عبید در دایکندی والی بود فعالیت رسانهها متوقف و دهها مرکز آموزشی بسته شدند. برخی از فعالان این حوزه نیز از بازداشت و شکنجه خبر دادهاند. این مجموعه اقدامات، تصویری از یک الگوی حکمرانی مبتنی بر کنترل شدید و حذف صداهای مستقل ارائه میدهد.
با وجود این سوابق، ملا امینالله عبید بهعنوان والی طالبان در کابل منصوب شده و بهگفتهی منابع، از اختیارات گستردهای در سطح رهبری این گروه، در سطح اعضای کابینهی حکومت طالبان، برخوردار است. نفوذ او به حدی توصیف میشود که عملا مداخله در حوزه کاریاش ممکن نیست.
مسیر صعود او، از پناهدادن به یک رهبر تحت تعقیب آغاز شد؛ اما در ادامه، با اتکا به پیوندهای شخصی، تعلقات قومی، انباشت منابع مالی و ایجاد شبکهای وفادار، به شکلگیری یک قدرت متمرکز و چالشناپذیر انجامید. این روند، نمونهای گویا از نحوه شکلگیری و بازتولید قدرت در ساختار طالبان است.
این گزارش براساس گفتوگو با چندین منبع در چند ولایت افغانستان، از جمله در کابل، فراه، هرات، نیمروز و دایکندی تهیه شده است. مقامهای طالبان حاضر به پاسخگویی به موارد مطرحشده نشدهاند و دیدگاه آنان در این گزارش منعکس نشده است.