چین و طالبان: گذشته به‌مثابه‌ی مقدمه؟

نگاهی تحلیلی به یک مقاله

اطلاعات روز
اطلاعات روز
امیرخان متقی، وزیر امور خارجه‌ی طالبان همراه با وانگ یی، وزیر امور خارجه‌ی چین.

نویسنده: احسان صدر

لوک انکارناسیون و کریستین فیر در یک مقاله‌ی ۲۴ صفحه‌ای (در ژورنال مطالعات استراتژیک) که یکی از دقیق‌ترین و مستندترین کارهای آکادمیک اخیر درباره‌ی روابط چین و طالبان است، یک ادعای مرکزی و تکان‌دهنده‌ی دارند: رابطه‌ی امروز پکن با طالبان حاکم بر کابل، نه یک تصمیم تاکتیکی پس از سقوط ۲۰۲۱ بلکه ادامه‌ی مستقیم و منطقی یک سیاست عمل‌گرایانه‌ی نیم‌قرنی است که از دهه‌ی ۱۹۸۰ آغاز شد و هرگز قطع نشد. نویسندگان با تکیه بر اسناد آرشیوی، گزارش‌های اطلاعاتی، مصاحبه‌ها و منابع چینی نشان می‌دهند که برای چین، طالبان هیچ‌گاه «دشمن ایدئولوژیک» نبوده؛ تنها معیار سنجش هر حکومت در کابل، میزان تعهدش به امنیت سین‌کیانگ و جلوگیری از تبدیل افغانستان به پایگاه جدایی‌طلبان اویغور بوده و هست.

ریشه‌ها: دهه‌ی ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۱-گذشته واقعا مقدمه است

 نویسندگان تأکید می‌کنند که نقطه‌ی شروع واقعی حتا پیش از ظهور طالبان است. چین در دهه‌ی ۱۹۸۰ یکی از بزرگ‌ترین حامیان مجاهدان علیه شوروی بود (حدود ۱۰۰ میلیون دالر کمک تسلیحاتی از طریق پاکستان) و حتا به اویغورهای جهادی هم کمک می‌کرد. اما پس از خروج شوروی، سلاح‌های جهادی به سین‌کیانگ سرازیر شد و موج خشونت ۱۹۹۰-۱۹۹۷ (بمب‌گذاری‌های ارومیقی، شورش غلجه، بمب‌گذاری اتوبوس‌های پکن) عمدتا از افغانستان تغذیه می‌شد.

وقتی طالبان در ۱۹۹۶ قدرت را گرفتند، چین بلافاصله وارد مذاکره شد.

  • ۱۹۹۸: هیأت چینی به کابل رفت و کمک غذایی و تجاری در ازای قول طالبان مبنی بر عدم حمایت از جدایی‌طلبان اویغور (ETIM) داد.
  • ۱۹۹۹: دیدار مخفیانه در قندهار.
  • دسامبر ۲۰۰۰: سفیر چین در اسلام‌آباد، لو شولین، تنها دیپلمات ارشد غیرمسلمان بود که با ملا محمد عمر دیدار کرد و قول کمک برای رفع تحریم‌های سازمان ملل را داد. در همان سال شرکت‌های هواوی و ZTE بزرگ‌ترین قراردادهای مخابراتی را در کابل و قندهار گرفتند؛ شبکه‌ی برق تعمیر شد؛ کمک‌های غذایی رسید.
  • پس از ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، چین تنها کشوری بود که سفارتش را در کابل نبست و حتا سعی کرد طالبان را متقاعد کند بن ‌لادن را تحویل دهند (نه به‌دلیل ضدتروریسم جهانی بلکه برای حفظ رابطه).

نویسندگان می‌گویند طالبان به تعداد کمی اویغور (حدود ۱۰۰ جنگ‌جو و چند صد خانواده) داشتند و هرگز پایگاه واقعی به ETIM ندادند؛ فقط از آنان به‌عنوان برگ بازی در مذاکره با چین استفاده می‌کردند.

۲۰۰۱-۲۰۱۳: بازی دوگانه‌ی کاملا حساب‌شده

پس از حمله‌ی امریکا، چین دولت جدید (جمهوری اسلامی افغانستان) را به‌رسمیت شناخت، ۱۵۰ میلیون دالر برای بازسازی افغانستان کمک کرد، اما رابطه‌اش با طالبان را قطع نکرد. نویسندگان این دوره را «بهینه‌سازی استراتژیک» می‌نامند:

  • ۲۰۰۷: قرارداد ۳.۵ میلیارد دالری مس عینک (بزرگ‌ترین سرمایه‌گذاری خارجی تاریخ افغانستان تا آن زمان).
  • ۲۰۱۱:  قرارداد نفت آمودریا با  CNPC(۴۰۰ میلیون دالر).
  • چین هم‌زمان با احزاب اسلامی پاکستان (جماعت اسلامی و جمعیت علمای اسلام) قرارداد همکاری امضا کرد تا از نفوذشان بر طالبان استفاده کند.
  • از ۲۰۱۰ به بعد علنا خواستار «دولت فراگیر» شد، یعنی ورود طالبان به قدرت.

نکته‌ی کلیدی مقاله: چین هیچ‌گاه به این اهمیت نمی‌داد که چه‌کسی در کابل حکومت کند؛ مهم این بود که حاکم کابل اویغورها را سرکوب کند و به سرمایه‌گذاری چین اجازه‌ی فعالیت دهد.

۲۰۱۳-۲۰۲۱: عصر شی جین‌پینگ-افغانستان از «حائل امنیتی» به «فرصت طلایی»

با اعلام پروژه‌ی کمربند و جاده در ۲۰۱۳، نگاه چین عمیقا تغییر کرد. افغانستان دیگر فقط سپر نبود بلکه به کلید اتصال «CPEC» به آسیای مرکزی، منبع لیتیوم، مس و سنگ‌های نادر (ارزش تخمینی یک تا سه تریلیون دالر)، و فرصتی برای محدود کردن هند و امریکا تبدیل شد.

چین میزبان مذاکرات شد (استانبول ۲۰۱۴، ارومیقی ۲۰۱۵، دیدار ملا برادر در پکن ۲۰۱۹). نقش کلیدی در توافق دوحه داشت. در ژوئیه ۲۰۲۱ وانگ یی در تیانجین طالبان را «نیروی محوری و مهم» خواند.

ژائو شینگ، سفیر چین در کابل، در حال ملاقات با مولوی محمدحسن آخوند، نخست‌وزیر رژیم طالبان- ZhaoXing0/X@

ژائو شینگ، سفیر چین در کابل، در حال ملاقات با مولوی محمدحسن آخوند، نخست‌وزیر رژیم طالبان- ZhaoXing0/X@

پس از ۲۰۲۱: احتیاط همراه با عمل‌گرایی

چین اولین کشوری بود که پس از سقوط کابل کمک بشردوستانه فرستاد (۳۱ میلیون دالر فوری)، سفارتش را باز نگه داشت، و وانگ یی در مارس ۲۰۲۲ به کابل رفت. طالبان قول داده بودند که به ETIM  حمله کنند (هرچند رابطه را کامل قطع نکرده‌اند). حتا بوداهای بامیان را که قبلا منفجر کرده بودند، حالا برای استخراج مس عینک توسط چین حفاظت می‌کنند.

اما نویسندگان هشدار می‌دهند که الگوی تاریخی چین «وعده‌ی زیاد، عمل کم» است. پس از زمین‌لرزه‍‌ی ۲۰۲۲، چین فقط ۷.۸ میلیون دالر کمک کرد (در مقابل ۵۵۵ میلیون دالر کمک فوری امریکا). سرمایه‌گذاری واقعی هنوز ناچیز است. داعش خراسان، حضور ایمن الظواهری تا ۲۰۲۲، مشکلات مرزی با پاکستان، همه ریسک ‌اند.

نتیجه‌گیری پژوهش: گذشته واقعا مقدمه‌ی آینده است؟

انکارناسیون و فیر پاسخ می‌دهند: بله، اما با شرط‌های مهم. تا وقتی طالبان خط سرخ سین‌کیانگ را رعایت کنند، چین به مسائل حقوق بشر، آموزش دختران، آزادی رسانه یا حتا حضور محدود القاعده اهمیتی نخواهد داد. رابطه نه‌تنها ادامه خواهد یافت بلکه عمیق‌تر هم خواهد شد؛ چون نیازهای دو طرف کاملا مکمل یک‌دیگر اند: طالبان به مشروعیت و پول نیاز دارند، چین به امنیت و منابع.

این مقاله فراتر از یک مرور تاریخی، یک هشدار استراتژیک جدی به غرب است: در حالی که امریکا افغانستان را ترک کرد و آن را «گورستان امپراتوری‌ها» می‌بیند، چین نیم‌قرن است که با صبر و عمل‌گرایی، همان کشور را به شریک بلندمدت تبدیل کرده است.

منبع:

Luke Encarnacion & C. Christine Fair, “China and the Taliban: Past as prologue?” Journal of Strategic Studies, 2023, pp. 1-24

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه