گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان (AHRDO)
در ۱۲ سپتامبر ۲۰۲۴، حوالی ساعت یک پسازچاشت، ۱۷ نفر از هزارههای باشندهی روستای کوچک قریودال (در منطقهی سنگتختوبندر ولایت دایکندی) برای استقبال از فردی بهنام چمن و همسرش میرفتند که آن روز از سفر زیارتی کربلا بازمیگشتند. این افراد در منطقهی پالوسنگ، نزدیکترین نقطهی ورود به ولایت غور، با چهار فرد مسلح روبهرو شدند. مهاجمان خود را نیروی امنیتی معرفی کردند و گفتند: «خاطرتان جمع باشد، ما فقط دنبال یک نفر مشکوک هستیم.» این چهار فرد مسلح، همهی استقبالکنندگان را به صف کردند و بهصورت عادی به آنان گفتند که برای گرفتن عکس آماده شوند.
چند دقیقه بعد، در حالی که یکی از مهاجمان عکس میگرفت و دیگری فیلمبرداری میکرد، دو نفر دیگرشان از دو طرف بهسوی جمعیت تیراندازی کردند. چهار نفر توانستند در همان لحظه فرار کنند، اما بقیه با گلولههای کلاشینکوف و شلیکهای نزدیک با تفنگچه در خاکوخون تپیدند. تصاویر منتشرشده توسط گروه داعش خراسان، صحنهی تکاندهندهای را نشان میدهند: در یک تصویر، یکی از مهاجمان در فاصلهای نزدیک، به افراد روی زمین تیرِ خلاص میزند.

از 17 نفر چهار نفر موفق به فرار شدند/ عکس از وبسایت اعماق
هنوز چند ساعت نگذشته بود که گروه «داعش خراسان» مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت؛ ابتدا در کانالهای تلگرامی حامی خود، سپس در رسانهی رسمیاش «اعماق» و در شمارهی ۴۶۱ نشریه «النبأ». در این بیانیه آمده بود: «حمله زمانی انجام شد که گروهی از رافضیان در حال رفتن برای استقبال از کسانی بودند که از کربلا بازگشته و مناسک شرکآمیز خود را انجام داده بودند.» در همان روز، کانالهای نزدیک به داعش نوشتند: «حملهای در افغانستان کاروانهای رافضیان بازگشته از کربلا را هدف قرار داد.» و در بهروزرسانی بعدی افزودند: «تلفات رافضیان افزایش یافت.»
تروریسم عام یا کارزار نسلکشانه؟
در افغانستان، هزارهها پیوسته آماج حملههای خونین گروههای افراطی بودهاند. در بیشتر موارد، این حملهها با صفت «تروریستی» توصیف شدهاند و تصور عمومی (بهویژه در میان شهروندان غیرهزاره) این بوده است که تروریسم در برابر همهی باشندگان افغانستان به تساوی عمل کرده است و تفکیک حملات گروههای افراطیای چون داعش در برابر هزارهها از حملات دیگری که علیه تمام شهروندان افغانستان انجام شدهاند، یک تفکیک غیرضروری و نادرست است. اما در چند سال اخیر این پرسش بهصورت جدی مطرح شده است که آیا آنچه هزارهها تجربه کردهاند و هنوز تجربه میکنند، فقط هدف قرار گرفتن توسط تروریسم عام در یک کشور ناامن است یا مواجهه با پدیدهای بهنام نسلکشی؟
سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان (AHRDO) در گزارش مفصلی با عنوان «جنایات بینالمللی داعش خراسان در افغانستان بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴» به این پرسش پاسخ میدهد. این گزارش که با اتکا بر پژوهشهای میدانی (شامل مصاحبه با قربانیان، شاهدان و منابع آگاه داخلی بهعنوان منابع اولیه)، بررسی دقیق بیانیهها و رسانههای مرتبط با داعش و داعش خراسان، تحقیق کتابخانهای و تحلیل اطلاعات در منابع باز تهیه شده است، نشان میدهد که هزارهها/هزارههای شیعه نه فقط با تروریسم عام بلکه با یک کارزار نسلکشانهی هدفمند روبهرو بودهاند و هستند.
براساس این گزارش، بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴، «دولت اسلامی ولایت خراسان» (داعش خراسان) یک کارزار مستمر، سازمانیافته و هدفمند خشونت علیه مردم هزاره شیعهی افغانستان به راه انداخته است. این کارزار که شامل حملات گسترده و تکرارشونده به مدرسهها، مکتبها، مسجدها، مرکزهای آموزشی، درمانی و مجتمعهای غیرنظامی بوده است، نه مجموعهای از اقدامهای تروریستی پراکنده و تصادفی، بلکه تلاشی سنجیده و نظاممند برای نابودی یک گروه مشخص بوده است؛ تلاشی که ریشه در یک ایدئولوژی افراطی عمیقا فرقهای دارد. گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان، انگیزههای ایدئولوژیک، شیوههای عملیاتی و جایگاه حقوقی جنایتهای داعش خراسان را به دقت بررسی میکند. این گزارش ضمن واکاوی آموزههای فکری مرتکبان نسلکشی (یعنی اعضای گروه داعش خراسان)، مجموعهای کلان از شواهد را گرد آورده است که نشان میدهند اقدامهای داعش خراسان واجد عناصر مادی و معنوی لازم برای تحقق جرم نسلکشی در چارچوب معیارهای حقوق بینالملل هستند.
خوانش دقیق گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان در مورد جنایتهای داعش خراسان علیه هزارهها روشن میسازد که نامگذاری کارزار خشونت سازمانیافته علیه هزارهها بهعنوان «نسلکشی» (و نه فقط تروریسم) صرفا یک بحث لفظی یا سیاسی نیست، بلکه نقطهی عزیمتی مهم برای تحلیل حقوقی-اخلاقی این دسته از جنایات فجیع و ضدانسانی و امکان مقابله با آن در چارچوب مسئولیتپذیری بینالمللی است. مفهوم «نسلکشی» بر قصدی تأکید میکند که برای نابودی کلی یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی وجود دارد. در حالی که «تروریسم» عمدتا به شیوهی اعمال خشونت و ایجاد رعب اشاره میکند، بدون آنکه الزاما به هدف نهایی حذف یک گروه اجتماعی مشخص معطوف باشد. استفادهی صرف از عنوان تروریسم، این خطر را دارد که یک کارزار نظاممند حذفمحور با وزن نسلکشی به مجموعهای از حملههای پراکندهی رعبافگنانه تقلیل داده شود. نسلکشی، بهعنوان کارزاری که مستقیما نابودی یک گروه معین را هدف میگیرد، یک عنوان حقوقی پرپیآمد است و تعهدهای مشخصی برای پیشگیری، مجازات و اقدام بینالمللی ایجاد میکند.
براساس این گزارش، بیانیههای داعش خراسان در روزها و هفتههای پس از کشتار غیرنظامیان دایکندی نشان میداد که این حمله (در کنار دهها مورد مستندسازیشدهی دیگر) یکی از مصادیق روشن از یک کارزار نسلکشانه بوده است که قبل و بعد از آن حمله نیز بهصورت مکرر و آشکار توسط داعش خراسان بیان شده است. مجلهی تبلیغاتی داعش خراسان یک ماه بعد از کشتار باشندگان دایکندی نهتنها وقوع این حمله را تأیید کرد و مسئولیت آن را بر عهده گرفت، بلکه با غرور نوشت که این رویداد «دل مؤمنان را شاد و قلب منافقان و مرتدان را غمگین کرد.» در همان متن، علت حمله آشکارا توضیح داده شده بود: اینکه دشمنی مرتکبان آن جنایت با شیعیان (بهعنوان «رافضیان، مرتدان و دشمنان دین») نه یک کنش یا واکنش مقطعی، بلکه یک باور اعتقادی دیرینه است.
داعش خراسان چه گروهی است؟
براساس گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان (AHRDO)، شاخهی خراسان دولت اسلامی (داعش خراسان) در ماه جنوری سال ۲۰۱۵ بهطور رسمی اعلام موجودیت کرد. این اقدام بیانگر گسترش جغرافیایی دولت اسلامی عراق و سوریه (داعش اصلی) به حوزهای موسوم به «خراسان» بود؛ قلمروی که افغانستان و پاکستان را در بر میگرفت. این گروه از دل همگرایی تدریجی جداشدگان کارآزموده از تحریک طالبان پاکستان (TTP)، القاعده و طالبان افغانستان پدید آمد و شامل شبکهای از جنگجویان باتجربه بود که طی نشستها و تعاملهای مکرر با همدیگر، سرانجام به بیعت با داعش تن دادند و هستهی اولیهی داعش خراسان را ایجاد کردند.

از همان آغاز، داعش خراسان پایگاههای نخستین خود را در شرق افغانستان -بهویژه در ولایتهایی با پیشینهی سلفی مانند کنر و نورستان- برپا کرد؛ مناطقی که بهواسطهی زمینههای ایدئولوژیک موجود، بستر مناسبی برای نفوذ و گسترش گفتمان افراطی این گروه فراهم میکردند. هرچند داعش خراسان خود را ذیل عنوان «سلفیگری» تعریف نمیکند، اما واقعیتهای میدانی نشان میدهند که رشد آن عمدتا در همین کانونهای دارای سنت سلفی، از جمله کنر، نورستان و بخشهایی از بدخشان، صورت گرفته است.
براساس گزارش، خشونت فرقهای از آغاز تأسیس داعش خراسان در کانون راهبرد عملیاتی این گروه قرار داشته و حملههای هدفمند علیه جامعهی هزاره-شیعه یکی از شاخصترین ویژگیهای آن بوده است. این رویکرد ریشه در ایدئولوژی سلفی-جهادی طردگرای داعش دارد؛ ایدئولوژیای که دیگر مذاهب اسلامی و پیروان دینهای مختلف را «منحرف» یا «کافر» میانگارد. در افغانستان، این نگاه بهطور خاص متوجه شیعیان بوده است که اکثریتشان را هزارهها تشکیل میدهند. داعش خراسان پروژهی خود را احیای گونهای از خلافت اسلامی معرفی میکند که (از نظر آنان) از وجود بددینان و بیدینان یا به قول خودشان، «منحرفان، مرتدان و رافضیان» پاکسازی شده باشد. همین نگاه سبب شده است که خشونت نظاممند و نسلکشانه علیه هزارهها بهعنوان بخش جداییناپذیر از هویت و عملکرد این گروه تثبیت شود.
براساس گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان، داعش خراسان در ابتدا بهعنوان یکی از ولایتهای وابسته به دولت اسلامی عراق و شام (داعش اصلی) شکل گرفت و بر مبانی ایدئولوژیک و الهیاتی داعش مرکزی استوار بود. این گروه نیز همان دیدگاه دوگانه نسبت به مسلمانان «واقعی» و «غیرمؤمنان، مرتدان یا کافران» را برگرفت و در مسیر جاهطلبیهای توسعهطلبانه در ایجاد خلافت جهانی پا در جای پای داعش اولیه نهاد. با این همه، با گذشت زمان و گسترش منابع انسانی و ارضی این شاخه از داعش، کنترل مستقیم داعش مرکزی بر داعش خراسان کاهش یافت و ساختار این گروه به تدریج غیرمتمرکز شد- هرچند رابطهها با ستاد مرکزی از طریق دفتر منطقهای «الصدیق» حفظ شد.
در بخشی از گزارش آمده است که پس از کشتهشدن رهبران اولیه، امیران و فرماندهان جدیدی مانند ثناءالله غفاری (شهاب المهاجر)، مولوی رجب، عصمتالله خالوزی و سلطان عزیز اعظم رهبری گروه را بر عهده گرفتند و نقشهای نظامی، مالی، رسانهای و ایدئولوژیک را میان افراد برجستهی خود تقسیم کردند. چهرههای مذهبی مانند شیخ ابو فاتح و مولوی عبدالقاهر خراسانی نیز به تثبیت و ترویج ایدئولوژی سلفی-تکفیری و صورتبندی سیاستهای ضدشیعی این گروه کمک کردند. افکار و رویکردهای این چهرههای افراطی تا امروز همچنان تأثیر قابلتوجهی بر ساختار و راهبرد داعش خراسان دارند.
مستندسازی نسلکشی در چارچوب قواعد حقوقی بینالمللی
سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان (AHRDO) در گزارش خود از یکسو مبنای الهیاتی فرقهگرایی ضدشیعه و ضدهزاره در داعش خراسان را مستند ساخته است و از سوی دیگر مصداقهای عینی کارزار نسلکشی علیه هزارهها را یافته و به دقت بررسی کرده است. این گزارش مفصل تلاش کرده است تا ابعاد فاجعهبار و سازمانیافتهی خشونت داعش خراسان علیه هزارهها و شیعیان را بهصورت مستند و قابل بررسی برای نهادهای داخلی و بینالمللی بازتاب دهد.
عناصر حقوقی نسلکشی
گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان با استناد به مادهی ششم اساسنامه رم –اساسنامهای که مبنای ایجاد دیوان کیفری بینالمللی است- نسلکشی را شامل اعمالی میداند که با قصد نابودی کامل یا جزئی یک گروه ملی، قومی، نژادی یا مذهبی انجام میشوند. براساس این گزارش، اعمالی چون کشتار اعضای گروه، ایجاد آسیب جدی جسمی یا روانی، تحمیل عمدی شرایط نامناسب زندگی برای نابودی فیزیکی گروه، جلوگیری از توالد در گروه و انتقال اجباری کودکان یک گروه به گروه دیگر، در برابر هزارهها انجام شدهاند. طبق اسناد کنوانسیون، برای احراز نسلکشی، سه عنصر بنیادین باید اثبات شوند:
۱. هدفگیری یک گروه حفاظتشده: طبق این معیار، هزارهها، بهعنوان یک گروه قومی و مذهبی، بهدلیل فرهنگ، زبان و مذهب خود، یک گروه حفاظتشده (Protected Group) شناخته میشوند.
۲. عمل مادی/عنصر مادی (actus reus): ارتکاب یکی از اعمال ممنوعهی ذکرشده در بالا.
۳. قصد ذهنی/عنصر معنوی (mens rea): قصد خاص (dolus specialis) برای نابودی کامل یا جزئی گروه.
این گزارش با شواهد گسترده نشان میدهد که مبنای موجهی برای این باور وجود دارد که حملات خشونتبار علیه هزارهها متضمن تمام این عناصر مادی و عناصر ذهنی (یا عناصر معنوی و روانی) نسلکشی هستند. در گزارش تأکید شده است که هر یک از پنج عمل ذکرشده، چنانچه با قصد نابودی یک گروه حفاظتشده بهطور کامل یا جزئی انجام شود، آن عمل مصداق نسلکشی است. قصد خاصی که عاملان نسلکشی دارند، مستلزم برنامهریزی طولانیمدت از سوی آنان نیست.
داعش خراسان پس از آنکه در ششم جنوری سال ۲۰۲۴ یک اتوبوس مسافربری هزارهها را هدف قرار داد و مسئولیت آن را بر عهده گرفت، شعار «آنان (کافران/هزارهها) را در هر جا که یافتید، بکشید» را، بهعنوان بخشی از کارزار هزارهکشی خود، مطرح کرد.
براساس این گزارش، اسناد رسمی، بیانیههای سیاسی، گزارشهای رسانهای و دیگر مستنداتی که بازتابدهندهی قصد نسلکشی (mens rea) یا تحریک به هدف قرار دادن هزارهها هستند، باید بهطور جدی مورد توجه قرار گیرند. یافتههای گزارش نشان میدهد که قصد خاص برای نابودی هزارهها از مجموعهای از شواهد قابل استنباط است؛ از جمله بیانیههای رسمی داعش خراسان که مسئولیت حملاتی مانند بمبگذاری جنوری ۲۰۲۴ را بر عهده گرفته است و پیروان خود را آشکارا به کشتار جمعی مردم هزاره فراخوانده است. این فراخوانها همواره با زبانی تحقیرآمیز و تهدیدآمیز مانند «کافر»، «رافضی» و «مرتد»خواندن هزارهها، هدفگیری سیستماتیک اماکن عبادی، مراکز آموزشی و نمادهای فرهنگی این جامعه، و نیز تخریب فضای زیست و منابع معیشتی آنان همراه بوده است. مجموع این الگوها حاکی از وجود قصد نابودی کامل یا دستکم جزئی جامعهی هزاره در ذهن و عمل عاملان این خشونتها است.
نیت خاص برای نابودی هزارهها
اساسیترین رکن در اثبات جرم نسلکشی، احراز «نیت خاص (dolus specialis) برای نابودی یک گروه بهعنوان گروه» است. هرچند اعتراف مستقیم به چنین نیتی غالبا در دسترس قرار نمیگیرد، حقوق کیفری بینالمللی میپذیرد که این قصد میتواند از الگوهای رفتاری منظم و مجموعهای از شواهد زمینهای استنباط شود. پرونده مربوط به شاخهی خراسان دولت اسلامی دقیقا بر چنین ترکیبی استوار است: اعمال خشونتآمیز سازمانیافتهی مبتنی بر مواضع ایدئولوژیک صریح و مکتوب.
در چارچوب حقوق بینالملل کیفری، آنچه از عملکرد شاخهی خراسان داعش (داعش خراسان) برمیآید، فراتر از خشونت پراکنده یا تبلیغات ایدئولوژیک است و به مجموعهای از جرایم سنگین و سازمانیافته میانجامد. دستگاه رسانهای این گروه -از رادیو و مجلهها گرفته تا شبکههای اجتماعی- نقش محوری در فراخوان علنی و مستقیم به خشونت ایفا کرده و بهطور مشخص پیروان خود را به کشتار هزارههای شیعه تشویق کرده است. این به قول خود داعش «جهاد رسانهای» نه تفسیر وقایع، بلکه ابزار عملیاتی برای تحریک به جنایت بوده است؛ چنان که در برخی نشریهها، حملات مرگبار به زائران شیعه بهعنوان «اقدامی قهرمانانه» و «وظیفهی دینی» ستایش شدهاند. چنین محتواهایی خود بخشی از چرخهی خشونت اند و بهطور مستقیم به تداوم کشتار دامن زدهاند.
در کنار این تحریک علنی، کارزار داعش خراسان علیه جامعهی هزاره-شیعه واجد تمامی نشانههای یک حملهی گسترده و سازمانیافته علیه غیرنظامیان است. دامنهی جغرافیایی این حملات، از غرب افغانستان تا شمال و مرکز کشور، و شمار بالای قربانیان در طول نزدیک به یکدهه، از گستردگی این خشونت حکایت دارد. همزمان، تکرار الگوهای حمله به هدفهای مشابه -مانند مسجدها، مکتبها و مرکزهای آموزشی- و وجود یک سیاست آشکار در تبلیغات گروه برای هدفگیری هزارههای شیعه، نشاندهندهی ماهیت برنامهریزیشده و سیستماتیک این کارزار است. کشتارهای مستندسازیشده تنها بخشی از این تصویر است؛ چرا که محرومسازی شدید و هدفمند این جامعه از حقوق اساسی، از جمله حق آزادی مذهب و دسترسی به آموزش، شکلی از آزار و پیگرد سازمانیافته را رقم زده است که مستقیما به سرگذشت و هویت مذهبی و قومی قربانیان گره خورده است.
افزون بر این، خشونت مداوم در افغانستان در بستر یک درگیری مسلحانهی داخلی رخ داده و در این چارچوب، اقدامهای داعش خراسان نقض آشکار قواعد جنگ به شمار میآید. کشتار صدها غیرنظامی که هیچ نقشی در مخاصمهها نداشتهاند، حملهی عامدانه به اماکن مذهبی و آموزشی، و یورش به مرکزهای درمانی، از جمله شفاخانهی زایشگاه دشت برچی، همگی نشاندهندهی بیاعتنایی کامل به اصول بنیادین تمایز میان هدفهای نظامی و غیرنظامی است. در مجموع، این شواهد تصویری روشن از یک کارزار خشونتبار، هدفمند و ایدئولوژیک ارائه میدهد که نهتنها جان هزاران غیرنظامی را گرفته، بلکه بنیانهای همزیستی و امنیت انسانی را در افغانستان بهطور جدی تخریب کرده است.
پارهای از حملات مستندشده در گزارش:
• حمله به زائران بازگشته از کربلا در دایکندی: 12 سپتامبر 2024، 14 کشته و 3 زخمی؛
• حمله به مینیبس در غرب کابل: 6 جنوری 2024، 5 کشته و 20 زخمی؛
• حمله به مکتب عبدالرحیم شهید در دشت برچی: 19 اپریل 2022، 17 کشته، 62 زخمی؛
• حمله به مسجد سهدکان در مزار شریف: 21 اپریل 2022، دستکم 26 کشته و 41 زخمی؛
• حمله به شفاخانه دشت برچی، بخش زایمان در کابل: 12 می 2021؛
• حمله به مرکز آموزشی کوثر دانش در دشت برچی: 24 اکتبر 2020؛
• حمله به مسجد جوادیه در هرات: 1 آگست 2017، حداقل 31 کشته و 65 زخمی؛
• حمله به مسجد شیعیان در پلخمری بغلان: 13 اکتبر 2023، دستکم 7 کشته و دهها زخمی؛
• حمله به مسجد فاطمیه در قندهار: 15 اکتبر 2021، حداقل 41 کشته و 70 زخمی؛
• حمله به مسجد سعیدآباد در قندوز: 8 اکتبر 2021، حداقل 80 کشته و 150 زخمی؛
• حمله به مسجد شیعیان در گردیز پکتیا: 3 آگست 2018، 33 کشته و 94 زخمی؛
• حمله به زیارتگاه شیعیان در کارته سخی، کابل (نوروز): 21 مارچ 2018، 33 کشته و 65 زخمی؛
• حمله به مسجد نبی اکرم در هرات: 18 مارچ 2018، 1 کشته و 9 زخمی؛
• حمله به کابل: 20 اکتبر 2017 – 69 کشته و 60 زخمی؛
• حمله به مسجد الزهرا در کابل: 15 جون 2017، 17 کشته و دهها زخمی؛
• حمله به مسجد باقرالعلوم در کابل: 21 نوامبر 2016، حداقل 32 کشته و دهها زخمی؛
• حمله به دهمزنگ در کابل: 23 جولای 2016، حداقل 85 کشته و 413 زخمی؛
• حمله به مسجد نزدیک قلعه فتحالله در کابل: سپتامبر 2017، 5 کشته و حداقل 20 زخمی؛
• حمله به مسجد امام زمان در کابل: 25 آگست 2017، 35 کشته و 65 زخمی.
مستندسازی این حملات شامل جمعآوری و ثبت دقیق اطلاعات از جمله تاریخ، مکان، نوع حمله و تعداد قربانیان، همراه با شواهد تصویری، ویدیویی و صوتی است. همچنین مصاحبه با شاهدان عینی و بازماندگان، بررسی گزارشهای نهادهای حقوق بشری و منابع رسمی، و مستندسازی بیانیهها و رسانههای گروه مهاجم، امکان تحلیل انگیزه و الگوی سیستماتیک خشونت را فراهم میکند.
براساس گزارش، حملات داعش خراسان از الگوی مشخصی پیروی میکنند که شامل بمبگذاری سازمانیافته، حملات انتحاری، حمله به مساجد شیعیان در نماز جمعه، بمبهای کنار جادهای، هدف گرفتن مدارس و مراکز آموزشی، کشتار زائران مذهبی و حتا زنان باردار و نوزادان است. هدف اصلی این حملات ایجاد حداکثر تلفات غیرنظامی است و این گروه از هر فرصتی برای ایجاد وحشت و تلفات گسترده استفاده میکند. برخی حملات شاخص شامل مسجد شیعیان در قندوز با ۷۰ کشته، مسجد ننگرهار با ۴۷ کشته، حمله به زائران شیعه در دایکندی در سپتامبر ۲۰۲۴ و حملات مکرر به مناطق هزارهنشین کابل و مینیبوسهای عمومی بوده است. تنها در بازهی زمانی بین جنوری تا جون ۲۰۲۱، ۲۰ حملهی مشخص علیه هزارهها ثبت شد که ۱۴۳ کشته و ۳۵۷ زخمی برجای گذاشت و در پنج حملهی بزرگ دیگر، ۲۱۵ کشته و ۶۸۶ زخمی ثبت شد. سازمان داکتران بدون مرز تصریح کرده است که قربانیان عمدتا هزارههای شیعه بودهاند و انگیزههای قومی و مذهبی در این حملات قابل انکار نیست. سازمان ملل نیز کل دورهی ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۴ را بررسی کرده و حدود ۲۰۰۰ مرگ غیرنظامی را به داعش خراسان نسبت داده است که بخش بزرگی از قربانیان آن را هزارهها تشکیل میدهند. قربانیان شامل کودکان، دانشآموزان، آموزگاران، مسافران، ورزشکاران، زائران و رهبران مذهبی بودهاند.

دستگاه تبلیغاتی و «جهاد رسانهای» داعش خراسان
طبق گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان (AHRDO)، برای داعش خراسان پروپاگاندا نقشی حاشیهای یا صرفا تبلیغاتی ندارد، بلکه بخش جداییناپذیر از دستگاه عملیات نظامی و راهبردی این گروه است. این همان چیزی است که خود این گروه آن را «جهاد رسانهای» مینامد. اهداف این جنگ رسانهای چندلایه است: مشروعیتبخشی به خشونت افراطی، جذب نیروهای جدید، بسیج حمایت مالی و لجستیکی و ایجاد رعب در میان آنانی که از نظر داعش خراسان دشمنان ایدئولوژیک این گروه پنداشته میشوند. هرچند داعش خراسان شاخهای از داعش محسوب میشود، اما در حوزهی تولید و مدیریت محتوای رسانهای، درجهی قابلتوجهی از استقلال و ابتکار عمل نسبت به دیگر شاخههای منطقهای این شبکه نشان داده است.
این گروه یک اکوسیستم گسترده و سازمانیافته از نهادهای رسانهای رسمی و وابسته را برای انتشار جهانی پیامهای خود اداره میکند. در افغانستان، در مرکز این شبکه رادیوی «صدای خلافت» (خلافت غږ) قرار دارد؛ این یک ایستگاه FM است که برنامههای آن همزمان از طریق پلتفرمهایی مانند تلگرام، فیسبوک و توییتر بازنشر میشود. در کنار آن، شبکهای چندزبانه از گروههای رسانهای فعالیت میکند که محتوا را تولید و به زبانهای مختلف ترجمه میکند تا مخاطبان خاص را برای جذب و رادیکالیزهسازی هدف بگیرد؛ از جمله حلومو به زبان انگلیسی، میدان مدیا به ترکی، دارالسلام به اندونزیایی و رسانههایی به زبانهای فرانسوی، اردو، اوزبیکی و لهجهی تاجیکی. این رسانهها فعالانه حملات علیه شیعیان را تبلیغ و جشن میگیرند، مفاهیم تکفیری را ترویج میکنند و مخاطبان را به کشتار هزارهها و دیگر گروههای شیعهمذهب فرا میخوانند. محتوای منتشرشده از این رسانهها، از جمله سرمقالههایی که از بریدن گلوی شیعیان و پراکندن اجساد سخن میگویند، نمونهای آشکار از تحریک مستقیم به نسلکشی اند. افزون بر رسانههای یادشده، داعش خراسان چندین خروجی رسمی به زبان پشتو -زبان اصلی محلی این گروه- از جمله «خبر ولایت خراسان»، «تور بیرغونه» و «الملت مدیا» را حفظ کرده است.
رسانهها در سازمان داعش خراسان نقش کلیدی در مشروعیتبخشی درونگروهی به خشونت بیحدوحصر، تبلیغ اهداف گروه، جذب نیرو، بسیج جنگجویان و جمعآوری کمکهای مالی دارند. در گزارش آمده است که دستورالعملهای منتشرشده از سوی داعش، مثلا در مقالهی النبأ (در ماه اپریل ۲۰۱۶)، به صراحت نقش عاملان رسانهای را بهعنوان مجاهد اعلام کرده است. این رسانهها فرصتی برای جبران عدم تقارن در میدان نبرد فراهم میکنند و به «داعش خراسان» امکان میدهند که با تولید محتوای مستقل، دیدگاه خود را برجسته کند و پیامهای ایدئولوژیک و تبلیغاتی خود را بهطور مستقیم به مخاطبان محلی و جهانی منتقل کند. این دستگاه رسانهای گسترده که بهمثابهی ماشین پروپاگاندای داعش عمل میکند، از تأثیرگذارترین ابزارهای تشویق و تسهیل جنایات سنگین این گروه است که بهدلیل همین کارکرد جنایتگسترانه، خود بهطور مجزا نیز واجد ماهیت مجرمانه است.
در گزارش آمده است که داعش خراسان بهطور سیستماتیک از هزارهها و شیعیان انسانیتزدایی میکند و بهصورت صریح از پیروان خود میخواهد که علیه این گروه قومی-مذهبی دست به خشونت ببرند. مجلهی دابق آشکارا فراخوانی برای جنگ علیه «رافضیهای مشرک» منتشر کرده است. پس از موج بمبگذاری مساجد در سال ۲۰۲۱، سرمقالهای در خبرنامهی النشره از «جنگ علیه رافضیهای مشرک» دفاع کرد و وعده داد که دولت اسلامی به «گردنزدن رافضیهای مشرک» و «پراکندهساختن بقایای آنان» ادامه خواهد داد. همچنین پس از بمبگذاری میدان دهمزنگ در سال ۲۰۱۶، بیانیهی رسمی گروه اعلام کرد که این حمله با هدف «پاکسازی سرزمین خراسان از نجاست مشرکانهی آنان» انجام شده است.

عکسصفحه (اسکرینشات) از AHRDO
در دستگاه فکری و فقهی «داعش خراسان»، اصطلاحاتی چون «رافضی/مرتد/مشرک» و امثالشان صرفا دشنام نیستند، بلکه مقولات شبهحقوقی اند که انسانیت و حق حیات قربانیان را نفی میکنند. مثلا، ارتداد در این چارچوب جرمی تلقی میشود که تنها مجازات آن مرگ است. در متون رسمی این گروه، شیعیان نهتنها یک گروه «دیگر» مذهبی، بلکه مرتد و مشرک تلقی میشوند و این وصف آنان را در نظر داعشیان به هدفی مشروع برای خشونتورزی تبدیل میکند. طبق اسناد فقهی-تکفیری داعش خراسان، مرتد حتا پس از توبه قابل قتل است و نمیتواند جزیه بپردازد یا پیمان امنیتی با دیگران داشته باشد؛ زنان مرتد نیز کشته میشوند و برده نمیشوند. این چارچوب فقهی باعث میشود که خشونت علیه شیعیان هزاره نهتنها مجاز، بلکه بهعنوان یک «وظیفهی دینی» صورتبندی شود.

عکسصفحه (اسکرینشات) از AHRDO
الگوی حملات
در گزارش آمده است که الگوی حملات «داعش خراسان» تصادفی یا پراکنده نیست. تمرکز مداوم بر اهداف غیرنظامی به روشنی قابل شناسایی هزاره-شیعه -از مساجد در روزهای جمعه گرفته تا مراکز آموزشی جوانان، زایشگاهها در محلههای هزارهنشین و تجمعات سیاسی- حاکی از وجود یک سیاست عامدانه و سازمانیافته است که پیوسته در تبلیغات این گروه مورد تأکید قرار میگیرد. همانگونه که در رویه قضایی دیوان کیفری بینالمللی برای رواندا، از جمله در پرونده آکایسو تثبیت شده است، چنین الگوی مستمر هدفگیری یک گروه مشخص صرفا بهدلیل هویت آن، از مهمترین قرائن برای استنباط نیت نسلکشانه به شمار میرود.
معاونت در جرم نسلکشی
گزارش تأکید میکند که رهبران و مبلغان دینی داعش خراسان میتوانند مرتکبان مستقیم یا معاونان بالقوهی نسلکشی محسوب شوند. تولیدکنندگان رسانههای تکفیری نیز بهعنوان تحریککنندگان این اعمال شناخته میشوند. حملات این گروه نهتنها بهصورت منفرد، بلکه به شکل هماهنگ و در یک بازهی زمانی طولانی انجام شده است. این الگوی رفتاری نشاندهندهی سازمانیافتگی و قصد سیستماتیک در کارزار نسلکشی علیه هزارهها است.
این گزارش نشان میدهد که هدفگیری شیعیان هزاره همچنین شامل آزارواذیت سیستماتیک است. محرومیت شدید از حقوق اساسی مانند حق زندگی، امنیت شخصی، حق آموزش و آزادی مذهبی، همراه با قصد تبعیضآمیز علیه گروه هدف، به وضوح مشهود است. این حملات اغلب در محلههای پرجمعیت هزارهنشین و مکانهایی که انتظار میرود شیعیان تجمع کنند رخ داده و همچنین از زبان تبعیضآمیز و توهینآمیز در رسانههای این گروه استفاده شده است. گزارشهای سازمان ملل نشان میدهد که تنها در نیمهی اول سال ۲۰۲۱، ۲۰ حمله علیه هزارهها انجام شد که منجر به بیش از ۵۰۰ قربانی غیرنظامی شد.
زخمی اما زنده و خطرناک
براساس گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان، داعش خراسان در افغانستان بین سالهای ۲۰۱۶ تا ۲۰۲۴ اقدامات خود را عمدتا بر جذب پیروان جدید و بهدستآوردن، و حفظ قلمرو متمرکز کرده بود. در دوران جمهوری، این اقدامات شامل نبرد برای کنترل مناطق مختلف، هم علیه دولت وقت و هم علیه طالبان بود. پس از تصرف افغانستان توسط طالبان در آگست ۲۰۲۱، اعتبار اجتماعی و توان عملیاتی داعش خراسان آسیب دید و این گروه با حملات متعدد از سوی دولت بالفعل طالبان مواجه شد.
در گزارش آمده است که بین جنوری ۲۰۲۲ و اپریل ۲۰۲۴ تعداد حملات داعش خراسان در داخل افغانستان کاهش یافته است؛ اما این گروه همچنان به حملات علیه غیرنظامیان، طالبان و هیأتهای دیپلماتیک ادامه میدهد. تاکتیکهای آنها تغییر کرده و از حملات پیچیده با بمبگذاران انتحاری به بمبهای چسپکی و اهداف کوچکتر مانند وسایل نقلیه روی آوردهاند؛ به طوری که یوناما حداقل هشت حمله با بمب دستساز (IED) را در ماههای می و جون ۲۰۲۱ ثبت کرده است. در بیشتر این حملات، مینیبوسها یا وسایل نقلیهی حامل غیرنظامیان هزاره-شیعه هدف قرار گرفتهاند.
شناسایی و پیگرد
گزارش سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان نشان میدهد که هزارهها و شیعیان طی تقریبا یکدهه هدف یک کارزار خشونتبار و از پیش طراحیشده قرار داشتهاند. این حملات پیآمدهای عمیق انسانی، روانی، اجتماعی و جمعیتی داشته و نیازمند تحقیق مستقل بینالمللی و پاسخگویی کیفری در سطح جهانی است. در این گزارش آمده است که اعمال داعش خراسان علیه هزارهها و شیعیان با عناصر نسلکشی، بهویژه قتل، مطابق مادهی ۶ اساسنامه رم، مطابقت دارد و عاملان آنها باید مورد پیگرد قرار گیرند.
سازمان حقوق بشر و دموکراسی افغانستان خواستار بررسی این گزارش و اسناد مشابه شده تا امکان بهرسمیتشناختن رسمی اقدامات و نیت نسلکشانهی داعش فراهم شود. همچنین، این نهاد خواستار ایجاد و حمایت از یک مکانیسم مستقل و بیطرف برای گردآوری شواهد مربوط به جنایات تمامی عاملان در افغانستان، از جمله شاخهی خراسان داعش شده است. هدف از این اقدام، تضمین عدالت برای قربانیان و جلوگیری از تکرار چنین خشونتهایی اعلام شده است.
این اولینبار نیست که هزارهها و شیعیان در افغانستان در معرض حملات سیستماتیک قرار میگیرند. در اواخر قرن نوزدهم، زمانی که امیر عبدالرحمان به قتلعام هزارهها دست زد، حدود شصت درصد از جمعیت آنان از طریق کشتار گسترده، تخریب خانهها و منابع معیشتی، غارت اموال، کوچاندن اجباری، خشونت جنسی و بردهسازی نابود شدند. در آن زمان مفاهیمی چون «پاکسازی قومی» و «نسلکشی» هنوز در ادبیات حقوقی بینالمللی مطرح نشده بود و سازوکارهای لازم برای مستندسازی و پیگرد چنین جنایات هولناکی نیز وجود نداشت. هیچ ساختار حقوقی برای پیشگیری یا مجازات عاملان این فجایع وجود نداشت و قربانیان در برابر خشونت سازمانیافته و سیستماتیک بیپناه بودند.
امروز اما وضعیت متفاوت است. «پاکسازی قومی» و «نسلکشی» مفاهیم شناختهشده در نظام حقوقی بینالمللی هستند و سازوکارهای تعریفشدهای برای مستندسازی این جنایات و تعقیب و مجازات عاملان آنها وجود دارد. در کنار اساسنامه رم، کنوانسیون منع و مجازات جنایت نسلکشی سازمان ملل متحد در سال ۱۹۴۸، که افغانستان نیز از امضاکنندگان آن است، یکی از مهمترین اسناد حقوقی برای پیشگیری از نسلکشی و تعقیب مرتکبان آن به شمار میرود.