نویسنده: لیلا ابولغد، استاد دانشگاه کلمبیا
مترجم: روحالله طاهری
در گذشته، ازدواجهای بادیهنشینان نیز صحنهی رقابتی میان مردان و زنان، بهعنوان دو گروه بود. هنوز هم هنگام ورود داماد به حجله برای تصاحب بکارت عروس، از یکسو میان داماد و همسالانش و از سوی دیگر میان عروس و زنانی که گرد او هستند، نوعی کشمکش آیینی رسمی وجود دارد؛ اما زنان سالخورده از تغییری در ازدواجها شکایت دارند که تعادل این رقابت آیینی را بر هم زده است.
رسم بر این بود که شب پیش از عروسی، دختری جوان از خانوادهی داماد برای رقص بیرون میآمد، در میان گروهی از مردان جوان. او با چادر و در همان نوع پارچهی دستبافت مردانهای پوشیده میشد که قرار بود عروس روز بعد با آن وارد شود. با چوبی در دست میرقصید که مردان میکوشیدند آن را از او بگیرند و همزمان برایش آواز میخواندند. این رقصنده که نمایندهی عروس و همهی زنان بود، مردان را به چالش میکشید؛ میلشان را برمیانگیخت اما از گرفتار شدن میگریخت.
اکنون اما تنها چیزی که باقی مانده، هجوم مردان به جهان زنان در روز عروسی است؛ زمانی که داماد، چون شکارچی، نامزدش را همچون طعمهای به چنگ میآورد. حتا جوانان امروزی ترجیح میدهند از همین بازماندهی آیینهای عمومی ازالهی بکارت نیز صرفنظر کنند؛ آیینهایی که زن و شوهر را به گروههای جنسیتی خودشان پیوند میداد.
زنان جوانی که در برابر تیغ برندهی خویشاوندی و نظم جنسیتی مقاومت میکنند و خواهان لباس زیر، ترانههای مصری، لباس عروس ساتن و خیالهای عاشقانهی خصوصی اند، شاید ناخواسته در حال گرفتار شدن در شبکهای بهشدت پیچیده از روابط جدید قدرت باشند. این روابط، آنان را به شکلی برگشتناپذیر به اقتصاد مصر پیوند میدهد؛ اقتصادی که خود وابسته به اقتصاد جهانی و دولت مصر است.
بسیاری از این قدرتها از راه گسستن گروههای خویشاوندی و تنظیم و کنترل افراد عمل میکنند. برای بادیهنشینان اولاد علی، شکلهای قدیمی قدرت مبتنی بر خویشاوندی -که توانستیم آنها را از خلال مقاومتهای توصیفشده در بالا به روشنی ببینیم- اکنون از هر سو در محاصرهی شکلها، شیوهها و سرچشمههای تازهای انقیاد قرار گرفتهاند.
این شکلهای جدید الزاما شکلهای قدیمی را از میان نمیبرند. گاهی، مانند مورد کنترل روزافزون سالخوردگان بر منابع و تقدم آنان در عرصهی سیاسی، فقط شاهد دگرگونی صورتهای قدیمی در شبکههای گستردهتر، غیرمحلی و اقتصادی-نهادی از قدرت هستیم. به این ترتیب، این روابط قدرت شکلی تازه از سختگیری و استحکام به خود میگیرند. در مقابل، برخی دیگر از شکلهای قدرت -مانند نفوذ مصرفگرایی و نظامهای انضباطی مکتب و دیگر نهادهای دولتی، همراه با پیآمدشان یعنی خصوصیسازی فرد و خانواده- پدیدههایی تازه اند. اینها تنها به شیوههای پیچیدهای میافزایند که زنان بادیهنشین در درون ساختارهای سلطه گرفتار شدهاند.
هرچند سالخوردگان به بسیاری از این شکلهای تازه بدگمان اند، زنان جوان (و نیز مردان جوان) در ظاهر متوجه این نیستند که شورششان علیه نسلهای پیشین، آنان را بهسوی ساختارهای اقتدار متفاوت و گستردهتر سوق میدهد. آنان نمیبینند که میلشان به کالاهای مصرفی و به جدایی از گروههای جنسیتی و خویشاوندی، میتواند نوعی همرنگی با مجموعهای دیگر از الزامات را پدید آورد.
این امر پرسش پایانی را پیش میکشد: آیا برخی تکنیکهای مدرن یا شکلهای قدرت چنان غیرمستقیم یا جذاب عمل میکنند که مردم به سادگی در برابرشان مقاومت نمیکنند؟ در مورد بادیهنشینان اولاد علی، به نظر میرسد شکلهای تازهای از مقاومت در برابر این فرآیندها در حال پدید آمدن است. اگر چنین باشد، این مقاومتها نیز میتوانند همچون ابزارهای تشخیصی به کار گرفته شوند.
یکی از نشانههایی که نشان میدهد این شکلهای تازهی انقیاد نزد آن دسته از اولاد علی که بیشترین تماس و درگیری را با نهادهای دولت سکولار مصر (بهویژه مکاتب) و با زندگی فرهنگی آن (از طریق تلویزیون، رادیو، مد، و مصرفگرایی) دارند -بهویژه کسانی که در شهرهای بزرگ زندگی میکنند- واقعا بهصورت انقیاد تجربه میشود، افزایش علاقه به جنبش اسلامی است.
این افراد اولاد علی مشارکت خود در این جنبش را با پوشیدن لباس اسلامی، قرآنخوانی و تغییر رفتارشان -بهویژه در رابطه با جنس مخالف- نشان میدهند. اگرچه در جهان عرب جنبش اسلامی معمولا نماد مقاومت در برابر نفوذ غرب، مصرفگرایی و سلطهی سیاسی و اقتصادی نخبگان غربزده است، در میان اولاد علی این جنبش پاسخی کاملا مناسب به روابط متناقض قدرتی است که اکنون در آن گرفتار اند.
برای جوانان بادیهنشین از هر دو جنس، این جنبش نوعی مقاومت دوگانه است در برابر دو مجموعه مطالبهی متضاد: از یکسو مطالبات سالخوردگان و از سوی دیگر، مطالبات دولتی که هم ملی است، هم غربزده و هم سرمایهدارانه، دولتی که آنان بهدلیل تفاوتهای فرهنگی، کمبود تحصیلات و نداشتن پیوند با نخبگان، تنها به شکلی حاشیهای در آن مشارکت دارند.
برای زنان جوان، پذیرش پوشش اسلامی افزون بر این، مزیتی را دارد که به آنان امکان میدهد خود را از خواهران کمسوادشان متمایز کنند، در حالی که همچنان برایشان نوعی اخلاقمداری بیعیبونقص به همراه میآورد. همانند دیگر شکلهای مقاومتی که در بالا تحلیل کردهام، مشارکت در جنبشهای اسلامی نیز پاسخی است با ویژگیهای فرهنگی و تاریخی خاص خود. این پدیده نمیتوانست در میان افراد این جامعه و در این مقطع پدیدار شود، اگر پیشتر در دههی ۱۹۸۰ در مصر و جاهای دیگر شکل نگرفته بود. به سادگی میتوان دید که کنشها و رویههای بنیادگرایانه نیز شرکتکنندگان خود را در مجموعهی سومی از انضباطها و الزامها محصور میکنند و آنان را به ساختارهای تازهی فراملی پیوند میزنند -یعنی ساختارهای ملیگرایی دینی در جهان اسلام- ساختارهایی که با ساختارهای فراملی اقتصاد جهانی همشکل و همارز نیستند.
ممکن است این وضعیت را بتوان به نظامی از عروسکهای روسی تشبیه کرد؛ اما این تصویر درستی نیست. بهتر آن است که از میدانهایی از اشکال انقیاد سخن بگوییم که در هم تنیده و با یکدیگر تداخل دارند و تأثیراتشان بر افراد معین، در لحظات تاریخی مشخص، بهشدت متفاوت است. همانطور که کوشیدهام با ترسیم شکلهای گوناگون مقاومت در میان اولاد علی نشان دهم، میتوان کمکم این اشکال را از هم بازشناخت، دریافت که چگونه با یکدیگر تعامل دارند و فهمید این تعامل چگونه صورت میگیرد. این کار همچنین به ما امکان میدهد پویایی مهمی از مقاومت و قدرت را در جامعهای که ساده و یکدست نیست، درک کنیم.
این است آنچه تحلیلهای دقیق مقاومت میتوانند به آن یاری رسانند. توجه کردن به شکلهای مقاومت در جوامع مشخص میتواند به ما کمک کند نظریههای جانبدارانه یا تقلیلگرایانهی قدرت را نقد کنیم.[1] مشکل اینجا است که بسیاری از ما که در مقاومت چیزی ستودنی دیدهایم، گرایش داشتهایم در آن به دنبال شکست مورد انتظار -حتا اگر جزئی باشد- نظامهای ستم بگردیم. اما به نظر من، ما زمانی واقعا به مقاومت روزمره احترام میگذاریم که نه فقط شأن و قهرمانی کسانی را که مقاومت میکنند نشان دهیم، بلکه اجازه دهیم کنشهای آنان ما را نسبت به برهمکنشهای پیچیده و دگرگونیهای تاریخی ساختارهای قدرت آگاه سازد.
پایان
[1] نظریهی فمینیستی بهویژه نسبت به اشکال و عرصههای گوناگون مقاومت حساس بوده است، زیرا ناچار بوده با ناکارآمدی آشکار نظریههای رایج دربارهی سلطه روبهرو شود؛ نظریههایی که نمیتوانند سلطهی جنسیتی، میدان پیچیدهی نیروهایی را که موقعیتهای زنان را شکل میدهد، و صورتهای متنوع و ظریف انقیاد آنان را بهدرستی توضیح دهند.