در گوشهای از شهر مزار شریف، یک باشگاه ورزشی برای دختران فعال است؛ جایی که دهها دختر در نوبتهای مختلف و به دور از محدودیتهای طالبان، به فیتنس، یوگا و وزنهبرداری سبک مصروف هستند. حکومت طالبان ورزش زنان و دختران را ممنوع کرده و بهدنبال آن تمامی باشگاههای ورزشی ویژهی دختران را نیز مسدود کرده است.
در دوران نظام جمهوریت نیز دختران و پسران بهگونهی جداگانه تمرین میکردند. اکنون اما به دستور طالبان همان فضای تفکیکشده نیز از میان رفته و هرگونه فعالیت ورزشی زنان ممنوع اعلام شده است.
روزنامه اطلاعات روز بهدلیل حساسیت موضوع، جزئیات محدودی دربارهی این باشگاهها منتشر میکند.
محرومیت از آموزش و پناه بردن به ورزش
سارا (نام مستعار) ۲۴ ساله، پس از آنکه از سوی طالبان اجازه نیافت رشتهی مهندسی را در دانشگاه دولتی بلخ تکمیل کند، برای ادامهی تحصیل به یکی از انستیتوتهای صحی خصوصی رفت تا قابلگی بخواند؛ اما طالبان این دریچه را نیز بهروی دخترانی چون او مسدود کردند.
خانهنشینی دوامدار و انزوا از فعالیتهای اجتماعی باعث شد هم وزن بگیرد و هم وضعیت روانیاش متأثر شود. به توصیه روانشناس، به ورزش روی آورد. او حدود چهار ماه میشود که آدرس این باشگاه ورزشی را پیدا کرده و اوقات فراغتش را آنجا سپری میکند و خوشحال است که همین روزنه هنوز برای دخترانی مانند او باز مانده است.
سارا روی تشک مخصوص مربعشکل یوگا مینشیند، پاهایش را چهارزانو جمع میکند و کمرش را صاف نگه میدارد. دستانش را آرام روی زانوهایش میگذارد. چشمهایش بسته است و نفس را آهسته از بینی داخل میکشد و با درنگ کوتاهی بیرون میدهد. این بخشی از تمرین یوگای سارا است؛ تمرینی که برای او تنها ورزش نیست، بلکه راهی برای بقا در شرایطی دشوار است.
سارا میگوید: «توصیه روانشناس همین بود که اگر میخواهی واقعا خوب شوی یکی از راههایش این است که باید ورزش بکنی. باشگاههای زنانه بسته بود ولی به کمک یکی از دوستانم این باشگاه مخفی را پیدا کردم و چهار ماه میشود که اینجا برای ورزش میآیم. از وقتی اینجا میآیم وضعیت روحیام نسبت به گذشته بهتر شده است.»
او میگوید با آمدن به این باشگاه توانسته است به دور از چشم طالبان، برای چند ساعت از فشار مداوم زندگی فاصله بگیرد و این تمرینات بیشترین تأثیر را بر آرامش روانش داشته است.
بااینحال، ترس همواره همراه او است؛ «این باشگاه تنها جایی است که وقتی میآیم و تمرین میکنم در این روزهای دشوار برایم شادی میبخشد. در این شرایط پر از ناامیدی این مکان تنها جایی است که میتوانم چند ساعتی همهی نگرانی و فشارهای زندگی را فراموش کنم، آرام شوم و نفس بکشم. اما نگران این هستم که طالبان همین دلخوشی کوچک را هم از ما نگیرند و این (باشگاه) را هم بسته کنند. همیشه تشویشام همین است.»

نسل متوقفشدهی افغانستان
خاطره دانشآموز صنف دهم مکتب بود که طالبان رفتن دختران بالاتر از صنف ششم را ممنوع کردند. اکنون او ۲۰ ساله است؛ نسلی که آموزش برایش نیمهتمام ماند. او نیز برای فرار از گوشهنشینی و انزوا به باشگاه ورزشی روی آورده است.
او میگوید محرومیت از آموزش و خانهنشینی اجباری او را با افسردگی شدید روبهرو کرده بود. بیخوابی، گریههای بیدلیل، عصبانیت و پرخاشگری، افسردگی و ناامیدی از آیندهای نامعلوم بخشی از زندگی روزمرهاش شده بود.
پس از مراجعه به روانشناس، تصمیم گرفت به باشگاههای ویژهی بانوان مراجعه و ورزش را آغاز کند. خاطره مدت سه ماه میشود که با خواهر کوچکتر و دختر کاکایش، که هر سه از آموزش محروم شدهاند، برای حفظ سلامت روان خود به یکی از باشگاهها در شهر مزار شریف میروند و ورزش میکنند.
او میگوید: «فعلا پنج ماه است که به یکی از باشگاههای زنانه میروم و ورزش میکنم. نمیگویم وضعیت روحیام بسیار خوب شده چون ناممکن است- در شرایطی که ما از همه چیز محروم هستیم. اما تلاش خود را میکنم تا وضعیتم بدتر نشود. هر روز که به اینجا میآیم خود را خوبتر احساس میکنم. چند لحظهای که اینجا میآیم، میخندم، تمرین میکنم و با دختران دیگر وقت میگذرانم، مرا خوشحال میکند.»
تابوی اجتماعی و ترس خانوادهها
ورزش زنان و دختران در نزد بسیاری از خانوادهها هنوز هم تابو محسوب میشود. خاطره با دشواری زیاد توانسته است خانوادهاش را قناعت دهد که اجازهی رفتن به باشگاه را به او بدهند؛ آن هم در دوران حاکمیت مجدد طالبان.
او میگوید: «خانوادهام بسیار مخالفت کردند و هنوز هم مخالف اند چون ترس شان این است که اگر طالبان روزی این مکان را کشف کنند و اتفاقی بدی برای ما بیفتد، چه خواهند کرد. اما از طرف دیگر، وقتی میبینند از لحاظ روحی در چه وضعیتی هستم، بهخاطر خوب شدنم مانع هم نمیشوند. از اینکه در خانه باشم و از تشویش و افسردگی بمیرم، بهتر این است که تسلیم نشوم و خطر را به جان گرفته برای سلامتی خود بجنگم.»
در کنار دختران محروم از آموزش، شماری دیگر از زنان میانسال نیز در باشگاههای ورزشی مخفی مصروف ورزش اند. طوبا ۴۸ ساله، یکی از همین زنان است. چربی خون و چربی جگر او بالا است و به توصیه داکتر معالجش، شش ماه میشود که به یکی از این باشگاههای ورزشی میرود. او میگوید در این مدت سه کیلو وزن کم کرده و اکنون ۸۴ کیلوگرم وزن دارد.
او میگوید: «هم اضافهوزن دارم و هم چربی خون و چربی جگر. داکتران بارها برایم گفتند که اگر میخواهی خوب شوی باید ورزش کنی و وزنت را کم کنی. از اینکه سنم بالا است نمیتوانم در خانه ورزش کنم چون کسی نیست راهنماییام کند. اینجا مربی داریم. بسیار خوب راهنمایی میکند.»
طوبا میگوید با ورزش کردن در طول روز پر انرژی و شادتر شده است و امیدوار است طالبان از این باشگاه مخفی مطلع نشوند تا دروازهی آن بسته نشود.

تدابیر پنهان برای بقا
باشگاههای ویژهی زنان برای پایین آوردن ریسک شناسایی مکان و فعالیتشان از سوی طالبان، اقدامات پیشگیرانهای را در نظر گرفتهاند. هما یکی از مسئولان این باشگاهها در مزار شریف است. او از پخش موسیقی در هنگام ورزش خودداری میکند تا صدای تمرینها کمتر به بیرون انعکاس یابد.
هما به دختران و زنانی که برای ورزش میآیند توصیه میکند به شکل گروهی وارد باشگاه نشوند تا جلب توجه کمتر شود و همچنین حجاب مورد نظر طالبان که همانا پوشیدن حجاب به شکل عربی است را مراعات کنند. او میگوید رعایت این موارد باعث خواهد شد فعالیت شان دوام بیشتری داشته باشد.
بهگفتهی او، حدود ۱۶۰ زن و دختر برای ورزش به باشگاه تحت مدیریت او مراجعه میکنند و از اینکه میتواند در شرایط تحت کنترل طالبان به زنان و دختران خدمت کند، خوشحال است.
او میگوید: «مدت هفت سال میشود که من باشگاه زنانه دارم. وقتی طالبان رویکارآمدند چند مدتی باشگاهم بسته بود، اما پس از یک سال تصمیم گرفتم تا دوباره باشگاه را فعال کنم. میفهمیدم پرخطر است اما از یک طرف خانهنشینی برای خودم بسیار دشوار بود و نیاز به یک منبع درآمد داشتم و از طرف دیگر میخواستم یک مکانی باشد که زنان بیایند ورزش کنند و سلامت جسمی و روانیشان حفظ شود. اینطوری باعث کمک به زنان دیگر نیز میشوم.»
حدود یکونیم ماه پیش، محتسبان امر به معروف طالبان خدیجه احمدزاده، مربی تکواندوی دختران در شهرک جبرئیل هرات را که باشگاه ورزشی مخفی برای دختران فعال کرده و دختران را آموزش تکواندو میداد، بازداشت کردند. این اقدام موجی از ترس و هراس را در میان مالکان باشگاههای ورزشی دیگر در افغانستان ایجاد کرده است.
هما نیز از این موضوع نگران است، اما میگوید به مبارزه ادامه خواهد داد و نهایت تلاش خود را میکند تا باشگاه ورزشیاش از سوی طالبان شناسایی نشود، تا این روزنهی امید نیز از دختران و زنان گرفته نشود.