حمید نعمان
در ماه میزان سال جاری، برای نخستینبار پایتخت افغانستان زیر آتش حملههای هوایی پاکستان قرار گرفت. گروه طالبان که چهار سال است قدرت را قبضه کرده است، در میانهی آن حملات و تنشها، تلویزیون شمشاد را که پیشتر از حامیان این گروه محسوب میشد، به اتهام «عدم پوشش صحیح مواضع طالبان و تحولات درگیری با پاکستان» تعطیل کرد. اما پس از چند روز بهطور نامعلوم نشرات این رسانه دوباره آغاز شد. حالا پس از پنج ماه، جنگ چهرهی دیگری گرفته و خشونت با شدت بیشتری دوباره شعلهور شده و طالبان بار دیگر فشار خود را بر رسانهها افزایش دادهاند. این گروه روز شنبه، ۹ حوت، انتشارات برنامههای رادیو و تلویزیون «راه فردا» را متوقف کرد.
منابع نزدیک به این رسانه به اطلاعات روز گفتهاند که توقف نشرات «راه فردا» بهدلیل واکنش محمد محقق، رهبر حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان، به درگیری میان طالبان و پاکستان بوده است. اما بهگفتهی منابع، پس از بازگشت طالبان به قدرت، محقق دخالتی در مدیریت نشراتی این رسانه نداشته و «راه فردا» طی ماههای اخیر مطابق با پالیسی طالبان فعالیت کرده است. چند روز پیش محمد محقق حملات تلافیجویانهی طالبان علیه پاکستان را «تجاوز و ماجراجویی» دانست و با انتقاد صریح گفت که طالبان «هموطنان عزیز ما را در یک جنگ ناخواسته درگیر کرده و آنان را به خاک و خون میکشند.» رادیو و تلویزیون «راه فردا» که نزدیک به دودهه پیش توسط حزب وحدت اسلامی مردم افغانستان به رهبری محمد محقق در کابل تأسیس شد، اکنون با تشدید درگیریهای پاکستان و طالبان بسته شده است.
چرا تلویزیون «راه فردا» بسته شد؟
این دومینبار است که رسانهها در داخل افغانستان تحت حاکمیت طالبان، در حالی که مطابق با پالیسیهای طالبان عمل میکنند، بهخاطر موضوع جنگ طالبان با پاکستان تعطیل میشوند. پنج ماه پیش تلویزیون شمشاد، رسانهای که از حامیان طالبان است، بسته شد.
طالبان حملهی اخیر پاکستان به افغانستان را «تجاوز آشکار» و «اعلام جنگ» توصیف کردهاند؛ دیدگاهی که پیشتر نیز در جریان حملهی ماه میزان مطرح شده بود. آنان سعی میکنند حملات پاکستان بر مکانهای نظامی (و در مواردی غیرنظامی) در افغانستان را یک «تجاوز بیدلیل» تصویر کنند؛ تجاوزی که برخاسته از ماجراجوییهای یک حلقهی خاص از نظامیان پنجابی در درون دولت پاکستان است.
در چنین فضایی، هیچ رسانهای حق ندارد دربارهی زمینهها و علل تنشهای موجود میان پاکستان و طالبان سخنی بگوید. کمترین اشارهی یک رسانه به این که ممکن است تنشها و درگیریهای اخیر ربطی به فعالیتهای تحریک طالبان پاکستان داشته باشد (که مورد حمایت حکومت طالبان است)، میتواند به بسته شدن آن رسانه بینجامد.
عوامل زمینهساز درگیریهای کنونی
در چهارمین سال حاکمیت طالبان، رابطهی این گروه با پاکستان بهشدت تیره و تار شده است. پس از به قدرت رسیدن طالبان، ناامنی در پاکستان افزایش چشمگیری داشته است. براساس گزارش مرکز مطالعات تحقیقات و امنیت پاکستان، در سال ۲۰۲۴، دو هزار و ۵۴۶ نفر کشته و دو هزار و ۲۶۷ نفر دیگر زخمی شدند. این آمار از مجموع هزار و ۱۶۶ رویداد، شامل حملات تروریستی و عملیات ضدتروریستی، بهدست آمده و نشان میدهد که ۲۰۲۴ مرگبارترین سال در نُه سال گذشته بوده است، چرا که تعداد قربانیان از سطح تلفات سالهای ۲۰۱۶ (دو هزار و ۴۳۲ کشته) و ۲۰۱۵ (چهار هزار و ۳۶۶ کشته) نیز فراتر رفته است.
ماه نوامبر بهعنوان مرگبارترین ماه سال ثبت شد؛ در این ماه ۱۲۵ حملهی تروریستی رخ داد که منجر به ۴۵۰ کشته و ۶۲۵ زخمی شد. بیشترین سهم خشونتها به ایالتهای خیبرپختونخوا و بلوچستان، مناطق هممرز با افغانستان تعلق داشت؛ این دو ایالت ۹۴ درصد از کل تلفات و ۸۹ درصد از رویدادهای امنیتی را به خود اختصاص دادند. خیبرپختونخوا با بیش از ۶۳ درصد از کشتهها بیشترین تلفات را داشت و بلوچستان ۳۱ درصد از کشتهها را به خود اختصاص داد؛ حتا پایتخت اسلامآباد نیز با افزایش ۲۶۰ درصدی خشونت مواجه شد، هرچند تعداد کشتهها نسبت به ایالتهای مرزی کمتر بود.
مناطق قبیلهای ادغامشده با خیبرپختونخوا، از جمله کرم، وزیرستان شمالی و خیبر، بیشترین تلفات را تجربه کردند و شهرهایی مانند دیره اسماعیلخان، بنو و لکی مروت در خیبرپختونخوا و کویته، کیچ، کلات و موسیخیل در بلوچستان نیز شاهد افزایش قابل توجه ناامنی بودند. نیروهای امنیتی پاکستان نیز در سال ۲۰۲۴ با بیشترین میزان حملات تروریستی و تلفات در یکدههی گذشته مواجه شدند؛ ۴۴۴ حمله علیه آنها صورت گرفت که منجر به ۶۸۵ کشته شد، آماری که از بالاترین سطوح یکدههی اخیر فراتر رفته و روند کاهش حملات ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۰ را معکوس کرده است.
گزارش مرکز مطالعات تحقیقات و امنیت پاکستان به روشنی نشان میدهد که افزایش خشونتها و عملیات تروریستی در پاکستان، بهویژه در مناطق مرزی و ناپایدار، تهدید جدی برای امنیت این کشور به شمار میرود و این روند زمینهساز تنش بین طالبان و پاکستان شده است.
پاکستان و حصارکشی
ارتش پاکستان که معمولا ریشهی این حملات تروریستی را در مناطق مرزی داخل افغانستان جستوجو میکند، دو سال قبل از آغاز حصارکشی مرز این کشور با افغانستان در شرق کشور خبر داد. یکونیم سال پیش اعلام کرد که روند حصارکشی مرزی با افغانستان ۹۸ درصد پیشرفت داشته است؛ اقدامی که بهگفتهی مقامهای نظامی این کشور، قرار بود مانع تحرکات تروریستی، قاچاق و عبور غیرقانونی افراد مسلح شود. افغانستان حدود دو هزار و ۶۷۰ کیلومتر مرز مشترک با پاکستان دارد؛ مرزی طولانی، کوهستانی و ناهموار که همواره یکی از نقاط تنش میان دو کشور بوده است. بااینحال، افزایش حملات در داخل پاکستان نشان میدهد که این دیوار فلزی و سیمهای خاردار، دستکم تا این مرحله، نتوانستهاند امنیت وعدهدادهشده را تأمین کنند. همزمان، نام دو گروه در صدر فهرست تهدیدهای امنیتی پاکستان قرار دارد: تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و ارتش آزادیبخش بلوچستان؛ گروههایی که اسلامآباد فعالیت آنها را عامل اصلی موج تازهای خشونتها میداند و تنش فزایندهی خود با طالبان را نیز در همین چارچوب تعریف میکند.
هدف مشترک دو گروه
هدف اصلی تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و ارتش آزادیبخش بلوچستان وارد کردن بیشترین فشار ممکن بر ارتش و دولت پاکستان است؛ به همین دلیل، با وجود تفاوتهای قومی و ایدئولوژیک، این دو گروه از رویارویی مستقیم با یکدیگر پرهیز میکنند و تمرکز خود را بر تضعیف ساختار امنیتی اسلامآباد گذاشتهاند. ارتش آزادیبخش بلوچستان که در سال ۲۰۰۰ میلادی تأسیس شد، عمدتا از میان باشندگان بلوچ ایالت بلوچستان سربازگیری میکند. این گروه دولت مرکزی و ارتش پاکستان را متهم میکند که منابع طبیعی بلوچستان را «غارت» کرده و سهم ناچیزی از بودجه ملی را به این ایالت اختصاص میدهند؛ ایالتی که با وجود فقر گسترده، از غنیترین مناطق پاکستان از نظر منابع معدنی و نفتی به شمار میرود. این گروه جداییطلب از سوی ایالات متحده امریکا، اتحادیه اروپا، بریتانیا و خود پاکستان بهعنوان سازمان تروریستی شناخته میشود. «ارتش آزادیبخش بلوچستان» بهشدت با حضور چین و اجرای پروژههای اقتصادی مشترک در این ایالت مخالف است و مدعی است که دولت مرکزی، بهویژه نخبگان پنجابی، با همکاری چین در پی «چپاول» هرچه سریعتر منابع بلوچستان اند. در همین چارچوب، این گروه بارها مهندسان و کارگران چینی فعال در پروژههای توسعهای را هدف حمله قرار داده است.
تحریک طالبان پاکستان در سال ۲۰۰۷ توسط نیروهای جهادی پاکستانی که پیشتر در افغانستان جنگیده بودند، تشکیل شد. این گروه عمدتا در مناطق قبایلی نفوذ دارد و بخشی از نیروی انسانی خود را از مدارس دینی ایالت خیبرپختونخوا جذب میکند. در سال ۲۰۱۴، تیتیپی به مکتبی تحت مدیریت ارتش پاکستان حمله کرد و نزدیک به ۱۵۰ نفر، عمدتا دانشآموزان و فرزندان پرسنل ارتش، را کشت. این حمله ضربهی سنگینی به اعتبار ارتش و سازمان استخبارات پاکستان وارد کرد و فشار افکار عمومی را بر این نهادها افزایش داد. در واکنش، ارتش پاکستان عملیات گستردهای را برای پاکسازی مناطق قبایلی هممرز با افغانستان با نام «ضرب عضب» آغاز کرد. این عملیات باعث شد بخشی از باشندگان این مناطق، بهویژه وزیرستانیها، به افغانستان کوچ کنند. حکومت وقت افغانستان که از حمایت پاکستان از طالبان افغانستانی به ستوه آمده بود، تصمیم گرفت این مهاجران را در نزدیکی مرز پاکستان اسکان دهد تا از آنان بهعنوان اهرم فشار علیه اسلامآباد استفاده کند.

با مهاجرت بخشی از وزیرستانیها به افغانستان، وضعیت امنیتی در خیبرپختونخوا برای مدتی بهبود یافت؛ اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در کابل، موج تازهای از خشونت و شورشگری در پاکستان آغاز شد. مقامهای پیشین امنیتی افغانستان، بهویژه در شورای امنیت ملی و ریاست امنیت ملی، معتقد بودند اسکان این مهاجران میتواند ابزار فشار بر پاکستان باشد؛ همانگونه که بهباور آنان، اسلامآباد از طالبان افغانستان در پاکستان برای پیشبرد اهداف خود استفاده میکرد. بااینحال، بخش بزرگی از اعضای تیتیپی پس از مهاجرت به افغانستان به طالبان پیوستند و علیه نیروهای نظامی پیشین افغانستان جنگیدند، در حالی که مهاجران غیرمسلح این گروه همچنان در افغانستان باقی ماندند.
کاهش اولیه ناامنی در پاکستان تا حدی ناشی از آن بود که فرماندهان و جنگجویان تیتیپی نتوانستند تجهیزات جنگی قابلتوجهی را با خود به افغانستان منتقل کنند و با جغرافیای آن نیز آشنایی کافی نداشتند. اما به مرور زمان، تیتیپی توانست ارتباطات خود را با طالبان تقویت کند و در میدانهای نبرد دوشادوش آنان علیه حکومت افغانستان و نیروهای غربی بجنگد. این همکاری به جنگجویان تیتیپی امکان داد مهارتهای نظامی خود را افزایش دهند و در اجرای حملات انتحاری و انفجاری تجربه بیشتری کسب کنند. همچنین آنان از تسلیحات و تجهیزاتی که در جریان جنگ از نیروهای نظامی افغانستان بهدست میآمد -موسوم به «غنایم جنگی»- بهره بردند. بخشی از تسلیحات پیشرفتهای که امریکا و ناتو در اختیار نیروهای افغانستان قرار داده بودند، در نهایت بهدست تیتیپی افتاد و در عملیاتهای این گروه مورد استفاده قرار گرفت.
تیتیپی و امید به تکرار تجربهی افغانستان
پس از تسلط طالبان بر افغانستان در اکتبر ۲۰۲۱، تیتیپی تمرکز خود را بر ایالت خیبرپختونخوا گذاشت و با استفاده از تاکتیکهای مشابه طالبان، کوشید علیه ارتش و سازمان استخبارات پاکستان به برتری نظامی دست یابد. در این مدت، حکومت طالبان از اقدام نظامی علیه تیتیپی خودداری کرده است. طالبان نگران اند که فشار بر این گروه موجب پیوستن بخشی از نیروهای آن به رقبایی چون شاخهی خراسان دولت اسلامی شود و شکاف داخلی ایجاد کند. افزون بر این، اقدام علیه گروهی که خواستار اجرای «شریعت اسلامی» در پاکستان است، میتواند برخی فرماندهان و نیروهای همسو با تیتیپی در داخل طالبان را ناراضی کند.
پس از بازگشت طالبان به قدرت بحث تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) به یکی از حساسترین محورهای تنش میان طالبان و اسلامآباد تبدیل شد. در همان اوایل سراجالدین حقانی تلاش کرد میان تیتیپی و دولت پاکستان میانجیگری کند و چند دور مذاکره در شرق افغانستان و به میزبانی شبکه حقانی برگزار شد؛ آن زمان عمران خان، نخستوزیر وقت پاکستان، از پیروزی طالبان استقبال کرده بود، اما با تغییر دولت و مخالفت ارتش با ادامه گفتوگوها -بهویژه بر سر خواست تیتیپی برای لغو ادغام مناطق قبایلی در خیبرپختونخوا- روند مذاکرات شکست خورد. با پایان آتشبس، حملات تیتیپی بهویژه در خیبرپختونخوا شدت گرفت و همزمان گروه ارتش آزادیبخش بلوچستان نیز با حملات گسترده فشار بر پاکستان را افزایش داد.
مقامهای پاکستانی طالبان را به کوتاهی در مهار این گروهها متهم میکنند، اما طالبان این ادعا را رد کرده و میگویند از خاک افغانستان تهدیدی متوجه هیچ کشوری نیست. بااینحال، پیوندهای تاریخی، ایدئولوژیک و حتا خانوادگی میان طالبان افغانستان و تیتیپی، تصمیمگیری کابل برای اقدام علیه این گروه را دشوار کرده است؛ زیرا هرگونه فشار نظامی میتواند شکاف داخلی ایجاد کند و بخشی از نیروها را بهسوی داعش سوق دهد. پس از درگیری ماه میزان تأثیر تلاشهای میانجیگرانهی قطر و ترکیه نیز کوتاهمدت بوده و نتیجه نداده و آتشبس شکننده فروپاشیده است. در نتیجه بحران اکنون وارد مرحلهای پیچیدهتر و پرتنشتر شده است.

طالبان و سانسور اطلاعات
یکی از حساسترین ابعاد جنگ طالبان و پاکستان، مسألهی رابطهی طالبان با تحریک طالبان پاکستان است؛ موضوعی که در فضای داخلی افغانستان پیآمدهای سیاسی و امنیتی دارد. تیتیپی علاوه بر پیوندهای جنگی مشترک گذشته، دارای اشتراکات قومی و ایدئولوژیک با طالبان افغانستان است و هدف اعلامی آن برپایی «امارت اسلامی» در پاکستان براساس قرائت سختگیرانه از شریعت است. همین اشتراکات، موضوع رابطهی دو طرف را به مسألهی حساس و چندلایه تبدیل کرده است.
همزمان با جنگ طالبان و پاکستان، بسیاری از مردم از جزئیات رابطهی طالبان با تحریک طالبان پاکستان اطلاع دقیقی ندارند. طالبان پس از ایجاد روایت «خاک افغانستان زیر تجاوز پاکستان»، حمایت بخشی از گروههای داخل و خارج افغانستان را جذب کردند. اگر این موضوع بهطور گسترده مطرح شود و مردم بدانند که میان دو گروه پیوندهای قومی و فکری وجود دارد و تیتیپی اعلام کرده که میخواهد «امارت اسلامی» در پاکستان ایجاد کند، ممکن است پرسشها و نگرانیهای تازهای در داخل کشور شکل بگیرد. در چنین وضعیتی، محدود کردن اطلاعات و بحثهای رسانهای میتواند برای طالبان راهی باشد تا فشارهای داخلی و خارجی را کاهش دهند و از شکلگیری برداشتهایی جلوگیری کنند که ممکن است بر جایگاه و انسجام این گروه اثر بگذارد.