حال که میان طالبان و پاکستان جنگی جریان دارد، آیا بمب ریختن بر مکانی که در آن صدها معتاد خدمات درمانی دریافت میکنند، جنایت جنگی است؟ پاسخ این سوال، با شرایطی که برای احراز جنایت جنگی تعریف شده، ممکن است مثبت باشد: حکومت پاکستان- بنا بر ادعای طالبان-مرتکب همین جنایت شده، یعنی بر محل زندگی و تداوی معتادان در کابل بمب ریخته و صدها نفر را به قتل رسانده و زخمی ساخته است. اما قضاوت در این مورد، حتا با فرض این که این حمله مصداق جنایت جنگی باشد، قضاوت در بارهی یک اقدام مجرمانه در متن یک پرسش بزرگتر است: اساسا چرا پاکستان کابل، و جاهای دیگر افغانستان، را بمباران میکند؟ پاسخ به این پرسش است که طالبان را نیز در این “جنایت جنگی” شریک میسازد.
طالبان ادعا کردهاند که در اثر حملهی هوایی پاکستان بر مرکز تداوی معتادان بیش از 400 نفر کشته شده و بسیاری دیگر زخمی شدهاند. این رویدادی دردناک است و نباید رخ میداد. اما جنگ محمل آسیب است. جنگ نباید شروع شود و وقتی شروع شد مصیبتهای بیشمار دارد. نمیتوان وارد جنگ شد و انتظار داشت که غیرنظامیان کشته نشوند، زیرساختها آسیب نبینند، امنیت از دست نرود و وحشت و گرانی و جرم در جامعه افزوده نشود. جنگ همهی این چیزها را با خود میآورد.
حال، طالبان میتوانند بگویند: “ولی ما جنگ را آغاز نکردیم. این پاکستان بود که بر وطن ما تجاوز کرد.”
سخن اصلی این نوشته در بارهی همین دفاعیهی میانتهی است. این سخن طالبان سست و بیپایه است، چون زمینهی درگیریهای این گروه با پاکستان را از معادله حذف میکند. آن زمینه این است:
طالبان در همان حالی که میدانند تمام اسرارشان نزد حکومت پاکستان است، سعی میکنند یکی از مهمترین جنبههای حرکت سیاسی-نظامی خود را از پاکستان پنهان نگه دارند: پیوند ناگسستنی این گروه با تحریک طالبان پاکستان (تیتیپی) و دیگر همراهان آن گروه در پاکستان. طالبان از یک سو با تیتیپی همکاری میکنند تا حکومت پاکستان را تضعیف کنند یا حتا براندازند؛ از سویی دیگر، انتظار دارند که حکومت پاکستان نظارهگر مرگ خود باشد و دست به هیچ اقدامی نزند. به بیانی دیگر، حکومت طالبان با حمایت از حملات خونبار تیتیپی در پاکستان و پناه و پایگاه دادن به اعضای تیتیپی در افغانستان رسما علیه حکومت پاکستان اعلام جنگ داده است. اما انتظار دارد که پاکستان (با ارتش توانا و نیروی هوایی کارآمدی که دارد) بنشیند و این وضعیت را منفعلانه تماشا کند.
طالبان میتوانند پیوسته انکار کنند که هیچ رابطهای میان آنان و تیتیپی برقرار باشد. اما پاکستان بهتر میداند. پاکستانی که گروه طالبان را پرورش داده و در میان آنان صدها عامل نفوذی دارد، دقیقا میداند که میان طالبان افغانستان و تیتیپی و گروههای دیگر رادیکال چه پیوندهایی برقرار و چه برنامههایی زیر کار است. پاکستان از لحاظ نظامی و اطلاعاتی بر طالبان برتری دارد. در چنین احوالی، مگر میتوان از پاکستان انتظار داشت که دست به اقدام نزند؟
حتا اگر حملهی هوایی پاکستان بر کمپ معتادان (با تعریفی که از جنایت جنگی وجود دارد) جنایت جنگی باشد، زمینهساز این جنایت جنگی کیست؟ چرا پاکستان بر مراکز تداوی معتادان در کشورهای دیگر حمله نمیکند؟ چرا از میان این همه پایتخت در جهان، پاکستان بر پایتخت افغانستان آتش میریزد؟ پاکستان مهمترین حامی طالبان، بلکه بنیانگذار این گروه، بود. چه شده که همان حامی بیبدیل امروز به روی طالبان شمشیر کشیده و با این گروه وارد جنگ شده است (جنگی که تاوانش را نه فقط طالبان که عموم شهروندان افغانستان میپردازند)؟
شهروندان افغانستان نه خواهان مداخله در امور پاکستاناند، نه میخواهند با حکومت آن کشور بجنگند و نه در نزاع تیتیپی و حکومت پاکستان برای خود منفعتی میبینند. چرا باید همین شهروندان آماج خشم و حملهی پاکستان قرار بگیرند و جان و مال و امنیت خود را از دست بدهند؟ چرا مردم تاوان اشتباهات بزرگ گروهی را بپردازند که از برپا کردن یک حکومت کارآمد و فراگیر در افغانستان ناتوان است و در همان حال سودای برپا کردن امارت اسلامی پاکستان را در سر میپروراند؟ وقتی اسباب منازعهی خونین با یک کشور قدرتمند به دست خود طالبان فراهم میشود و جنگی در میگیرد، آن جنگ قطعا آسیبهای سنگینی به مردم و کشور خواهد زد. اینقدرش مسلم است. این هم مسلم است که به همان اندازه که پاکستان در آسیب زدن به شهروندان ملکی افغانستان مقصر است، حکومت طالبان نیز مقصر است. پاکستان به این خاطر کابل را بمباران میکند که در کابل علیه اسلامآباد طرح براندازی ریخته میشود. پاکستان به این خاطر با دوست و متحد و همپیمان قدیمی خود- یعنی طالبان- درگیر شده است (با پیامدهای سنگین برای شهروندان افغانستان) که طالبان میکوشند دست حکمفرمای قدرتمند خود را بشکنند.