حمید نعمان
یازده ساعت پس از حملههای هوایی شبانهی پاکستان بر چندین نقطه در کابل، مقابل شفاخانه وزیر محمداکبرخان ایستادهام؛ اینجا نشانههای شب پرهراس در چهرهی مردم با شدت تمام موج میزند. در مقابل شفاخانه، حدود ۳۰ نفر در انتظار ایستادهاند؛ چهرههایی خسته، نگران و چشمهایی که به دروازهی ورودی دوخته شده است. همه بعد از اینکه از آمار بلند و وحشتناک حملهی شب گذشته بر مرکز درمان اعتیاد «امید» در کابل باخبر شدهاند، از خانه بیرون زدهاند. آنان منتظر اند تا اجازه یابند وارد شوند و از سرنوشت عزیزانشان آگاه گردند. در گوشهی سمت چپ، سه زن بر زمین نشستهاند؛ بیصدا و گاه با شیونهای بلند گریه میکنند. آنان برای جستوجوی نزدیکانشان آمده بودند، اما بهگفتهی همراهان، عزیزانشان جان باختهاند و اجسادشان به طب عدلی منتقل شده است.
در میان این انتظار تلخ، یکی از کارکنان شفاخانه در آنسوی دروازه با فهرستی در دست، نام مراجعهکنندگان را ثبت و بررسی میکند. هر فردی که وارد شفاخانه میشود، نامی میگوید و چشم به پاسخ میدوزد؛ پاسخی که گاهی امید را زنده نگه میدارد و گاهی آن را برای همیشه خاموش میکند. این کارمند میگوید که تنها در شب گذشته بیش از ۶۰ زخمی به این شفاخانه انتقال داده شدهاند؛ زخمیانی که بسیاری از آنان دچار سوختگیهای شدید بودهاند. بهگفتهی او، دستکم بیش از ۱۰ نفر از این زخمیان بهدلیل شدت زخم جان باختهاند.
زندگی سیاه مردم کابل
کسانی که در اینجا نشانی از عزیزانشان نمییابند، با چهرههایی آمیخته از اضطراب و ناامیدی، راه شفاخانه ایمرجنسی را در پیش میگیرند؛ جایی که گفته میشود شماری از زخمیان به آن منتقل شدهاند. برخی دیگر نیز بهسوی کمپ «امید» در شرق کابل، نزدیک میدان هوایی، حرکت میکنند؛ محلی که یکی از مرگبارترین حملات شب گذشته در آن رخ داده است. این رفتوآمدها، تصویری از سرگردانی خانوادههایی را نشان میدهد که میان شفاخانهها و محل حادثه در جستوجوی نشانهای از عزیزانشان در حرکت اند، بیآنکه بدانند پاسخ نهایی چه خواهد بود.
به من اجازه داده نمیشود که وارد شفاخانه شوم. نیروهای مسئول در ورودی شفاخانه ایستادهاند و از ورود افرادی که از سوی طالبان اجازه ندارند، جلوگیری میکنند. تلاش برای دسترسی به اطلاعات بیشتر از داخل، با همین محدودیتها روبهرو میشود و روایت آنچه در درون میگذرد، همچنان در پس درهای بسته باقی میماند. طالبان تنها به شمار محدودی از رسانههای داخلی اجازه انجام تحقیق میدانی را دادهاند؛ تصمیمی که بهگفتهی ناظران، بیش از آنکه در خدمت شفافسازی باشد، در راستای کنترل روایتها از این رویداد قرار دارد. این محدودیتها سبب شده تا جریان آزاد اطلاعات با اختلال مواجه شود و بسیاری از خبرنگاران مستقل نتوانند تصویر کامل و بیطرفانهای از آنچه رخ داده ارائه دهند. در چنین فضایی، روایت رسمی بیش از هر زمان دیگر برجسته میشود و دسترسی محدود به منابع مستقل، زمینه را برای شکلگیری یکسویگی در اطلاعرسانی فراهم میسازد. این وضعیت، بهباور بسیاری از باشندگان و ناظران، به تدریج باعث کاهش اعتماد عمومی نسبت به رسانههای داخلی شده است؛ رسانههایی که اکنون از دید بخشی از افکار عمومی، بهدلیل همین محدودیتها، توان بازتاب واقعیتهای میدانی را بهگونهی کامل و مستقل ندارند.
آسمان کابل دیشب برای چندین ساعت شاهد پرواز پرسروصدای هواپیماهای پاکستانی بود؛ صداهایی ممتد و سنگین که سکوت شب را به ترس خانوادهها تبدیل کرد. یکی از مکانهایی که بهگفتهی طالبان مورد حمله قرار گرفته است، کمپ ترک اعتیاد «امید» در شرق کابل بوده است؛ مرکزی که پیش از این محل نگهداری و درمان هزاران معتاد به مواد مخدر بود، اما اکنون گزارشها از کشته و زخمی شدن صدها نفر در آن خبر میدهند.
کمپ امید
در سرک نزدیک شفاخانه وزیر محمداکبرخان، تجمع چشمگیری از تاکسیها به چشم میخورد؛ موترهایی که امروز تقریبا همه مسیرشان به یکسو ختم میشود: کمپ «امید». رانندگان بدون پرسش زیاد، نام مقصد را که میشنوند، سر تکان میدهند و حرکت میکنند. بسیاری از خانوادهها نیز با چهرههایی مضطرب، همان مسیر را در پیش گرفتهاند؛ گویی پاسخ همهی پرسشها در همان نقطه نهفته است. من نیز سوار یکی از همین موترها میشوم و در میان سکوت سنگین سرنشینان، بهسوی شرق کابل حرکت میکنم.
وقتی به محل میرسیم، از بیرون کمپ، آنچه باقی مانده بیش از هر چیز به ویرانهای خاموش شباهت دارد. از کمپ «امید» تنها تودههایی از آوار سوخته برجا مانده است؛ آهنپارههای پیچخورده، چوبهای نیمسوخته، گادرهای پاره و خاکی که هنوز بوی دود میدهد. حمله و آتشسوزی به حدی شدید بوده است که نشانهای از آنچه روزگاری یک مرکز فعال درمانی بود، به سختی در میان این ویرانیها قابل تشخیص است. سکوت سنگینی فضا را فرا گرفته، سکوتی که هرازگاهی با صدای قدمهای جستوجوگران یا زمزمههای آرام شکسته میشود.

بااینحال، آنچه بیش از هر چیز عمق فاجعه را آشکار میسازد، چهرههای مردمی است که در اطراف شفاخانهها و در نزدیکی این کمپ گرد آمدهاند. چشمهایی که اشک در آن حلقه زده، نگاههایی که در جستوجوی نشانهای از عزیزانشان سرگردان است، و سکوتی که گاه با نالهای کوتاه میشکند.
براساس گفتوگو با خانوادههای افرادی که در داخل کمپ بودهاند، کمپ «امید» پیش از حمله، یک مکان بهشدت محافظتشده بوده است. این کمپ شامل یک شفاخانه ۱۰۰۰ بستر است که نام رسمی آن «شفاخانه ۱۰۰۰ بستر تداوی معتادان به مواد مخدر ابن سینا» میباشد و در آن خدمات دارویی و درمانی به بیماران ارائه میشود. پس از دریافت درمان اولیه، معتادان به بخشهای مختلف «کمپ امید» منتقل میشوند تا در حرفهها و مهارتهایی مانند برقکشی آموزش ببینند و فعالیتهای عملی انجام دهند. مجموع این امکانات و برنامهها، تحت عنوان رسمی «آمریت مرکز حمایوی و تداوی ۲۰۰۰ بستر امید» مدیریت میشد. براساس گفتوگوها در داخل کمپ، کانتینرهای با دیوارهای چوبی وجود داشت که عمدتا برای انبار و استفادههای نظامی ساخته شده بودند. بیشتر این کانتینرها چوبی هستند و زیرساخت آنها از همان ابتدا برای پذیرش هزاران نفر طراحی شده بود. اعضای خانوادههای معتادان تأکید میکنند که این محل بهشدت امنیتی بوده و طالبان پیش از ورود افراد، تمامی وسایل شخصی مانند گوشیها را از آنان جمعآوری میکردند. این اقدام نشاندهندهی سطح بالای مراقبت و کنترل طالبان بر کمپ بوده است.
کمپ فینیکس
محلی که اکنون بهنام کمپ «امید» شناخته میشود و هدف حمله قرار گرفته، حدود یکدهه پیش با نام «کمپ فینیکس» یاد میشد؛ یکی از بزرگترین پایگاههای نظامی ایالات متحده و ناتو در شرق کابل، در نزدیکی شاهراه کابل-جلالآباد. این کمپ در سالهای حضور نیروهای خارجی، نقش مهمی در پشتیبانی و هماهنگی عملیاتهای نظامی در بخشهای مختلف کشور داشت. پس از خروج تدریجی نیروهای خارجی در سال ۱۳۹۴، این پایگاه به دولت وقت افغانستان واگذار شد و کاربرد آن به تدریج تغییر یافت.

در سال ۱۳۹۵، حکومت پیشین این مجموعه را به یک مرکز بزرگ درمان ترک اعتیاد تبدیل کرد و نام کمپ «احیای امید» را بر آن گذاشت؛ مرکزی که قرار بود به هزاران معتاد از سراسر کشور خدمات درمانی ارائه دهد و به یکی از بزرگترین مراکز بازتوانی در افغانستان بدل شود. پس از تحولات ماه اسد ۱۴۰۰ و بازگشت طالبان به قدرت، این گروه نیز استفاده از تأسیسات این کمپ را در همان قالب مرکز درمان معتادان ادامه داد. اکنون، بخش بزرگی از آنچه روزگاری یک پایگاه مهم نظامی و سپس یک مرکز درمانی بود، در پی حملهی اخیر، به ویرانهای بدل شده که گذشتههای متفاوتش را در دل خود حمل میکند.
اما تمام داستان کمپ فینیکس بهعنوان یک مرکز درمان معتادان نیست. براساس گزارش روزنامه بریتانیایی دیلیمیل، طالبان از این پایگاه بهعنوان کارخانهای برای ساخت پهپادهای انتحاری استفاده میکردند؛ فعالیتی که دستکم از سال ۲۰۲۳ در این کمپ آغاز شده بود. گزارش میافزاید که این مرکز به یک خط تولید مخفی پهپادهای جنگی بدون سرنشین تبدیل شده بود و طالبان در آن از چندین مدل پهپاد الگوبرداری میکردند، از جمله پهپاد (MQ-9 Reaper)امریکایی و پهپاد شاهد-۱۳۶ ایرانی. براساس گزارش، مهندسان طالبان که برخی از آنان فارغالتحصیل دانشکدهی مهندسی دانشگاه کابل هستند، در تلاش بودند برد پروازی و ظرفیت مواد منفجرهی این پهپادها را افزایش دهند.
در گزارش آمده است که این برنامه نهتنها توجه پاکستان بلکه نهادهای اطلاعاتی کشورهای غربی را نیز جلب کرده بود، چرا که طالبان با هدف ساخت پهپادهای پیشرفتهای که قادر به حمله به اهداف خارج از مرزهای افغانستان باشند، فعالیت میکردند. گزارش دیلیمیل همچنین به حضور یک مهندس شبکه القاعده در این پروژه اشاره کرده که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، در کمپ فینیکس فعالیت میکرد و محافظ شخصی داشت؛ حضور این فرد باعث افزایش نگرانیهای امنیتی بینالمللی شد.
مجله دیپلومات نیز چند هفته پیش نوشت که طالبان بهطور فعال در حال توسعهی پهپادهای بومی هستند، مونتاژ پهپادها در کمپ فینیکس و آزمایش آنها در ولایت لوگر انجام میشود. براساس این مقاله این برنامه از تجربیات کشورهایی مانند ترکیه، چین، روسیه و ایران بهره میبرد و از قطعات غیرنظامی مانند جیپیاس، موتور و حسگرهایی که از بازار سیاه تهیه میشوند، استفاده میکند. در مقاله آمده است که زیرساختهای باقیمانده از پایگاههای ناتو و تجربه فنی ناشی از دههها جنگ، ظرفیت لازم را برای مونتاژ و اصلاح پهپادها بدون کمک خارجی برای طالبان فراهم کرده است و مقامهای این گروه بر ضرورت آموزش متخصصان داخلی برای توسعهی این صنعت تأکید دارند.
حملات چگونه انجام شد؟
حملات هوایی پاکستان در شب ۲۵ حوت، حدود ساعت ۹ شب، بر فراز کابل آغاز شد. هواپیماها با سروصدای بلند در آسمان حرکت میکردند و همزمان چندین انفجار در نقاط مختلف شهر شنیده شد. این حملات در چندین منطقه انجام شد که یکی از مهمترین آنها، مرکز درمان اعتیاد «امید» بود. در همین حال، یکی از افرادی که هنگام حمله در داخل کانتینر سوم و مصروف نماز بوده، درگفتوگو با رسانههای داخلی گفته است که در آن شب دو انفجار رخ داده و محل انفجار بسیار نزدیک بوده است؛ بهگفتهی او، در انفجار نخست، اتاق به هم ریخته و در انفجار دوم، ترکشهای ناشی از تخریب به داخل اتاق آنان پرتاب شده است و باعث زخمی شدن آنان شده است. این روایت در حالی مطرح میشود که در ویدیوهای منتشرشده، حجم عظیمی از دود دیده میشود که همراه با تکههای سرخ به سمت بالا میرود و به نظر میرسد مواد انفجاری گستردهای دچار حریق شده است.
این رویداد در سومین هفته از جنگ تمامعیار طالبان با پاکستان رخ داد و برخلاف حملات گذشته که با سانسور شدید در مناطق مورد حمله در کابل و ولایتهای افغانستان همراه بود، این بار طالبان پوشش رسانهای گستردهای برای آن فراهم کردند و رسانههای داخلی اجازه یافتند گزارشهای میدانی منتشر کنند.
براساس آمار اعلامشده از سوی طالبان، دستکم ۴۰۰ نفر در این حمله کشته و ۲۵۰ نفر دیگر زخمی شدهاند، اما دفتر هیأت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) این آمار را تأیید نمیکند و میگوید که تنها «دهها نفر» کشته یا زخمی شدهاند. در مقابل این ادعاها، مقامهای پاکستانی روایت متفاوتی از هدف این حملات ارائه میکنند. عطاءالله ترار، وزیر اطلاعات پاکستان، ادعای طالبان مبنی بر هدف قرار گرفتن یک مرکز درمان معتادان در کابل را «دروغ» خوانده و آن را رد کرده است. او مدعی است که طالبان از افراد آسیبپذیر، از جمله معتادان و حتا کودکان، برای «اهداف شنیع از جمله حملات انتحاری» استفاده میکنند؛ ادعایی که تا کنون بهگونهی مستقل تأیید نشده است.
ترار در صفحهی ایکس خود نوشته است که پاکستان «تنها اهداف نظامی و تروریستی و زیرساختهای مرتبط با رژیم طالبان افغان را هدف قرار میدهد؛ اهدافی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم برای برنامهریزی، تسهیل، پناهدهی، آموزش یا کمک به حملات تروریستی در داخل پاکستان استفاده میشوند.» این موضعگیری در حالی مطرح میشود که روایت طالبان بر غیرنظامی بودن هدف و تلفات گستردهی غیرنظامیان تأکید دارد؛ تضادی که همچنان ارزیابی دقیق ماهیت این حمله را با دشواری روبهرو ساخته است.
اما یوناما تأکید کرده است که غیرنظامیان در افغانستان بهای منازعهی جاری میان طالبان و پاکستان را میپردازند. این دفتر اعلام کرده که از تاریخ ۲۶ فبروری تا قبل از ۱۶ مارچ، دستکم ۷۶ غیرنظامی در درگیریهای جاری کشته و ۲۱۳ نفر دیگر زخمی شدهاند. همچنین، یوناما با اشاره به حملهی اخیر پاکستان به مرکز ترک اعتیاد در کابل یادآور شده است که براساس قوانین بینالمللی، تمامی طرفین درگیر باید از افراد بیمار، کارکنان پزشکی، شفاخانهها و آمبولانسها محافظت کنند و هرگونه حمله به تأسیسات ملکی اکیدا ممنوع است. دفتر یوناما یکبار دیگر خواستار کاهش تنشها و برقراری آتشبس فوری شده و از طرفین خواسته است که براساس مسئولیتهای قانونی خود، حفاظت از غیرنظامیان را تضمین کنند تا فاجعهی انسانی بیشتری رخ ندهد.
مردم بهعنوان سپر انسانی؟
در حالی که دسترسی به محل و اطلاعات مستقل همچنان محدود است و خبرنگاران مستقل تنها به بخشهایی از صحنه دسترسی دارند، روایتها از آنچه در داخل کمپ رخ داده، همچنان پراکنده و متناقض باقی مانده است. شواهد میدانی که در اطراف محل دیده میشود -از نوع تخریب، الگوی آتشسوزی و وضعیت باقیمانده کانتینرها- پرسشهایی را ایجاد میکند که پاسخ روشن به آنها بدون بررسیهای مستقل ممکن نیست.
در همین رابطه، بسمالله تابان، کارشناس امور امنیتی، میگوید: «محلی که انفجار شده در واقع یک ساحهی ضمیمهشده به شفاخانه تداوی معتادین بعد از سال ۲۰۲۱ است. تصاویر و ادعای منتشرشده از هر دو جانب بهدلیل اینکه هر کدام تنها موارد را منتشر کردهاند که خودشان میخواهند؛ کل واقعیت نیست.»
تابان میافزاید: «تصاویر منتشرشده از جانب طالبان بیشتر متمرکز بر آتشسوزی اتاقهای نگهداری معتادان است، آنهم طوری که دیده میشود بدون آسیب دیدن سقف اتاقها، داخل آن آتش شعلهور است. حتا یک مورد دیده می شود که تابلوی پلاستیکی و پرچم طالبان (که هر دو قابلیت آتش گرفتم سریع را دارد) سالم است ولی از پایین آن داخل کانتینر حریق صورت گرفته و تخریب شده است.» او تأکید میکند: «بنا دستکم تا این مقطع زمانی نمیتوان بهصورت درست یک تصویر منطقی از وضعیت ارائه کرد.»

آقای تابان همچنین به گزارشهای پیشین دربارهی ساخت یا بستهبندی پهپادهای انتحاری در این محل اشاره میکند و میگوید: «ساخت یا در واقع بستهبندی پهپاد انتحاری موضوعی است که بارها توسط رسانههای معتبر یادآوری شده و تجربهی گذشتهی طالبان از استفادهی سپر انسانی نیز این شک را بیشتر میسازد که ممکن این روایت نیز درست باشد.»
آنچه از این رویداد بهدست میآید، تصویری پیچیده و چندلایه است که در آن روایتهای متفاوت و گاه متضاد در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند. از یکسو، طالبان تأکید میکنند که هدف حمله یک مرکز درمانی و محل نگهداری افراد آسیبپذیر بوده و تلفات گستردهای از غیرنظامیان برجا گذاشته است؛ از سوی دیگر، مقامهای پاکستانی این ادعا را رد کرده و میگویند که تنها زیرساختها و اهداف نظامی مرتبط با فعالیتهای تروریستی را هدف قرار دادهاند. در این میان، گزارشهای نهادهای بینالمللی مانند یوناما نیز نشان میدهد که ابعاد دقیق تلفات و ماهیت هدف هنوز بهگونهی مستقل و قطعی تأیید نشده است. همزمان، برخی گزارشهای رسانههای معتبر و تحلیلها به احتمال استفاده از این محل برای فعالیتهای نظامی، از جمله ساخت یا مونتاژ پهپادها، اشاره دارند؛ موضوعی که در صورت صحت، میتواند پیچیدگی بیشتری مثل استفاده از مردم ملکی بهعنوان سپر انسانی به ماهیت این حمله بدهد. اما آنچه روشن به نظر میرسد این است که در بستر تنشهای فزاینده میان طالبان و پاکستان که دلیل این جنگ حمایت طالبان از تیتیپی در داخل خاک پاکستان گفته میشود، غیرنظامیان بیش از همه در معرض آسیب قرار دارند.
این زاویه ماجرا خیلی خوب است. آنچه باید فهمید از وضعیت این اس که مردم سپر بلای طالبان شده.