«لعنت به پدر و برادر بیغیرتی که مثل تو یک دختر بیحیا را کنترل نمیتواند. کسی نیست از تو پرسان بکند که با این لباسهای بیشرمی کجا میروی؟»
این سخن یکی از محتسبان متعلق به وزارت امر به معروف طالبان در شهر مزار شریف است.
نازنین ۲۶ ساله، که نمیخواهد اسم اصلیاش در این گزارش بیاید، در مارکت ویژه زنان در شهر مزار شریف کار میکند. آنروز که او با این الفاظ از سوی محتسب امر به معروف مورد «توهین و تحقیر» قرار گرفت، لباس مانتو به سبک عربی پوشیده بود و تنها ماسک را فراموش کرده بود. او میگوید که در آن روز از نظر پوشش، تمامی موارد مورد نظر طالبان را رعایت کرده بود، اما نداشتن ماسک باعث شد تا با برخوردی آن چنان تند و تحقیرآمیز مواجه شود.
او میگوید: «فقط ماسک یادم رفته بود. چپن دراز و بزرگ داشتم و موی من نیز معلوم نمیشد. فقط بهخاطری که ماسک نداشتم به این اندازه توهین و تحقیر شدم. اینها (محتسبان امر به معروف) نام اسلام را بد کردهاند.»
محتسبان به تحقیر کلامی بسنده نکردند. آنان تلاش کردند او را به دلیل نوع پوششاش به ریاست امر به معروف منتقل کنند. او میگوید که حدود هشت دقیقه در سطح شهر متوقف نگهداشته شد و در این مدت مورد بازخواست و تهدید قرار گرفت، اما در نهایت با تلاش و مداخلهی مردم، از بازداشت او صرف نظر شد و اجازه یافت به مسیر خود ادامه دهد.
نازنین میگوید: «وقت دشنام دادند ناشنیده گرفتم و میخواستم از ساحه دور شوم. اما یکی از محتسبان که چهرهی درشت و شکم بزرگ داشت، صدا کرد که برگرد اینجا بیا. باید همراه ما به ریاست بروی تا خانوادهات بیایند و بگویند که چطور دختری مثل تو را بزرگ کردند و اجازه میدهند این قسم در شهر گشتوگذار بکنی.»
او که حدود یکدهه میشود در مارکت ویژه زنان کار میکند، میگوید تا پیش از این هرگز با چنین برخوردی مواجه نشده بود، اما اکنون حضور محتسبان امر به معروف طالبان در شهر مزار شریف بهطور چشمگیری افزایش یافته و این موضوع باعث ایجاد ترس و نگرانی در میان زنان شده است. او تأکید میکند که پس از این رویداد، زندگی روزمرهاش با فشار روحی بیشتری همراه شده است:
«پس از آنروز از گشتوگذار خیلی میترسم. صبح وقت بعد از بررسی تمام سر و صورت خود از خانه بیرون میشوم و بهسوی دکان میآیم. هر دقیقه ترس این وجود دارد که در کوچه و پسکوچههای مسیری که میروم کسی ایستادم کند.»
در چند ماه اخیر، حضور محتسبان امر به معروف طالبان در شهر مزار شریف و بهویژه در نزدیکی مارکتهای فروش کالاهای مورد نیاز زنان، از جمله آرایش و لباس، افزایش یافته است. این افزایش حضور، بهگفتهی زنان، باعث شده است که فضای عمومی شهر برای آنان محدودتر و ناامنتر شود.

التماس و زاری
مرینا، یکی دیگر از دختران مزاری نیز تجربهی مشابهی از برخورد با محتسبان امر به معروف طالبان دارد. او میگوید که با وجود رعایت کامل حجاب مورد نظر این گروه و حتا استفاده از ماسک، تنها بهدلیل خندیدن با دوستانش در سطح شهر، از سوی محتسبان متوقف و مورد بازخواست قرار گرفته است.
مرینا میگوید: «یک روز همراه دختران مامایم در شهر برای خرید رفتیم، اما در پیش مارکت جوزجانی، چند نفر طالب پیدا شدند و شروع کردند به فحش دادن. به ما گفتند که شما از خدا ترس ندارید که در بین شهر خنده میکنید؟ زیاد ترسیده بودیم. مجبور شدیم زاری کنیم تا بگذارند برویم. به خاطری که نمیخواستیم نام ما بد شود مجبور شدیم التماس کنیم، چون هر قدر با اینها تند برخورد کنیم بیشتر وحشی میشوند و جنجال را بزرگتر میکنند.»
او تأکید میکند که بازداشت از سوی محتسبان امر به معروف طالبان در جامعهی سنتی افغانستان، تبعات اجتماعی سنگینی برای دختران دارد و میتواند باعث «بدنامی» آنان در میان خانواده، اقوام و جامعه شود. همین نگرانی باعث میشود که بسیاری از دختران در چنین موقعیتهایی مجبور به سکوت یا التماس شوند تا از بازداشت جلوگیری کنند.
مرینا یک بار دیگر نیز با محتسبان امر به معروف طالبان مواجه شد؛ زمانی که برای خرید به یکی از دکانهای مزار شریف رفته بود و ماسک نداشت. او در این باره میگوید: «یک بار دیگر وقتی از دکان لباس میگرفتیم، محتسبان وارد دکان شدند و گفتند که ماسکهایتان را ببندید. دکاندار مگر شوهر شما است که سر و رویتان را باز کردید؟ شما اصلاح نمیشوید باید خوب جزا ببیند تا آدم شوید.»
بهگفتهی مرینا، در این مورد نیز برای جلوگیری از بازداشت، مجبور شد با پدرش تماس بگیرد تا او به محل بیاید و موضوع را حلوفصل کند. اما حضور پدر نیز مانع از توهین محتسبان نشد و آنان پدرش را نیز مورد «توهین و تحقیر» قرار دادند.
او میگوید: «وقتی پدرم آمد، محتسبان پدر بیچارهی من را هم توهین کردند و متهم کردند که از مسلمانی چیزی را نمیداند و به همین خاطر دخترش بیحیا است و از اسلام خبر ندارد. آنروز زیاد به حال خودم و پدرم جگرخون شدم و گریه کردم.»

سختگیری و فشار
در حدود یکونیم سال پیش، ملا هبتالله آخوندزاده، رهبر طالبان، قانون امر به معروف و نهی از منکر را در قالب یک مقدمه، چهار فصل و ۳۵ ماده توشیح کرد. پس از توشیح این قانون، شمار محتسبان امر به معروف طالبان افزایش یافت و این نیروها با استناد به این قانون، فشار و سختگیری بر شهروندان، بهویژه زنان و دختران را تشدید کردند.
شمار دقیق محتسبان امر به معروف طالبان در ولایت بلخ مشخص نیست، اما با گشتوگذار در سطح شهر میتوان این نیروها را که چپنهای سفید بر تن دارند، به راحتی مشاهده کرد. تمرکز اصلی این محتسبان بر نوع پوشش زنان و دختران است و بهگفتهی نازنین و مرینا، آنان قادر اند زنان را متوقف کرده و دربارهی پوشششان مورد بازخواست قرار دهند.
برای دخترانی مانند نازنین و مرینا، مواجهه با محتسبان امر به معروف طالبان در سطح شهر و بازخواست دربارهی پوشش یا حتا رفتارهایی مانند خندیدن، به بخشی از تجربهی روزمره تبدیل شده است. این در حالی است که آنان میگویند در دوران نظام جمهوری پیشین، بدون چنین دغدغههایی در سطح شهر رفتوآمد میکردند و حضور اجتماعیشان با محدودیتهای کنونی مواجه نبود.
اکنون، با افزایش حضور محتسبان امر به معروف طالبان که بخشی از آنان نیز مسلح هستند، زندگی شهری برای زنان دشوارتر شده و ترس از بازداشت، توهین و تحقیر، به بخشی از زندگی روزمرهی آنان تبدیل شده است. این وضعیت باعث شده است که بسیاری از زنان حضور خود در فضای عمومی را محدود کنند و با احتیاط بیشتری در شهر تردد داشته باشند.
مرینا میگوید که طالبان پیش از این با محروم کردن زنان از حق آموزش و کار، فضای زندگی را از زنان گرفتند و اکنون با افزایش حضور محتسبان در سطح شهرها، تلاش میکنند حضور اجتماعی آنان را به صفر برسانند و زنان را در چارچوب خانهها محدود نگهدارند:
«وقتی محتسبان امر به معروف در شهر زیاد باشند، خانوادهها به دخترانشان کمتر اجازه میدهند که به شهر برای خرید بروند. دختران ناچار اند که تمام وقت شان را در خانه سپری کنند.»