نویسنده: سکینه امینی
چندی است که تاریکی و ناامنی، آرامش و خواب راحت را از بسیاری از خانوادههای کابل گرفته است. من در منطقهی دشت برچی کابل زندگی میکنم. خانوادهی ما از لحاظ اقتصادی وضعیت خوبی دارد و خداوند را بابت تمام نعمتهایش سپاسگزار هستیم. همسایههای اطراف ما نیز با تلاش و زحمت خود توانستهاند زندگی آبرومندی داشته باشند.
چند شب پیش، حوالی نیمهشب بود و من هنوز بیدار بودم. هرچه تلاش میکردم خوابم نمیبرد. در همین هنگام صدایی از سمت دروازهی خانه شنیدم. تمام حواسم جمع شد. چند لحظه بعد دوباره همان صدا تکرار شد؛ انگار کسی تلاش میکرد دروازه را با کلید یا وسیلهای دیگر باز کند.
ترس تمام وجودم را فرا گرفته بود. هر بار که صدا شنیده میشد، بدنم میلرزید. «آیةالکرسی» را خواندم و با قدمهای لرزان به سمت بالکن رفتم تا ببینم در حویلی چه خبر است. از پنجره به بیرون نگاه کردم. همه جا در سکوت فرو رفته بود. کوچهها تاریک بودند و مردم در خواب. هرچه دقت کردم، چیزی در تاریکی دیده نمیشد.
پایین آمدم و خواهر و برادرم را بیدار کردم. چراغ دستی را برداشتیم و برادرم دروازه را باز کرد، اما کسی آنجا نبود. تمام حویلی را گشتیم، ولی اثری از فرد مشکوک پیدا نکردیم. برادرم گفت شاید اشتباه شنیده باشم. دوباره به اتاقهایمان برگشتیم و خوابیدیم.
صبح روز بعد خبر شدیم که خانهی همسایهی دیواربهدیوار ما مورد سرقت قرار گرفته است. دزدان چند موبایل باارزش و مقداری پول نقد که برای مصارف خانه و کرایهی منزل کنار گذاشته شده بود را با خود برده بودند.
در آن لحظه خداوند را شکر کردم که آن شب بیدار بودم. اگر خواب میبودم، شاید خانهی ما نیز هدف دزدان قرار میگرفت.
شب بعد، برای احتیاط زودتر استراحت کردیم تا در نیمههای شب بیدار باشیم. هنوز در خواب بودم که برادرم با عجله از اتاق بیرون آمد و گفت یکی از همسایهها تماس گرفته و خبر داده است که دزدی وارد حویلی خانهی ما شده است.
مسأله اینجا بود که پدر و مادرم برای چند روز به مالستان رفته بودند و در خانه تنها من، دو خواهرم و یک برادرم حضور داشتیم. با عجله تمام بخشهای حویلی را جستوجو کردیم، اما کسی را پیدا نکردیم. تنها یک جفت کفش در حویلی باقی مانده بود. به نظر میرسید وقتی صدای ما را شنیده، از ترس از روی دیوار فرار کرده و فرصت برداشتن کفشهایش را نداشته است.
این چند شب را با نگرانی و بیخوابی سپری کردهایم. متأسفانه در روزهای اخیر، گزارشهایی از سرقت و حضور افراد مشکوک در برخی مناطق کابل، از جمله بخشهایی از رسالت و دشت برچی، شنیده میشود. ادامهی این وضعیت باعث شده است که بسیاری از خانوادهها با ترس و اضطراب شب را به صبح برسانند.
امنیت، حق هر شهروند است. امیدوارم مسئولان مربوطه برای تأمین امنیت مردم، بهویژه در ساعات شب، تدابیر جدیتری روی دست بگیرند تا خانوادهها بتوانند با آرامش بیشتری زندگی کنند و شبهای کابل بار دیگر رنگ آسایش و امنیت به خود بگیرد.