نویسنده: جمشید سحر
حوزه علمیه خاتمالنبیین، طی نزدیک به پنج سال حکومت طالبان، برای دومینبار، بهتاریخ (چهارشنبه، ۴ سرطان)، از سوی وزارت عدلیهی این گروه «مهرولاک» شد. در شرایط فعلی افغانستان، که گروه طالبان فشارهای مذهبی را بر شیعیان بیشتر ساخته است، بسته شدن بزرگترین حوزه علمیه این اقلیت مذهبی نشاندهندهی چیزی بیشتر از یک نزاع قانونی و شرعی بر سر اعتبار اسناد مالکیت است. براساس گفتههای بعضی منابع، وزارت عدلیهی طالبان این حوزه علمیه را بهدلیل غصبی بودن زمین آن بسته است. متولیان این حوزه این ادعا را رد کردهاند.
بررسی اسناد مالکیت یا برخورد ایدئولوژیک
هیأت امنای حوزه علمیه خاتمالنبیین، بهتاریخ (چهارشنبه، ۴ سرطان)، در صفحهی رسمی فیسبوک خود اعلام کرد که گروه طالبان این حوزه علمیه را بسته است. البته طالبان دو سال قبل نیز این مرکز را بسته بودند. طالبان ادعا میکنند که زمین حوزه علمیه خاتمالنبیین غصبی و متعلق به حزب حرکت اسلامی است. اما هیأت امنای حوزه علمیه خاتمالنبیین، در این رابطه نوشته است: «حوزه علمیه خاتمالنبیین (ص) با سالیان متمادی در خدمت به دین، تربیت عالمان، نشر معارف اسلامی و خدمت به مردم افغانستان، براساس قباله، اسناد شرعی و مدارک معتبر قانونی تأسیس و اداره گردیده و هیچگونه وابستگی حزبی نداشته و ندارد.»
متولیان حوزه علمیه خاتمالنبیین این اقدام طالبان را «شتابزده و مغایر با انتظار جامعهی دینی و علمی کشور» خواندهاند. در ضمن، در اعلامیهای که بهتاریخ (یکشنبه، ۸ سرطان) در صفحهی رسمی فیسبوک این حوزه علمیه منتشر شده، بر اعتبار اسناد و مدارک تأکید گردیده و گفته شده است: «ادعای غصبی بودن زمین این مرکز دینی، فاقد وجاهت قانونی بوده و با واقعیت همخوانی ندارد…» متولیان این حوزه خواستار بررسی اسناد مالکیت توسط «کمیسیون بیطرف، متخصص و مورد اعتماد» شدهاند.
تا اینجا، متولیان حوزه علمیه خاتمالنبیین بر قانونی و شرعی بودن اسناد این حوزه تأکید کردهاند. اما وزارت عدلیهی طالبان چیزی در این باره نگفته است. تا کنون پرونده اسناد مالکیت این حوزه علمیه از سوی محکمه فیصله نشده است، ولی طالبان این حوزه علمیه را بستهاند. حوزه علمیه خاتمالنبیین در اعلامیهی خود تأکید کرده است که اسناد مالکیت این حوزه تحت بررسی است و براساس توافقات قبلی با طالبان قرار شده بود این حوزه تا صدور حکم نهایی محکمه به فعالیتهای خود ادامه دهد. اما طالبان بدون درنظرداشت توافقات قبلی این حوزه را «مهرولاک» کردهاند. لذا اینگونه به نظر میرسد که این اقدام طالبان در راستای وضع محدودیت بر شیعیان قرار دارد، نه دعوای قانونی و شرعی دربارهی اسناد مالکیت این حوزه.
حلقههایی که تنگتر میشوند
طالبان بعد از تصاحب قدرت و حکومت در سال ۲۰۲۱ میلادی، بهطور سیستماتیک فشارهای گوناگون مذهبی را بر اقلیتهای مذهبی تحمیل کردهاند. یکی از این اقلیتها، شیعیان دوازدهامامی هستند که عمدتا از قوم هزاره میباشند. بعد از اعتراضات زنان و مردان در جبرئیل هرات (منطقهی عمدتا هزارهنشین) در پی وضع محدودیتهای شدید بر پوشش و حجاب زنان از سوی طالبان، فشارها بر شیعیان هزاره وارد مرحلهی جدیدتری شد. طالبان اعتراضات هرات را بهشدت سرکوب کردند و حلقههای فشار مذهبی را بر شیعهمذهبان تنگتر ساختند.
در ادامهی این فرآیند، شیعیان مراسم عزاداری عاشورا را نیز زیر نظارت شدید طالبان برگزار کردند. براساس گزارشهای قبلی اطلاعات روز، مراسم عاشورا در مناطق شیعهنشین شهر کابل به برخوردهای لفظی و موضعگیریهای بین رهبران مذهبی شیعیان و مقامهای طالبان منجر گردید. در ادامه، تلویزیون تمدن، که در ایام عاشورا برنامههای مذهبی و عزاداری را پوشش میداد، یک روز قبل از تاسوعا بسته شد. در جدیدترین مرحلهی این محدودیتها، حوزه علمیه خاتمالنبیین «مهرولاک» گردید. گرچه این حوزه علمیه دو سال قبل نیز بسته شده بود، اما تا صادر شدن حکم نهایی محکمه، قرار بود به فعالیت خود ادامه دهد.
تا پیش از تحولات اخیر، طالبان در گفتار رسمی خویش تلاش کردند از اختلافات مذهبی دوری کنند. گرچه در عمل تلاش کردند با زور، مذهب اسماعیلیهها را تغییر بدهند و یا والی هرات شیعیان را رافضی خوانده بود، اما با آن هم روند غالب در تریبونها همان گفتار ملایم و مداراجویانه بود. اکنون به نظر میرسد دیگر طالبان رفتار محتاطانه را کنار گذاشتهاند. به گزارش اطلاعات روز، مأموران امر به معروف و نهی از منکر طالبان در روز عاشورا در منطقهی قرهباغ کابل، در «مسجد خاتمالانبیا قلعهشاهی»، گفتهاند که «خوردن نذر شیعیان حرام است». همچنین در ماده دوم «اصولنامهی جزایی محاکم» طالبان، در تعریف مبتدع آمده است: «شخصی که عقیدهاش مخالف عقیدهی اهل سنت و جماعت است.» این تعریف با صراحت شیعیان را مبتدع اعلام میکند. مجموعهی این رویدادها فشارهای بیسابقهای را در سالهای اخیر بر شیعیان وارد ساخته است.
اشتباه محاسباتی ملاهای شیعه
تلویزیون تمدن، حوزه علمیه خاتمالنبیین و شورای علمای شیعه افغانستان همگی از میراثهای آیتالله شیخ آصف محسنی به شمار میروند و بهگونهای با یکدیگر پیوند و همپوشانی دارند. پس از بسته شدن تلویزیون تمدن و حوزه علمیه خاتمالنبیین، شماری از عالمان و روحانیان شیعه از اینکه مردم از این نهادها حمایت کافی نکردهاند و آنها را در برابر طالبان تنها گذاشتهاند، گلایه کردند.
محمدنسیم جعفری، از روحانیان شناختهشدهی شیعه، در توضیح اینکه چرا مردم در این موارد حمایتی از خود نشان ندادهاند، در فیسبوک خود نوشته است: «…اما چرا مردم ما از این مرکز حمایت نکردند که باعث شکوه و شکایت طرفداران این مرکز گردیده است… ما همه میدانیم که در طول دهه گذشته که هزارهها مورد کشتار سیستماتیک قرار داشتند، دهها کارزار برای توقف نسلکشی هزارهها در سراسر جهان، هم در فضای مجازی و هم در فضای حقیقی، برگزار شد و تلویزیون تمدن در هیچیک از این کارزارها با مردم همکاری و همنوایی نکرد.»
از سوی دیگر، شورای علمای شیعه افغانستان نیز در سالهای گذشته با برگزاری «روز فرهنگ هزاره» مخالفت کرده و آن را اقدامی در جهت دامن زدن به اختلافات قومی دانسته بود. با کنار هم قرار دادن این مواضع، میتوان گفت که بخش مهمی از روحانیت شیعه افغانستان در سالهای اخیر، دستکم در برخی حوزهها، رویکردی همسو یا سازگار با حاکمیت طالبان در پیش گرفته و کوشیده است از تقابل مستقیم با این گروه پرهیز کند. بااینحال، این رویکرد نهتنها به کاهش فشارهای مذهبی منجر نشده، بلکه طالبان در عمل محدودیتها را افزایش دادهاند و در روزهای اخیر نیز بزرگترین حوزه علمیه شیعیان افغانستان را تعطیل کردهاند.
به نظر میرسد که بخشی از روحانیت شیعه افغانستان در ارزیابی رویکرد مذهبی طالبان دچار اشتباه محاسباتی یا خوشبینی بیش از حد شده است. از مواضع و عملکرد این طیف چنین برمیآید که آنان خواهان نوعی مدارا و همزیستی با حاکمیت طالبان بودهاند و انتظار داشتهاند که در برابر حمایت یا دستکم عدم مخالفت با نظام طالبان، از آزادی نسبی برای فعالیتهای مذهبی خود برخوردار شوند. اما طالبان در عمل بارها نشان دادهاند که در حوزههای مربوط به مذهب و هویت قومی، آمادگی چندانی برای مدارا و تساهل ندارند. تعطیلی حوزه علمیه خاتمالنبیین را نیز میتوان در همین چارچوب تحلیل کرد. بهباور بسیاری از تحلیلگران مسائل افغانستان، مذهب و قومیت برای طالبان از جمله خطوط قرمزی هستند که این گروه در قبال آنها حاضر به سازش یا انعطاف نیست.