در زابل، بسیاری از دختران پیش از آنکه دورهی کودکیشان به پایان برسد، همسر و حتا مادر میشوند. اما کمبود شدید خدمات صحی، نبود داکتر و قابله زن و ازدواجهای زیر سن، بارداری و زایمان را برای آنان به تجربهای مرگبار تبدیل کرده است؛ بحرانی که هر روز جان مادران و نوزادان بیشتری را تهدید میکند.
هادیه در ۱۳ سالگی وادار به ازدواج شد. چهار سال پس از ازدواج باردار شد، اما جنیناش در رحم از بین رفت. ۱۸ ماه قبل بار دیگر باردار شد و این بار کودکش به دنیا آمد. اکنون کودک او به سوءتغذیه شدید مبتلا است.
هادیه با شوهر ۲۸ سالهاش در ولسوالی دورافتادهی «اتغر» ولایت زابل، در جنوب کشور و هممرز با پاکستان، زندگی میکند. در روستای محل زندگی آنان نه پرستار زن وجود دارد و نه قابله.
هادیه در صحبت با روزنامه اطلاعات روز میگوید که هنگام بارداری دوم، رحمش زخم برداشت و همین موضوع باعث شد که هنگام تولد فرزندش درد و رنج بسیار زیادی را تحمل کند.
زمستان سال گذشته، همسر هادیه او را با یک ریکشای باربری، پس از یک ساعت راه، به یک مرکز درمانی در ولسوالی «اتغر» منتقل کرد؛ مرکزی که امکانات درمانی کافی نداشت. او گفت: «کودک من به سوءتغذیه مبتلا شده است و دو ماه میشود که در شفاخانه در دستگاه مراقبت از نوزاد سپری کرده است اما وضعیت او خوب نشده است.»
زایمان در سایه کمبود امکانات
زایمان در شفاخانه ولسوالی «اتغر» زابل که پرستاران و قابلههای باتجربه و مسلکی ندارد، مشکلات صحی جدی برای هادیه به وجود آورده است.
او میگوید: «پس از ولادت سمت راست و چپ بدن من آسیب دیده است و میکروبی (عفونت) شده است و هر قدر تداوی هم میکنم، نتیجه نمیدهد.»
هادیه میگوید اگر در روستای آنان داکتر زن، قابله یا پرستار حضور میداشت، عفونت بدن و دیگر مشکلات صحیاش تا این اندازه شدید نمیشد. بهگفتهی او، کمبود شدید کارمندان صحی در زابل، زندگی مادران و نوزادان را تهدید میکند.
او میگوید: «وقت ولادت کودکم در مرکز صحی امکانات به حدی کم بود که پس از زایمان من با یک زن دیگر روی یک چپرکت بودم و این خیلی سخت بود. من ۱۵ روز در کلینیک بستر بودم و امکانات خیلی کم بود. شفاخانهها باید بیشتر امکانات داشته باشند.»
مادری در کودکی
شفیقه ۱۵ سال دارد، اما یکونیم سال قبل پدرش او را در بدل یک میلیون افغانی به عقد ازدواج مردی درآورد. او هنگام بارداری با کمخونی، کاهش وزن و افسردگی پس از زایمان روبهرو شد.
شفیقه به روزنامه اطلاعات روز گفت که تجربهی مادر شدن برایش بسیار دشوار بود و نمیدانست چگونه باید از کودک خود مراقبت و نگهداری کند.
او میگوید: «مرا در سن بسیار پایین شوهر دادند. بسیار کوچک بودم. شرایط زندگی برایم بسیار سخت شد. هرگز فکر نمیکردم زندگیام تا این اندازه سخت شود. سنم کم بود و نمیدانستم چگونه با این سختیها مبارزه کنم. وقتی یک زن در سن پایین باردار میشود، از تجربهی خودم میگویم که اعضای بدنش کامل نیست و توانایی آن را ندارد که کودک در وجودش رشد کند. با مشکلات بسیار زیاد، از جمله کمخونی و دیگر مشکلات صحی روبهرو میشود. تجربهی مادر شدن برای من بسیار سخت بود. وقتی کودکم به دنیا آمد، خودم هنوز کودک بودم. نمیدانستم چگونه به او غذا بدهم و چگونه به او شیر بدهم.»
شفیقه میگوید که همسرش او را درک نمیکند و با او با تندی برخورد میکند. همچنین، بهدلیل پایین بودن سنش، مادر شدن، مراقبت از فرزند و رسیدگی به امور خانه برایش بسیار دشوار است.
او تأکید میکند که به جای آنکه اکنون مادر باشد، باید درس میخواند. بهگفتهی او، اگر طالبان دروازههای مکاتب را بهروی دختران نمیبستند، اکنون در دورهی لیسه درس میخواند.
پس از حاکمیت دوبارهی طالبان در افغانستان و ممنوعیت آموزش دختران بالاتر از صنف ششم، شمار بیشتری از دختران زیر سن به ازدواج داده شدهاند.

درصد بالای مرگ مادران
یکی از مسئولان صحی در زابل به اطلاعات روز گفته است که در شش ماه گذشته، ۱۷۰ دختر زیر سن که ازدواج کرده بودند، برای زایمان به شفاخانه مرکزی قلات مراجعه کردهاند و از میان آنان نُه زن و ۳۰ نوزاد جان باختهاند.
نازگل میگوید که سه دختر خردسال خود را به عقد ازدواج درآورده است. کوچکترین دخترش را در ۱۲ سالگی به عقد مرد ۲۸ ساله درآورد و در بدل آن ۳۰۰ هزار افغانی دریافت کرد.
نازگل به روزنامه اطلاعات روز گفت که دخترش ۱۵ ماه پس از ازدواج باردار شد، اما هنگام زایمان جان باخت.
او میگوید که در ماه هشتم بارداری، دخترش با کمخونی و سوءتغذیه روبهرو شد. پس از انتقال به شفاخانه، داکتران با انجام عملیات جراحی توانستند کودک را زنده نجات دهند، اما مادر جان خود را از دست داد.
او میگوید که دخترش هنگام باردار شدن نمیدانست چگونه باید دوران بارداری را سپری کند و چگونه از وضعیت صحی خود مراقبت کند؛ «زندگی دختر ۱۳ سالهام قربانی ازدواج در سن پایین شد. ما او را در بدل ۳۰۰ هزار افغانی به یک مرد ۲۸ ساله فروختیم، اما او تجربهی مادر شدن را نداشت. در ماه هشتم بارداری، بهدلیل کمخونی و سوءتغذیه او را به شفاخانه انتقال دادیم. در شفاخانه برایش عملیات انجام دادند، اما بعد از آن جان خود را از دست داد.»
یکی از مسئولان صحی زابل به اطلاعات روز گفت که در شش ماه گذشته، ۲۷۴ مورد زایمان دختران زیر سن در مراکز صحی این ولایت ثبت شده است.
او گفت که از میان این دختران، ۵۶ نفر جان خود را از دست دادهاند، ۵۸ نوزاد مرده به دنیا آمدهاند و ۱۶۰ نوزاد دیگر که پیش از وقت به دنیا آمدهاند، در دستگاههای ویژه نگهداری میشوند.
اما این آمار تنها بخشی از میزان بالای مرگومیر مادران و نوزادان در زابل را نشان میدهد. بخش بزرگی از زایمانها، بهدلیل کمبود شدید داکتر زن، قابله و پرستار، بهصورت سنتی انجام میشود و همین کمبود کادر درمان، یکی از عوامل اصلی بالا بودن آمار مرگومیر زنان هنگام زایمان است.
یکی از کارکنان مرکز صحی «سیاچای» که بر درمانگاههای صحی زابل نظارت میکند، میگوید که در نزدیک به پنج سال حاکمیت دربارهی طالبان، آمار زایمان دختران زیر سن نگرانکننده بوده است.
او به شرط افشا نشدن نامش به اطلاعات روز گفت که آنان دو هزار و ۷۸۷ مورد زایمان دختران زیر سن را در زابل ثبت کردهاند؛ دخترانی که برای دریافت خدمات درمانی به مراکز صحی تحت نظارت این سازمان منتقل شدهاند.
او تأکید کرد که بیشتر این دختران در وضعیت وخیم صحی به این مراکز درمانی انتقال داده شدهاند.
آمار بالای مرگ مادران و نوزادان نشان میدهد که ازدواج در سن پایین، بارداری زودهنگام و کمبود شدید داکتران، قابلهها و پرستاران زن، سلامت زنان و کودکان را در زابل با بحران جدی روبهرو کرده است. در شرایطی که بخش بزرگی از زایمانها همچنان در مناطق دورافتاده و با امکانات محدود انجام میشود، کارکنان صحی هشدار میدهند که اگر دسترسی زنان به خدمات درمانی و مراقبتهای تخصصی بهبود نیابد، آمار مرگ مادران و نوزادان همچنان رو به افزایش خواهد بود.