گزارشگر: عادله سنگلاخی
برای هزاران مسافری که هر روز در شاهراه کابل-قندهار-هرات رفتوآمد میکنند، رسیدن به مقصد همیشه امر بدیهی نیست. این مسیر در سالهای اخیر بارها صحنه تصادفهای مرگبار بوده است؛ از برخورد موترهای مسافربری با وسایط باربری و واژگونی بسها گرفته تا حوادثی که در چند دقیقه، دهها خانواده را داغدار کردهاند. تکرار این حوادث، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که چرا یکی از مهمترین شاهراههای افغانستان همچنان چنین ناامن است.
هر تصادف در این مسیر فقط یک رویداد جادهای نیست؛ پشت هر حادثه، زندگیهایی قرار دارد که ناگهان متوقف شدهاند. مسافرانی که برای کار، دیدار خانواده یا بازگشت به خانه سوار موتر شدهاند، اما هرگز به مقصد نرسیدهاند. بررسی حوادث این شاهراه نشان میدهد که تلفات تنها نتیجهی یک عامل نیست؛ سرعت غیرمجاز و بیاحتیاطی رانندگان، مشکلات تخنیکی وسایط، وضعیت جاده و ضعف نظارت و مدیریت، در کنار هم میتوانند یک سفر عادی را به حادثهای مرگبار تبدیل کنند.
شاهراه کابل–هرات؛ مسیر حیاتی اما پرخطر افغانستان
شاهراه کابل–هرات یکی از مهمترین مسیرهای مواصلاتی افغانستان است که شرق کشور را به غرب آن وصل میکند. این جاده که بخشی از مسیر تاریخی و استراتژیک افغانستان به شمار میرود، برای میلیونها شهروند نقش حیاتی دارد؛ زیرا نهتنها مسیر اصلی رفتوآمد مسافران میان پایتخت و چندین بزرگشهر کشور است، بلکه راه انتقال کالا، مواد غذایی، محصولات تجارتی و کمکهای بشردوستانه نیز از همین محور عبور میکند.
این شاهراه حدود ۸۰۰ کیلومتر طول دارد و از چندین ولایت مهم افغانستان عبور میکند. مسافرانی که از کابل بهسوی هرات حرکت میکنند، پس از عبور از میدان وردک و غزنی، وارد مناطق جنوبی و غربی کشور میشوند و از مسیرهایی مانند زابل، قندهار و فراه به هرات میرسند و بزرگشهرهایی که در این مسیر قرار دارند نیز از همین بزرگراه استفاده میکنند که ازدحام را چند برابر کرده است. هر بخش این مسیر، ویژگیهای جغرافیایی و مشکلات خاص خود را دارد؛ از مناطق کوهستانی و پرپیچوخم گرفته تا دشتهای طولانی که رانندگان ساعتها بدون توقف در آن رانندگی میکنند.
اهمیت این شاهراه تنها به رفتوآمد مسافران محدود نمیشود. هرات بهعنوان یکی از مراکز مهم اقتصادی افغانستان، از طریق این مسیر با کابل و سایر ولایتها ارتباط دارد. تاجران، رانندگان موترهای باربری، شرکتهای حملونقل و هزاران خانوادهای که برای کار، تحصیل، درمان یا دیدار اقارب سفر میکنند، وابستگی مستقیم به این جاده دارند. به همین دلیل، هرگونه مشکل در این مسیر نهتنها یک مشکل ترافیکی، بلکه یک چالش اقتصادی و اجتماعی برای کشور محسوب میشود.
با وجود اهمیت این مسیر، شاهراه کابل–هرات در سالهای گذشته بارها بهدلیل تصادفهای مرگبار مورد توجه قرار گرفته است. افزایش حجم رفتوآمد، استفادهی گسترده از وسایط مسافربری و باربری، طولانی بودن مسیر و نبود امکانات کافی برای توقف و استراحت رانندگان، خطر وقوع حادثه را افزایش داده است. بسیاری از رانندگان مسافربری مجبور هستند فاصلهی طولانی میان شهرها را در زمان کوتاه طی کنند؛ موضوعی که میتواند خستگی و کاهش تمرکز را بهدنبال داشته باشد.
شاهراه کابل–هرات، با وجود نقش مهم اقتصادی و اجتماعی خود، برای بسیاری از شهروندان به مسیری همراه با نگرانی تبدیل شده است. تکرار حوادث مرگبار در این جاده نشان میدهد که مسأله تنها وقوع چند حادثهی پراکنده نیست، بلکه نیازمند بررسی عمیق عوامل انسانی، تخنیکی و مدیریتی است؛ موضوعی که در بخشهای بعدی این گزارش بررسی خواهد شد.
آمار و تصویر کلی تصادفها در شاهراه کابل–هرات
در نبود سیستم منظم ثبت و تحلیل حوادث، تفاوت در گزارشهای رسمی و رسانهای و ضعف دسترسی به اطلاعات دقیق باعث شده است که رقم واقعی قربانیان این حوادث بهصورت کامل مشخص نباشد؛ اما گزارشهای موجود نشان میدهد که هر سال صدها نفر در نتیجهی تصادفهای جادهای در افغانستان جان خود را از دست میدهند و هزاران نفر دیگر زخمی میشوند.
شاهراه کابل–هرات بهدلیل طولانی بودن، حجم بالای رفتوآمد و عبور از مناطق مختلف جغرافیایی، یکی از مسیرهایی است که بیشترین حوادث مرگبار در آن رخ میدهد. در این مسیر، تصادفها بیشتر در قالب برخورد وسایط مسافربری با موترهای باربری، واژگونی بسها، برخورد موترها در هنگام سبقت و انحراف وسایط از جاده ثبت شده است. بسیاری از این حوادث در ساعات شب، مسیرهای کوهستانی و نقاطی رخ دادهاند که امکانات کنترل ترافیکی و خدمات اضطراری محدود است.
گزارشهای حوادث سالهای اخیر نشان میدهد که در برخی رویدادهای بزرگ در مسیرهای منتهی به هرات، شمار قربانیان به دهها نفر رسیده است. در این حادثهها، خانوادههایی که برای سفرهای عادی، کار، درمان یا بازگشت به خانه حرکت کرده بودند، ناگهان با یک فاجعه روبهرو شدهاند. شدت برخی از این تصادفها به اندازهای بوده که تنها یک حادثه در چند دقیقه، زندگی دهها خانواده را تغییر داده است.
گزارشها در سالهای گذشته نشان داده است که حوادث ترافیکی در افغانستان پس از جنگ و ناامنی، یکی از عوامل عمدهی تلفات غیرنظامیان بوده است. با وجود کاهش نسبی درگیریهای مسلحانه در برخی مناطق، خطرات ناشی از تصادفهای جادهای همچنان پابرجا مانده است. افزایش سفرهای زمینی، استفاده از وسایط فرسوده و نبود امکانات کافی برای آموزش و آزمایش رانندگان، از عواملی است که این بحران را تشدید کرده است.
در شاهراه کابل–هرات، علاوه بر شمار زیاد مسافران، نوع وسایط نیز در میزان خطر نقش دارد. بسهای مسافربری که مسافتهای طولانی را طی میکنند، اغلب ساعتهای زیادی در جاده هستند. اگر راننده استراحت کافی نداشته باشد یا وسیله نقلیه از نظر تخنیکی بررسی نشده باشد، احتمال وقوع حادثه افزایش مییابد. همچنان، موترهای باربری سنگین که کالاهای تجارتی را انتقال میدهند، در صورت بیاحتیاطی یا نقص فنی میتوانند باعث حوادث شدید شوند.
نبود آمار دقیق و یک بانک اطلاعاتی جامع دربارهی تصادفها، یکی از مشکلات اساسی در مدیریت این بحران است. بدون اطلاعات دقیق دربارهی محل وقوع حادثهها، علتها، نوع وسایط و وضعیت قربانیان، برنامهریزی برای کاهش خطرات دشوار خواهد بود. بسیاری از حوادث تنها زمانی مورد توجه عمومی قرار میگیرند که شمار قربانیان زیاد باشد؛ در حالی که صدها حادثهی کوچکتر نیز هر سال اتفاق میافتد که کمتر رسانهای میشود.
آمار تصادفهای شاهراه کابل–هرات نشان میدهد که این مسأله تنها یک مشکل ترافیکی نیست، بلکه یک بحران انسانی است. پشت هر رقم و هر گزارش، زندگی انسانهایی قرار دارد که با هدف رسیدن به مقصد، وارد این مسیر شدهاند، اما هرگز به خانههایشان بازنگشتهاند. بررسی دقیق این حوادث و شناخت عوامل اصلی آن، نخستین گام برای جلوگیری از تکرار چنین تراژیدیهایی است.
مرگبارترین رویدادهای جادهای در شاهراه کابل–هرات در یکدههی اخیر
در یکدههی گذشته، شاهراه کابل–هرات و مسیرهای مرتبط با آن شاهد شماری از مرگبارترین حوادث ترافیکی افغانستان بوده است. این حوادث نهتنها بهدلیل شمار بلند قربانیان، بلکه بهدلیل تکرار الگوی مشابه؛ یعنی برخورد وسایط مسافربری با موترهای سنگین، آتشگرفتن وسایط، سرعت بلند و مشکلات جادهای، نگرانیهای زیادی را دربارهی ایمنی این مسیر به وجود آورده است.
بررسی مهمترین رویدادهای این دوره نشان میدهد که بسیاری از قربانیان، مسافرانی بودهاند که برای کار، دیدار خانواده، درمان یا بازگشت به خانه سفر میکردند؛ اما در چند دقیقه، سفر عادی آنان به یک تراژیدی بزرگ تبدیل شده است.
یکی از مرگبارترین تصادفهای ده سال اخیر در مسیرهای اصلی منتهی به غرب افغانستان، در ماه می سال ۲۰۱۶ در ولایت غزنی رخ داد. در این حادثه، در شاهراه کابل–قندهار، دو بس مسافربری و یک تانکر تیل با هم برخورد کردند. در نتیجهی برخورد و آتشگرفتن وسایط، دستکم ۷۳ نفر جان باختند و بیش از ۵۰ نفر دیگر زخمی شدند.
چند ماه پس از حادثهی غزنی، در سپتامبر ۲۰۱۶، یک حادثهی دیگر در شاهراه کابل–قندهار در ولایت زابل رخ داد. در این رویداد، برخورد یک تانکر تیل با یک بس مسافربری باعث کشتهشدن دستکم ۳۸ نفر و زخمیشدن ۲۸ نفر دیگر شد.
در مارچ ۲۰۲۴، یکی دیگر از حوادث مرگبار در محور کابل–هرات در ولسوالی گرشک ولایت هلمند رخ داد. در این حادثه، یک بس مسافربری که از هرات به سمت کابل در حرکت بود، با یک تانکر تیل برخورد کرد. در نتیجهی این حادثه، دستکم ۲۱ نفر جان باختند و دهها نفر دیگر زخمی شدند. این حادثه بار دیگر نشان داد که برخورد میان وسایط مسافربری و وسایط حامل مواد سوختی یکی از خطرناکترین سناریوها در شاهراههای افغانستان است؛ زیرا آتشگرفتن تانکرهای تیل معمولا باعث افزایش شدید تلفات میشود.
در پایان سال ۲۰۲۴، دو حادثهی بزرگ در شاهراه کابل–قندهار رخ داد که در مجموع حدود ۵۰ کشته و دهها زخمی بر جای گذاشت. یکی از این حوادث برخورد بس مسافربری با تانکر تیل در ولایت غزنی بود. قربانیان شامل زنان و کودکان نیز بودند.
یکی از مرگبارترین حوادث جادهای افغانستان در سالهای اخیر، در ماه آگست ۲۰۲۵ در ولایت هرات رخ داد. در این حادثه، یک بس حامل مهاجران که از ایران بازگردانده شده بودند، در ولسوالی گذره هرات با یک موتورسایکل و یک موتر باربری برخورد کرد و پس از آن آتش گرفت. در نتیجهی این حادثه، دستکم ۷۹ نفر جان باختند که ۱۹ کودک نیز شامل قربانیان بودند. این حادثه بهدلیل شمار بلند قربانیان، به یکی از مرگبارترین تصادفهای جادهای افغانستان در یکدههی اخیر تبدیل شد. بیشتر قربانیان در داخل بس بهدلیل آتشگرفتن وسیله جان خود را از دست دادند.
حوادث سال ۲۰۲۶
در این سال، گزارشهای رسانهای از وقوع دهها حادثه در مسیرهای کابل–قندهار، قندهار–هرات و کابل–هرات خبر دادهاند؛ حوادثی که در نتیجهی آنها دهها نفر کشته و صدها نفر زخمی شدهاند. بررسی گزارشهای منتشرشده نشان میدهد که برخورد موترهای مسافربری با وسایط باربری، سرعت و بیاحتیاطی رانندگان و وضعیت نامناسب وسایط، از عوامل تکرارشونده در این رویدادها بوده است.
نخستین موارد ثبتشده در ابتدای سال، در مسیر هرات–اسلامقلعه رخ داد. در هفتم جنوری، در دو حادثهی جداگانه در این مسیر، پنج نفر جان باختند و سه نفر دیگر زخمی شدند. این حوادث اگرچه در شاهراه کابل–هرات رخ ندادهاند، اما بخشی از شبکه جادهای غرب افغانستان هستند که هرات را به مسیرهای اصلی کشور و مرز ایران وصل میکنند.
در ۱۷ فبروری، یک حادثه در منطقهی آببند ولایت غزنی، در مسیر کابل–قندهار، پنج کشته و یک زخمی برجای گذاشت. یک روز بعد، در منطقهی مقر همین ولایت، در حادثهی دیگری میان یک موتر باربری و یک موتر مسافربری، سه نفر کشته شدند. تکرار حادثه در فاصلهی کوتاه در یک محور، پرسشهایی دربارهی ایمنی شاهراه و نحوه رانندگی در این مسیر ایجاد میکند.
در ۱۳ اپریل نیز دو حادثه در ولایت غزنی گزارش شد. یکی در منطقهی آببند و دیگری در ولسوالی گیلان رخ داد که در مجموع سه نفر کشته و سه نفر زخمی شدند. چند روز بعد، در ۲۲ اپریل، یک موتر مسافربری در غزنی واژگون شد و چهار نفر جان باختند و هفت نفر زخمی شدند. در همان روز یک حادثهی دیگر در قرهباغ نیز گزارش شد.
روند حوادث در ماه می نیز ادامه یافت. در ۲ می، در ولسوالی قرهباغ غزنی، برخورد دو موتر مسافربری با یک موتر باربری شش زخمی برجای گذاشت. در ۲۴ می نیز یک حادثهی ترافیکی در هلمند یک کشته و سه زخمی بر جای گذاشت. اما یکی از روزهای مرگبار این دوره ۱۴ جون بود؛ روزی که چند حادثهی مرگبار در محورهای غربی کشور گزارش شد. در ولایت غزنی، در مسیر کابل–قندهار، برخورد یک بس ۵۸۰ با یک موتر باربری دو کشته و ۲۹ زخمی برجای گذاشت. در فراه، در مسیر هرات–قندهار، برخورد یک هایلکس و یک فیلدر سه نفر را کشت و ۱۱ نفر دیگر را زخمی کرد. این دو رویداد در یک روز، تصویری نگرانکننده از وضعیت ایمنی جادههای منتهی به غرب افغانستان ارائه میکند.
تنها چند روز بعد، در ۱۰ جولای، یک حادثهی مرگبار دیگر در هلمند رخ داد. در منطقهی شوراب ولسوالی واشیر، در مسیر قندهار–هرات، یک بس ۵۸۰ با یک موتر باربری برخورد کرد. در این رویداد پنج نفر جان باختند و ۱۶ نفر زخمی شدند. این حادثه نیز بار دیگر خطر برخورد وسایط مسافربری با موترهای باربری را برجسته کرد.
مرور این حوادث نشان میدهد که تقریبا در همهی موارد، چند عامل مشترک وجود دارد: سرعت بلند، برخورد با وسایط سنگین، مشکلات تخنیکی، وضعیت نامناسب برخی بخشهای جاده و نبود امکانات کافی برای واکنش سریع پس از حادثه.
شاهراه کابل–هرات برای میلیونها شهروند یک مسیر حیاتی است؛ اما فهرست طولانی حوادث مرگبار آن نشان میدهد که بدون اصلاحات اساسی در بخش مدیریت ترافیک، آموزش رانندگان، معاینه وسایط و بهبود زیربناهای جادهای، خطر ادامه خواهد داشت. هر حادثه، تنها یک خبر نیست؛ بلکه یادآور دهها زندگی از دسترفته و خانوادههایی است که پیآمدهای آن را سالها تحمل میکنند.
عوامل اصلی تصادفهای مرگبار
تکرار تصادفهای مرگبار در شاهراه کابل–هرات تنها نتیجهی یک اشتباه لحظهای یا بیاحتیاطی یک راننده نیست؛ بلکه مجموعهای از عوامل انسانی، تخنیکی، زیربنایی و مدیریتی در کنار هم باعث شده است که این مسیر برای بسیاری از مسافران به یکی از خطرناکترین جادههای افغانستان تبدیل شود. بررسی حادثههای رخداده در این مسیر نشان میدهد که برای کاهش تلفات، باید عوامل مختلفی که زمینهی وقوع تصادف را فراهم میکنند، همزمان مورد توجه قرار گیرند.
یکی از مهمترین عوامل تصادفهای جادهای در شاهراه کابل–هرات، رفتار رانندگان است. سرعت غیرمجاز، سبقتهای خطرناک، عدم رعایت فاصله میان وسایط و بیتوجهی به قوانین ترافیکی از جمله مواردی است که در بسیاری از حادثهها گزارش شده است.
طولانی بودن مسیر کابل–هرات باعث میشود که برخی رانندگان برای رسیدن سریعتر به مقصد، سرعت خود را افزایش دهند. رانندگان موترهای مسافربری که معمولا تحت فشار زمانی قرار دارند، ممکن است ساعات طولانی بدون استراحت رانندگی کنند. خستگی، کاهش تمرکز و خوابآلودگی میتواند واکنش راننده را در شرایط اضطراری کاهش دهد و در چند ثانیه به یک حادثهی مرگبار منجر شود.
همچنین، نبود آموزشهای تخصصی و منظم برای برخی رانندگان، بهویژه رانندگان وسایط مسافربری و باربری، یکی دیگر از نگرانیها است. رانندگی در یک مسیر طولانی مانند کابل–هرات نیازمند مهارت، شناخت شرایط جاده و توانایی مدیریت وضعیتهای دشوار است؛ اما در عمل، همهی رانندگان از آموزشهای کافی برخوردار نیستند.
مشکلات زیربنایی نیز نقش مهمی در افزایش حوادث دارد. شاهراه کابل–هرات از مناطق مختلف جغرافیایی عبور میکند؛ مناطقی که برخی قسمتهای آن دارای پیچهای خطرناک، سراشیبیهای دشوار و شرایط نامناسب جوی است.
در بخشهایی از این مسیر، نبود علایم ترافیکی کافی، نبود موانع محافظتی در کنار جاده، کمبود روشنایی و مشخص نبودن خطوط جاده، خطر تصادف را افزایش میدهد. رانندگان در شب یا هنگام شرایط نامناسب آبوهوا، با مشکلات بیشتری روبهرو میشوند؛ زیرا تشخیص مسیر و پیشبینی خطرات دشوارتر میشود.
همچنین، فاصلهی طولانی میان شهرها باعث شده است که بسیاری از بخشهای این شاهراه از خدمات ضروری مانند مراکز امداد، آمبولانس و امکانات صحی فوری دور باشند. در برخی موارد، تأخیر در انتقال زخمیان به مراکز درمانی، شدت تلفات را افزایش میدهد.
عامل دیگری که در تصادفها نقش دارد، وضعیت برخی وسایط نقلیه است. بسیاری از موترهایی که در مسیرهای طولانی فعالیت میکنند، عمر بلند دارند و ممکن است با مشکلات تخنیکی مانند خرابی سیستم ترمز، مشکلات تایرها یا نقص در بخشهای حیاتی روبهرو باشند.
نبود معاینه تخنیکی منظم و نظارت کافی بر وضعیت وسایط، باعث میشود برخی موترها با وجود مشکلات فنی همچنان در جادهها فعالیت کنند. در یک مسیر سریع و پرتردد مانند کابل–هرات، نقص کوچک تخنیکی میتواند پیآمدهای بسیار سنگین داشته باشد.
در کنار عوامل انسانی و تخنیکی، ضعف مدیریت ترافیکی نیز یکی از چالشهای مهم است. نبود سیستم جامع ثبت و تحلیل تصادفها، کمبود کنترل سرعت، نظارت محدود بر رانندگان و تطبیق ناکافی قوانین باعث شده است که بسیاری از عوامل خطر همچنان ادامه پیدا کند.
کاهش تصادفهای شاهراه کابل–هرات نیازمند رویکردی همهجانبه است؛ رویکردی که تنها راننده را مسئول نداند، بلکه وضعیت جاده، کیفیت وسایط، سیستم نظارت و خدمات اضطراری را نیز اصلاح کند.
تا زمانی که این عوامل بهصورت اساسی بررسی نشود، هر حادثهی جدید در این شاهراه میتواند بار دیگر به یک تراژیدی انسانی تبدیل شود.
نقش حکومت و نهادهای مسئول؛ میان وعدههای اصلاحات و ادامهی حوادث
تکرار تصادفهای مرگبار در شاهراه کابل–هرات، همواره پرسشهایی را دربارهی مسئولیت نهادهای دولتی و چگونگی مدیریت ایمنی جادهها مطرح کرده است. پس از هر حادثهی بزرگ، مقامهای مسئول معمولا از بررسی علت حادثه، رسیدگی به زخمیان و جلوگیری از تکرار چنین رویدادهایی سخن میگویند؛ اما ادامه یافتن حوادث نشان میدهد که اقدامات انجامشده تا کنون نتوانسته است بهصورت اساسی میزان خطرات را کاهش دهد.
مدیریت ایمنی جادهها در افغانستان مسئولیت چندین نهاد مختلف است. نهادهای مرتبط با ترانسپورت، ترافیک، امنیت، صحت عامه و ادارات محلی هر کدام در بخشهایی از این روند نقش دارند. از تنظیم قوانین و صدور جواز رانندگی گرفته تا بررسی وضعیت وسایط، کنترل سرعت، نگهداری جادهها و ارائهی خدمات اضطراری پس از حادثه، همه نیازمند هماهنگی میان این نهادها است.
یکی از چالشهای اصلی، نبود یک سیستم جامع و منظم برای ثبت و تحلیل تصادفها است. در بسیاری از موارد، پس از وقوع حادثه، تمرکز بیشتر بر تعداد قربانیان و علت فوری مانند سرعت یا بیاحتیاطی راننده قرار میگیرد؛ اما اطلاعات دقیق دربارهی محل حادثه، وضعیت جاده، نوع وسیله نقلیه، شرایط راننده و عوامل محیطی کمتر بهصورت سیستماتیک بررسی میشود. بدون چنین اطلاعاتی، شناسایی نقاط خطرناک و طراحی برنامههای پیشگیرانه دشوار خواهد بود.
کنترل وسایط و معاینه تخنیکی نیز یکی از بخشهای مهم مدیریت ایمنی جادهها است. موترهای مسافربری و باربری که مسیرهای طولانی مانند کابل–هرات را طی میکنند، نیازمند بررسی منظم تخنیکی هستند. مشکلاتی مانند خرابی سیستم ترمز، وضعیت نامناسب تایرها یا نقص در بخشهای اساسی موتر میتواند در یک مسیر طولانی به حادثهای مرگبار تبدیل شود. کارشناسان تأکید دارند که نظارت دقیقتر بر شرایط وسایط میتواند از بسیاری از حوادث جلوگیری کند.
در بخش رانندگان نیز، صدور جواز رانندگی و آموزش حرفهای اهمیت زیادی دارد. رانندگی در شاهراههای طولانی نیازمند مهارتهای ویژه، شناخت قوانین و توانایی مدیریت شرایط دشوار است. بااینحال، نبود برنامههای منظم آموزشی و نظارت کافی بر عملکرد برخی رانندگان، یکی از نگرانیهایی است که در ارتباط با افزایش حوادث مطرح میشود.
همچنین، وضعیت جاده و امکانات کنار شاهراه از مسئولیتهای مهم حکومت است. بازسازی بخشهای آسیبدیده، نصب علایم ترافیکی، ایجاد موانع محافظتی در نقاط خطرناک و تأمین روشنایی در مناطق ضروری، از جمله اقدامهایی است که میتواند خطر تصادف را کاهش دهد. اما طولانی بودن مسیر کابل–هرات و نیاز به سرمایهگذاری گسترده، باعث شده است که برخی مشکلات زیربنایی همچنان باقی بماند.
خدمات اضطراری پس از حادثه نیز نقش تعیینکنندهای در کاهش تلفات دارد. در بسیاری از مناطق، فاصلهی زیاد میان محل حادثه و مراکز درمانی، کمبود آمبولانس و محدودیت امکانات صحی باعث میشود که برخی زخمیان پیش از رسیدن به کمکهای صحی جان خود را از دست بدهند. ایجاد مراکز امدادی در نقاط استراتژیک شاهراه میتواند زمان رسیدن کمکها را کاهش دهد.
شاهراه کابل–هرات یک مسیر حیاتی برای افغانستان است، اما حفظ جان مسافران در این مسیر نیازمند آن است که ایمنی جاده بهعنوان یک اولویت ملی دیده شود، نهتنها موضوعی که پس از هر حادثهی بزرگ مورد توجه قرار گیرد.