گردشگران ایرانی در افغانستان

گردشگری یا نمایش سیاسی؟

اطلاعات روز
photo: Social Media

نویسنده: میرویس هراتی


یادداشت اطلاعات روز: اطلاعات روز دیدگاه‌های مختلف در مورد مسائل گوناگون جامعه‌ی افغانستان را بازتاب می‌دهد. این دیدگاه‌ها لزوما منعکس‌کننده‌ی نظر و موضع اطلاعات روز و گردانندگان آن نیستند. اطلاعات روز فقط مجالی برای بیان دیدگاه‌ها فراهم می‌کند و درباره‌ی دیدگاه‌های وارده نفیا و اثباتا موضع‌گیری نمی‌کند. تمام دیدگاه‌های بیان‌شده در مقالات و یادداشت‌ها و صحت‌وسقم ادعاهای مطرح‌شده به خود نویسندگان مربوط است. اطلاعات روز از نقد دیدگاه‌های منتشرشده در بخش مقالات وارده نیز استقبال می‌کند]

از حدود دو سال به این‌سو، حضور گردشگران ایرانی در افغانستان به شکل محسوسی افزایش یافته است، گردشگرانی که البته شاید دقیق‌تر باشد آنان را گردشگران سفارشی جمهوری اسلامی بنامیم. در میان این افراد، گاهی زن و مرد و حتا اعضای یک خانواده نیز دیده می‌شوند که به افغانستان سفر می‌کنند. اما پرسش اساسی این است: آیا هدف اصلی این سفرها واقعا گردشگری و دیدن جاذبه‌های افغانستان است، یا این سفرها بخشی از یک نمایش سیاسی برای سفیدنمایی از طالبان و حکومت طالبانی است؟

سؤال مهم‌تر این‌جا است: اگر افغانستان آن‌گونه که رسانه‌های جمهوری اسلامی در سال‌های گذشته به تصویر می‌کشیدند، کشوری ناامن و غیرقابل سفر بود، که البته و صدالبته دست ایران هم در آن ناامنی‌ها دخیل بود، چرا امروز شهروندان ایران با آرامش بیشتری به آن سفر می‌کنند؟ و چرا همین اتفاق در دوران جمهوریت با این گستردگی رخ نمی‌داد؟

شاید در نگاه نخست گفته شود که دلیل سفر نکردن گردشگران ایرانی در دوران جمهوریت، ناامنی افغانستان بوده است، اما این پاسخ تمام واقعیت نیست. در دوران جمهوریت نیز گردشگران ایرانی به افغانستان سفر می‌کردند، هرچند تعدادشان محدود بود. بنابراین، مسأله را باید فراتر از موضوع امنیت بررسی کرد.

نخستین عامل، تصویری بود که رسانه‌های جمهوری اسلامی از افغانستان ارائه می‌کردند. در بسیاری از موارد، افغانستان در رسانه‌های ایران کشوری به‌شدت ناامن، بی‌ثبات و خطرناک معرفی می‌شد، کشوری بدون جاذبه‌ی گردشگری، با مردمان خشن، پس‌مانده و دور از تمدن، تصویری که طبیعی بود شهروند ایرانی را از سفر به افغانستان بازدارد. در حالی که افغانستان دوران جمهوریت، با وجود مشکلات امنیتی، قطعا آن تصویری نبود که در رسانه‌های ایران ترسیم می‌شد.

اما مسأله فقط امنیت نبود. افغانستان دوران جمهوریت، با تمام ضعف‌ها و کاستی‌هایش، یک نظام سیاسی متفاوت با جمهوری اسلامی داشت؛ نظامی که در آن انتخابات برگزار می‌شد و زنان حضور بسیار فعال داشتند، رسانه‌های نسبتا آزاد فعالیت می‌کردند، زنان و دختران در دانشگاه‌ها و محیط‌های کاری حضور داشتند و جامعه، هرچند با مشکلات فراوان، تجربه‌ای متفاوت از یک نظام دموکراتیک را پشت سر می‌گذاشت.

برای حکومتی که خود را در برابر جامعه‌ای معترض و خواهان آزادی و تغییر می‌بیند، وجود چنین تجربه‌ای در همسایگی‌اش می‌تواند موضوعی حساس باشد. زیرا رفت‌وآمد شهروندان و ارتباط مستقیم آنان با جامعه‌ای که آزادی‌های اجتماعی و سیاسی متفاوتی را تجربه می‌کند، می‌تواند مقایسه ایجاد کند و مقایسه چیزی نیست که حکومت‌های اقتدارگرا همیشه از آن استقبال کنند.

اما امروز شرایط تغییر کرده است.

طالبان نظامی را بر افغانستان حاکم کرده‌اند که در بسیاری از زمینه‌ها با الگوی حکومت دینی و اقتدارگرای جمهوری اسلامی شباهت‌هایی دارد، از محدودیت‌های گسترده‌ی اجتماعی و سیاسی گرفته تا محدودیت شدید بر حقوق و آزادی‌های زنان و اقوام غیرپشتون، در چنین شرایطی، سفر شهروندان ایرانی به افغانستان دیگر الزاما همان معنای سفر به افغانستان دوران جمهوریت را ندارد.

این‌جا است که این پرسش جدی‌تر می‌شود: آیا بخشی از این سفرها صرفا برای گردشگری است، یا اهداف دیگری نیز پشت آن قرار دارد؟

وقتی رسانه‌های جمهوری اسلامی و برخی نهادهای وابسته به آن، تصویری متفاوت و حتا مثبت از حکومت طالبان ارائه می‌کنند و هم‌زمان شهروندان ایران را به دیدن افغانستان تحت حاکمیت طالبان ترغیب می‌کنند، دشوار است که تمام این رفت‌وآمدها را فقط یک پدیده عادی گردشگری بدانیم.

این سفرها می‌تواند در خدمت یک روایت سیاسی نیز قرار گیرد، روایتی که می‌خواهد به جامعه‌ی ایران بگوید: حکومت دینی الزاما به معنای آن چیزی نیست که شما تصور می‌کنید و حتا با مقایسه جمهوری اسلامی با طالبان، چنین القا کند که اگر جمهوری اسلامی واقعا یک حکومت مستبد و دینی بود، وضعیت زنان در ایران می‌بایست مانند افغانستان باشد؛ زنان نباید حق تحصیل و کار داشته باشند و نباید در عرصه‌های مختلف اجتماعی حضور پیدا کنند.

در واقع، مقایسه‌ای که در این روایت ساخته می‌شود، یک مقایسه‌ی گمراه‌کننده است: به‌ جای این‌که جمهوری اسلامی با معیارهای یک نظام آزاد و دموکراتیک سنجیده شود، آن را با طالبان مقایسه می‌کنند تا نتیجه‌ی مطلوب به دست آید.

از این منظر، مسأله فقط حضور چند گردشگر ایرانی در افغانستان نیست، مسأله روایتی است که از این سفرها ساخته و به جامعه‌ی ایران عرضه می‌شود. اگر گردشگری صرفا گردشگری باشد، دیدن آثار تاریخی، طبیعت، فرهنگ و مردم یک کشور است. اما وقتی سفر به یک کشور با تبلیغ سیاسی، سفیدنمایی از یک حکومت و استفاده رسانه‌ای از تصاویر آن همراه می‌شود، دیگر نمی‌توان آن را صرفا یک سفر تفریحی و گردشگری معمولی دانست.

بنابراین، سؤال اصلی این نیست که چرا ایرانی‌ها امروز به افغانستان سفر می‌کنند؟ سؤال مهم‌تر این است که چرا تصویری که امروز از افغانستان به شهروندان ایران نشان داده می‌شود، با تصویری که در دوران جمهوریت از همین کشور ارائه می‌شد، تا این اندازه متفاوت است؟

آیا این پرسش در ذهن و افکار جمعی جامعه‌ی ایران و افغانستان نیست که مگر طالبان همان‌هایی نیستند که در سال ۱۳۷۷ دیپلمات‌های ایرانی را به رگ‌بار بستند؟

واقعیت این است که پاسخ این پرسش‌ها را باید نه فقط در وضعیت افغانستان، بلکه در نیازهای سیاسی و تبلیغاتی حکومت ایران نیز جست‌وجو کرد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه