۲۱ هزار مدرسه‌ی دینی؛ نظام آموزشی افغانستان به کدام سمت می‌رود؟

اطلاعات روز

نویسنده: ح. خموش


پنج سال از حاکمیت گروه طالبان بر افغانستان می‌گذرد؛ پنج سالی که در آن نظام آموزشی این کشور یکی از تاریک‌ترین دوره‌های تاریخ خود را پشت سر گذاشته است. بسته ماندن مکاتب دخترانه، محدودیت‌های گسترده در آموزش پسران و تغییر بنیادین نظام آموزشی براساس رویکرد و ایدئولوژی طالبان، آینده‌ی آموزش در افغانستان را به یکی از نگران‌کننده‌ترین مسیرهای ممکن در دنیای امروز سوق داده است.

براساس آمار منتشرشده از سوی نهادهای بین‌المللی از جمله یونسکو، تنها شمار دخترانی که در افغانستان از آموزش متوسطه محروم شده‌اند به حدود دوونیم میلیون می‌رسد. در کنار این محرومیت گسترده، وضعیت مکاتب پسرانه نیز در سراسر افغانستان روزبه‌روز نگران‌کننده‌تر می‌شود. تغییر مسیر یا به بیان دقیق‌تر، دستکاری نظام آموزشی از سوی طالبان که خود از نظر کیفیت آموزشی نیز کارنامه‌ای بسیار ضعیف دارند، باعث شده است نگاه بسیاری از مردم افغانستان به آموزش و آینده‌ی تحصیلی فرزندان‌شان تغییر کند.

این تغییر نگاه را می‌توان در زندگی خانواده‌هایی دید که زمانی با وجود فقر و دشواری‌های اقتصادی، برای تحصیل فرزندان‌شان تلاش می‌کردند؛ اما اکنون نسبت به آینده‌ای که نظام آموزشی تحت حاکمیت طالبان برای کودکان‌شان رقم می‌زند، نگران‌ اند.

محمود، باشنده‌ی اصلی ولسوالی دولتیار ولایت غور و پدر شش فرزند، می‌گوید دو پسر بزرگش تحصیلات عالی دارند؛ «یک پسرم در رشته‌ی انجنیری درس خوانده است و پسر دومم کمپیوتر ساینس خوانده است.»

او می‌گوید در دوران حکومت‌های حامد کرزی و اشرف غنی، با وجود دشواری‌های فراوان، تلاش کرده است هزینه‌ی تحصیل فرزندانش را تأمین کند؛ «من در روستاها چوپانی می‌کردم، اما پول خرج پسرانم را می‌رساندم.»

اما نگاه محمود به آموزش در سال‌های اخیر تغییر کرده است. او اکنون حاضر نیست سه پسر دیگرش را حتا به مکتب بفرستد. بزرگ‌ترین پسر مکتبی او در صنف یازدهم یک مکتب دولتی در مربوطات پشته‌نور ولسوالی دولتیار درس می‌خواند، اما این روزها به جای مکتب، همراه پدرش مصروف کشت و زراعت است.

محمود معتقد است مکاتب فعلی ممکن است از فرزندانش «مجاهد» بسازند؛ چیزی که او نمی‌خواهد آینده‌ی آنان را با آن گره بزند. او می‌گوید حاضر نیست فرزندانش با انتحار، انفجار و حتا کشتن انسان‌ها تربیت شوند و آموزش ببینند؛ «بهتر است دهقانی‌اش را بکند. من شصت سال است نان حلال می‌خورم؛ این‌ها هم مانند خودم کار و زندگی کنند.»

نگرانی محمود تنها دیدگاه یک شهروند در یکی از دورافتاده‌ترین مناطق افغانستان نیست. نگرانی او بازتاب نگرانی هزاران خانواده‌ای است که اکنون آینده‌ی آموزش و آینده‌ی فرزندان‌شان را در نظام آموزشی طالبان مبهم و خطرناک می‌بینند. برای بسیاری از این خانواده‌ها، مسأله دیگر فقط محرومیت دختران از آموزش نیست؛ بلکه این پرسش نیز مطرح است که پسران‌شان در مکاتب و مراکز آموزشی تحت حاکمیت طالبان چه نوع آموزشی دریافت می‌کنند و این آموزش آنان را به چه آینده‌ای هدایت خواهد کرد.

نگرانی درباره‌ی مسیر آینده‌ی نظام آموزشی طالبان در حالی شدت گرفته است که آمار تازه، تصویری نگران‌کننده از تغییر ساختار آموزشی افغانستان ارائه می‌کنند. براساس ارقام منتشرشده، طالبان اکنون حدود ۲۱ هزار مدرسه‌ی دینی فعال را در افغانستان تحت نظارت دارند؛ مراکزی که آینده‌ی آموزشی و فکری دانش‌آموزان آن‌ها با نگرانی‌های جدی روبه‌رو است.

در شماری از این مدارس، آموزش بر مبنای قرائتی به‌شدت افراطی از دین استوار است و در نتیجه، به جای آن‌که دانش‌آموز را برای زندگی در یک جامعه‌ی پیچیده و مدرن آماده کند، زمینه‌ی بازتولید افراطیت را فراهم می‌کند.

الله‌نور، یکی از شاگردان یک مدرسه‌ی دینی در شهر فیروزکوه، مرکز غور، نمونه‌ای از این تغییر است. او پس از دو سال تحصیل در یک مدرسه، اکنون به این باور رسیده است که «جهاد علیه هر فردی که در برابر امارت اسلامی، ولو یک کلمه‌ی انتقادی بگوید، فرض است؛ سنگسار یکی از اصول اساسی دین مبین اسلام است و زن حق ندارد حتا به طرف یک نامحرم نگاه کند».

اما او نمی‌داند نیوتن کیست و نمی‌تواند یک معادله‌ی یک‌مجهوله درجه‌دوم را حل کند؛ در حالی که می‌تواند ملا عمر و ملا هبت‌الله آخوندزاده را به‌ سادگی معرفی کند.

دیدگاه الله‌نور برای لحظه‌ای آدم را به فکر فرو می‌برد و حتا مو بر بدن راست می‌کند. تصویری که از آینده ارائه می‌کند، چنان تاریک و نگران‌کننده است که تصور یک افغانستان باثبات را، دست‌کم برای چندین نسل آینده، دشوار می‌سازد.

آنچه در افغانستان می‌گذرد نشان می‌دهد که طالبان با تغییر مسیر نظام آموزشی، در پی آن‌ اند که از مکاتب و مدارس دینی این کشور نسلی را فارغ کنند که از نظر فکری و ایدئولوژیک شبیه همان نیروهایی باشند که پیش از این از مدارس حقانی در کنر و مدارس جهادی اکوره ختک در پاکستان بیرون می‌آمدند.

در چنین شرایطی، بسته ماندن مکاتب دخترانه -هرچند یک فاجعه‌ی بزرگ انسانی و آموزشی است- تنها بخشی از نگرانی درباره‌ی آینده‌ی آموزش در افغانستان است. دختران محروم از آموزش، قربانیان این وضعیت‌ اند؛ اما نگرانی بزرگ‌تر شاید اکنون متوجه نوع آموزشی باشد که برای پسران افغانستان ارائه می‌شود.

اگر کودکان و نوجوانان این کشور از آموزش باکیفیت، علوم جدید و تفکر انتقادی محروم شوند و در عوض در محیط‌هایی آموزش ببینند که افراطیت، اطاعت بی‌چون‌وچرا و خشونت را بازتولید می‌کند، پی‌آمدهای آن محدود به یک نسل نخواهد بود.

مسأله امروز فقط این نیست که چه تعداد دختر از رفتن به مکتب محروم شده‌اند؛ پرسش مهم‌تر این است که چه نوع نسلی از مکاتب و مدارس افغانستان فارغ خواهد شد.

اگر مسیر کنونی ادامه پیدا کند، طالبان نه فقط دروازه‌های مکاتب دخترانه را بسته‌اند، بلکه ممکن است دروازه‌های آینده‌ی افغانستان را نیز به‌روی علم، تفکر و توسعه ببندند. پی‌آمد چنین تغییری می‌تواند ضربه‌ای باشد که نه یک نسل، بلکه نسل‌های متعدد افغانستان را تحت تأثیر قرار دهد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه