هر شب از ساعت ۹:۰۰ تا ۱۰:۰۰، جلسهای مجازی در «گوگل میت» برگزار میشود. این جلسه یک گرداننده و چندین سخنران دارد و موضوع اصلی آن بلاکچین، ارز دیجیتال (رمزارز) و سرمایهگذاری در پلتفرم «اسجیتی» (SGT) است. این جلسهها بیشتر برای اعضای جدید شبکه برگزار میشود تا با سازوکار فعالیت و سرمایهگذاری در آن آشنا شوند. این شبکه هرمی تازه راهاندازی شده است و بهگفتهی اعضای آن، تا کنون ۲۶ هزار عضو دارد و عضویت در آن با پرداخت ۱۰۰ دالر آغاز میشود.
فاطمه پنج ماه پیش به این شبکه پیوسته و هرشب در جلسهها شرکت میکند. او تا کنون ۲۰۰ دالر را از صرافیهای رمرارز تتر خریده و در آن واریز کرده است، اما درآمد او در این مدت تنها ۴۰ دالر بوده و این درآمد بهخاطر دو نفری است که او به این شبکه وارد کرده است. یعنی آنچه به دست آورده، از پولی که پرداخت کرده کمتر است. بااینحال، برای ادامهی فعالیت در شبکه و اضافهکردن اعضای جدید به زیرشاخهی خود، فاطمه باید تلاش زیادی کند. او ناچار است با اعضای دور و نزدیک خانواده و دوستانش تماس بگیرد و دربارهی این شبکه با آنان صحبت کند؛ حتا در برخی موارد برای جلب اعتماد و همراهکردن آنان، در رستورانتها مهمانی میدهد. بااینحال، پیدا کردن افرادی که در شرایط کنونی حاضر باشند روی ارزهای دیجیتال سرمایهگذاری کنند، برای او آسان نیست. فاطمه میگوید افرادی هستند که هزاران دالر در این پلتفرم سرمایهگذاری کردهاند و بهدنبال جذب افراد جدید در زیرشاخهی خود سرگردان اند.

نام این شبکه هرمی اسجیتی (SGT) است و از عبارت(Smart Global Token) گرفته شده و در فارسی از آن با عنوان «قرارداد هوشمند» یاد میکنند. با وجود دشواریهایی که برخی اعضا در جذب افراد جدید دارند، هر روز اعضای تازهای به شبکه اضافه میشوند. فاطمه نیز پس از سقوط افغانستان به دست طالبان، بستهشدن دانشگاهها و تجربهی کار در خیاطی در شهر غزنی، سرانجام همراه با پنج نفر از دوستانش به این شبکه پیوسته است.
شبکه اسجیتی (SGT)
شبکه هرمی اسجیتی، نمونهای جدید فعالیت هرمی است که با استفاده از مفاهیمی مانند بلاکچین، ارز دیجیتال و رمزارز، خود را در قالب یک پلتفرم مدرن سرمایهگذاری معرفی میکند. این شبکه با استفاده از فضای دیجیتال و انتقالهای رمزارزی توانسته است اعتماد بیش از ۲۶ هزار کاربر را جلب کند؛ اما براساس روایت سرمایهگذاران، فعالیت آن بر ساختاری غیرشفاف و وابسته به ورود سرمایههای جدید استوار است. شیوه فعالیت این شبکه شباهتهای زیادی با طرحهای هرمی دارد که در دوران جمهوریت نیز در افغانستان فعال بودند و در کشورهای مختلف نیز نمونههای مشابه آن بارها به از بین رفتن سرمایه افراد منجر شده است. در این نوع سیستمها، درآمد اعضای قدیمی معمولا به ورود اعضای جدید وابسته است و کاربران نیز تشویق میشوند دوستان، بستگان و آشنایان خود را به شبکه دعوت کنند تا در ازای جذب افراد بیشتر، سود یا امتیاز بیشتری به دست آورند.
فاطمه میگوید که هر فردی که وارد شبکه شود، ۲۰ تتر بهصورت مستقیم به حساب همان فردی میرود که او را به یکی از شاخههای خود اضافه کرده است. همین سازوکار باعث میشود اعضا برای پیدا کردن افراد جدید و گسترش زیرشاخههای خود تلاش کنند. در کنار آن، هر جایگاه در این شبکه ۱۰۰ دالر قیمت دارد. بااینحال و بهگفتهی فاطمه، برخی افراد تنها به خرید یک جایگاه بسنده نکردهاند و بیش از هزار دالر برای خرید جایگاه و سرمایهگذاری در این شبکه پرداخت کردهاند.
یکی از مهمترین ابهامها دربارهی اسجیتی، نبود اطلاعات شفاف دربارهی منبع واقعی درآمد، هویت گردانندگان، مجوزهای قانونی و گزارشهای مالی آن است. فعالیت اسجیتی تنها به افغانستان محدود نمانده و در میان افغانستانیهای مقیم پاکستان نیز گسترش یافته است.
بررسیها نشان میدهد که اسجیتی خود یک رمزارز جدید است. ساخت و ثبت یک رمزارز برای برنامهنویسان حرفهای، بهخودیخود کار دشواری نیست. گردانندگان شبکه نیز برای اعضای جدید جلسات آموزشی برگزار میکنند و با ارائهی لینکهایی که در مرورگرها اطلاعات محدودی دربارهی اسجیتی نشان میدهند، تلاش میکنند اعضای تازه را با این سیستم آشنا کنند. در عمل، اما انتقال سرمایه در این شبکه بر پایه پرداخت مستقیم پول کاربران به یک شبکه ناشناس و غیرشفاف انجام میشود. پرداختهایی که براساس روایت سرمایهگذاران، رسید یا تضمین حقوقی و قانونی مشخصی برای آن ارائه نمیشود. همین مسأله، در کنار نبود اطلاعات روشن دربارهی گردانندگان و وضعیت مالی شبکه، پرسشهای جدی دربارهی سازوکار واقعی فعالیت اسجیتی و محل گردش سرمایههای واردشده به آن ایجاد کرده است.
چگونه ساخته شده است؟
این اولینبار نیست که شبکههای هرمی با استفاده از مفاهیم ارزهای دیجیتال شروع به کلاهبرداری میکنند. چند ماه پیش شبکه هرمی گولد بیاس، مشهور به توماس توسط گردانندگان اصلی آن بسته شد و هزاران دالر سرمایهی مردم سرقت شد. نادر رضایی، کارشناس ارشد کامپیوترساینس میگوید که ساخت یک رمزارز برای یک برنامهنویس حرفهای کار پیچیدهای نیست.
«سادهترین حالت، ساخت یک توکن روی بلاکچینهای موجود مانند اتریوم، بایننس اسمارتچین یا سولانا است. در این روش، برنامهنویس نیازی به ساخت یک شبکه بلاکچین از صفر ندارد و میتواند با استفاده از استانداردها و کدهای آماده، یک قرارداد هوشمند ایجاد و توکن جدید را روی یک شبکه موجود ثبت کند. حتا ابزارهایی وجود دارد که انجام این کار را بدون نیاز به نوشتن کدهای پیچیده ممکن میکند.
در حالت دیگر، اگر هدف ایجاد یک کوین با بلاکچین مستقل باشد، کار پیچیدهتر میشود، اما باز هم میتوان از کدهای متنباز رمزارزهای موجود مانند بیتکوین یا لایتکوین استفاده و بخشهایی از آن را تغییر داد. تفاوت اصلی اینجا است که ایجاد یک شبکه مستقل فقط به نوشتن کد محدود نمیشود. چنین شبکهای برای فعالیت واقعی به نودها، کاربران و سازوکارهای امنیتی نیاز دارد. به همین دلیل، دشواری اصلی در این مرحله نه صرفا ساختن خود رمزارز، بلکه ایجاد شبکهای امن و قابل اعتماد در اطراف آن است.»
بهگفتهی رضایی، صرف ساختهشدن یک رمزارز به معنای ارزشمند یا معتبر بودن آن نیست. یک برنامهنویس میتواند توکن جدیدی ایجاد کند، اما اعتبار و ارزش آن به عواملی مانند شفافیت پروژه، کاربرد واقعی، امنیت شبکه، میزان استفادهی کاربران و اعتماد بازار بستگی دارد. بنابراین، نام «رمزارز» یا وجود یک توکن روی بلاکچین، به تنهایی نمیتواند تضمینی برای اعتبار یک پروژه یا سرمایهگذاری در آن باشد.
براساس مشاهدات نادر رضایی، اسجیتی روی بلاکچین بایننس، یا (BNB Chain)، ساخته شده است. «هر فرد بامهارت میتواند با استفاده از زیرساختهای یک بلاکچین عمومی، توکن جدیدی ایجاد کند. اما برخی پروژههای جعلی، کد قرارداد هوشمند به شکلی نوشته میشود که کاربر میتواند توکن را بخرد اما هنگام فروش با محدودیت مواجه شود. در روش دیگری گردانندگان پس از جذب سرمایه و افزایش نقدینگی، داراییهای موجود در استخر نقدینگی را خارج میکنند.»
شبکهی PFG
شبکه اسجیتی تنها شبکهی هرمی فعال در افغانستان نیست. بهتازگی شبکهی دیگری با نام ربات پیافجی (PFG AI BOT) نیز وارد این حوزه شده است. این شبکه مدعی است با استفاده از هوش مصنوعی در بازار ترید، تجارت و زراعت سرمایهگذاری میکند. این شبکه نیز مانند اسجیتی، برای اعضای خود دورههای آموزشی برگزار میکند و آموزشهای آن از طریق افرادی در پاکستان ارائه میشود.

در این طرح، شروع میزان سرمایهگذاری آن بین ۲۰۰ دالر تعیین شده است. براساس بررسیها، این شبکه نیز فعالیت خود را با استفاده از برنامهنویسی و ساختارهای فنی آغاز کرده است، اما در آموزشها و صحبتهای لیدرهای آن، تأکید بیشتر بر «تیمسازی» و جذب افراد جدید است. ورود به این شبکه نیز از ۲۰۰ دالر آغاز میشود و اعضا تشویق میشوند با تشکیل تیم و اضافهکردن افراد جدید، فعالیت خود را گسترش دهند. در نتیجه، در کنار ادعای استفاده از هوش مصنوعی برای انجام معاملات، بخش قابلتوجهی از تمرکز شبکه بر جذب سرمایهگذاران جدید و توسعهی تیمها قرار دارد.

وجه مشترک این شبکهها در شیوه ورود افراد دیده میشود. فرد ابتدا پول خود را در اختیار میگیرد، از صرافیها رمزارز تتر میخرد و سپس با واریز کردن آن به حسابهای نامعلوم وارد شبکه میشود. اما هزینهی ورود به شبکه به همین پرداخت اولیه محدود نمیماند. ادامهی فعالیت و تلاش برای تیمسازی نیز به پول نیاز دارد. به این ترتیب، فردی که با امید کسب درآمد وارد شبکه شده است، برای حفظ موقعیت خود و گسترش فعالیتش ناچار است بار دیگر سرمایه وارد کند و برای جذب اعضای جدید تلاش کند.
افغانستان و بحران اشتغال
رشد چنین شبکههایی را نمیتوان جدا از شرایط اقتصادی افغانستان دید. پس از بازگشت طالبان به قدرت، فشارهای اقتصادی و اجتماعی در افغانستان افزایش یافته و در این شرایط، جستوجو برای راههای سریع کسب درآمد برای بسیاری از مردم به یک ضرورت تبدیل شده است. بیکاری، کاهش درآمد خانوارها، ضعیفشدن توان اقتصادی خانوادهها و محدودبودن فرصتهای سرمایهگذاری، افراد را بیشتر در معرض وعدههایی قرار میدهد که از سود سریع و درآمد آسان سخن میگویند. گزارشهای سازمان ملل متحد نیز از عمق بحران اقتصادی در افغانستان حکایت دارد. براساس گزارشهای این سازمان، در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۲۸ میلیون نفر در افغانستان برای تأمین ابتداییترین نیازهای زندگی با مشکل روبهرو بودند. برنامه توسعه سازمان ملل متحد نیز اعلام کرده است که بیش از ۸۰ درصد خانوادهها بدهکار هستند و نزدیک به سهچهارم مردم برای ادامهی زندگی به راهکارهای اضطراری و پرخطر متوسل میشوند. برآوردهای این نهاد همچنین از نرخ بالای بیکاری و فقر گسترده در کشور حکایت دارد.
در این حالت وقتی شبکهای با استفاده از واژههایی مانند رمزارز، بلاکچین یا هوش مصنوعی خود را بهعنوان فرصت جدید سرمایهگذاری معرفی میکند، برای فردی که بهدنبال درآمد است، ممکن است بیش از یک سرمایهگذاری معمولی، شبیه یک راه نجات اقتصادی به نظر برسد. وعدهی درآمد بالا و سریع، بهویژه زمانی که با آموزشهای مجازی، اصطلاحات فنی و داستان موفقیت اعضای دیگر شبکه همراه باشد، میتواند جذابیت بیشتری پیدا کند. اما برای ورود به این شبکهها، فرد باید سرمایه اولیه فراهم کند و سپس برای ادامهی فعالیت نیز هزینه و سرمایه بیشتری صرف کند. به همین دلیل، برای کسانی که با هدف رسیدن به درآمد وارد میشوند، میزان واقعی سود، منبع درآمد شبکه و نحوه بازگشت سرمایه، پرسشهایی اساسی است.
چند ماه پیش نیز فروپاشی شبکه هرمی «گولد بیاس» در افغانستان، هزاران سرمایهگذار را با زیانهای سنگین روبهرو کرد. این شبکه با وعدهی سودهای روزانه و استفاده از رمزارزها، سرمایهی افراد را جذب میکرد و اعضا نیز برای افزایش درآمد، دوستان و اعضای خانوادهی خود را به سرمایهگذاری تشویق میکردند. پس از متوقفشدن برداشتها، بسیاری از کاربران سرمایههای خود را از دست دادند و برای بازگرداندن داراییهای مسدودشده نیز از آنان پول بیشتری درخواست شد. تجربهی گولد بیاس اکنون در حالی پیش روی کاربران است که شبکههای تازهای با استفاده از رمزارز، بلاکچین و هوش مصنوعی در حال جذب سرمایه و عضوگیری در افغانستان اند.