اگر بدانم در یک قدمی مرگ به رویایم می‌رسم…

اطلاعات روزعادله سنگلاخی
photo: AI Generated / ChatGPT

راضیه احمدی هنوز خودش را در چپن سفید داکتری تصور می‌کند؛ با استاتسکوپی که روزی آرزو داشت بر گردنش آویزان باشد و آینده‌ای که سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش کرده بود. اما رویای او درست زمانی با مانعی بزرگ روبه‌رو شد که به امتحان‌های نهایی سال اول دانشگاه نزدیک می‌شد. طالبان دروازه‌های دانشگاه را به‌روی دختران بستند و مسیر تحصیل او در رشته‌ی طب معالجوی نیمه‌تمام ماند. برای راضیه، بسته‌شدن دانشگاه پایان یک دوره‌ی تحصیلی نبود؛ به معنای ازدست‌رفتن آینده‌ای بود که برای ساختنش تلاش کرده بود. بااین‌حال، او نتوانست از رویای داکتری دست بکشد. پنج سال پس از آن‌که مسیر تحصیلش در دانشگاه متوقف شد، تصمیم گرفت دوباره به مکتب برگردد؛ نه برای آغاز رویایی تازه، بلکه برای یافتن راهی که بتواند او را به همان رویای قدیمی برساند.

راضیه اکنون دانش‌آموز صنف یازدهم مکتب آنلاین «پل آموزش برای افغانستان» است. او پیش از این، سال اول رشته‌ی طب معالجوی را در یکی از دانشگاه‌های خصوصی افغانستان خوانده بود، اما پس از بسته‌شدن دانشگاه‌ها به‌روی دختران، مجبور شد مسیر تحصیلی‌اش را تغییر دهد. حالا امیدوار است با تکمیل دوره‌ی مکتب و به‌دست‌آوردن سند تحصیلی معتبر، بتواند برای ورود به دانشگاه‌های خارج از افغانستان اقدام کند و تحصیلاتش را در رشته‌ی طب ادامه دهد؛ «حتا اگر بدانم یک ماه پیش از مرگم به آنچه می‌خواهم می‌رسم، باز هم به تلاشم ادامه می‌دهم.»

رویایی که با بسته‌شدن دانشگاه متوقف شد

راضیه در سال ۲۰۲۱ دانشجوی سال اول رشته‌ی طب معالجوی در یکی از دانشگاه‌های خصوصی افغانستان بود. او به امتحان‌های نهایی سمستر اول نزدیک می‌شد که شایعه‌ی بسته‌شدن دانشگاه‌ها میان دانشجویان پیچید. در ابتدا باورکردن این خبر برایش دشوار بود. شاید تصور می‌کرد این نیز یکی از همان خبرهایی است که مدتی بر سر زبان‌ها می‌مانند و سرانجام فراموش می‌شوند؛ اما چندی نگذشت که شایعه به واقعیت تبدیل شد و دروازه‌های دانشگاه‌ها به‌روی دختران بسته شدند.

«برای من، بسته‌شدن دانشگاه و مکتب فقط تعطیلی یک مرکز آموزشی نبود؛ شبیه مرگ بود. مرگ یک رویا، مرگ سال‌ها تلاش و مرگ آینده‌ای که برای خودم تصور کرده بودم.»

رسیدن به دانشگاه برای راضیه آسان نبود. او در سال‌های ۲۰۲۰ و ۲۰۲۱ دو بار در امتحان کانکور شرکت کرد. بار نخست با گرفتن ۳۰۱ نمره و بار دوم با ۳۱۱ نمره، که هردوبار در رشته‌ی روان‌شناسی عمومی کامیاب شد؛ اما علاقه‌اش به طب آن‌قدر زیاد بود که پس از خواندن یک سمستر، تصمیم گرفت مسیر تحصیلی‌اش را تغییر دهد و تحصیلاتش را در رشته‌ی طب معالجوی در یکی از دانشگاه‌های خصوصی ادامه دهد.

برای او، انتخاب رشته‌ی طب بخشی از آینده‌ای بود که می‌خواست با تلاش خودش بسازد و به مردم خدمت کند و به آرزویی برسد که برای تحقق آن از دشواری‌های زیادی گذشته بود. اما با بسته‌شدن دانشگاه‌ها، راضیه ناگهان خود را در برابر وضعیتی دید که دیگر نمی‌توانست مطابق خواست خودش برای آینده‌اش تصمیم بگیرد. مسیری که برای رسیدن به طب انتخاب کرده بود، بسته شد و ادامه‌ی تحصیل در داخل افغانستان برای او، مانند هزاران دختر دیگر، به مانعی بزرگ برخورد.

پس از آن، مدت چهار سال به تدریس در یک مکتب خصوصی مشغول شد. تدریس به او امکان می‌داد همچنان با آموزش در ارتباط بماند و زندگی‌اش را ادامه دهد، اما جای دانشگاه را برایش نمی‌گرفت. رویای تحصیل همچنان در ذهنش بود و با گذشت زمان از بین نرفت. او به این فکر می‌کرد که چگونه می‌تواند دوباره به دانشگاه برگردد و مسیری را که نیمه‌تمام مانده بود، ادامه دهد. برای راضیه، دشواری اصلی تنها این نبود که دیگر نمی‌توانست در دانشگاه‌های افغانستان درس بخواند؛ مسأله این بود که برای رسیدن به همان هدف، باید راهی متفاوت پیدا می‌کرد. او نمی‌خواست بسته‌شدن دانشگاه‌ها به معنای پایان همیشگی رویای او باشد.

بازگشت به مکتب؛ راه دوباره به‌سوی دانشگاه

وقتی از راضیه پرسیدم چرا تصمیم گرفته است دوباره به مکتب برگردد، در حالی که پیش از این سال اول دانشگاه را خوانده بود، توضیح داد که این تصمیم تلاشی برای یافتن راهی دوباره به دانشگاه است؛ راهی که پس از بسته‌شدن دانشگاه‌ها به‌روی دختران، ناگزیر شده برای رسیدن به آن مسیر دیگری را انتخاب کند.

او می‌گوید اکنون که طالبان دروازه‌های دانشگاه‌های داخل افغانستان را به‌روی دختران بسته‌اند، تصمیم گرفته است دوره‌ی مکتب را دوباره تکمیل کند و  برای ورود به دانشگاه‌های خارج از افغانستان اقدام کند و تحصیلاتش را در رشته‌ی طب ادامه دهد.

راضیه این مسیر را از صنف دهم آغاز کرده است. برنامه‌ی آموزشی «پل آموزش برای افغانستان» دو پروسه دارد: عادی و تسریعی. در پروسه‌ی عادی، تکمیل صنف‌ها زمان بیشتری می‌برد و مدت آموزش با توجه به توانایی دانش‌آموزان تعیین می‌شود. اما پروسه‌ی تسریعی به دخترانی که به‌دلیل محدودیت‌های آموزشی از ادامه‌ی تحصیل بازمانده‌اند، امکان می‌دهد سه صنف را در یک سال تکمیل کنند.

پروسه‌ی تسریعی نیز دو بخش دارد: تسریعی الف که صنف‌های هفتم، هشتم و نهم را در بر می‌گیرد و تسریعی ب که شامل صنف‌های دهم، یازدهم و دوازدهم است. راضیه آموزش دوباره را از صنف دهم آغاز کرده و اکنون شاگرد صنف یازدهم است. او امیدوار است با تکمیل صنف دوازدهم، سند تحصیلی مورد نیازش را به دست آورد و برای گرفتن بورسیه و ورود به دانشگاه‌های خارج از افغانستان اقدام کند.

بااین‌حال، بازگشت به مکتب برای راضیه آسان نبود. او پیش‌تر مکتب را تمام کرده و وارد دانشگاه شده بود؛ اما حالا باید دوباره در صنف می‌نشست و درس می‌خواند تا بتواند برای ادامه‌ی تحصیل در خارج از افغانستان زمینه فراهم کند. با وجود این دشواری، تصمیم گرفت از این مسیر بگذرد، زیرا نمی‌خواست بسته‌شدن دانشگاه‌ها پایان رویای او باشد.

راضیه این مسیر را همراه با حدود ۶۰ دختر دیگر آغاز کرده بود. بسیاری از آنان هنوز به درس‌خواندن ادامه می‌دهند، اما شماری نیز نتوانستند مسیر را ادامه دهند؛ بیشتر به‌دلیل بازداشت‌ها، ترس و نگرانی از پی‌آمدهای اجتماعی و آسیب‌دیدن آبروی خانواده‌های‌شان.

برای راضیه، هر صنفی که تکمیل می‌کند، یک گام دیگر به‌سوی هدفی است که سال‌ها برای رسیدن به آن تلاش کرده است. او هنوز نمی‌داند چه زمانی می‌تواند دوباره وارد دانشگاه شود، بورسیه بگیرد و تحصیلاتش را در رشته‌ی طب ادامه دهد؛ اما می‌داند که اگر بخواهد این فرصت را به دست آورد، باید مسیر آموزش را ادامه دهد. به همین دلیل، با وجود همه‌ی دشواری‌ها، هنوز به درس‌خواندن ادامه می‌دهد و امیدوار است روزی دوباره به رویای طبی‌اش برسد.

وقتی رفتن به مکتب با ترس همراه است

ترس بخشی از مسیر آموزشی راضیه و هم‌صنفی‌هایش شده است. رفتن به صنف که باید برای دانش‌آموزان کار عادی و روزمره باشد، برای این دختران با نگرانی از روبه‌روشدن با نیروهای طالبان همراه است. آنان برای ادامه‌ی تحصیل باید نه‌تنها به درس‌های‌شان فکر کنند، بلکه احتمال مواجهه با نیروهایی را نیز در نظر بگیرند که می‌توانند رفت‌وآمدشان را با پرسش و محدودیت روبه‌رو کنند.

راضیه از لحظاتی یاد می‌کند که هنگام رفت‌وآمد با نیروهای امر به معروف و نهی از منکر طالبان روبه‌رو می‌شوند. او می‌گوید در چنین لحظاتی احساس می‌کند روح از بدنش جدا می‌شود و دوباره برمی‌گردد؛ «محل درسی ما بیشتر شبیه کورس است تا مکتب و آن‌ها برای چک کردن می‌آیند و با هربار آمدن آن‌ها فکر می‌کنم عمر من به آخر می‌رسد.»

راضیه می‌افزاید که او و همصنفی‌هایش نگران‌ اند که اگر بازداشت شوند، چه اتفاقی برای خانواده‌های‌شان خواهد افتاد و پی‌آمدهای چنین رویدادی تا کجا زندگی آنان را تحت تأثیر قرار خواهد داد. برای آنان، احتمال بازداشت می‌تواند نگرانی درباره‌ی واکنش خانواده، قضاوت جامعه و آینده‌ی تحصیلی‌شان را نیز به همراه داشته باشد.

به‌گفته‌ی او، همین نگرانی‌ها باعث می‌شود که رفتن به مکتب، با وجود اشتیاق به یادگیری، همیشه با ترس همراه باشد. دخترانی که می‌خواهند آموزش را ادامه دهند، ناگزیرند در کنار درس‌ها و برنامه‌های تحصیلی، فشارهای اجتماعی و نگرانی از پی‌آمدهای رفت‌وآمد خود را نیز تحمل کنند.

بااین‌حال، راضیه می‌گوید پیش از این نیز در شرایط ناامن به آموزش ادامه داده بودند. در دوران جمهوری، تهدیدهای امنیتی، حملات انتحاری و انفجارها بخشی از زندگی روزمره‌ی مردم بود. با وجود این خطرها، دانش‌آموزان و دانشجویان به مکتب و دانشگاه می‌رفتند و تلاش می‌کردند درس‌های‌شان را ادامه دهند؛ «آن زمان هم می‌دانستیم که ممکن است هر روز آخرین روز زندگی ما باشد، اما ادامه دادیم و حالا نیز ادامه خواهیم داد.»

برای راضیه، این تجربه به معنای نادیده‌گرفتن ترس نیست؛ بلکه به این معنا است که ترس نباید آخرین تصمیم را بگیرد. او می‌داند مسیری که انتخاب کرده، آسان نیست و ممکن است با موانع بیشتری روبه‌رو شود. بااین‌حال، نمی‌خواهد محدودیت‌های موجود پایان رویایی باشد که هنوز برای رسیدن به آن تلاش می‌کند.

خانواده؛ تکیه‌گاهی برای رسیدن به رویای طب

آمدن طالبان ضربه‌ی روحی بزرگی به راضیه وارد کرد. او احساس می‌کرد بخش بزرگی از آینده‌ای که برای خودش ساخته بود، ناگهان از او گرفته شده است. بااین‌حال، در میان تمام دشواری‌ها، حمایت خانواده‌اش کمک کرد که امیدش را از دست ندهد و برای یافتن راهی تازه تلاش کند.

راضیه می‌گوید خوشبخت است که پدر و مادرش همیشه پشتیبان او بوده‌اند و تشویقش کرده‌اند درس بخواند و برای آینده‌اش تلاش کند. به‌گفته‌ی او، بخش بزرگی از آنچه امروز دارد، نتیجه‌ی همین حمایت است. پشتیبانی خانواده به او کمک کرده است که با وجود تغییر مسیر تحصیلی‌اش، همچنان به ادامه‌ی آموزش فکر کند و از تلاش برای رسیدن به هدفش دست نکشد. او خانواده را یکی از مهم‌ترین عوامل در شکل‌گیری آینده‌ی فرزندان می‌داند. به‌باور راضیه، در شرایطی که دختران افغانستان با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو هستند، داشتن خانواده‌ای که از حق آموزش و انتخاب آنان حمایت کند، اهمیت ویژه‌ای دارد. چنین حمایتی می‌تواند به دختران فرصت دهد که در کنار دشواری‌های بیرونی، برای آینده‌ی خود تصمیم بگیرند و رویاهای‌شان را دنبال کنند.

برای راضیه، حمایت خانواده تنها به معنای فراهم‌کردن زمینه‌ی درس‌خواندن نیست؛ بلکه به معنای پذیرفتن حق دختران برای رویاپردازی، تصمیم‌گیری و تلاش برای ساختن زندگی دل‌خواه‌شان است. او می‌خواهد روزی به آرزوی پدر و مادرش جامه‌ی عمل بپوشاند؛ همان روزی که آنان او را در چپن سفید داکتری و با استاتسکوپی بر گردنش ببینند.

راضیه رویایی خدمت به مردم  و به‌ویژه زنان را در سر دارد. برای او، داکتری تنها یک عنوان حرفه‌ای نیست؛ راهی است برای کمک به انسان‌هایی که به مراقبت و درمان نیاز دارند؛ «باور دارم اگر بتوانم حال یک انسان را بهتر کنم، حال خودم نیز بی‌شک بهتر خواهد شد.»

نباید متوقف شویم

زندگی راضیه، مانند زندگی بسیاری از دختران افغانستان، با روزهای دشوار و آینده‌ای نامعلوم همراه بوده است. او از شب‌هایی می‌گوید که گاهی تصور می‌کرده شاید دیگر صبحی در کار نباشد؛ اما صبح دوباره از راه رسیده و زندگی ادامه یافته است.

برای او، طلوع آفتاب یادآور این حقیقت است که نباید متوقف شد. راضیه از دختران افغانستان می‌خواهد به رویاهای‌شان باور داشته باشند و هرگز دست از تلاش نکشند. به‌باور او، شرایط برای همه یکسان نیست و بسیاری از دختران، افزون بر محرومیت از آموزش، با فشارهای خانوادگی و اجتماعی نیز روبه‌رو هستند. بااین‌حال، امیدوار است هیچ‌یک از آنان رویاهای خود را پیش از آن‌که فرصت تلاش برای تحقق‌شان را پیدا کنند، کنار نگذارند.

او از خانواده‌های افغانستان نیز می‌خواهد که از آینده‌ی فرزندان‌شان حمایت کنند و به دختران‌شان اجازه دهند درس بخوانند و برای ساختن زندگی خود تلاش کنند. به‌باور او، فراهم‌کردن فرصت آموزش و استقلال می‌تواند به دختران کمک کند تا توانایی‌های‌شان را پرورش دهند و برای آینده‌ی خود تصمیم بگیرند؛ آینده‌ای که نباید تنها به انتخاب‌هایی محدود شود که دیگران برای آنان در نظر می‌گیرند.

راضیه از کارکنان «پل آموزش برای افغانستان» نیز سپاس‌گزاری می‌کند؛ نهادی که به‌گفته‌ی او، در شرایطی که دروازه‌های مکتب و دانشگاه به‌روی دختران بسته شده بود، برای ادامه‌ی آموزش آنان فرصت فراهم کرد. برای او و دخترانی که در این برنامه درس می‌خوانند، چنین فرصتی امکان ادامه‌دادن مسیری است که با محدودیت‌های فراوان روبه‌رو شده است.

راضیه هنوز داکتر نشده است. او اکنون دانش‌آموز صنف یازدهم است و برای تکمیل مکتب، اقدام برای بورسیه، ورود به دانشگاه و پوشیدن چپن سفید راه درازی پیش رو دارد. هنوز روشن نیست این مسیر چه‌قدر طول خواهد کشید یا با چه موانع دیگری روبه‌رو خواهد شد. آنچه روشن است، این است که بسته‌شدن دانشگاه‌ها نتوانسته او را از تلاش برای رسیدن به هدفش منصرف کند؛ «حتا اگر بدانم یک ماه پیش از مرگم به آنچه می‌خواهم می‌رسم، باز هم به تلاشم ادامه می‌دهم.»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه