این صدای شیرین گوسفندان افغانی است. (با اقتباس از خانم هیلی ارشاد)
طولانی شدن انتخابات، کفر همه را درآورد. خوب شد ماه رمضان از راه رسید، ورنه جهادالفظی هر روز شدیدتر میشد. جهادالفظی به این معنا:
1- «یوسف نورستانی به چه حقی یک دفعه خدمت ملت عرض کرد که ما بعد از تحقیقات دقیق و علمی، دریافتیم که مجموع آرای دور دوم انتخابات سوم ریاست جمهوری، بیشتر از هفت میلیون رای میباشد و دیروز اعلام داشت که مجموع آرای ریخته شده در صندوقها، بیشتر از هشت میلیون رای میباشد؟ ها به چه حقی؟!»
2- هیلی ارشاد، خانم ارسالی از ستاد تحول و تداوم عرض فرمود که هر ده نامزد ریاست جمهوری تقلب کردهاند. چطور ممکن است که زمینهی تقلب فراهم باشد و کسی تقلب نکند؟ به نظر من که حق با هیلی ارشاد است. وی الحمدالله یک خانم مسلمان و افغان است. او خیلی میشرمد که انتخابات به قدری طولانی شد که یک کافر خارجی بیاید برای حل معضل انتخابات، پای خودش را پیش کند و زبانش را دراز! از طرف دیگر، چقدر این خانم روان و صریح گفت که دری و فارسی فرق دارند و خوشبختانه که هیلی ارشاد زبان فارسی را به دلیل ایرانی بودنش نمیفهمد. کارشناسان حدس میزنند که قد این خانم 150 و هفده سانتی و وزنش 56 کیلو باشد. اما من شک دارم. با توجه به قراین و شواهد، وزن این خانم از مرز هفتاد کیلو میگذرد به حول و قوهی الله جلشانوهو! کارشناسان همیشه دقیق نیستند. کارشناسان کمیسیون مستقل انتخابات را دیدید که چقدر نتیجه را اعلام نمودند و گفتند که اعلام نتایج ابتدایی، به هیچوجه، به هیچوجه، به هیچوجه به معنای اعلام برندهی انتخابات نیست. یعنی جناب داکتر صاحب عبدالله عبدالله، گوارای وجودتان باد!
3- در نظام طبیعت، همه برای بشر خلق شده! از سیر تا پیاز این طبیعت لطیف و کوهپایه را که بنگریم، همه آماده هستند برای ما که بشر هستیم، خدمت کنند! شما دیدهاید گوسفندی پس از این همه قیل و قالها، برود در کمیسیون رسیدگی به شکایتهای انتخاباتی شکایت درج کند و خواستار مداخلهی بیطرفانهی ریاست جمهوری شود؟ ندیدهاید. تنها دلیلی که باعث شده گوسفندان از درج شکایت منصرف شوند، همان مأموریت آنها برای خدمت به بشر که ما، یعنی جناب اشرف غنی و عبداللهیشان، بیشتر از هشت میلیون رایدهنده و مسلم شیرزاد را شامل میشود، میباشد. اگر کمی هم روحیهی دموکراسی در میان گوسفندان وجود میداشت، تا حالا خود امرخیل به پای گوسفندان مملکت افتاده بود و طلب مغفرت میکرد.
4- ستاد اصلاحات و همگرایی عرضم به حضور که گفته، به قرآن مجید اگر نتیجهی اعلام شده را قبول داشته باشیم! البته استاد محقق به عرض ملت رسانده که گماشتن عبدالستار سعادت به ریاست کمیسیون رسیدگی به شکایتهای انتخاباتی، یک اشتباه فاحش بوده. این به معنای آن است که آدم مقصد یک چیزی بگوید! مثلاً من همین حالا میخواهم بگویم که وزارت تحصیلات عالی محترم افغانستان، یک وزارت مستقل است و تحت هیچ شرایطی به ملت و پارلمان مصروف در گیرودارهای انتخاباتی، پاسخگو نیست! به همین خاطر است که تندروان و افراطیون حزب التحریر و جمعیت اصلاح افغانستان، بهراحتی بلندگوهای مساجد دور و بر خوابگاه دانشگاه مرکزی کابل را بهدست دارند… مدیریت لیلیه هم حق دارد مثل تمام مدیریتها در افغانستان، ناکار و خالی باشد.
5- چقدر ما سادهلوحیم. تنها خودم را گفتم، شما به دل نگیرید! همیشه آرزو میکردم کمیشنران کمیسیون مستقل انتخابات به گفتهی اربابشان واقعاً شیر باشند و از هیچ چیزی نترسند. اما عبدالستار سعادت به تلویزیون طلوع نیوز تلفن کرده و گفت که «خوشبختانه در افغانستان، به آرزوهای فرد توجه نمیشود». درست است که وی این جمله را بعد از حرفهای حاجی محمد محقق گفته، اما برای من مصداق دارد. در کجا به آرزوی من توجه شده؟ کدام کمیشنر کمیسیون مستقل انتخابات مثل شیر است؟ چقدر صبر کردند که خلفای انتخابات باهم به تفاهم برسند؟ دست به دامان کجا کجا نبرد تا جایی که یکی از تحولی-تداومیهای عزیز ما، احساس شرم میکند. (الاهی سالگذشته برایش بمیرم).
6- تانکرهای نفت و گازی که سوختند، یادتان است؟ خیلی آتش برپا کرده بودند. دودش تا فردای آن شب هم بلند بود. انتخابات امسال، درست مثل همین تانکرها، قربانی بمبهای ساعتی تروریستان شد. تقلب در مرگ خر صورت گرفته، هم کمیسیون این مسئله را قبول دارد، هم نامزدان و ستادهای گل ایشان!
7- به شاه دوشمشیره قسم که اگر وضع مدیریت در وزارت تحصیلات خالی جدی گرفته نشود، دفعهی بعد، تمام اعضای حزب التحریر و جمعیت اصلاح، با شمشیر به مصاف غیرشان خواهند رفت. امیدوارم نمایندگان پارلمان این قدر شعور داشته باشند و به این وضع رسیدگی کنند! محافظان امنیتی پوهنتون، باید ویژه شوند! ویژه به این معنا که حداقل هر سرباز موظف، این قدر هوشیار باشد که با احساسات جمعی از دانشجویان بازی نکند! وقتی دانشجویان از آنها خواهان کمک میشوند، کمک کنند، نه اینکه با چماق به سر و کلهیشان بزنند!
بععععععععععععععععع…