آلودگی این روزهای کابل میتواند نمادی از وضعیت آشفتهی افغانستان باشد. نه بهخاطر تأثیر آلودگی بر سلامت، روح و روان و زندگی شهروندان، بلکه بهخاطر ناکاراآمدی و بیبرنامگی نهادهای مسئول حکومتی. یک سال دیگر گذشت و دوباره کابوس زمستان آلودهی کابل از راه رسید، اما حکومت در عمل برنامهای برای جلوگیری از آلودگی هوای کابل ندارد. این شبوروزها آلودگی هوا برای بسیاری با بیماری و خطر جانی همراه بوده است. آلودگی هوا سالانه در کابل جان صدها شهروند را میگیرد، در حدی که این آلودگی مرگبارتر از جنگ توصیف میشود. این وضعیت با همزمانی بحران کرونا تیرهتر بهنظر میرسد.
اول صبح و شام كابل سيماي ترسناك برای زندگی به خود ميگيرد. كوچههاي و خیابانهای پوشيده از دود، نفس شهروندان را بند ميآورد. این سناریوی هرسالهی کابل است. هرچند هواي كابل در نزديك به يك دهه، به علت نفوس بیشازحد و كثرت وسايط نقليه فرسوده و دودزا، دودآلود و نفسگير است، اما در زمستانها هر ساله نفستنگی کابل بیشتر میشود. سال گذشته بهدلیل اعتراضها و آلودگی بیشازحد شهر کابل حکومت کمیسیون عالی مبارزه با آلودگی هوا را ساخت که در رأس این کمیسیون شخص رییسجمهور قرار دارد. یکی از مسئولیتهای این کمیسیون تدوین «برنامهی فوری» برای کاهش آلودگی هوای کابل بود. از طرف دیگر، در چارچوب این کمیسیون قرار بود به معضل سوخت زغال سنگ دودزا، قیمت سرسامآور گاز در زمستان و مشکل بیبرقی کابل رسیدگی شود. وعدههای زیادی داده شد. اما در عمل به جز چند اقدام نمادین کاری صورت نگرفته است. واقعیت این است که تکرار هرسالهی سناریوی زمستان آلوده کابل نتیجهی طرحهای روی کاغذ، وعدههای هوایی و دروغهای بزرگی است که در گلوی کابل گیر مانده است.
کسی نمیتواند ناکامی نهادهای مسئول را در امر مبارزه با آلودگی هوای کابل انکار کند. هیچ نهادی حکومتی هم نمیتواند ادعا کند که برای مهار این هیولا برنامه داشته است یا فرصتی برای برنامهریزی نداشته است. آلودگی هوای کابل پدیدهی تازه نیست. در نزديك به يك دهه، به علت نفوس بیشازحد و كثرت وسايط نقليه فرسوده و دودزا، کابل دودآلود و نفسگير است. سرمنشأ آلودگی هوا در کابل معلوم است. استفاده از مواد دودزا و غیرمعیاری برای گرمکردن خانهها و سیستم نامنظم حمل و نقل شهری، از عوامل اصلی آلودگی هوا است. اما هرگز حکومت قبل از این کوچکترین اقدامی برای جلوگیری از آلودگی نکرده است. هنوز برای مبارزه با آلودگی در ابتداییترین حالت، سیاستی وجود ندارد. هرازگاهی که وضعیت غیرقابل تحمل میشود -شبیه وضعیت هوای اینروزهای کابل- عمق بیبرنامگی و درماندگی حکومت آشکار میشود.
در چارچوب طرح فوری سال گذشته، ادارهی ملی استندرد موظف شده بود تا در موعد ۲۰ روزه، معیارهای استخراج زغال سنگ تصفیهشده را تدوین کند و پس از نهاییشدن آن، ورود زغال سنگ غیرمعیاری و تصفیهنشده به پایتخت ممنوع شود. نهتنها در ۲۰ روز که در یک سال این کار نشده است. دکانها در پایتخت پر است از زغال تصفیهنشده و موترهای زغال با تناژ بلند هر روزه وارد کابل میشود. همچنان «طرح فوری»، ادارهی مواد نفتی را مأمور کرده بود تا قیمت گاز را کاهش دهد تا بهعنوان سوخت بدیل بهجای زغال سنگ یا چوب استفاده شود. این کار هم نشده است. قرار بود که برشنا نیز به خاطر کمک به آلودگی هوا برقرسانی مداوم را سازماندهی میکرد، نهتنها این کار نشده است که بیبرقی خودش یکی از بزرگترین مشکل پایتختنشینان است.
پس از یک سال از تشکیل کمیسیون مبارزه با آلودگی هوا به ریاست رییسجمهور، هیچ چیز تغییر نکرده است. به قول معروف «همان آش و همان کاسه» است. مهمترین کاری که باید تا حالا حکومت و کمیسیون عالی مبارزه با آلودگی هوا انجام میداد، ارائه سوخت جایگزین و بدیل برای شهروندان بود. زیرا راهکار اساسی برای کاهش آلودگی هوای پایتخت، برقرسانی مداوم و توزیع گاز ارزان به شهروندان است. کمیسیون عالی مبارزه با آلودگی هوا با تمام طول و عرضش تنها کاری که کرده تلاش برای نصب فلتر در بلندمنزلها بوده است. همین اقدام هم بهدرستی اجرا نشده و نمیتواند مشکل هوای آلودهی پایتخت در زمستان را حل کند. زیرا بخش کلانی از آلودگی هوای کابل از سوخت زغال سنگ در خانههای عادی و مسکونی ناشی میشود.