پنج ساله بودم که اولینبار با پول سرخوردم. با پولتوجیبی (جیب خرجی)، جام مقدس آدمی در کودکی.
ایدهی انجام کارهای اضافی در ازای دریافت هفتگی مبلغی تا بتوانم «پول خودم» را داشته باشم، زندگی مرا تغییر داد. مذاکرهی من با پدر و مادرم به توافق انجامید و قرار شد هفتهی ۴ دالر از آنها «حقوق هفتگی» دریافت کنم. با سِنتهای جدیدی که هر هفته درون قلکم میریخت، من آزادی تازهای را کشف کردم.
آن سالها گذشت و من حالا مادر دو بچه هستم. کودک شش سالهام اصول اولیه پول را میفهمد. او میداند که پول وسیلهی غالبا نامرئی (حالا که کریدیت کارت مُد شده) است که به واسطهی آن ما اشیای مورد نیاز خویش را به دست میآوریم. او همچنین میفهمد که برای کسب پول، آدمی باید «سر کار» برود.
با اینحال اخیراً وقتی به او توضیح دادم که پولتوجیبی چیست و چه کاربردی دارد، به نظر نمیرسید این موضوع برایش خیلی جالب باشد. از او پرسیدم که برای دریافت پول توجیبی چه کاری ممکن است بخواهد انجام دهد و او پیش از اینکه به بازی و تعقیبوگریز با خواهرش برگردد، گفت: «شاید به شما کمک کنم خانهی درختی بسازید؟» من متوجه شدم که پسرم به اندازهی کودکی من مشتاق ذخیرهکردن پول خودش نیست. که اشکالی ندارد.
او البته یک قلک دارد که پولش را در آن ذخیره میکند. ما همچنین درباره این بحث میکنیم که چگونه خرید یک چیز به معنای به دست آوردن چیز دیگری نیست. او گاهیاوقات وقتی من درحال ضبط پادکستم هستم، گوش میدهد و شاید او از این طریق پیامهای پنهان پول را دریافت میکند.
پرورش کودکی که از حساب و کتاب سر در بیاورد کار یک روز و دو روز نیست. مهم است به خاطر داشته باشید که برخی از کودکان اشتهای بیشتری برای یادگیری در مورد پول در مقایسه با دیگران دارند و ما به عنوان والدین باید نیازها و کمبودیها آنان را بشناسیم.
در ذیل بهترین روشها برای صحبتکردن با فرزند در مورد پول آمده است، چه این فرزندتان هفت ساله باشد چه ۱۷ ساله.
با کودکستانیها، از بنبست مالی پرهیز کنید
اطفال عموماً از همان دوره کودکستان، که در آن شروع به معاشرت با افراد بیگانه و مقایسه خودشان با جهان بیرون از خانه میکنند، آمادگی لازم را برای آموختن در مورد اصول پول دارا هستند. آنها در این دوره امکان دارد از شما چیزهایی بخواهند که نزد دوستانشان دیدهاند. آنها امکان دارد مکرراً از شما سوالاتی مانند «آیا میتوانم این اسباب بازی را داشته باشم؟» بپرسند. در این حالتها، ما به عنوان والدینی که نمیخواهند فرزندشان را ناامید کنند، ممکن است بارها و بارها در پاسخ به این پرسشها «نه» بگوییم.
اما «نه» گفتن مکرر و بدون توضیح میتواند این پیام را به کودکتان برساند که «خواستن» امری غیرقابلمذاکره است. نه گفتن بدون توضیح، میتواند این پیام را به آنها منتقل کند که اگر کودکتان اکنون پول (یا تمایل به خرجکردن) ندارد، هرگز نمیتواند در آینده داشته باشد یا از عهده خرج و مخارج خود برآید. ما به عنوان بزرگسال میدانیم که این دریافت، واقعبینانه نیست.
به جای نه گفتن و ایجاد بنبست، شما میتوانید اصول برنامهریزی مالی را به آنها بیاموزید. به کودکتان توضیح دهید که شما اکنون قصد ندارید فلان اسباب بازی را بخرید، اما اگر او این اسباب بازی را میخواهد، میتواند برای به دست آوردن آن یک استراتژی اتخاذ کند. برای مثال، به آنها بگویید که خرید فلان اسباب بازی را در لیست کارهایی قرار دهد که قرار است در تعطیلات یا در سالگرد تولد بعدیاش انجام شود، پول خود را پسانداز کند (کاری که پسرم اخیراً با انجام آن توانست اسباب بازی موردعلاقهاش را بخرد) یا برخی اسباب بازیهای فعلی خود را به دیگران هدیه کند و بعد اسباب بازی جدید بخرد.
شما با این کار خود برای آنها گزینههایی را پیشکش میکنید که قادر به درک شان هستند.
با دانشآموزان دوره ابتدایی، درباره ارزشهای تان صحبت کنید و به پرسشهای آنها احترام بگذارید
اطفال به تدریج که بزرگ میشوند، شروع میکنند به مقایسهی تجارب و تصامیم مالی خانوادهیشان با آنچه در خانوادهی دوستانشان میبینند. برای آنها مهم است که در مورد پیشینهی خانواده خود، شیوههای تربیتی خانواده و ارزشها و سنتهای خانواده شناخت داشته باشند.
کودکتان ممکن است پرسشهای ناجور مانند «چقدر پول در میآورید؟» یا «چرا ما مثل دوستم نمیتوانیم به فلان جا برویم؟» بپرسد. شما میتوانید به سوالات او ارج نهاده و بدون اینکه وارد جزئیات حساب بانکی تان شوید، پاسخ دهید. به کنجکاوی کودکتان با پرسیدن سوالی مانند «چه چیزی تو را کنجکاو میکند؟» پاسخ دهید و منبع پرسشهای او را دریابید. او ممکن است در مدرسه شنونده گفتوگویی راجع به پول بوده باشد و این موضوع کنجکاوی او را برانگیخته باشد. یا شاید او شنیده باشد که مادر یکی از دوستانش شغل خود را از دست داده و اکنون نگران شده است. گوشدادن به پرسشهای فرزندتان میتواند به اطمینان خاطر آنها از اینکه اوضاع خوب است، منجر شود.
کودکان زیر ۱۳ سال؛ آنها را به کسب درآمد و کارآفرینی تشویق کنید
اطفال زیر ۱۳ سال گرچه ممکن است سنشان برای یک شغل «واقعی» کافی نباشد اما میتوانند کسبوکار محلی خودشان را مانند نگهداری از کودکان یا مراقبت از حیوانات خانگی شروع کنند. کودک زیر ۱۳ سالهتان را (اگر علاقه دارد) تشویق کنید که پولهایش را برای هزینههای بزرگتر که خارج از کتگوری «نیازها»یش قرار میگیرد، پسانداز کند. ایجاد منبع درآمد، به آنها مسئولیتپذیری، پاسخگویی و درسهای اولیه کارآفرینی را میآموزد. برای مثال، در یکی از گروههای فیسبوکی محلهی ما، مادری نوشته بود که پسر ۱۱ سالهاش در ازای ۵ دالر در هر جلسه، میخواهد کلاسهای مجازی ۳۰ دقیقهای شطرنج برگزار کند. از نظر من این یک روش خلاقانه برای این است که فرزندتان یاد بگیرد رییس خودش باشد. (جدی جدی دلم میخواهد در یکی از آن کلاسهای مجازی شطرنج ثبت نام کنم.)
نوجوانان؛ نظرشان را بپرسید، جزئیات بدهید
وقتی پای مسائل مالی وسط میآید، نوجوانان گاهی اوقات بالغتر از آنی اند که ما فکر میکنیم. در جریان آخرین رکود اقتصادی، من ستوننویس مجله (سیونتین) بودم و تعدادی نامه از دختران دبیرستانی دریافت کردم که از اینکه والدینشان در مورد بیکاریشان صحبت نمیکردند یا دخلوخرج خانوادهشان به هم خورده بود، سرخورده بودند. آنها میتوانستند درک کنند که والدینشان از نظر مالی دچار استرس هستند و میخواستند کمکشان کنند اما نمیدانستند که چگونه این موضوع را مطرح کنند.
صحبت مفصل درباره پول در این مرحله سنی قطعاً مناسب است. شما باید با فرزند نوجوانتان درباره اینکه پساندازی برای خرج و مخارج دانشگاهش وجود دارد یا خیر صحبت کنید (کاری که کاش پدر و مادرم انجام میدادند). اگر پساندازی در کار نیست، میتوانید در مورد اینکه چگونه باهم پولهایتان را پسانداز کنید برنامه بریزید. به جای طفرهرفتن از بحث درباره این موضوع، یک گفتوگوی صادقانه ممکن است فرزند نوجوان شما را تشویق کند تا در تعطیلات تابستانی شغلی برای خودش دست و پا کند، برای بورس تحصیلی اقدام کند یا دو سال اول دانشگاه را در یک کالج مردمی کمهزینه درس بخواند.
«کارول پینتر»، نویسنده کتاب «پروش خانواده پولبلد برای استقلال نسل بعدی»، سالهای نوجوانیاش را که دوران رکود اقتصادی سال ۲۰۰۸ بوده و نیز گفتوگوهای بیپردهی والدینش را با او درباره تأثیر رکود بر اقتصاد خانوادهشان، به یاد میآورد. او حالا میگوید: «آنها نهتنها گفتند که ‘اوضاع مان خوب میشود’ بلکه جزئیات کیفی بیشتری نیز دادند.»
او میگوید: «ما صحبتهایی مثل این داشتیم که در آن پدر و مادرم میگفتند ‘پساندازمان برای کالجات ضربه خورده اما هنوزهم میتوانیم هزینه کالجات را بپردازیم. ما قصد نداریم خانه را خالی کنیم. در حقیقت این احتمالاً بهترین زمان برای ما به منظور انجام برخی از نوسازیهایی است که در ذهن داشتیم.’ این نوع صحبتهایمان گاه به گاه بود، اما به اندازه کافی جزئیات داشت که به من اطمینان دهد اوضاع به روال عادی خود پیش خواهد رفت.»
در سن نوجوانی، صحبت در مورد پول مهم است زیرا این نوع گفتوگوها این نکته را که پول یک موضوع تابو نیست و نباید هم باشد، واضح میسازد.
با دانشجویان دانشگاه، درباره پول صحبت کنید
کالج دورهی خوبی برای اشتباهات مالی است. من از تجربهام صحبت میکنم. وقتی دانشجو بودم، تا زمان فارغالتحصیلشدنم ۵ هزار دالر بدهی بالا آوردم. من همچنین در یک روز چندین بار از حساب خود اضافه برداشت داشتم که در هر مورد ۲۵ دالر هزینه و یک عالم خجالت برایم به ارمغان داشت.
اوضاع، در صورتی که نمیدانستم پدر و مادرم مراقب امور مالی من هستند، بدتر میشد. مادرم در جریان تماسهای تلفنی هفتگیمان میپرسید که من در آن هفته چهچیزی خریداری کردهام. پدرم به حساب من دسترسی داشت و میتوانست موجودیام را در هر زمانی ببیند. آیا دلیل این توجه، «هلیکوپتری بودن» والدینم بود؟ شاید. اما من قطعاً به این فشار از جانب آنها نیاز داشتم. همهی این سرککشیدنهای پدر و مادرم برای رسیدگی به نیاز فرزندشان بود.
حرف آخر
شما میتوانید (و باید) درباره پول با فرزندتان بیتوجه به سنش، صحبت کنید. کمی آمادهسازی امروز فرزندتان میتواند به ایجاد تهدابی برای آیندهی مالی او کمک کند.
فرنوش ترابی روزنامهنگار اقتصادی و میزبان و سازنده پادکستی به نام «درگیر پول» است که برنده جایزه بهترین پادکست مالی شده است.