محمدهادی ابراهیمی
بر اساس آنچه میان طالبان و آمریکا در دوحه توافق شده است، زمان آزادسازی هفتهزار زندانی طالبان رسیده است. بر اساس توافق دوحه، سهماه پس از آزادسازی پنجهزار زندانی، باید هفتهزار زندانی دیگر طالبان آزاد شوند. مطمئناً که برای آزادسازی این تعداد از زندانیان طالب، فشارهای آمریکا بر دولت افغانستان تأثیرگذار خواهد بود و همینطور به احتمال زیاد این فشارها، مانند نوبت پیشین، باعث آزادسازی هفتهزار زندانی دیگر طالبان خواهد شد.
نتیجهی آزادسازی زندانیان باقی ماندهی طالبان، قدرت گرفتن ماشین جنگی طالبان است. همانطور که آزادسازی پنجهزار زندانی طالبان باعث قدرتگرفتن ماشین جنگی طالبان و افزایش خشونتها شد، آزادسازی هفتهزار زندانی دیگر نیز همین نتیجه را خواهد داشت. باید توجه داشت تجربهی تلخ افزایش خشونتها در ماههای اخیر، نشاندهندهی آن است که طالبان، به صلح و ورود مسالمتآمیز به قدرت باور ندارند، بلکه همواره به فکر استفاده از ابزار نظامی برای دستیابی به اهداف خود هستند.
آنچه در طول دو سال گذشته و از اوایل آغاز مذاکرات صلح طالبان با آمریکا دیده میشود، این است که برندهی این مذاکرات و این روند، تنها طالبان بودهاند. حتی اگر فرض کنیم مذاکرات میان افغانی با شکست مواجه شود، باز هم برندهی آن تا کنون طالبان بودهاند. طالبان در طول سالهای گذشته و به ویژه در طول دو سال گذشته، به پیشرفتهایی که طالبان به آن دست یافتهاند، حتی بیشتر از سودی است که در طول پنج سال سلطهی خود به آن دست یافته بودند.
بعد از حملات هفتم اکتبر، چنین گمان میشد که طالبان به تاریخ پیوستهاند. طالبان با شکست مواجه شده و رهبران طالبان اغلب فراری شدند. شکست طالبان به اندازهای برای آنان سنگین بود که بنابر روایتهای متعدد، افرادی از سوی ملاعمر با حامد کرزی در تماس شده و حاضر شدند که در مقابل عفو، به دولت افغانستان تسلیم شوند. اما اکنون پس از نوزده سال، طالبان به یک نیروی عمدهی سیاسی بدل شده اند. اکنون طالبان به موفقیتهایی دست یافتهاند که چه بسا در سالهای ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳، تصورش برای آنان محال بود.
در طی دو سال گذشته، طالبان توانسته اند به واسطهی ارتباط با کشورهای مختلف، برای خود به عنوان گروهی سیاسی مشروعیت بسازند، طالبان اکنون از نیرویی تروریستی به عنوان اپوزیسیونی سیاسی معرفی شدهاند. تعاملات دیپلوماتیک با کشورهایی همچون ایران، روسیه، قطر و امارات متحدهی عربی، برای طالبان وجاهت سیاسی به ارمغان آورده است و از این جهت طالبان به یک موفقیت مهم و بزرگ دست یافتهاند.
از سویی دیگر طالبان با امضای توافقنامه با ایالات متحدهی آمریکا، به متحدی برای این کشور تبدیل شده اند. طالبان تعهد کردهاند که در راستای امنیت آمریکا، از تروریسم بینالمللی حمایت نکنند و نگذارند که از مناطق تحت نفوذ آنان، تهدیدی متوجه امنیت آمریکا شود. این بدان معنی است که طالبان به متحدی برای آمریکا بدل شدهاند. لذا، از این جهت نیز طالبان به موفقیتی کلان دست یافتهاند.
همینطور طالبان توانستند به واسطهی توافق با آمریکا و با استفاده از فشار آمریکا بر دولت افغانستان، پنجهزار زندانی خودشان را آزاد کنند و از این جهت، به پنجهزار از نیروی انسانی خود دست یابی پیدا کنند. گزارشهای متعدد حاکی از این است که بیشتر زندانیان آزاد شده به صفوف جنگ پیوستهاند و در خدمت ماشین جنگی طالبان در آمدهاند. طالبان به وسیلهی آزادسازی پنجهزار زندانیشان، ماشین جنگیشان را تقویت کرده و به افزایش خشونتها اقدام کنند.
به احتمال زیاد فشارهای آمریکا باعث آزادسازی هفتهزار زندانی دیگر طالبان خواهد شد و این یک موفقیت دیگر برای طالبان است. طالبان با آزاد شدن این تعداد از زندانیان، به موفقیت بزرگ دیگری دست خواهند یافت. لذا میتوان گفت که حتی اگر مذاکرات میان افغانی شکست بخورد، باز هم طالبان تا کنون برندهی میدان بودهاند.
چه بسا که این احتمال وجود داشته باشد که طالبان از مذاکرات میان افغانی، به عنوان تاکتیک استفاده کرده باشند و استراتژی اصلی آنان گزینهی نظامی بوده است. طالبان توانستند با مذاکرات صلح، طرف مذاکرهی آمریکا و به عنوان همکار آمریکا در مبارزه با تروریسم بینالملی معرفی شوند، هم توانستند مشروعیت منطقهای پیدا کنند و هم توانستند زندانیان خود را آزاد کنند. طالبان چنین گمان میکنند که حتی اگر مذاکرات میان افغانی شکست بخورد، میتوانند با موفقیتهایی که تا کنون به دست آوردهاند و با قدرت گرفتن ماشین جنگیشان، با گزینهی نظامی به اهداف مطلوب خود دست یابند. لذا مذاکرات صلح، تا کنون یک برنده داشته است و آن هم طالباناند.
طالبان از داشتن پلان B، سخن زدهاند، پلان آنان این است که در صورت شکست مذاکرات، از گزینهی نظامی استفاده خواهند کرد. آنان گمان میکنند که میتوانند با استفاده از گزینهی نظامی، مانند سالهای ۱۹۹۴-۱۹۹۶ اکثریت جغرافیای افغانستان را تصرف میکنند. اما نکتهای که از رفتار آنان برداشت میشود، این است که گزینهی نظامی، پلان B آنان نیست. به نظر میرسد طالبان از مذاکرات صلح به عنوان یک ابزار و یک تاکتیک استفاده میکنند. طالبان در نگاه استراتژیک خود هنوز هم طرفدار گزینهی نظامی هستند. مذاکرات صلح برای طالبان تنها یک ابزار برای مشروعیتسازی است، که حتی اگر شکست بخورد، باز هم کلان استراتژی آنان، که همانا گزینهی نظامی است بر جای خود باقی خواهد ماند.
ضعف دولت افغانسان مادر همه این مصیبت ها است.