چگونه «بلینگ‌کت» روزنامه‌نگاری تحقیقی را متحول می‌کند؟

جلیل پژواک
جلیل پژواک
جلیل پژواک دانشجوی مهندسی است و از 2013 تا حال خبرنگاری، گزارشگری و ترجمه می‌کند.

گروه کوچک روزنامه‌نگاری تحقیقی بلینگ‌کت در این شش سال دست‌آوردهای چشم‌گیری داشته‌ است؛ از افشای نام مأموران روسی که «سرگئی» و «یولیا اسکریپال» را با گاز «نوویچوک» در بریتانیا مسموم کردند گرفته تا چند سال بعد افشای نام افرادی که در حمله مشابهی بر چهره مخالف پوتین، «الکسی ناوالنی»، در سیبری روسیه دست داشتند. سایر تحقیقات بلینگ‌کت شامل پرونده سرنگونی پرواز MH17 بر فراز اوکراین، استفاده از سلاح شیمیایی در سوریه، حملات هوایی علیه غیرنظامیان در یمن و فعالیت‌های آشوب‌گران راست افراطی در ایالات متحده می‌شود. بلینگ‌کت در اطلاع‌رسانی درباره‌‌ی قضایای مشابه اغلب پیشگام بقیه بوده است و از سازمان‌های خبری‌ جاافتاده و برخوردار از منابع بهتر و حتا گاه سازمان‌های استخباراتی جلو زده است.

راز موفقیت این گروه در چیست؟

پاسخ کوتاه پرسش فوق این است: هیچ رازی در کار نیست. شواهدی که بلینگ‌کت بدان دست یافته است برای هرکسی که به خودش اندکی زحمت جست‌وجو می‌داد، در دسترس بود. بلینگ‌کت این شواهد را از رسانه‌های اجتماعی، داده‌های درزکرده، تصاویر ماهواره‌ای و سایر منابع آنلاین به‌دست آورد. این‌که بلینگ‌کت چگونه از این منابع استفاده کرده است، در کتاب جدیدی به قلم بنیان‌گذار این سازمان، «الیوت هیگینز»، که کار تحقیقی‌‌اش را در شهر «لستر» انگلستان و با لپ‌تاپی از خانه‌اش آغاز کرد، شرح داده شده است.

هیگینز عنوان فرعی این کتاب را «آژانس اطلاعاتی برای مردم» گذاشته است، اما بلینگ‌کت ترکیبی از بسیاری چیزهاست. هیگینز می‌نویسد: «ما دقیقا نه روزنامه‌نگار هستیم، نه فعال حقوق بشر، نه متخصص کامپیوتر، نه آرشیویست، نه پژوهش‌گر آکادمیک و نه بازرس جنایی، بلکه در جایی بین همه‌ی این رشته‌ها هستیم.»

احتمالا یکی از دلایل تأثیرگذاری بلینگ‌کت همین است. مقیدنبودن به رشته و سبک مشخصی به این گروه امکان داده است روش‌های جدیدی را برای جمع‌آوری اطلاعات توسعه دهند و در درازمدت پیشگامی‌شان در این تکنیک‌ها ممکن است مهم‌تر از نتایج تحقیقات فردی ثابت شود.

جمع‌آوری شواهد شبکه‌های اجتماعی و انترنت

روزنامه‌نگاری حوزه‌ای است که فعالیت‌های بلینگ‌کت در آن تغییراتی را به میان آورده است. حجم عظیمی از اطلاعات که به‌صورت آنلاین ذخیره می‌شود، به این معناست که روش‌های سنتی روزنامه‌نگاری تحقیقی اکنون اغلب کافی نیست. بلینگ‌کت نه‌تنها از این منابعِ اغلب نادیده‌گرفته‌شده استفاده می‌کند، بلکه نشان داده است که چه چیز‌هایی که می‌توان با استفاده سیستماتیک از این منابع به‌دست آورد.

برخی از سازمان‌های خبری بزرگ‌تر کم‌کم به ارزش این منابع پی برده‌اند. گرچه جمع‌آوری شواهد از فضای آنلاین بسیار آسان است، اما سردرآوردن از آن می‌تواند کاری بس دشوار و مستلزم آشنایی با تکنیک‌هایی باشد که اکثر روزنامه‌نگاران با آن بلدیت ندارند.

هیگینز در روزهای اول بلینگ‌کت تلاش می‌کرد مردم را متقاعد کند که انترنت با وجود همه‌ی زباله‌هایی که در خود حمل می‌کند، می‌تواند به‌‌عنوان منبعی برای مقابله با اطلاعات نادرست استفاده شود.

هیگینز می‌نویسد: «وقتی من شروع به کار کردم، «انترنت» با «کم‌تر مهم» و «کم‌تر معتبر» مترادف بود.» هیگینز اغلب در رسانه‌های اجتماعی به‌دلیل نداشتن مهارت خاص و محل کار جالبش، مسخره می‌شد (آخر چه کسی فکر می‌کرد او بتواند از روی مبلش در لستر انگلیس چیزی را در مورد روسیه یا سوریه کشف کند؟)

«رابرت فیسک»، گزارش‌گر باسابقه خاورمیانه که سال گذشته درگذشت، از جمله کسانی بود که تمایلی به جدی‌گرفتن منابع آنلاین ندارند. فیسک نه‌تنها از استفاده از انترنت به‌‌عنوان منبع خودداری می‌کرد بلکه به‌دلیل استفاده‌نکردن از آن به خود می‌بالید. او در سال ۲۰۰۸، ۲۰۱۳، ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵به ترتیب گفت: «انترنت برود به جهنم… به هیچ چیز بند و واز نیست… ما باید نوشیدن این سم دیجیتال را متوقف کنیم… اعتیاد ما به انترنت مانند اعتیاد به مخدرات مضر است… یک مشکل انترنت این است که به هرکس اجازه می‌دهد قوانین اخلاقی روزنامه‌نگاری را زیرپا کند.»

فیسک به‌‌عنوان کسی که خودش را مخالف استفاده از انترنت به‌‌عنوان منبع در کار روزنامه‌نگاری معرفی کرده بود، ادعا کرد که به خطرات این کار به واسطه مرور نسخه چاپی صفحات وب ارائه‌شده به وی توسط دوستانش، پی برده است. با این‌حال، او اعتراف کرد که از ایمیل استفاده می‌کند، البته ظاهرا فقط برای برقراری ارتباط با ویراستارش.

موضع‌گیری مخالف فیسک در رابطه به استفاده از انترنت به‌‌عنوان منبع، امر تعجب‌آوری نیست، زیرا او نمونه‌ی بارزی از سبک روزنامه‌نگاری سنتیِ «روزنامه‌نگار در محل واقعه» بود و با دفترچه‌ی یادداشتش به مناطق جنگی خاورمیانه می‌رفت. اما این سبک با تمام ارزشی که دارد، با محدودیت‌هایی مواجه است. یک گزارش‌گر همزمان فقط می‌تواند در یک مکان حضور داشته باشد و دسترسی‌اش به سایر مناطق درگیری اغلب محدود است. ولی یک گزارش‌گر می‌تواند با نظارت بر عکس‌ها و فیلم‌ها و در کل محتوای خبری که توسط کاربران (که تلفن همراه‌شان آن‌ها را به خبرنگار تبدیل کرده است) در رسانه‌های اجتماعی بارگذاری می‌شود، اطلاعات بیشتری را به‌‌دست آورد.

هیگینز در کتابش می‌نویسد: «روزنامه‌نگارانی که امروزه تحولات مناطق جنگی را پوشش می‌دهند که دسترسی به آن دشوار است، اگر انبوه شواهد آنلاین را که برای کارشان در دسترس است نادیده بگیرند، دچار سهل‌انگاری شده‌اند. هنوز چیزی نمی‌تواند جای اطلاع‌رسانی سنتی را بگیرد، اما این شیوه ناقص است.»

موقعیت‌یابی

یکی از تکنیک‌هایی که به‌طور گسترده توسط بلینگ‌کت استفاده می‌شود موقعیت‌یابی جغرافیایی است؛ شناسایی نقطه‌ای که در آن یک عکس یا ویدیو گرفته شده است. این کار اغلب سرنخ‌هایی را به‌صورت نمادهای یک شهر و منطقه یا ویژگی‌هایی جغرافیایی نقطه‌ی موردنظر به‌‌دست می‌دهد. وقتی نقطه‌ی موردنظر بر روی نقشه شناسایی شد، جمع‌آوری سایر اطلاعات ساده‌تر می‌شود. برای مثال جهت سایه‌ها می‌تواند ساعتی از روز را که در عکس موردنظر گرفته شده است، نشان دهد. بقایای انفجار یا زاویه اصابت یک راکت می‌تواند جهتی را که از آن شلیک شده است، نشان دهد.

هیگینز اغلب دیگران را ترغیب می‌کند که شانس‌شان را در این کار بیآزمایند. تصویر زیر عکسی است که او به‌‌عنوان چالش آنلاین برای دنبال‌کنندگانش در تویتر گذاشته است. این عکس دقیقا پس از فرود یک هواپیما گرفته شده است و ساعت ۵ و ۲۴ دقیقه بعدازظهر ۴ مارچ ۲۰۱۶ روی انترنت قرار گرفته است. هیگینز در این چالش از کاربران خواست فرودگاه را شناسایی کنند.

در نگاه اول عکس چیزی را بیان نمی‌کند اما نگاهی دقیق‌تر به آن نشان می‌دهد که فرودگاه موردنظر یک فرودگاه شلوغ است. چندین هواپیما در فاصله دور با چراغ‌های روشن دیده می‌شوند که نشان می‌دهد در صف پرواز ایستاده‌اند و موقعیت خورشید نیز بیان‌گر نزدیک‌شدن به غروب است. با این یافته‌ها ما متوجه می‌شویم که باید به دنبال فرودگاه بزرگ در موقعیتی بر روی زمین باشیم که خورشید در آن کمی بعد از ساعت ۵ و ۲۴ دقیقه بعدازظهر روز ۴ مارچ غروب می‌کند. نقطه‌ای از زمین که در آن خورشید در تاریخ ۴ مارچ بعد از ساعت ۵ و ۲۴ دقیقه غروب کند، احتمالا در جایی در لندن است، زیرا یک جست‌وجوی ساده در گوگول تأیید می‌کند که خورشید در ۴ مارچ در لندن فقط چند دقیقه بعد از لحظه گرفتن عکس (۵ و ۲۴ دقیقه) در ۵ و ۴۷ دقیقه غروب می‌کند.

بزرگ‌نمایی عکس همچنین ساختمانی را نشان می‌دهد (در فاصله دور، سمت راست) که سقفش از بقیه ساختمان‌ها متمایز است. بازهم جست‌وجوی ساده در گوگل در مورد عکس از ترمینال‌های فرودگاه‌ها در لندن، نشان می‌دهد که تصویر سقف ترمینال ۲ «لندن هیترو» را نشان می‌دهد.

ردیابی موشک‌انداز روسی

یکی از چشم‌گیرترین دست‌آوردهای بلینگ‌کت در کار موقعیت‌یابی (که در کتاب به تفصیل شرح داده شده است)، ردیابی حرکت یک موشک‌انداز روسی نوع «بوک» بود که در سقوط پرواز MH17 بر فراز اوکراین در سال ۲۰۱۴ نقش داشته است.

این حمله در منطقه تحت کنترل جدایی‌طلبان طرفدار روسیه رخ داد که از شانس خوب بلینگ‌کت مردم محلی در آن عادت دارند از جنگ‌افزارهای نظامیان طرفدار تجزیه‌طلبان عکس و ویدیو بگیرند. بلینگ‌کت با موقعیت‌یابی تصاویری که مردم محلی در رسانه‌های اجتماعی گذاشته بودند، توانست مسیر حرکت موشک‌انداز را همراه با موشک‌هایش از روسیه به اوکراین و سپس بازگشتش به روسیه بدون موشک، شبیه‌سازی کند.

موفقیت اولیه در این کار با عکسی که در رسانه‌های اجتماعی دست به‌‌دست می‌شد و بوک را سوار بر وسیله نقلیه نظامی در جایی در شرق اوکراین نشان می‌داد، به‌‌دست آمد. پس از موقعیت‌یابی عکس، معلوم شد این منطقه تحت کنترل جدایی‌طلبان طرفدار روس است. تنها سرنخ محل دقیق عکس مغازه‌ای در نزدیکی جایی بود که وسیله نقلیه نظامی ایستاده بود و تابلوی آن که با حروف روسی نوشته شده بود، تا حدودی توسط درخت پوشانده شده بود.

عکس، یک موشک‌انداز روسی را در شرق اوکراین نشان می‌دهد. تابلویی که پشت درخت پنهان شده، سرنخی از محل دقیق این موشک‌انداز به‌‌دست داد.
عکس، یک موشک‌انداز روسی را در شرق اوکراین نشان می‌دهد. تابلویی که پشت درخت پنهان شده، سرنخی از محل دقیق این موشک‌انداز به‌‌دست داد.

یکی از دنبال‌کنندگان هیگینز در تویتر (فردی به نام «آریک تولر»، مستقر در ایالات متحده اما مسلط به زبان روسی) اقدام به ردیابی این تابلو کرد. تولر خیلی زود متوجه شد که این تابلو متعلق به یک فروشگاه سخت‌افزار است. او سپس با جست‌وجوی ساده آدرس‌ها و عکس‌های شعبات مختلف این فروشگاه توانست مغازه موردنظر را موقعیت‌یابی کند.

از نظر هیگینز نکته مهم این کار (جدا از دستاورد و کشف اصلی) این بود که تولر توانست بدون مهارت‌های تخصصی، و صرفا با دانش زبان روسی‌اش، موقعیت موشک‌انداز را پیدا کند. وقتی بلینگ‌کت به‌لحاظ اقتصادی کمی سامان یافت، تولر اولین کسی بود که همکار رسمی هیگینز شد.

برخورد روش‌ها

درباره‌‌ی این‌که چگونه اطلاع‌رسانی سنتی می‌تواند در صورت عدم توجه به شواهد آنلاین، ناقص از آب درآید، جنگ سوریه مثال جالبی ارائه داد. «سیمور هرش» روزنامه‌نگار تحقیقی امریکایی است که شهرت قابل‌توجهی دارد. او که برای کارهایش جایزه پولیتزر گرفته است، کشتار «می لای» را در ویتنام در سال ۱۹۶۹ و اخیرا وحشت زندان ابوغریب را در عراق افشا کرد.

هرش شهرتش را با گزارش‌های حیرت‌انگیزِ مبتنی بر ادعاهای منابع ناشناس اما ظاهرا جاافتاده‌اش به‌‌دست آورد. این منابع در دوران پیشا انترنت برای کار وی بسیار مفید بوند، اما شهرت وی در جریان جنگ سوریه و پس از نشر مجموعه‌ای از مقاله‌ها و گزارش‌های ناقص وی که ادعاها درباره‌‌ی استفاده رژیم اسد از سلاح‌های شیمیایی را به چالش می‌کشید، آسیب دید.

او کار تحقیقی‌اش را در سوریه طبق روش‌های معمول خودش دنبال کرد اما به دیوار خورد زیرا به‌نظر می‌رسد اتکای وی بر منابع ناشناسش چشم او را نسبت به سایر اطلاعاتی که از قبل از طریق منابع باز در دسترس بود، کور کرده بود.

در ماه آگست ۲۰۱۳ صدها نفر بر اثر حمله به دو منطقه تحت کنترل شورشیان در منطقه «غوطه» در حومه دمشق با عامل شیمیایی «سارین» کشته شدند. با توجه به این‌که این منطقه در آن‌زمان تحت حمله نیروهای اسد قرار داشت و رژیم قبلا به داشتن سلاح‌های شیمیایی اعتراف کرده بود، احتمال این‌که حمله کار نیروهای اسد بوده باشد، بالا بود.

با این‌حال سه ماه پس از حمله گزارش ۵ هزار کلمه‌ای هرش در «لندن ریویو آو بوکز» منتشر شد که نشان می‌داد حمله مذکور کار شورشیان مخالف اسد بوده. هرش به نقل از یک «مشاور اطلاعاتی ارشد» ناشناس گفت که یک گروهک وابسته به القاعده فعال در سوریه «به علم تولید سارین دست یافته است»، اما او هیچ مدرکی مبنی براین‌که شورشیان واقعا سارین را تولید یا به‌‌دست آورده باشند، ارائه نکرد. هرش همچنین در مورد راکت‌های استفاده‌شده در این حمله پرسش‌هایی را مطرح کرد و آن‌ها را «مهمات دست‌ساز» توصیف کرد، به این معنا که این راکت‌ها از نوع راکت‌های مورداستفاده نیروهای دولتی نیست.

طرح سوالاتی که قبلا پاسخ داده شده بود

بلینگ‌کت هنوز وجود نداشت اما هیگینز (وبلاگ‌نویس با نام مستعار «براون موسا») درحال جمع‌آوری تصاویر تسلیحات مورداستفاده در جنگ سوریه بود و نشانه‌ها حاکی از آن بود که موشک‌های مورداستفاده در حمله سارین متعلق به زرادخانه رژیم اسد بوده است.

او در مقاله‌ای برای «فارن پالیسی» سوالاتی را که هرش مطرح کرده بود، پاسخ داد. او نوشت: «هرش ظاهرا نمی‌داند که مدارک فزاینده‌ای وجود دارد که به سوالاتش پاسخ می‌دهد. بیشتر این شواهد از خود ارتش سوریه به‌‌دست می‌آید؛ شواهدی که قویا نشان می‌دهد که این افراد وابسته به اسد بودند که حمله ۱۲ آگست را انجام دادند، نه شورشیان مخالف اسد.»

او در ادامه نوشت: «از زمان حمله من و دیگران درحال مطالعه حجم بزرگی از اطلاعات منبع باز منتشرشده در سایت‌های انترنتی مانند یوتیوب، فیسبوک و تویتر هستیم که در مورد آنچه آن روز در حومه دمشق اتفاق افتاده، مدارک بیشتری به‌‌دست می‌دهد. این اطلاعات نه‌تنها بسیاری از سوالاتی را که در مقاله هرش مطرح شده، پاسخ می‌دهد، بلکه درباره‌‌ی سایر واقع جنگ سوریه نیز امکان درک بیشتری را فراهم می‌آورد.»

شواهد جمع‌آوری‌شده توسط هیگینز و دیگران در رسانه‌های اجتماعی بسیار مورد بحث قرار گرفته بود؛ تا حدی که هرکسی به دنبال اطلاعات درباره‌‌ی حمله غوطه در فضای آنلاین بود، حتما از آن خبر داشت. اما ظاهرا هرش متوجه نشده بود. او در ایمیلی نوشت: «من یک آدم ضد تکنولوژی هستم… با انترنت زیاد سروکار ندارم.»

هرش اگر از انترنت در کار تحقیقش استفاده می‌کرد، شاید می‌توانست ادعاهای منابع استخباراتی‌اش را راستی‌آزمایی کند. مثلا چند دقیقه جست‌وجو در انترنت درباره‌‌ی سارین به او می‌گفت که دست‌یابی شورشیان (یا در واقع کسی غیر از دولت) به این ماده به مقداری که برای حمله غوطه کافی باشد، تقریبا غیرممکن است.

هرش در مقاله دیگری درباره‌‌ی سوریه و با تمرکز بر حمله با استفاده از سارین به منطقه «خان شیخون» در سال ۲۰۱۷، به نقل از «مشاور ارشد جامعه اطلاعاتی امریکا» که نامش ذکر نشده است، گفت که هیچ حمله شیمیایی در این منطقه صورت نگرفته است. او نوشت که نیروهای سوری اشتباها با یک بمب معمولی یک فروشگاه «کود، مواد ضدعفونی‌کننده و سایر کالاهای از این دست» را هدف قرار داده‌اند که باعث «اثرات شیمیایی مشابه اثرات سارین» شده است. در این مورد نیز هرش با چند جست‌وجوی انترنتی متوجه می‌شد که از نظر علمی این استدلالش مزخرف است.

راز زدایی از اطلاع‌رسانی، تحول در روزنامه‌نگاری

برخورد روش‌های هیگینز و هرش نکته مهم‌تری را برجسته می‌کند: این‌که تکنولوژی باعث تغییر روابط بین روزنامه‌نگاران و مردم می‌شود و شکاف بین این دو طبقه را پل می‌زند.

سبک قدیمی روزنامه‌نگاران (که هرش نماینده برجسته آن است) نخبه‌گرایانه است و با توجه به پیشرفت‌ تکنولوژی و وضعیت کنونی جهان و روزنامه‌نگاران، تأثیر خود را از دست داده است. سبک قدیمی روند اطلاع‌‌رسانی را رازگونه می‌سازد و بین خبرنگار و مردم سد ایجاد می‌کند. با این‌که مردم ممکن است تحت تأثیر دسترسی روزنامه‌نگار به منابع محرمانه قرار بگیرند، اما روزنامه‌نگار در این روند به‌ندرت در موقعیتی قرار می‌گیرد که خود بتواند شواهد را ارزیابی و راستی‌آزمایی کند.

روش بلینگ‌کت برعکس روش روزنامه‌نگارانی همچون هرش است؛ بلینگ‌کت به‌جای اتکای صرف به منابع سنتی، بر همکاری، برابری‌طلبی و مهم‌تر از آن شفافیت تأکید دارد. مردم باید بتوانند ببینند که روزنامه‌نگار تحقیقی چگونه یافته‌های خود را به‌‌دست می‌آورد، نیازی به اتکا بر کلمات منابع اطلاعاتی ناشناس نیست.

بلینگ‌کت تکنیک‌های خود را انحصاری نمی‌داند، بلکه دیگران را نیز به استفاده از آن ترغیب می‌کند. این گروه در تحقیقات خود با سازمان‌های خبری متعدد همکاری کرده است. بلینگ‌کت کارگاه‌های آموزشی را برگزار می‌کند و فهرست آموزش‌های آنلاین در وب‌سایتش هر روز طولانی‌تر می‌شود. در میان این آموزش‌ها رهنمودی برای استفاده از نرم‌افزار تشخیص چهره و جست‌وجوی معکوس عکس برای بررسی این‌که در یک جنگ کدام جنگ‌جوها وابسته به کدام طرف است و نیز برای ردیابی حرکت هواپیماها و غیره در دسترس است.

پخش و اشاعه دانشِ استفاده از این تکنیک‌ها و تشویق دیگران به استفاده از آن‌ها، یکی از فعالیت‌های کم‌تر موردتوجه بلینگ‌کت است، اما در عصری که تئوری توطئه و شایعه‌پراکنی بیداد می‌کند، برای روزنامه‌نگاری و اطلاع‌رسانی بسیار حیاتی است.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه