ظاهراً اختلاف سیاسی میان دو نامرد محترم انتخابات به حالت تعلیق درآمده است. من شخصاً از سیمای جان کری اینطور حدس میزنم که هر یکی از نامردان محترم این دور و زمانه، به توصیهها و راهکارهای آقای جان کری گوش جان فراسپرده است؛ از آن لحظه به بعد، یعنی از آن لحظه که انگشتان مبارک هردو نامرد محترم قلم زرین امضای سند وحدت ملی را گرفتند و روی سند امضا نمودند، تلاشهای هردو طرف برای اینکه کدامین وزارتخانهها به اشرف غنی تعلق بگیرند و کدامها به عبدالله، مساعی شدهاند. هردو طرف تلاش میکنند که عادلانه تقسیم کنند، البته در اصطلاح «تقسیم عادلانه» این معنا نهفته نیست که کوشش شود حق طرف از سوی هردو نامرد ملاحظه شود و از ستم جلوگیری شود، بلکه با توجه به خصوصیات معنوی این دو نامرد، تقسیم عادلانه به این معناست که تا آخرین قطره تلاش شود تا سهم طرف از سوی هر یکی از دو نامرد، محدود یا حداقل وزارتخانههای غیرکلیدی باشد. اما بگذارید من هم تقسیم عادلانه بکنم.
1- تیم تحول و تداوم، هنگامی که فکر میکردند برندهی انتخابات هستند، برای اینکه ظاهر وحدت ملی را در ستاد خویش به نمایش گذاشته باشند، با وعده کردن پست اجرایی به احمدضیا مسعود، آن آقا را به تحول و تداوم کشاند. بعضی از تاجکان طرفدار اصلاحات و همگرایی، به محض پیوستن احمدضیا مسعود به تحول و تداوم، وی را احمدضیا احمدزی لقب دادند. حال با توجه به این تلاشهای مساعی قبل از گدودی، احمدضیا باید دوباره احمدضیا مسعود شود. در ضمن، نام وزارت عدلیه تغییر کند و نام آن را تا زمانی که گدودی همچنان باقی است، وزارت احمدضیا مسعود بنویسند. مهم نیست که احمدضیا مسعود به درد عدالت میخورد یا نه، مهم این است که هردو طرف توافق نماید.
2- وزارت دفاع را نیز باید تغییر نام بدهند و نام بهتر آن وزارت بسمالله محمدی میتواند باشد. خود آقای محمدی هم باید در رأس وزارت قرار داشته باشد، مشروط بر اینکه هفتهی دو حمله در حوالی مرز پاکستان، بهصورت آزمایشی انجام بدهد. تلاش شود یک مرمی هم به خاک پاکستان اصابت نکند؛ چون اگر اصابت کند، به خدا و بنده معلوم است که ما توان مقابلهی نظامی با پاکستان را نداریم؛ روزگارمان سیاه میشود.
3- وزارت داخله نیز کلیدی است. این وزارت را باید به تیم تحول و تداوم تحویل بدهند. اختیار دارند که نام را وزارت داخله حفظ میکنند یا آن را وزارت مداخله میخوانند. جنرال ظاهر هم باید از مقامش برکنار شود تا حرفهای ناگفتهای که در رابطه با امرخیل دارد را با مطبوعات و مردم بگوید.
4- ریاست امنیت ملی، هردو نامرد محترم باید قبول کنند که این ریاست، جایی برای درآمدزایی نیست. هریک سعی نکنند که بچههای خاله و کاکای خویش را در این ریاست بگمارند تا از یک طرف معاش داشته باشند و از طرف دیگر، از روی بیکاری به قاچاق مواد مخدر و دودکردن چرس در پسکوچههای کابل مصروف نشوند.
5- وزارت مالیه را باید به تیم اصلاحات و همگرایی بدهند. اگر بپرسید به چه دلیلی؟ دلیلش این است که تا حال به نحوی این وزارت از جملهی وزارتخانههای حامی تیم تحول و تداوم بوده. برای دو سال بعدی که معلوم نیست چه جفای دیگری در حق ملت روا داشته میشود، باید حامی اصلاحات و همگرایی باشد. جنجال بر سر اینکه چه کسی وزیر مالیه باشد، از جنجالهای داخلی تیم اصلاحات و همگرایی خواهد بود و به ستاد شریف تحول و تداوم ربطی ندارد.
6- وزارت اقتصاد را باید به آتش بکشند. هردو نامرد حداقل اینقدر مردی بکنند. از مردم سوال کنند که اقتصاد شما چقدر رو به بهبودی است؟ هر قدر که مردم شکایت داشتند، به همان پیمانه این وزارت را به آتش بکشند. نهایت مساعی صورت بگیرد که کارمندانش را قبل از آتش زدن، بیرون بیاورند. نمیخواهیم پیش کشورهایی چون کوریالی شمالی شرمنده باشیم.
7- اگر اشرف غنی رییس جمهور انتخاب شد، عبدالله عبدالله اتومات رییس همان پست اجرایی میشود. در این صورت، انجنیر محمدخان باید وزیر مبارزه با مواد مخدر مقرر شود و معاشش بالای 52000 هزار دالر امریکایی تعیین شود. محقق هم باید وزیر زراعت و مالدای مقرر شود. معاش محقق هم کوشش شود بالاتر از محمدخان تعیین شود؛ چون حتا از خود عبدالله هم بیشتر برای اصلاحات و همگرایی رای آورده است. اگر عبدالله رییس جمهور منتخب شد، جنرال دوستم را باید به وزارت انرژی سوق دهد. میگوید میانهاش با ازبکستان خوب است، بلکم ما هرشب 47 مرتبه شاهد قطع شدن برق نباشیم. سرور دانش را هم باید وزیر تحصیلات خالی مقرر نماید و چنین دیکته نماید که آقای دانش، تو مکلف هستی بازهم در طول دوران وزارت، هیچ کاری نکنی! فقط وزیر باش و بس!
8- آنعده از جوانان که شب و روز نگفتند و برای هردو تیم دُرفشانی نمودند، هرچه عاجلتر خلص سوانحشان را به ریاست ستادهای مذکور بیاورند تا مطابق لیاقت برایشان خرچه تعیین شود!
9- هردو طرف باید ماه یکبار، برای اینکه سر عهد و پیمان خویش بمانند، از سوی وزیر حج و اوقاف، به بیتالله شریف ارسال شوند و در آنجا چیز بخورند… قسم بخورند که بر سر عهد خویش میمانند!