ای فدای گل روی تان که زود زود می‌شگفد!

هادی دریابی

دیروز جمعی از فعالان مدنی، هنری، خبری، سیاسی، ورزشی، فرهنگی و اجتماعی رفته بودند به دیدار آقای ایوب سالنگی. این جمع برای اعتراض علیه اقدامات نیروهای پولیس حوزه‌ی سوم امنیتی، به ویژه رییس و آمر جنایی این حوزه رفته بوده، خدا اجر شان دهد. نه فکر می‌کنم دعای «خدا اجر شان دهد»، یک دعای تاریخ تیر شده باشد؛ بناءً دعا می‌کنم اول خدا آن‌ها را در گیرودار انتخابات، دچار مشکلات اقتصادی نکند. بعد دعا می‌کنم قادر مطلق به آن‌ها، هر آن‌چیزی را که در دایره‌ی «مشروع‌های زندگی» تمنا دارند، یکایک تقدیم کند. مثلاً همان‌طوری که هر وکیل پارلمان دوست دارد یکی از آشنایان شان رییس حوزه‌ی سوم امنیتی باشد، ممکن است یکی از این فعالین مثلاً مختار پدرام نیز چنین آرزوی داشته باشد که من به پیش‌گاه خداوند دعا می‌کنم تا یک کمیته‌ی حقیقت‌یاب تشکیل بدهد و این آرزوی خبرنگار فعال و جسور وطن را مورد چیزشگافی قرار بدهد. در صورتی‌که خود قادر مطلق(ج) شخصاً دریابد که حق با مختار پدرام است و شخص مورد نظر او، دیگر هرگز به کافه‌ رستوران هنر حمله نخواهد کرد، باید این آرزوی او را برآورده کند. وقتی خداوند مشکلی نداشته باشد، ملت هم مشکلی ندارد، احیاناً اگر چند نفر ملت ما با این مسئله مشکل داشته باشند، هیچ سنگی به شیشه‌ی ترک‌خورده‌ی امور ما نخواهد خورد چون ما خداوند یا قادر مطلق را در کنار خویش داریم. این را از آن جهت گفتم که گمانه‌های در مورد این‌که رییس حوزه‌ی سوم امنیتی به تلاش و درخواست چند تن از وکلای نهایت چیزشرف پارلمان، به ریاست این حوزه‌ی امنیتی گمارده شده، در حالی‌که اتهام قتل یک نوجوان دانش‌جو در میدان شهیدمزاری، هنوز هم بر دوش این رییس خاکسار وجود دارد. امیدوارم این جمع که هزار نوع فعالیت بشرپسند از آن‌ها سر می‌زنند، این مسئله را نیز با آقای سالنگی در میان گذاشته باشد، در غیر آن، فقط قدم رنجه فرموده و مقداری از کشمش‌نخود با چای سبز آقای سالنگی را نوش جان فرموده و خلاص! مگر نشنیده‌اید که شاعر می‌فرماید:

مشکل ارچند پوچ باشد، ریشه‌اش را خشک کنید
ورنه چند روز بعد خِلم همه را باد می‌کند
ای فدای گل روی تان که زود زود می‌شگفد
چند صبا بعد، یادتان باشد که «آن» یاد می‌کند

البته تا جای که من این عزیزان را می‌شناسم، حتماً این مسئله را مطرح کرده، بناءً امیدوارم شخص سالنگی در زمینه تونل زده و حقایق را کشف و آن‌طوری که لازم است، عمل کند. ضرورت تونل در این زمینه از آن جهت است که وکلا یا مقامات مورد نظر خبر نشود، ورنه با هزار عشوه، رنگ رنگ وزیر را برای جلوگیری از این کار، مجبور به زنگ زدن می‌کنند! فکر می‌کنید من چه‌قدر ساده‌لوح هستم نه؟! نه، اگر بازهم با من حاضر‌جوابی کنید، قسم می‌خورم که به همه بگویم که ما قبلاً با کنترول شدید اجتماعی مواجه بودیم و حالا که آن کنترل کمی کمردرد شده، شاهد کنترول‌های رسمی از سوی دولت هستیم که روز به روز بیشتر می‌شود. کنترول اجتماعی را کنترول شناسان وطن چنین تعریف می‌کند: مثلاً پسر و دختر جوانی که قدم به قدم یا شانه به شانه یا هم دست به دست در شهر می‌گردند یا به پارک و تفرج‌گاهی می‌روند، یاهم بخاطر وضعیت بد اقتصادی و بلند رفتن قیمت‌ها، سر سرک بولانی می‌خورند، یا هم برای بلند بردن سطح فرهنگ شان، می‌روند کدام کافه و قلیون دود می‌کنند؛ مردم به آن‌ها نگاه بد داشته باشند. مثلاً بگویند که این جوان‌ها چقدر بی‌شرم و رو هستند، یا لوچک و بی‌بندوبار استند یا هر گمان و نسبت بد دیگر… این کنترول اجتماعی است. کنترول رسمی، عبارت از کنترولی است که به محض شور‌خوردن، سر و کله‌ی پولیس پیدا شود و بپرسد که چرا شور خوردی؟ چای بنوشی، به پولیس باید گزارش بدهی که بنده امروز یک گیلاس چای خوردم، ممکن جواب‌چای‌ام در حوالی حوزه‌ی سه بیاید، چه‌کار کنم؟ این کنترول رسمی است که در این اواخر نشانه‌های از شدت‌یافتن این کنترول وجود دارد. آخرین موردش، واردشدن نیروهای پولیس در کافه‌رستوران هنر بود که نیروهای پولیس، با وقاحت تمام، مهمان‌های این کافه را با لت و کوب یا نثار کردن فحش، تا حوزه‌ی سه بردند. آن‌طوری که رفقا در فیس‌بوک در مورد خاکسار نوشته‌اند، ایشان خیلی در بند اخلاق و ارزش هم نمی‌باشد، پس حتماً دستور از جایی صادر شده که مخالف آزادی‌های فردی است، مثلاً ممکن است کدام حاجی خیلی دبل باشد، کدام آخوند متصل به قدرت باشد یا کدام جهادی که فکر‌های مخصوص می‌کند. کمیته‌ی حقیقت‌یاب، باید منبع دستور را نیز به مردم معرفی کند تا همین مردم که چای سبز نعناع‌بار را زیاد دوست دارند، مخالفان آزادی‌های فردی را نیز بشناسند! این حق مسلم ماست. منبع دستور وحشی‌گری، نقش موثری در انتصاب روسای شبیه خاکسار دارند.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه