شکست بنیامین نتانیاهو

شکست بنیامین نتانیاهو

در سال ۲۰۰۲، سه سال پس از ازدست‌دادن کرسی نخست‌وزیری، بنیامین نتانیاهو به یک شوی تلویزیونی معروف رفت و از بازگشت به صحنه سیاسی اسرائیل سخن زد. مصاحبه‌کننده، چهره‌ای تلویزیونی به‌نام «یائیر لاپید» با موهای سیاه ژل‌زده بود. لاپید پرسید: «وقتی رفتید افرادی گریه‌کنان گفتند که اگر دوباره انتخاب شوید خودکشی خواهند کرد و عده‌ای دیگر بودند که گفتند کشور را ترک خواهند کرد. چرا چنین واکنش‌ شدید را بین مردم برمی‌انگیزی؟» نتانیاهو پاسخ داد: «در میان بعضی فقط.»

نتانیاهو اولین‌بار در سال ۱۹۹۶، یک سال پس از ترور اسحاق رابین به‌دست یک تندرو یهودی به‌دلیل تلاش‌هایش برای به ثمر رساندن «پیمان اسلو» نخست‌وزیر اسرائیل شد. یک ماه قبل از ترور رابین، نتانیاهو در تظاهراتی در اورشلیم/بیت‌المقدس شرکت کرده بود که در آن معترضین شعار «مرگ بر رابین» سر دادند. او در مصاحبه با لاپید اذعان کرد که شاید در افزایش تنش‌ها نقش داشته بوده. او قتل رابین را «یک ضربه وحشتناک» خواند. در آن‌زمان در سخن نتانیاهو رگه‌ی ضعیف و نادری از آینده‌نگری و درون‌نگری دیده می‌شد که خوب بود در این‌روزهای اخیر، وقتی که خشم جامعه اسرائیل را درنوردید، دوباره شاهد تمثیل آن از جانب نتانیاهو می‌بودیم.

لاپید در بخشی از مصاحبه از نتانیاهو پرسید: «آیا قصد داری نخست‌وزیر بعدی اسرائیل باشی، بلی یا خیر؟» نتانیاهو گفت: «پاسخ بلی است.» برای نتانیاهو سال‌ها طول کشید تا بتواند خودش را به‌‌عنوان رهبر بلامنازع لیکودی به‌طور فزاینده جنگ‌طلب و ناسیونالیست تثبیت کند. لحظه‌ی مهم صعود نتانیاهو به قدرت در سال ۲۰۰۵ بود، وقتی که او از سمت وزارت دارایی در حکومتِ به رهبری آریل شارون (نیز از حزب لیکود)، علنا به‌‌دلیل تصمیم نخست‌وزیر برای خارج‌کردن شهرک‌نشینان از غزه، استعفا کرد. تا سال ۲۰۰۹ شارون دچار سکته مغزی شدیدی شده بود و ایهود اولمرت جانشین وی که پایش در یک قضیه فساد گیر بود، اعلام کرد که از سمت نخست‌وزیری کنار می‌رود. پس از انتخابات سال ۲۰۰۹، نتانیاهو به نخست‌وزیری بازگشت و بلافاصله از جانب حکومت اوباما برای ادامه مذاکرات صلح با فلسطینی‌ها، تحت فشار قرار گرفت. او مذاکرات را با اکراه ادامه داد و باری در سخنرانی‌ای قابل‌توجه از «راه‌حل دو کشوری» حمایت کرد. اما او هرگز به‌نظر نمی‌رسید در قلب خود طرفدار این راه‌حل برای منازعه اسرائیل-فلسطین باشد. با گذشت زمان او به مذاکرات با فلسطینی‌ها و راه‌حل دو کشوری پشت کرد و در عوض بر مقابله با «دشمنان درونی»، یعنی گروه‌های حقوق بشری و سازمان‌های غیردولتی اسرائیل، تمرکز کرد.

نتانیاهو با برانگیختن خشم پوپولیستی علیه به اصطلاح «نخبگان» اسرائیلی ــ که بدون شک خودش یکی از آن‌ها بود ــ بر یک کشورِ به‌طور فزاینده فرقه‌ای و چندپارچه ریاست کرد. او توانست دوازده سال قدرت را نگهدارد و رکورددار طولانی‌ترین دوره نخست‌وزیری اسرائیل شود. اما چهار دور انتخاباتِ بی‌نتیجه طی دو سال گذشته، منجر به بن‌بست سیاسی و فوران خشم عمومی شده است. هفته گذشته لاپید، که اکنون سیاست‌مداری آب‌دیده، با موهایی به سفیدی موی نتانیاهو و رهبر حزب مرکزگرای «یش عتید» است، اعلام کرد که موفق شده است با نفتالی بنت، رهبر حزب ملی‌گرای افراطی کوچک و شش حزب دیگر دولت ائتلافی تشکیل دهد. روز یکشنبه این دولت جدید پس از تأیید پارلمان سوگند یاد کرد. بنت که زمانی رییس دفتر نتانیاهو بود، به‌‌عنوان نخست‌وزیر اسرائیل خدمت خواهد کرد و لاپید قرار است سال ۲۰۲۳ جایگزین وی شود.

موفقیت ائتلاف فعلی بسیار بعید می‌نماید. آنچه در بسیاری از موارد اعضای این ائتلاف را کنارهم قرار داده است، ضدیت مشترک با نتانیاهو است. یک حزب ناسیونالیست به رهبری یک مهاجر روسی، یک حزب راست‌گرای تازه‌تشکیل جنگ‌طلب، دو حزب کاملا چپ‌گرا به رهبری یک زن و یک مرد علنا هم‌جنس‌گرا، و برای اولین‌بار در تاریخ ائتلاف‌های سیاسی در اسرائیل، یک حزب عربی اعضای این ائتلاف هستند. اقدام این رهبران برای تشکیل آنچه در اسرائیل به‌‌عنوان «حکومت تغییر» شناخته می‌شود، در واقع تیری به‌سوی تاریکی است. برای تشکیل این ائتلاف، بنت مجبور شد وعده‌ی انتخاباتی خود را زیر پا بگذارد. او گفته بود که با لاپید برای تشکیل یک حکومت ائتلافی سازش نخواهد کرد و نیز در ایجاد حکومتی که لاپید رییس آن باشد، شرکت نخواهد کرد. بنابراین، بنت که به‌‌عنوان اولین نخست‌وزیر مذهبی و کیپا پوش اسرائیل وارد دفتر نخست‌وزیری می‌شود، در بین اولترا ارتدوکس‌ها که از اواخر دهه ۱۹۷۰ در اکثر ائتلاف‌ها در اسرائیل سهیم بوده‌اند، به نوعی موجودی مطرود تبدیل شده است. در واکنش به این ائتلاف، اخیرا بروشوری در حلقات راست‌گرا دست‌به‌دست می‌شود که در آن بر سر بنت یک کافیه عربی فوتوشاپ شده و بر بالای آن عبارت «دروغگو» نقش بسته است. این تصویر، به‌طور ترسناکی، یادآور پوسترهای فوتوشاپ‌شده‌ی رابین در روزهای پیش از ترورش است.

نتانیاهو به‌رغم اظهارات قبلی خود درباره‌ی رابین، به تهدیدات علیه اعضای ائتلاف فعلی دامن زده است. «انشل فیفر»، نویسنده کتاب «بی‌بی: زندگی و عصر آشفته بنیامین نتانیاهو» به من گفت: «او نمی‌تواند این واقعیت را بپذیرد که مردم اسرائیل دست رد به سینه‌اش زده‌اند. و او شخصا معتقد است که بدون وی، اسرائیل به سمت فاجعه می‌رود.» نتانیاهو در پست فیسبوکی خود در ۴ جون بر «جاسوسان» خانگی تاخت. پست او حمله‌ای آشکار علیه بنت و یک قانون‌گذار دیگر به‌نام «آیلت شاکرد» بود که همچون بنت به‌‌عنوان دستیار نزدیک نتانیاهو خدمت کرده بوده. یک روز بعد، رییس سرویس‌های امنیت داخلی اسرائیل به‌شدت و به صورت بی‌پیشینه هشدار داد که سیاست‌مداران به خشونت سیاسی دامن نزنند. او از نتانیاهو نامی نبرد اما منظورش واضح بود. نتانیاهو یک روز پس از هشدار روی صفحه تلویزیون رفت و سیاست‌مداران عرب را که در حکومت جدید اسرائیل خدمت می‌کنند «حامیان تروریسم» خواند. چندین قانون‌گذار راست‌گرا از هم‌اکنون هشدارهای امنیتی دریافت کرده‌اند زیرا مخالفان این ائتلاف، آن‌ها و خانواده‌هاشان را به‌دلیل پیوستن به حکومت جدید به مرگ تهدید کرده‌اند. اولمرت که از سال ۲۰۰۶ تا ۲۰۰۹ به‌‌عنوان نخست‌وزیر اسرائیل خدمت کرد، به من گفت: «نفاق در جامعه اسرائیل، این واقعیت که خاخام‌ها به دستور بی‌بی (از القاب نتانیاهو) اعضای کنست را خائن می‌خوانند و این موج ضد عرب، وضعیتی را به‌وجود آورده که من نظیرش را در تاریخ اسرائیل به یاد نمی‌آورم.»

با همه اعتراض‌های نتانیاهو علیه ائتلاف جدید در اسرائیل، واقعیت این است که تشکیل این ائتلاف نتیجه‌ی مستقیم حکومت خود نتانیاهوست. در حکومت نتانیاهو که هر نوع مخالفت و اعتراض از جانب رهبران غیرمشروع تلقی می‌شد، مفاهیم سنتی سیاست چپ و راست تا حدودی معنی خود را از دست داده‌اند. خود لاپید در مصاحبه‌ای با من در سال ۲۰۱۸ به تغییرات در این اصطلاحات سیاسی اشاره کرد. در آن مصاحبه، وقتی به پارادوکس آشکار بین محبوبیت روزافزون وی در اسرائیل و چرخش سیاست کشور به جناح راست اشاره کردم، او تناقضی نمی‌دید. او گفت: «وقتی مردم در خصوص حزبم از من می‌پرسند، می‌گویم که ما یک حزب ملی-لیبرال هستیم. این اصطلاح ما را بهتر از اصطلاح چپ، راست یا مرکزگرا تعریف می‌کند. جنگ سیاسی اصلی بین پوپولیست‌ها و رهبران مسئول است.»

این‌که نتانیاهو و هوادارانش از برچسب‌هایی مثل خائن برای اشاره به سیاست‌مداران راست افراطی استفاده می‌کنند ــ برچسب‌هایی که زمانی فقط برای توصیف رهبران چپی مکار به کار برده می‌شد ــ نشان‌دهنده کشیده‌شدن سیاست اسرائیل در دوران حکومت نتانیاهو به جناح راست است. همچنین استفاده از این برچسب‌ها نشان می‌دهد که تا چه اندازه وفاداری به نتانیاهو با وفاداری به کشور مترادف شده است. نتانیاهو طی سال‌هایی که در قدرت بود، اقتصاد اسرائیل به لطف رونق فناوری پیشرفته شکوفا شد. همچنین با آغاز همه‌گیری کووید۱۹، اسرائیلِ تحت رهبری بی‌بی در زمینه واکسیناسیون پیشتاز جهان شد. کسی نمی‌تواند این دو موفقیت وی را نادیده بگیرد. (البته مهم است ذکر شود که یکی از نتایج شکوفایی اقتصادی اسرائیل، افزایش نابرابری بوده است. و عامل موفقیت اسرائیل در زمینه واکسیناسیون را می‌توان نظام بهداشت کارآمد و قوی این کشور عنوان کرد.) اما نتانیاهو با ایجاد یک اکثریت راست‌گرا ــ و استفاده از قدرت این اکثریت برای حمله علیه تمام اقشار جامعه و حمله به مشروعیت و استقلال نهادهای دموکراتیک، از جمله قوه قضائیه و مطبوعات اسرائیل ــ به دموکراسی اسرائیلی آسیبی وارد کرده است که ممکن است سال‌ها بهبود نیابد. «زاوی بارعل»، ستون‌نویس روزنامه چپ‌گرای «هاآرتص»، هفته گذشته نوشت که نتانیاهو «سه قوم یهود را در کشوری واحد ایجاد کرد؛ یکی یهودیان شهرک‌ها و دوم و سوم یهودیان خائن و یهودیان راست‌گرا در داخل اسرائیل.»

فرهنگ سیاسی این کشور عملا شهروندان عرب را که حدود ۲۰ درصد جمعیت اسرائیل را تشکیل می‌دهند، از سیاست کنار می‌گذارد. این مسأله در سال ۲۰۱۸ با تصویب یک قانون خودش را آشکار کرد. این قانون اسرائیل را به‌‌عنوان «دولت-ملت یهودی» تعریف می‌کند، نه ملتی برای همه شهروندان اسرائیل.

با این‌حال شاید هیچ چیز مهم‌تر از تصمیم نتانیاهو برای خروج از روند صلح اسرائیل-فلسطین نبوده است. رهبران اسرائیل سال‌ها از اشغال کرانه باختری به‌‌عنوان وضعیتی موقتی و گامی دشوار در راستای دست‌یابی به راه‌حل دو کشوری صحبت می‌کردند. نتانیاهو نه‌تنها این‌گونه نبود، بلکه تحت حاکمیتش شهرک‌های یهودنشین در کرانه باختری گسترش یافت. اکنون بدون در نظرگرفتن بیت‌المقدس شرقی، حدود نیم میلیون شهرک‌نشین در کرانه باختری زندگی می‌کنند و این نشان می‌دهد که از زمان روی‌کارآمدن نتانیاهو رقم شهرک‌نشینان یهودی کرانه باختری سه‌برابر شده است. این واقعیت برنامه‌ریزی برای یک کشور همجوار فلسطین را امری بسیار دشوار ساخته است. با توجه به توافق اسرائیل برای عادی‌سازی روابطش با کشورهایی مانند امارات متحده عربی، بحرین و مراکش، سایر کشورهای عربی دیگر خواستار یک کشور مستقل فلسطین، به‌‌عنوان پیش‌شرط ایجاد روابط دیپلماتیک با اسرائیل نیستند. «آیدا توما-اسلیمان»، نماینده ائتلاف «فهرست مشترک» ــ که ائتلاف چهار حزب عمدتا عرب در اسرائیل است ــ  این هفته به من گفت که به‌خاطر نتانیاهو «چشم‌انداز یک راه‌حل دو کشوری تقریبا از بین رفته است. اگر شما یک سیاست‌مدار را با توانایی وی در اجرای یک چشم‌انداز ارزیابی کنید، نتانیاهو در اجرای چشم‌انداز خودش موفق بوده است. و این همان چیزی است که او را بسیار خطرناک می‌سازد.»

وقتی نتانیاهو حاضر نشد شهرک‌سازی را در کرانه باختری متوقف کند و وقتی آشکارا از درخواست‌های ایالات متحده برای احیای گفت‌وگوی صلح اسرائیل-فلسطین سرپیچی کرد، روابط او با اوباما به سرعت تنش‌آلود شد. این روابط با مانورهایِ به‌طور فزاینده نومیدانه نتانیاهو علیه توافق هسته‌ای با ایران، در سال ۲۰۱۵ به‌شدت مخدوش شد. در همان سال هنگامی که نتانیاهو به کنگره ایالات متحده هشدار داد که توافقی که توسط حکومت اوباما برای مهار برنامه هسته‌ای ایران انجام می‌شود، توافق «بسیار بد» است، به اولین رهبر خارجی تبدیل شد که در مقابل قانون‌گذاران ایالات متحده می‌ایستد و علیه اهداف و سیاست‌های یک رییس‌جمهوری برحال صدای مخالفت و اعتراض سر می‌دهد. در این ماجرا و در ماجرای هم‌آغوشی نتانیاهو با دونالد ترمپ، او به سنت بی‌طرفی اسرائیل ــ این‌که نه با جمهوری‌خواهان گرم بگیرد و نه با دموکرات‌ها ــ در معاملاتش با ایالات متحده پشت پا زد. در اسرائیل به قول معروف، نتانیاهو انگلیسی را «با لهجه جمهوری‌خواه» صحبت می‌کند. صف‌آرایی‌های نتانیاهو با حزب جمهوری‌خواه در ایالات متحده، می‌تواند به‌‌عنوان ضربه‌ی ماندگار حکومت نتانیاهو بر بدنه اسرائیل عمل کند، زیرا عناصری در حزب دموکرات ایالات متحده، در سال‌های پسین شروع به زیرسوال بردن حمایت دیرینه‌ی حزب‌شان از اسرائیل و ارتش اسرائیل کرده‌اند. با وجود این، بیشتر اسرائیلی‌ها سخنان نتانیاهو را مبنی بر این‌که توافق هسته‌ای [ایالات متحده] با ایران، اسرائیل را به خطر می‌اندازد، باور کردند. این درحالی‌ست که از زمان خروج ترمپ از برجام، ایران از شرایط موردتوافق برجام، دوازده برابر یورانیومِ بیشتر غنی‌سازی کرده است. «دن مریدور»، وزیر سابق اطلاعات و انرژی اتمی اسرائیل و عضو لیکود به من گفت: «از نظر مردم بی‌بی غنی‌سازی هسته‌ای ایران را متوقف کرده است؛ درحالی‌که [به‌‌دلیل اقدامات او] در واقعیت برعکس این اتفاق افتاده است.»

بعید به‌نظر می‌رسد که حکومت جدید اسرائیل از مواضع و سیاست‌های نتانیاهو در خصوص سرزمین‌های اشغالی و ایران فاصله بگیرد. بنت صریحا از الحاق بخش عمده‌ی کرانه باختری به سرزمین اسرائیل سخن زده است. گامی که حتا نتانیاهو در برداشتن آن مردد بود. بنت همچنین از منتقدان جدی توافق هسته‌ای با ایران بوده است. (البته موضع لاپید در این خصوص پیچیده‌تر است: او ابتدا مخالف توافق با ایران بود اما بعدا گفت که خروج یک‌جانبه امریکا از برجام اشتباه بوده است.) مسأله‌ای که حکومت جدید احتمالا بخواهد در مورد آن از سیاست‌های نتانیاهو فاصله بگیرد، موضع حکومت در مورد نهادهای دموکراتیک اسرائیل خواهد بود. احتمالا حکومت جدید برای جلب اعتماد به این نهادها تلاش خواهد کرد. به‌‌عنوان نخست‌وزیر، نتانیاهو از سال ۲۰۱۹ به نقض اعتماد، دریافت رشوه و ارتکاب کلاهبرداری متهم بوده است. یکی از پرونده‌ها علیه وی مربوط به ادعاهایی است مبنی بر این‌که او در ازای مزایایی از جانب حکومت، از یک زوج که سهامداران اصلی یک شرکتِ دارنده یک سایت خبری پیشرو در اسرائیل است، درخواست پوشش خبری بی‌کم و کسر کرده بوده. دادگاه وی که سال گذشته آغاز شد، با انتصابات کلیدی مسأله‌دار در حکومت همراه بوده است و برخی نگرانند که نتانیاهو احتمالا از افراد منصوب‌شده در سمت‌های کلیدی برای تأثیرگذاری بر روند دادرسی استفاده کند. سال گذشته درست هنگام آغاز محاکمه نتانیاهو، او یکی از وفادارترین افراد خود را به‌‌عنوان وزیر امنیت عمومی، که بر پولیس اسرائیل نظارت می‌کند، معرفی کرد. ائتلاف فعلی می‌تواند با انتصاب متخصصان غیرحزبی در رأس نهادهایی که تاکنون پر از افراد وابسته به نتانیاهو بودند، به جلو حرکت کند. همان‌طور که «آمون آبراموویج»، تحلیلگر Channel 12 اسرائیل به من گفت، «کارکرد این حکومت با کارهایی که انجام می‌دهد اندازه‌گیری نخواهد شد، بلکه با کارهایی که برای جلوگیری [از ادامه میراث نتانیاهو در حکومت اسرائیل] انجام می‌دهد، اندازه‌گیری خواهد شد.»

بی‌بی کجایی می‌شود؟

با توجه به قراین و نشانه‌ها، نتانیاهو به‌‌عنوان یک رهبر تندرو اپوزیسیون حکومت کار خود را آغاز خواهد کرد، به این امید که حکومت جدید اسرائیل به سرعت با مشکل مواجه شود. برپایه برخی گزارش‌ها، در توافق‌نامه ائتلاف فعلی آمده است که اگر حکومت جدید نتواند در صد روز اول بودجه خود را تصویب کند، سقوط خواهد کرد. کابینه [برجای‌مانده از] نتانیاهو از هم‌اکنون یک راهپیمایی ناسیونالیستی را در خیابان‌های شهر قدیم اورشلیم/بیت‌المقدس برای هفته آینده برنامه‌ریزی کرده است؛ حرکتی که حکومت جدید آن‌را تلاشی با هدف ایجاد تنش بین یهودیان و جمعیت مسلمان اورشلیم/بیت‌المقدس می‌پندارد. اگر حکومت ائتلافی خودش را حفظ کند و بودجه‌اش موفقانه تصویب شود، نتانیاهو احتمالا بخواهد که از این به بعد از مزایای زندگی خصوصی خود لذت ببرد. فیفر، زندگی‌نامه‌نویس غیررسمی نتانیاهو می‌گوید: «او به یک تور طولانی سخنرانی خواهد رفت و وسوسه زندگی به آن سبک، که در آن دوستان ثروتمند آدم کل هزینه‌ها را می‌پردازند و او برای سخنرانی‌هایش مبالغ شش رقمی به‌دست می‌آورد، وسوسه‌ی کمی نخواهد بود.» اما نتانیاهو برای این‌که از آن سبک زندگی لذت ببرد، ممکن است ابتدا مجبور به استعفا از مجلس اسرائیل شود، اقدامی که می‌تواند شانس بازگشت دوباره وی را به صحنه سیاسی اسرائیل کمتر کند. و این سناریو، به باور افرادی که با من مصاحبه کردند، از هم‌اکنون ذهن بی‌بی را درگیر کرده است.

روث مارگالیت، نویسنده مستقر در تل‌آویو است.