گفته بودم در افغانستان هیچچیزی بعید نیست. من تا حالا شخصاً بدین باور بودم که آقای کرزی، میانهی خوبی با رسانهها دارد. اما از دیروز تا حالا، گردهام سیگنال میدهد که این باورت غلط است. اما من به روی خود نمیآورم. حرف گرده درست نیست. هیچ وقتی به حرف گرده اعتماد نکنید! اگر اعتماد کنید، بیچاره میشوید. یادتان است وقتی تازه نتیجهی ابتدایی انتخابات اعلام شده بود، از سیمای اشرف غنی گل میبارید و از سیمای داکتر عبدالله جوی آب روان بود؟ آن روزها داکتر عبدالله به هرجایی که رسید، داد از تقلب زد و اشرف غنی تا آخرین ذرهی اکسیجن بدنش، به ملت امیدواری دارد که نخیر! رای ما تقلبی نیست، ما رای پاک مردم را داریم و از آن حراست میکنیم. گزارشها حاکی از آن اند که هم اشرف غنی و هم عبدالله این حرفها را نه از روی حساب و منطق، که با استفاده از گردهی مبارک به مردم میگفتهاند. البته این حرف در وطن عزیز ما به شکل یک ضربالمثل وجود دارد و آن اینکه «بار کج هرگز به منزل نمیرسد، اگر هم برسد، از طرف مادر اولادها قبول نمیشود». این حرف دقیق است. اگر باورتان نمیشود، همین حالا یک بار کج را بر دوش خود یا کدام کمیشنر از کمیسیون مستقل انتخابات بیاورید و بر دوش وی بگذارید، سپس از وی بخواهید که این بار را به ارگ برساند. تا شور بخورد، فایل صوتی نشر خواهد شد. اخیراً نیویورک تایمز نوشته که «در انتخابات دور دوم ریاست جمهوری امسال، 2.2 میلیون رای به نفع اشرف غنی و هشتصد هزار رای به نفع داکتر عبدالله تقلب شده است». من این تقلب گسترده را به آقای کرزی تبریک میگویم که در گماشتن افراد و مهرهها، چیزی برای ملت کم نگذاشت و هر آنچه لازم بود را انجام داد. هرچند میانهی نیویورک تایمز و آقای کرزی از دیرباز چندان خوب نیست؛ اما بازهم اکثر مردم به وجود تقلب باور دارند. من شخصاً آمار این گزارش را قبول دارم. طبق این گزارش، دستان مبارک هردو نامزد به تقلب آلوده است. نه عبدالله حق دارد در برابر مردم دعوای شرف کند و نه اشرف غنی! چرا؟ چون هردو نفر با رای مردم بازی کردهاند؛ هردو نامزد، اراده و انتخاب ملت را نادیده گرفته و برای رسیدن به ارگ، دست به تقلب زدهاند. حالا اینکه دولت و جامعهی جهانی با اشرف غنی یار بوده و میزان آرای تقلبی وی، به 2.2 میلیون رای میرسد، این گناه اشرف غنی نیست. از کجا معلوم اگر دولت و جامعهی جهانی با عبدالله همسو میبودند، میزان آرای تقلبی وی به 4 میلیون نمیرسید؟ تقلب مردود است. تقلب، سلامت تعهد افراد را زیر سوال میبرد. حالا هرکدام از این دو نامزد رییس جمهور مملکت شود، یک آدم متقلب است، یک آدم غیرمتعهد است. لعنت به آدمهای غیرمتعهد و متقلب!
انگار آقای کرزی در قبال این تقلبها، چندان هم بیمسئولیت نبوده، مثلیکه فرمان تقلب از چیز وی خارج میشود (من که منظورم دهن کرزی بود، شما میتوانید از حق انتخاب خویش استفاده نموده و جای دیگری از بدن وی را که امکان صدور فرمان از آن قسمت وجود داشته باشد، در نظر بگیرید). درست است که نیویورک تایمز از سالها قبل دست به سخن خانوادهی کرزی انداخته و تا امروز هم عاشق یخنکشک با کرزیخیل است، اما این دلیل نمیشود که در برابر رییس یک دولت، به اشاعهی دروغ رو بیاورد. همین چند روز پیش دیدید که آقای کرزی یک گزارشگر نیویورک تایمز را از کشور اخراج ممنوعالورود کرد. این خود نشانهای از آن است که حرفهایی وجود دارند که دستکم آقای کرزی خواهان افشا شدن آن نیست. البته ما چه کاری به حرفها و برنامههای مخفی مقامات داریم. سالها این کار را کرده، این چند سال زندگی ما هم رویش!
برمیگردم به تقلب در انتخابات! تنها گزینهای که در مغایرت با خواست مردم قرار ندارد، باطل کردن آرای تقلبی است. تمام 2.2 میلیون رای اشرف غنی و هشتصد هزار رای عبدالله باید باطل شود. از مجموع آرای باقیمانده، هرکسی رییس جمهور انتخاب شد، نوشش باد و به سر زنش قسم که با ملت بازی نکند! البته ملت حالا هوشیار شده و اجازهی بازی به کسی نمیدهد! یک کرزی اگر گاهی بازی میکند، پروا ندارد. خوب ملت از برنامهها و امکانات کرزی خبر ندارد، ورنه به قرآن اگر بماند که بچهی خود ظاهر شاه باشد!
نه، واقعاً بار کج به منزل نمیرسد. اگر تقلب بد است، طبق گزارش نیویورک تایمز، هم روی اشرف غنی سیاه است، هم روی عبدالله! از اشرف غنی بیشتر، از عبدالله کمتر! بازی این دو داکتر محترم در جریان انتخابات، نشان میدهد که هیچ انگیزهای برای جبران روسیاهی خویش ندارند. من از همین حالا نگران قانونی شدن فرهنگ بچهبازی هستم! آن وقت ببینی که بعضی از بزرگان با «بچهی» خویش به زیارت کعبه میروند. منظورم از بچه در بالا، فرزند واقعی نیست، بلکه پسری است که رییسزادههای مملکت برای خوشگذرانی کنار خویش نگه میدارند!