پروپاگندا و روش‌هایی که ما را فریب می‌دهند (۲)

اطلاعات روز

فرهاد حقیار

نویسنده در بخش نخست این مقاله به چیستی، تکنیک‌ها و انواع پروپاگندا مفصل پرداخته است. در این بخش تلاش می‌شود تا تفاوت پروپاگندا با انواع روش‌های مختلف ارتباطی دیگر از جمله آموزش، اقناع، تبلیغات و روابط عمومی شرح داده شود.

پروپاگندا عبارت است انتشار شایعات، اطلاعات نادرست یا صحیح و یا ایده‌هایی است که قصد تأثیرگذاری بر نظرات جامعه را دارد. پروپاگندا می‌تواند به هر تکنیکی گفته شود که در تلاش است تا بر عقاید، عواطف، نگرش‌ها و رفتارهای یک گروه به نفع گروه دیگر تأثیر بگذارد. افراد، سازمان‌ها و حتا کشورها همواره تلاش کرده‌اند/می‌کنند تا با استفاده از روش‌ها و تکنیک‌های پروپاگندا، ذهنیت مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهند و مخاطبان نیز پیام را به‌دلیل عدم آگاهی کافی به اسامی مختلفی از جمله آموزش، تبلیغات، اقناع و… تعبیر می‌کنند؛ در حالی‌که در معرض پروپاگندا قرار گرفته‌اند. شخصی که پروپاگندا را نشر و یا تهیه می‌کند پروپاگندیست گفته می‌شود. پروپاگندیست‌ها هدف و یا اهداف مشخصی دارند و برای رسیدن به این اهداف، آن‌ها عمدا واقعیت‌ها، استدلال‌ها و نشانه‌ها را انتخاب و به‌گونه‌ای به مخاطب ارایه می‌نمایند که فکر می‌کنند بیشترین تأثیر را خواهد داشت. برای داشتن بیشترین تأثیر، آن‌ها قصدا واقعیت‌ها را حذف و یا بریده‌بریده می‌سازند و یا هم به‌گونه‌ی ساده دروغ می‌گویند تا توجه گروه مورد نظر را از همه‌چیز گرفته و به‌سوی هدف مورد علاقه‌شان جلب نمایند. بنابراین، اقدام «عمدی» و تأثیر بیش از حد بر دستکاری ذهنیت مخاطب، پروپاگندا را از مکالمات ساده روزانه، که همه انجام می‌دهیم، متمایز می‌سازد. در ادامه تفاوت پروپاگندا با اشکال ارتباطی مختلف دیگر شرح داده شده است.

پروپاگندا و آموزش

واژه‌نامه‌ی آکسفورد، آموزش را روند دریافت و یا ارائه دستورالعمل‌های نظام‌مند، به‌ویژه در دانشگاه‌ها و مکاتب تعریف کرده است. این درحالی است که پروپاگندا عبارت از اطلاعات، مخصوصا نوع گمراه‌کننده و جهت‌دار که قصد ترویج یک هدف سیاسی و یا دیدگاه خاصی را دارد تعریف شده است. آموزش و پرورش در واقع بنیاد حقایق می‌تواند باشد. مثلا، ما را به مکتب می‌فرستند تا واقعیت‌ها را بیاموزیم یا حداقل چیزهایی که از دید اکثر جامعه مورد تأیید می‌باشد. انتخاب عمدی و دستکاری اذهان، پروپاگندا را از آموزش متمایز می‌سازد. آموزگاران تلاش می‌نمایند تا جوانب مختلف یک قضیه و یا مسأله را به دانش‌آموزان ارائه کنند. جنبه‌هایی که مشکوک است و نیاز به تحقیق دارند همچنان جنبه‌هایی که تأیید شده است. نکات مثبت و در عین‌حال نکات منفی یک مسأله. آموزش هدف دارد تا دانش‌آموزان را در جهت جمع‌آوری و ارزیابی مدارک و شواهد مرتبط به یک مسأله یاری رسانند. در نهایت آن‌ها دانش‌آموزان را کمک می‌کنند تا خودشان دیدگاه خودی را شکل دهند. بااین‌حال، برخی از پروپاگندیست‌ها شاید ادعا بکنند که در واقع مردم را آموزش می‌دهند. آن‌ها بخشی از واقعیت را تحریف و یا هم بالای آن تأکید بیش از حد می‌نمایند، تنها به این هدف که آن را پیامی بسازند معتبر و قابل باور برای مخاطب. با استفاده از این روش ذهنیت مخاطب مورد تعرض قرار گرفته و مخاطب پیام پروپاگندیست را حقیقت محض فکر کرده و تصور می‌کند چیز جدیدی را یاد گرفته است. این مسأله در مورد گروهی از طلبان دینی که توسط افرادی تحث عنوان ملا، آخوند و مولوی در مدرسه‌ها تدریس می‌شوند صدق می‌کند. مثلا فکر کنید چرا یک فرد حاضر می‌شود حمله انتحاری کند. به گمان من، آیت‌ها و روایت‌هایی از اسلام به آن‌ها تدریس می‌شود و آن‌ها کشتن خود و مردم را برای رفتن به بهشت قبول می‌کنند. در حالی‌که شکل کلی مسأله شاید کاملا متفاوت باشد. یا به جوانانی به اصطلاح روشن‌فکر، فکر کنید که با یاد گرفتن گوشه‌های یک مسأله ادعای خاص بودن و روشنفکر بودن می‌کنند در حالی‌که تحت تأثیر پروپاگندا قرار گرفته‌اند. بنابراین گفته می‌توانیم هر نوع آموزشی که قصد یاددادن جنبه‌های خاص و انتخابی یک مسأله را به دانش‌آموزان و دانش‌جویان داشته باشد، آموزش نه بلکه پروپاگندا است. مدرس آن نیز آموزگار نه بلکه پروپاگندیست است.

پروپاگندا و اقناع

برای خیلی‌ها تشخیص این‌که پروپاگندا و اقناع برای چه استفاده می‌شوند و چگونه تعریف می‌شوند دو کار بسیار متفاوت است. پروپاگندا را چندین‌ بار در بالا تعریف کرده‌ایم و اما اقناع شکلی از ارتباط است که قصد دارد بر فرد و یا گروهی از افراد تأثیر گذاشته و در تغییر ذهنیت، رفتار و نگرش آن‌ها نقش ایفا کند. یا هم آن‌ها را قانع سازد تا به مسأله‌ی‌ دیگری توجه کنند. عمدتا، اقناع پروسه‌ای است که میان دو شخص اتفاق می‌افتد. مثلا فروشنده تلاش می‌کند تا خریدار را قانع به خرید کالای خود نماید. همچنان اقناع‌گر می‌تواند مخاطبش گروهی از افراد بی‌شمار نیز باشد. اقناع پروسه‌ای است میان اقناع‌گر (اقناع‌کننده) و اقناع‌شونده و جریان ارتباط در این پروسه میان دوطرف آزاد می‌باشد. فروشنده هرقدر که تلاش کند و توصیف کالای خود را نماید، این خریدار است که در آخر تصمیم می‌گیرد آیا بخرد یا نخرد. یعنی هیچ‌کدام از طرفین جریان ارتباط را در کنترل ندارند. برعکس، در پروپاگندا ارتباط توسط فرستنده پیام (پروپاگندیست) کنترل می‌شود. مثلا این‌که چه پیامی، با چه تأثیری، در کجا، در چه زمانی و برای کی فرستاده شود. اجازه دهید با بررسی جوانب مختلف، تفاوت این دو را بیان نمایم.

از لحاظ تعریفی، پروپاگندا پیامی است که بسیار سنجیده‌شده تهیه شده و برای دست‌کاری ذهنیت مخاطب به طرف یک جریان و یا یک هدف خاص ارسال می‌شود. در این‌جا هدف سود و یا مفاد برای فرستنده پیام است نه گیرنده. اما اقناع به هر نوع ارتباطی گفته می‌شود که تلاش دارد توجه مخاطب را به‌سوی یک ایده و یا شخص خاص جلب نماید. مفاد در این‌جا می‌تواند دوطرفه باشد. مثلا اگر دکاندار شما را قانع ساخت تا از فلان نوشابه استفاده کنید پس هم او فایده می‌کند هم شما که یک نوشابه‌ی سرد می‌نوشید. مسأله‌ی دوم تفاوت از لحاظ اشکال این دو پدیده است. پروپاگندا سه شکل دارد؛ سیاه، سفید و خاکستری که در بخش نخست به آن پرداخته شده است. اما اقناع به سه نوع است. در نوع نخست، اقناع از طریق اعتبار و قابل‌باوربودن اطلاعات و منابع آن صورت می‌گیرد. اگر استاد دانشکده حقوق یک مسأله‌ی حقوقی را بیان کند ما زودتر باور می‌کنیم و قانع می‌شویم تا این‌که آن مسأله توسط یک انجینیر گفته شود. در نوع دوم، اقناع از طریق استفاده از منطق و استدلال منطقی صورت می‌گیرد. به‌گونه مثال، کتابی که وضعیت آینده جهان را با ارائه‌ی داده‌های معتبر و قابل درک برای ما ارائه کند و برای ادعاهای خودش استدلال‌های منطقی را بیاورد، مخاطب زودتر قانع خواهد شد. در شکل آخری، اقناع با توسل به احساسات صورت می‌گیرد. مثلا، مادری که با گریه و زاری دخترش را قانع می‌سازد تا با فلان پسر ازدواج کند. یا رییس‌جمهوری که گریه می‌کند تا شهروندانش ماسک بپوشند. افراد دخیل در پروسه ارتباطی نیز می‌تواند نکته تمایز پروپاگندا و اقناع باشد. در پروپاگندا معمولا دولت‌ها، سازمان‌ها و نهادها نقش دارند و مخاطب هم گروهی از مردم و یا کل مردم می‌باشد. اما اقناع معمولا بین دو فرد و یا در نهایت بین اقناع‌کننده و گروهی از مخاطبان می‌باشد. در نهایت، از لحاظ معنای ضمنی، از پروپاگندا تعبیر منفی و از اقناع تا حدودی تعبیر مثبت شده است.

پروپاگندا و تبلیغات

هرچند پروپاگندا را تبلیغات، به‌خصوص تبلیغات سیاسی، نیز می‌خوانند اما این دو تفاوت‌هایی نیز دارند. تبلیغات (Advertising) به‌طور ساده، شکلی از ارتباط جمعی است که در آن شخص/نهاد مشخص پول می‌پردازد تا مشتریان و یا استفاده‌کنندگان از محصول و یا خدمات آن با خبر شوند. در حالی‌که پروپاگندا اطلاعاتی است که قصد گمراه‌سازی و دستکاری ذهنیت مردم را دارد. تبلیغات تلاش می‌کند تا نیاز مخاطب را برآورده سازد. مثلا، دوست داریم لباس‌های ترکی استفاده کنیم، اما نمی‌دانیم از کجا باید به دستش آوریم. تبلیغ در مورد این کالا می‌تواند کمک کند تا این نیاز را برآورده سازیم. تبلیغات همچنان کمک می‌کند تا گزینه‌های مختلف از تولیدکنندگان یک محصول مشخص را بشناسیم و از میان آن‌ها هرکدام که مورد پسند ما بود انتخاب کنیم. تبلیغات در واقع برای مخاطبان سهولت می‌آفریند. تبلیغات برای مخاطبان می‌گوید چه بخرند در حالی‌که پروپاگندا می‌گوید چه فکر کنند. تبلیغات هدف دارد تا ارجحیت‌های استفاده‌کنندگان را تغییر دهد. مثلا از صابون دیتول استفاده نکنید و از تولید داخلی استفاده کنید. اما پروپاگندا هدف دارد تا واقعیت‌ها و اطلاعات را دست‌کاری نماید تا ذهنیت افکار عمومی به‌سوی هدف خاصی سوق داده شود. تبلیغات به قصد فروش یک محصول و خدمات، ویژگی‌های آن را برجسته می‌کند در حالی‌که پروپاگندا با اغراق در مورد واقعیت‌های انتخابی، قصد تأثیرگذاری بر افکار عمومی را دارد. نتیجه‌ی تبلیغات افزایش فروش محصولات یک کمپنی است در حالی‌که نتیجه پروپاگندا ساخت اکثریت و یا برتریت یک گروه یا یک ایده بر گروه دیگر و یا ایده‌های دیگر است. ناگفته نماند که تبلیغات گمراه‌کننده، اغواکننده و به‌دور از واقعیت جزء پروپاگندا محسوب می‌شود. همچنان در برخی موارد مشکل است تا بفهمیم این تبلیغ است یا پروپاگندا. اما تفاوت‌هایی که ذکر شد تاحدودی می‌تواند ما را در تمایز آن‌ها کمک کند.

پروپاگندا و روابط عمومی

روابط عمومی را می‌توان به‌گونه‌ی ساده عبارت از پروسه‌ی ارتباط راهبردی دانست که میان سازمان و مردم رابطه سودمند دوجانبه ایجاد می‌کند. روابط عمومی و پروپاگندا می‌توانند از زاویه‌های گوناگون مشابه به نظر برسند. چنان‌چه هردو هدف دارند تا افکار عمومی را شکل دهند. هر دو از رسانه‌های جمعی و حالا رسانه‌های اجتماعی استفاده می‌کنند. در نهایت، هردو مخاطبان خاصی را مورد نظر دارند. نتیجه‌ی دلخواه هر دو نیز کشاندن مردم به طرف ایده‌ی خاص و یا عمل خاص می‌باشد. اما بزرگترین و برجسته‌ترین تفاوت روابط عمومی با پروپاگندا، در حقیقت پیام آن‌ نهفته است. پروپاگندا معلومات مغرضانه، جانبدارانه، نیمه‌واقعیت‌ها و حتا گزینه ترس را استفاده می‌کند تا نگرش مردم را در مورد مسأله‌ی خاص و یا گروهی سیاسی خاص دگرگون سازد. پروپاگندا حالتی شبیه تقابل را ایجاد می‌کند. مثلا، من در برابر شما، تاجیک در برابر پشتون، پشتون در برابر هزاره و… اما روابط عمومی‌ از حقایق استفاده می‌کند. حقایقی که می‌تواند درستی آن‌ها بررسی شود. روابط عمومی بر منطق و گاها بر احساسات نیز متکی می‌شود تا اطلاعات را میان سازمان/فرد و مردم پخش کند و روابط دوطرفه ایجاد کند. استفاده از اطلاعات و حقایق قابل تأیید نکته‌ی مهم روابط عمومی است. مثلا، در کنفرانس‌های مطبوعاتی سخن‌گویان سازمان‌ها چیزهایی را می‌گویند که تا حدودی قابل بررسی و تأییدند. اگر در کنفرانس مطبوعاتی و یا اعلامیه‌ی مطبوعاتی سازمان‌ها چیزهایی دروغین جا داده شود خبرنگاران با تحقیق در مورد مسأله می‌توانند آن را راستی‌آزمایی نمایند. در این صورت اعتبار و حیثیت روابط عمومی‌ها به‌ خطر مواجه خواهند شد.

تفاوت پروپاگندا با اشکال مختلف ارتباطی دیگر نیز توسط دانشمندان و نویسندگان این عرصه شرح داده شده است که از آن جمله همین چهار مورد مشهورتر می‌باشند.

نویسنده با بیان جنبه‌های مختلف پروپاگندا در این دو مقاله تلاش نمود تا مخاطب افغانستانی را با اهمیت و چیستی این پدیده آشنا بسازد. بی‌گمان اگر مواردی که در این دو مقاله گنجانیده شده روی آن فکر و تحقیق بیشتر شود، درک مخاطب نسبت به واقعیت‌های کنونی کشور بالاتر خواهد رفت.

پایان

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه