محمد رحیمی
براساس خبرهای نشرشده با خروج آخرین سربازان ایالات متحده امریکا از میدان هوایی بگرام روز جمعه (۱۱ سرطان) پایان بیست سال حضور نظامی این کشور در حال نزدیکشدن است. مقامات امریکایی گفتهاند که حمایتها از افغانستان همچنان ادامه خواهد یافت. این در حالیست که طالبان در گفتوگوهای صلح استانبول شرکت نکرده و طی یک ماه گذشته در حدود ۶۰ ولسوالی را از کنترل قوای امنیتی دولت خارج کردهاند. از سوی دیگر دولت و جریانهای سیاسی مطرح افغانستان هنوز برای تشکیل شورای عالی دولت بهمنظور مدیریت اوضاع و کاهش آسیبپذیریهای جنگ به توافقی دست نیافتهاند.
حال سوال این است که افغانستان در نبود نیروهای امریکایی با چه چالشهایی روبهرو خواهد شد؟ و ایالات متحده پس از خروج قوای نظامی، چگونه حمایت از نظام سیاسی افغانستان را عملی خواهد ساخت؟ طبق نظریات آگاهان علوم سیاسی، افغانستان در شمار دولتهای شکننده (ورشکسته) قرار دارد و در کوتاهمدت در ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی بدون حمایت جامعه جهانی قادر به تأمین نیازمندیهای خویش نخواهد بود. این روند، نظام سیاسی افغانستان را در دو بعد انسجام ساختاری و عملکرد کارکردی با چالشهای جدی مواجه خواهد ساخت.
براساس نظریهی دولت شکننده، دولت و نظام سیاسی افغانستان در صورت عدم حمایت جامعه جهانی، تحت فشارهای روزافزون تحرکات نظامی طالبان و مداخله کشورهای حامی آنها، در بخش امنیتی و نظامی توانایی اجرایی خود را در حفظ مناطق تحت کنترل خود بهطور قابل توجهی از دست خواهد داد. مخالفین مسلح، با تشدید عملیات نظامی، ناامنسازی و قطع راههای مواصلاتی، تخریب زیربناها و مختلسازی خدمات دولتی، نظام اقتصادی و زندگی اجتماعی مردم را مختل خواهند ساخت. رشد ناامنی، موجب خروج سرمایه، افزایش بیکاری، فقر و موج جدید مهاجرت مردم افغانستان خواهد شد. شخصیتهای متنفذ محلی و رهبران جریانهای سیاسی به سمت واگرایی از حکومت متمایل شده و مردم در نتیجهی ضعفهای دولت به سمت چهرههای قومی و محلی جذب خواهند شد. در صورت افزایش شکاف میان رهبران و نخبگان حاکم، مردم به گروههای مختلف دستهبندی شده و احزاب سیاسی ماهیت ایدئولوژیک به خود میگیرند؛ در نتیجه بستر جنگهای داخلی افزایش خواهد یافت. در صورتیکه این وضعیت حاکم شود، افغانستان بهشت تروریستان شده و به کام گروهها و شبکههای تروریستی بینالمللی فرو خواهد رفت و جهان بار دیگر شاهد رویدادهای مشابه ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ با شدت و حدت بیشتری خواهد بود.
بخش تحقیقات کانگره ایالات متحده امریکا در گزارشی تهدیداتی که از سوی دولتهای فرومانده ممکن است علیه این کشور رخ دهد، آورده است: «طبق ارزیابیهای گوناگون، دولتهای ضعیف و فرومانده پایگاه اولیه سازمانهای تروریستی خارجی معارض با ایالات متحده هستند… دولتهای فرومانده مانند افغانستان میتوانند محیط آرمانی برای تشکیل و گسترش سازمانهای تروریستی باشند، چرا که دولت میزبان، توانایی حکمرانی در بخشهای سرزمین خود را ندارند. همچنین کشورهایی که درگیر ماجرا هستند، میتوانند تجربیات شبه نظامی خود را به آنان انتقال دهند.» همچنین باید افزود که هزینه حضور قوای امریکا برای ملتسازی در افغانستان به مراتب از حمله نظامی سال ۲۰۰۱ علیه طالبان بیشتر است.
براساس مطالعات بینالملل دانشگاه براون، هزینهی حملهی اول امریکا در سال ۱۹۹۱ که منجر به خروج نیروهای عراقی از کویت شد، کشتهشدن ۴۰۰ سرباز و ۶۱ میلیارد دالر هزینه و هزینهی جنگ دوم علیه عراق و خلع صدام حسین از قدرت در سال ۲۰۰۳، کشتهشدن ۱۷۲ سرباز و ۵۶ میلیارد دالر برآورد شده است. اما در خلال ملتسازی بیش از ۴ هزار امریکایی و حداقل ۱۰۰ هزار عراقی کشته شدند و هزینه عملیاتهای نظامی ایالات متحده از مرز ۶۵۰ میلیارد دالر گذشت. جنگ برکناری طالبان در سال ۲۰۰۱ با سرعت و با هزینهی کم و تنها با تلفات ۱۲ سرباز امریکایی انجام شد. در حالیکه طبق گزارشات هزینه حضور نظامی امریکا در افغانستان و تلاش برای ملتسازی بسیار بیشتر از جنگ برای براندازی طالبان هزینه دربر داشته است.
باتوجه به هزینهی هنگفت ملتسازی نسبت به جنگ، احتمالا ایالات متحده برای حمایت از افغانستان موارد زیر را در پیش خواهد گرفت. امریکا ضمن در اختیارداشتن ناوگان نظامی دریایی در خلیج فارس، در ۵ کشور قطر، کویت، عربستان، عمان و بحرین پایگاههای نظامی پیشرفته دارد. در صورت تغییر توازن قوا به نفع طالبان با هزینهی بسیار کم، عملیاتهای محدود هوایی را در حمایت از دولت افغانستان راهاندازی خواهد کرد. در سطح منطقهای کشورهایی که از طالبان در برابر قوای امریکا حمایت میکردند در نبود نیروهای امریکایی انگیزه حمایت از طالبان را از دست خواهند داد. براساس فیصله نشست چهارجانبه مسکو با اشتراک امریکا، روسیه، چین و پاکستان، تشکیل امارت اسلامی طالبانی در افغانستان غیرقابلپذیرش خوانده شده است. شورای امنیت سازمان ملل متحد نیز تشکیل نظام امارت اسلامی طالبان در افغانستان را غیرقابلتحمل خوانده است. حتا ایران که شدیدا با حضور امریکا در افغانستان مخالف است، در بیانیههای رسمی طالبان را بخشی از واقعیتهای جامعه افغانستان و نه کل آن توصیف نموده و گفته است که از تشکیل نظام امارت اسلامی طالبان حمایت نمیکند. بنابراین در صورتی که طالبان جنگ را بر صلح ترجیح دهند، تشکیل دولت امارت اسلامی طالبانی از سوی چین، روسیه و ایران تحمل نخواهد شد. بنابراین حمله هوایی محدود علیه طالبان در حمایت از نظام سیاسی و دستاوردهای دو دهه اخیر افغانستان تا عبور از مرحله دولت فرومانده و رسیدن به مرحله ثبات، تداوم خواهد یافت. رویکردی که حتا رقبای منطقهای امریکا را تاحدودی راضی خواهد ساخت. همچنین گزینههای کمکهای اقتصادی، آموزش و تجهیز قوای نظامی افغانستان – ولو در یک کشور ثالث – و حفظ حمایتهای دیپلماتیک، هزینههای بهمراتب کمتری را نسبت به حفظ قوای نظامی امریکا در افغانستان تحمیل خواهد کرد و آرامش خاطر بیشتری را در مقایسه با تشکیل دولت امارت اسلامی طالبان در افغانستان برای جامعه جهانی، منطقه و ایالات متحده امریکا به ارمغان خواهد آورد.