شروع نشده معذرت می‌خواهم!

هادی دریابی

در این وطن تا بخواهی آدم شوی، می‌بینی که هزار مشکل سر راهت قرار دارد. باید دندان روی جگر و گرده بگذاری، چندین دشت بی‌سروپا را بپیمایی، از چندین قله و صخره‌ی صعب‌العبور بگذری، گرسنگی بکشی، مثل فیل تشنه شوی، وقتی هم به دریا می‌رسی، باید روزه داشته باشی، شب و روز کار کنی، درس بخوانی، مطالعه کنی، عمل کنی، به همه فکر کنی و خلاصه حق نداشته باشی یک لحظه آرام باشی و بگویی که بی‌خیال! «مرگ من روزی فرا خواهد رسید». اما اگر بخواهی قید آدمیت را بزنی، شرایط فراهم است. کسی هم اعتراض نمی‌کند که تو چرا آدم نمی‌شوی. به هرکه بگویی من می‌خواهم آدم نشوم، می‌گوید خُب نشو! به من چه؟ اما اگر بگویی من می‌خواهم آدم شوم، می‌گوید خُب آدم شو!!! این‌هم مصلحت کار دارد؟ همین ‌که من اگر بخواهم در دریای کابل غُسل کنم، هیچ مانعی نخواهد بود؛ خودش بیان‌گر اوضاع آشفته‌ی مملکت است و هیچ ضرورت نیست که از جریانات دیروز تالار لویه ‌جرگه سخن به عمل بیاوریم. همه می‌دانیم دیروز به مجددی فرصت سخن گفتن ندادند. این نیاز به قبض و بسط ندارد. یک عده نمی‌خواهند سخنان این مجاهد را بشنود، به‌زور که نمی‌شود. یا نمی‌توان گفت که حرف‌های دیروزی سیاف، ارزش شنیدن را نداشت. سیاف چند سال قبل هم گفته بود که اگر دولت‌ انتحاری‌هایی را که زنده می‌گیرند، در چهار دروازه‌ی کابل به دار بیاویزد، دیگر هیچ انتحاری‌ای جرئت نخواهد کرد که وارد کابل شود. دیروز بازهم همین حرف را گفت و به مدارای کرزی اشاره نمود که این مدارا چقدر برای این مملکت و مردم سخت و قیمت تمام شده. می‌بینید که ما برای آدم شدن، مجبوریم با مدارا‌گری‌های زمام‌دار خویش مبارزه کنیم، تاوان بدهیم، نه تاوان نه، بل‌که قربانی بدهیم. این قربانی‌های خویش را هر سال تکریم کنیم. از طرف دیگر، آشفتگی اوضاع نباید باعث شود که تقصیر بی‌عزت شدن حضرت مجددی را به گردن کرزی بیاندازیم و بگوییم که اصلاً قرار نبود مجددی در این برنامه سخن براند، بل‌که این کرزی بود که به‌دنبال سیاف، قصدش را از مجددی گرفت. یکی از مشکلاتی که برای آدم شدن باید به لست مشکلات بالا اضافه شود، همین قصد و انتقام‌گیری است. در حالی ‌که اگر ما نخواهیم آدم شویم، خیلی راحت می‌توانیم قصد خویش را از حریفان و دیگران بگیریم. مثلاً جواد ظریف می‌آید خانه‌ی ما را دزدی می‌کند. ما می‌رویم به حوزه شکایت می‌کنیم. حوزه‌ اول قول می‌دهد که مشکل را حل کند، بعد یک دفعه دلش می‌شود که حل نکند و حل نمی‌کند. ما اگر بخواهیم آدم بمانیم، مجبوریم برای متقاعد کردن حوزه‌ی امنیتی، خیلی تلاش کنیم، زحمت بکشیم، هزار دلیل بیاوریم. اما اگر بخواهیم مثل جواد ظریف آدم نباشیم، می‌رویم خانه‌اش را دزدی می‌‌کنیم. شما دفاعیه‌ی وکیلان مدافع دزدان و متجاوزان قضیه‌ی پغمان را شنیدید، دیدید چطور می‌گفت که این دزدان و متجاوزان مسلمان است و از روی فقر، بی‌سوادی و تأثیرپذیری از اوضاع نابه‌سامان سیاسی دست به آدم‌ربایی، دزدی و تجاوز جنسی زده است. این وکیل مدافع حق دارد این‌گونه بگوید. من می‌گویم این وکلای مدافع هم از فقر و اوضاع نابه‌سامان سیاسی رنج می‌برد و خواسته یا ناخواسته دست به چنین دفاعیه‌‌ای می‌زنند! به نظر شما چه فرق می‌کند که شهر برای یک روز گرفتار انفلاونزا شود؟ آنفلوانزا رفتنی است؛ اما آن‌چه می‌ماند، همین شهر است. حداقل به آنفلوانزا هم حق بدهیم که یک روز با شهر ما بازی کند. ما که سال‌ها با این شهر بازی کردیم، مگر قانون یک روز بر ما اعتراض نموده؟ نخیر اعتراض نکرده. قانون هم برای این‌که قانون شود، مجبور است شهر‌ه‌بازی‌های ما را تحمل کند. مگر این ما نیستیم که از بلندگوی مسجد پل خشتی صدا می‌زنیم که طالبان فرشتگان نجات اند؟ بعد مگر این ما نیستیم که طالبان هر روز ما را می‌کشند؟ باز هم مگر این ما نیستیم که جمع می‌شویم و مولوی‌ای را که چنین گفته، خوب لت می‌‌کنیم؟ بلی خود ما هستیم. ما برای آدم شدن باید با خود مبارزه کنیم. اگر این شجاعت را داشته باشیم، پیمودن صخره و تشنه‌لب گذشتن از دریا کار ساده است. ما می‌توانیم کاه بخوریم؛ اما طعنه‌ی پاکستان و ایران را قبول نکنیم. ما می‌توانیم به‌جای این‌که به گروه داعش بپیوندیم، به این گروه نپیوندیم. اصلاً شما می‌دانید که پیوستن به گروه داعش به معنای آغاز یک جریان دیگر در درون کشور است؟ چند نفر از «ما»، از «ما» بودن متنفر شده، رفته که داعش باشند. آن‌ها به افغانستان برخواهند گشت و داعش را این‌جا پایه‌گذاری خواهند کرد. آن‌وقت مجبوریم هر روز شاهد اختطاف و تجاوز بر زنان باشیم. آن‌وقت مجبوریم برای آدم شدن، با داعش هم مبارزه کنیم. داعش که گروه آشپزی نیست تا هر روز حلوا بپزد و توزیع کند. هر روز گردن خواهد زد، هر روز ترور خواهد کرد. در قبرستان‌ها، جایی برای دفن شهدای‌ آیند‌ه نخواهیم داشت. … شامل عرض می‌دانم که این نوشته‌ برای آن‌هایی که آدم شده، خواندنی نیست. از آدم‌های این سرزمین اگر این نوشته‌ را خوانده باشند، معذرت می‌خواهم، بی‌جا زحمت کشیده‌اند! حتا شما دوست عزیز!

می‌بینید، سختی‌های چند جمله چرند را نیز باید تحمل بکنیم. من هم مثل احمد از شما معذرت می‌خواهم! گفته بودم که شروع نشده معذرت می‌خواهم…

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
2 دیدگاه