بسمالله بخشاینده و مهربان!
…و سلام خدمت تمام حضار گرامی!
مایلم در قدم نخست از حضور تک تک شما سپاسگزاری کنم. شما شخصیتهای متفاوتی هستید. مثلاً یکی چنان در علم فرورفته که اگر زبان باز کند، شمشیر از خجالت تبدیل به نخ ابریشمی شود که وظیفهاش نوازشکردن گردن سفید یک دختر 14 سالهی کردی است که در تمام این مدت از شر گروه داعش در امان مانده و مثل توتهی یخ، پاک و تمیز است. دیگری آنقدر علمای کریم است که بدون شک من پیروزی ملت افغانستان را مدیون دعاهای او هستم و به او قول دادهام که یک هفتهی مکمل در حضور خلوت حضرت حق ببرمش! آن یکی که دریشیاش منبع وحدت ملی در افغانستان است، نه زبان تیزتر از شمشیر دارد، نه بلد است دعا بخواند؛ اما برای وحدت ملی کشور چنان ضرور است که ایزاربند برای ایزار! آن نفر که هم لباسش سفید است و هم عینک پوشیده، باور کنید یک رقم قانون فامیده است که همین حالا اگر بخواهم 95 مادهی قانونی فقط برای سخنرانی امروز نوشته میکند. آن نفر پهلوی این قانونفامیدهی کشور را نگاه کنید، ماشاالله هزار ماشاالله الماس افغانستان است. اگر این الماس همین لحظه اراده کند که کوه بابا را از وسط دو نصف کند، من باور دارم که میکند؛ اما ترسم از این است که قلهی ایوریست فرونریزد. به همین خاطر، عاجزانه مثل آن پسر ششماهه که تولدش را بهخاطر رای دادنِ مادرش به تعویق انداخته بود. از ایشان خواهش میکنیم که به کوه بابا کاری نداشته باشد. البته قابل یادآوری میدانم که یک نفر دیگر فعلاً حضور ندارد. او نفری که حضور ندارد، فکر میکند من چند سال پیش بهخاطر عملیات روی گردهام، دینم را فروختهام و گردهام را عملیات کردهام. من از اینجا خطاب به او خطاب میکنم که دیندار عزیز کشور! تو در اشتباهی، … سهنقطه میخوری که فکر میکنی من دیندار نیستم. من از اول دیندار بودهام، حالا هم دیندار و مسلمانم، از این به بعد که بهصورت قطع یکی از دینداران محکم و باثبات کشور خواهم بود. نه تنها خودم، که من از تمام مردم عزیز افغانستان میخواهم که برای ثبات افغانستان، ثبات را از خود شروع کنند. بدون ثبات فردی، افغانستان به ثبات رسیده نمیتواند. اگر هم به ثبات برسد، به هفت طبقهی جهنم قسم که ما قبولش نمیکنیم. قبول نکردن یکی از راههای رسیدن به ثبات است. در این چند ماه که انتخابات نزدیک بود روی افغانستان را در سطح منطقه سیاه کند، ملت قبولنکن افغانستان بارها در معرض امتحانهای شدید قرار گرفتند. یکی از این امتحانها، دعوت به ایجاد حکومت موازی بود. اما مردم قبول نکردند، تا امروز صبر کرد که ببینند چه میشود؟ نتیجهاش از همین حالا معلوم است، ما به ثبات میرسیم. قبلاً وحدت ما قوی بود؛ اما حالا با پیوستن جناب داکتر صاحب، این وحدت قویتر از قبل شده است.
در قدم دوم، ما توافق کردهایم که اول نهادهای انتخاباتی را اصلاح کنیم تا در آینده آبروی افغانستان پیش کشورهای دیگر نرود. ملت افغانستان انشاالله سال بعدی، یکبار دیگر شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی خواهد بود. جمع کثیری از جوانان از همین حالا برای احراز کرسی پارلمان کمر همت بسته و هر روز برای خودشان کمپاین میکنند. اگر ما کمیسیون انتخابات را اصلاح نکنیم، آنوقت نه تنها کابل، که تمام ولایات افغانستان شاهد برگزاری توافقات سیاسی برای رسیدن به پارلمان خواهند بود. ما خواهان دعای علمای کریم و بسته نگهداشتن دهن آن کسی که زبانش مثل شمشیر است، میباشیم و اگر توانستیم یک انتخابات معیاری برگزار کنیم، آنوقت مطمئن باشید که نه از مذاکرات سیاسی خبری خواهد بود و نه از توافقات سیاسی. حق به حقدار خواهد رسید و هیچ کرسی پارلمان از وسط دو نصف نخواهد شد.
در قدم سوم، هر پیروزی بیانگر یک تلاش و یک مبارزه است. امروز الحمدالله وحدت ملی در افغانستان پیروز شده است. گرچند از سوی کشورهای مختلف پیامهای تبریکی برای ما میرسد؛ اما باور کنید تبریکی تمام دنیا به نیم ساعت اتن در دهمزنگ نیارزد. شما وقتی میبینید که جوانان بهخاطر آغاز یک فصل نو، از خوشحالی اتن میکنند، دلتان میشود که با کابینهی هنوز تشکیل نشده به رقص و اتن شروع کنید. من این علاقه را نقطهی پیوند حکومت وحدت ملی با مردم افغانستان میدانم و برای اینکه همیشه حکومت و مردم با هم در ارتباط باشند، از ملت شریف میخواهم که در لویه جرگه پیشنهاد ایجاد فدراسیون اتن را به ما بدهند. گفتم که فصل نو شروع میشود. دوست دارم فصل کهنه را فراموش کنید. اگر دولت کرزی یکی از ناکامترین دولتها بود، دلیلش ضعف مدیریت و سوء استفادهی مهرههای کلیدی از منابع و تسهیلات دولتی بود؛ اما من میخواهم این مسئله را فراموش کنم. از شما هم میخواهم که فراموش کنید! وظیفهی ما این نیست که بنشینیم و بشماریم که چه کسی چه مقداری خورده؛ وظیفهای ما این است که اقتصاد را به ثبات برسانیم تا مردم هرقدری که دلشان خواست، بتوانند بخورند! نوشجانشان!
العلیکم بر سلام!