جهان افغانستان را فراموش کرده است اما پناهندگان افغان نه

شریفه عرفانی

نویسنده: کندیس روندو

اگر تاکنون این سوال به ذهن‌تان رسیده است که جهنم چگونه جایی است، جواب آن در نزد پناهندگان افغان است. حتا اگر هیچ پناهنده‌ی افغان را نشناسید، این امکان وجود دارد که در محل زندگی تان در نزدیک یک مرکز شهر بزرگ در اروپا، کانادا و یا ایالات متحده امریکا، از کنار فردی که رد شده‌اید یا در صف پشت سر کسی در فروشگاه مواد غذایی ایستاده باشید، کسی باشد که به تازگی از افغانستان گریخته است.

در واشنگتن [پایتخت ایالات متحده امریکا]، جایی که من زندگی و کار می‌کنم، مواجه شدن با یک مهاجر افغان دور از انتظار نیست؛ مهاجری که همین چند ماه پیش در کابل خانه، موتر و درآمدی رشک‌برانگیز برای همسایگانش داشته است. اما پس از به قدرت رسیدن طالبان، تنها با لباس در تنش و یک کوله‌پشتی، کشورش را ترک کرده است. این احتمال خیلی زیاد است که آخرین راننده‌ی اوبری که شما را به مقصد رسانده است، وزیر پیشین مالیه افغانستان یا یک مترجم سابق نظامی باشد. چیزی که احتمالاً بسیاری از این افغان‌ها به شما می‌گویند، این است که آن‌ها زندگی‌ای را که اکنون دارند برای بدترین دشمنان خود آرزو نمی‌کنند.

من در چند هفته‌ی گذشته هنگام شنیدن داستان‌های روزنامه‌نگاران، محققان، استادان دانشگاه و کارمندان سازمان‌های غیردولتی افغان؛ در ابتکاری برای اطمینان یافتن از شنیده شدن داستان‌های افغان‌ها در مورد افغان‌ها و افغانستان در سراسر جهان، بسیار فکر کرده‌ام. چند ساعت قبل از این‌که بنشینم تا این ستون را بنویسم، صبح را صرف گوش دادن به داستان مبارزه‌ی افغان‌ها با حقیقت سخت فرارشان از کشور کردم در حالی که مادران، پدران، خواهران و برادران، شوهران و همسران‌شان را پشت سر جا گذاشته‌اند.

بیشتر آن‌ها تجربیات مشابهی را شرح داده‌اند: ترس و بلاتکلیفی در مورد خروج، مسیر دلهره‌آور تا میدان هوایی کابل، هفته‌های پر از تحقیر که در کمپ‌های موقت سپری کردند، روزهای بیچارگی در هوتل‌های کثیف و دریافت صدقه از غریبه‌ها. بعضی اوقات،‌ وقتی مشغول حرف زدن و طرح داستان‌هایی هستیم که قرار است بگویند، می‌بینم که مانع ریزش اشک خود می‌شوند، یا سعی دارند جلوی لرزش صدای ناشی از خشم نسبت به مقامات ثروت‌مند و قدرت‌مند دولت افغانستان را بگیرند. مقاماتی که در برخی موارد هفته‌ها یا چند روز قبل از سقوط کابل به‌دست طالبان کشور را ترک کرده بودند و اکنون از یک چیز حرفی به میان نمی‌آورند: این‌که احساس گناه در وجود شان به‌خاطر زنده ماندن، بدترین حس‌شان است؛ احساس گناه از زنده بیرون آمدن، آنهم وقتی افراد زیادی در افغانستان مانده‌اند که هدف انتقام‌جویی طالبان واقع شده و دستور قتل‌شان صادر شده است.

این زندگی، در نوع خودش جهنم است: زنده اما زندانی‌ای زندگی به جا مانده، با سوالات بی‌پاسخ در ذهن در مورد این‌که چرا همه چیز چنین وحشتناک اشتباه پیش رفت. افغان‌ها در اروپا و ایالات متحده اکنون از یک سو خود را بین تماس‌های زوم سرگردان می‌بینند و از سوی دیگر با رگبار بی‌امان سوالات و فرم‌های آژانس‌های اسکان مجدد مواجه هستند. آن‌ها اکنون خارج از کشور به سر می‌برند، اما ذهن و قلب‌شان هنوز در افغانستان است و همیشه خواهد بود.

افغان‌هایی که به غرب راه یافته‌اند اگر شانس بیاورند، یاد خواهند گرفت که  این زندگی سورئال دو پارچه را مدیریت کنند؛ داستان همیشگی تمام مهاجرینی که تا به حال صلابت رها کردن دنیایی را داشته‌اند که در آن متولد و بزرگ شده‌ بودند. در اکثر موارد، در قفسه‌های فروشگاه‌های وطنی که به تازگی آن‌ها را پذیرفته، مواد خوراکی یافت می‌شود. اما در خانه‌ی دیگرشان در افغانستان، جایی که هنوز افرادی که می‌شناسند و دوست‌شان دارند در آن زندگی می‌کنند، بسیاری از گرسنگی می‌میرند. آن‌ها با این‌که می‌دانند جای خواب‌شان امن است، یادآوری خاطرات گذشته، هجوم مدوام افکار در مورد وحشتی که طالبان بر خانواده‌ها و دوستان‌شان در آن لحظه مستولی‌ می‌کنند، خواب را از چشم‌شان می‌رباید.

آن‌ها و میلیون‌ها افغان دیگر حق دارند که بخواهند بدانند چرا اشرف غنی، آخرین مردی که به‌عنوان رییس‌جمهور افغانستان خدمت می‌کرد و کشور را در روزهای قبل از سقوط کابل رها کرده بود، اکنون در دبی زندگی نسبتاً مجللی دارد. آن‌ها در اتاق خواب‌های عاریتی در اقامت‌گاه‌های موقت به سر می‌برند و مدام در توییتر می‌چرخند؛ نمی‌توانند جلوی خود را بگیرند و بارها و بارها کلیپ‌های ۳۰ ثانیه‌ای از هم‌وطنان‌شان در توصیف ضرباتی که در جهنمی دیگر متحمل شده‌اند را نبینند؛ جهنمی که اکنون هزاران کیلومتر از آن دورند و مبهوت مانده‌اند که چرا جهان رویش را از آن‌ها برگردانده است.

در طول ۹ ماه پس از به قدرت رسیدن طالبان در کابل، میلیون‌‌‌ها نفر از کشور گریخته‌اند. به گفته‌ی کمیساریای عالی سازمان ملل متحد در امور پناهندگان، اکثریت قریب به اتفاق از مرز عبور کرده و به امید اسکان مجدد به کشورهای همسایه به پاکستان، ایران و تاجیکستان رفته‌اند. صدها هزار نفر هم به غرب رفته‌اند که بسیاری از آن‌ها جزو تحصیل‌کرده‌ترین پناهندگان جهان هستند. پس از سوری‌ها و ونزوئلایی‌ها، افغان‌ها یکی از بزرگ‌ترین جمعیت‌های آواره‌ی جهان را تشکیل می‌دهند.

از آن‌جا که عواملی چون درگیری‌ها، سرکوب‌های سلطه‌جویانه و تغییرات اقلیمی منجر به خلق بزرگ‌ترین بحران مهاجرت در تاریخ اخیر شد، نظام طبقاتی اجتماعی غیرمتعارفی در دهه گذشته شکل گرفته است. با این همه، پناهندگان افغان در گروهی هستند که جهان بدترین رویکرد را در قبال‌شان داشته است. مطمئنا این موضوع اشاره دارد به آن‌عده از پناهجویان افغان که در ویدئویی که هفته پیش در توییتر وایرال شد. ویدیویی که نشان می‌دهد ایرانی‌ها مهاجران تازه وارد افغانستان را که می‌خواستند از مرز غربی افغانستان به ایران وارد شوند، به طرز وحشیانه‌ای کتک می‌زنند.

پس از به قدرت رسیدن طالبان در ماه آگست سال گذشته، میلیون‌ها افغان این راه شجاعانه را برگزیدند که در جست‌وجوی خانه‌ای عاری از خشونت، گرسنگی و ترس، هر آنچه را که می‌شناختند، پشت سر بگذارند. برخی از پناه‌جویان افغان سروسامان یافته‌اند، اما بسیاری دیگر هنوز در نوعی برزخ قانونی و روانی گرفتار مانده‌اند. شرایط برای این عده قابل درک نیست. آن‌ها سعی دارند  بفهمند چرا برخی غریبه‌ها با آغوش باز از آن‌ها استقبال می‌کنند و برخی دیگر به سکونت آن‌ها در شهرهای‌شان اعتراض دارند و سنگ‌اندازی می‌کنند.

آن‌ها خانه‌‌ی‌شان را ترک کردند و به دنبال راهی برای شروع دوباره و بیرون بردن عزیزان‌شان بودند. چیزی که اغلب‌شان با آن مواجه شده‌اند، دنیایی است که آن‌ها را نمی‌خواهد، آن‌ها را نمی‌فهمد و نمی‌داند با آن‌ها چه کند، دنیایی که اهمیتی نمی‌دهد و این بی‌اهمیتی نیز برایش مهم نیست.

کسانی که کشورشان را ترک کرده‌اند، گاهی در جست‌وجوی همان هنجارهای اجتماعی که در محل زندگی‌شان (کابل، قندهار، جلال‌آباد) رواج داشته، در مناطقی مانند هوستون، باث و تیرانا مینیاتور رقت‌برانگیزی از افغان‌های دربند را خلق می‌‌کنند. شایعات در مورد این‌که چگونه جوانان افغان «شیو‌ه‌های قدیمی» را کنار گذاشته‌اند مانند سمی در رگ‌های جامعه‌ی پناهندگان جاری است. شایعاتی مبنی بر این‌که همان عده از صاحبان قدرت افغان که کشور را غارت و سپس رهایش کردند، برای مشاغل آسان رهسپار دانشگاه‌های شیک و سازمان‌های غیردولتی شده‌اند، در حال حاضر هر روز در گروه‌های واتساپ دست‌به‌دست می‌شود. مانند نسل‌های قبلی افغان‌ها که ابتدا در طول تهاجم شوروی، سپس در طول جنگ داخلی و سپس پس از اولین تسلط طالبان در سال ۱۹۹۶ مهاجرت کردند، آخرین موج پناهجویان افغان متوجه می‌شوند که برخی چیزها حتا با تغییر محل زندگی تغییر نمی‌کند.

برای بسیاری از افغان‌هایی که فرار کرده‌اند، داستان‌هایی که جهان از دیدن آن امتناع می‌کند، هنوز کاملاً در ذهن‌شان شکل نگرفته است. آن‌ها باید معدود انسان‌های شجاعی را ترغیب کنند که تصمیم گرفته‌اند اوضاع در افغانستان را به چالش بکشند، حتا با وجود این‌که می‌دانند بهتر شدن اوضاع شاید سال‌ها به طول انجامد و برای افغان‌هایی که تلاش دارند این داستان‌ها را تعریف کنند، به خاطر مخاطراتی که خانواده و دوستان برجای مانده‌ی‌شان با آن مواجه‌اند، کار بسی دشوارتر است. اما این داستان‌ها گفته خواهند شد و زمانی که گفته شوند، جهان جهنمی را که میلیون‌ها افغان در آن زندگی می‌کنند، و شجاعتی که برای حفظ رویای بهشت تحت هر شرایطی لازم است را خواهند شناخت. کندیس روندو، همکار ارشد و استاد در «مرکز آینده جنگ»، ابتکار مشترک امریکای جدید و دانشگاه ایالتی آریزونا است. ستون WPR او هر جمعه در میان منتشر می‌شود.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
1 دیدگاه