سالی که نیکوست از بهارش پیداست. حکومت جدید در فصل خزان شروع شده، چه چیزی از خزان حکومت پیدا خواهد شد؟ نمیدانم.
میگویند ما در مقدمهی یک حکومتداری جدید قرار داریم. خود حکومتداری هنوز پس مانده. مقدمهی حکومتداری به چه معناست؟ بعضیها میگویند که مقدمهی حکومتداری به معنای مقرر نمودن مهرهها و افرادیست که از صلاحیتهای شخص حاکم میباشد. مثلاً حاکم تصمیم میگیرد که رفیق دروان مرغجنگی خویش را به سمت سرآشپز سیاسی حکومت مقرر کند. اینکه رفیق دوران مرغجنگی جناب حاکم چه خوانده و چه خورده، بماند سرجایش! چون اصلاً مهم نیست. مهم این است که وی هم در دوران بچگی رفیق حاکم بوده و هم در زمان نبرد برای رسیدن به حکومت. تنها رفیق دوران مرغ جنگی که حرفی نیست. مقدمهی حکومت لیست درازیست که اینجا جا نمیشود و ما مجبوریم به شکل مختصر آن را گزارش کنیم.
همانطور که قبلاً گفته شد، رفیق دوران مرغ جنگی حاکم به سمت سرآشپز سیاسی دربار تقرر یافت. از خداوند عزیز تمنا میکنیم وی را همیشه موفق داشته باشد.
آن یکی دیگر که 25 سال عمر دارد و از این 25 سال، 24 سالش را در آمریکا بوده و فقط سال آخر را آمده و برای شخص حاکم کمپاین نموده، به سمت رییس ارتباطات دربار مقرر شده است. برای وی نیز توفیقات مزید و عزت جدید تمنا میکنیم البته به آبروی قرآن مجید. بعضی از کارشناسان بر این باور است که لزوماً تمام ارتباطاتی که ممکن است از حلقهی دربار شکل بگیرد، مشروع نباشد. طبق این تیوری، شخص تازه تقرر یافته که گفته میشود حتی به زبانهای ملی ما مسلح هم نیست، ممکن در خیلی از موارد ارتباط نامشروع برقرار کند و ما در این زمینه از خدای متعال خواهش میکنیم که وی را توفیق ندهد. زبانهای ملی ما عبارتند از پشتو و دری! گفته میشود که رییس ارتباطات دربار، نه پشتو بلد است نه دری. یعنی شایستگی تا این حد؟! در این زمینه داکتر صاحب احمد شفیقه متوالی که دکترای زبانشناسی از کالیفرنیای ایران گرفته بیان میکند که بلدیت یا نابلدی یک رییس به زبانهای رایج کشور، اصلاً مسئلهی مهم نیست. چیزی که مهم است این است که وی 24 سال از عمرش را در امریکا بوده و طبعاً که احتمال این وجود دارد که وی چیزهای زیادی از نحوهی برقراری ارتباط یا لغو ارتباطها آموخته باشد. فعلاً تلاشها برای اینکه این رییس نازنین پشتو یاد بگیرد جریان دارد. شما عملاً میبینید که تمام اعلامیهها به زبان مبارک پشتو نشر میشود و این به خاطر این است که رییس ارتباطات دربار هرچه عاجلتر زبان پشتو را یاد بگیرد. رییس متذکره از خویشاوندان نزدیک آقای حاکم میباشد و ما برای ایشان مراتب تبریکات خویش را تقدیم نموده، توفیقات عظیم مسئلت مینماییم.
خلاصه چه سر شما عزیزان را به درد بیاورم، اگر یک نفر قبلاً سکرتر بوده حالا مشاور مافوق مشورهی حاکم منسوب شده است. مافوق مشوره به این معنا که وی نظرات خویش را راجع به میزان مصرف روزانهی تخم مرغ دربار بنویسد و آن را به حاکم ارسال دارد. اگر حاکم گفت که من تخم مرغ را هضم نمیتوانم، وی باید مشورهی دیگری بدهد و همینطور ادامه یابد تا یکی به مزاج حاکم بخورد. مشورهی که مورد پسند حاکم قرار میگیرد، مافوق مشورههاست. خلاصه مقدمهی حکومتداری عبارت از جابجایی رفقا است از یکسو و برکناری مقامات است از سوی دیگر! گفته میشود در طول چند روز گذشته، خیلی از مقامات دربار رخصت شده، دلیل این رخصتی را خدا میداند اما آنچه مسلم است این است که رخصت کردنها و مقرر کردنها، نه به اساس اصل شایستگی و لیاقت است که به اساس نسبتی است. مثلاً حاکم دوستان زیادی دارد اما وی ترجیح میدهد دوستانی را به مقام و منزلت برساند که باوی نسبتی داشته باشد. شما فکر کنید که حضرت حاکم از قبیلهی بنی مارمار باشد، طبعاً که وی دوست دارد اول رفقای بنی مارمار خویش را به مقام و منزلت برساند بعد برود سراغ رفقای قبیلهی بنی خارخار! هر نفری که از قبیلهی بنی مارمار باید به مقام برسد، ضرور است که یک نفر دیگر از مقامش برکنار شود. در این قسمت نیز توجه خاص لازم است و باید سعی شود که افرادی برکنار شود که به طور مثال از قبیلهی بنی مستطعزه یا بنی مغلاشه باشد چون این قبایل با قبیلهی بنی مارمار چندان دوستی ندارد.
بقیهی مقدمه بماند برای فردا! قرار است دکان مشاوریت از بیخ خراب شود و از نو، یک دکان دیگر باز شود. گفته میشود دلیل این کار، فاسد شدن مشورههای دهها مشاور حاکم قبلی میشود که در طول حکومت بیاستفاده ماند یا از اول بیفایده بود. به طور مثال: یکی از مشاورین احمق حکومت قبلی مشوره داده بود که برای تامین امنیت، بیایید موتره زرهی وارد کنیم! حکومت هم وارد کردند فارغ از اینکه با زره نمیتوان امنیت تامین کرد چون ضد زره به بازار آمده، بلکه باید در جامعه امنیت آموختانده شود تا کسی حاضر به ناامنی نباشد.
و صدها مشورهی دیگر بهدست مشاوران احمق داخلی و خارجی! احمق به این دلیل که ماهانه کمتر از 50 هزار دالر قانع نیست اما یک مو هم مشوره مفید بلد نیست.