بیکاری و بی‌سرنوشتی زنان کارمند در اداره‌های دولتی حکومت پیشین افغانستان

معصومه جعفری

پس از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ و تسلط طالبان  بر افغانستان، زنان با محدودیت‌های گسترده‌ای از سوی این گروه مواجه شدند. طالبان زنان را رسما از کار بیکار کرده و اعلام کردند که آوردن نفقه به عهده مردان است و بهتر است زنان در خانه بمانند. چنین حکمی زنان افغانستان را خانه‌نشین کرد. این اقدام طالبان موجب بیکاری اکثریت زنانی شد که در ادارات دولتی کار می‌کردند.

در این میان زنانی که خود نان‌آوران خانه بودند با مشکلات بسیاری مواجه شدند. برخی از این زنان در گفت‌وگو با روزنامه اطلاعات روز می‌گویند که پس از سال‌ها کار و تحصیل و مبارزه با محدودیت‌های جامعه‌ سنتی افغانستان از جایگاهی اجتماعی برخوردار شده بودند؛ اما با روی‌کارآمدن طالبان یک سال است کارشان را از دست داده‌اند و با مشکلات زیادی از جمله فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

از مبارزه با محدودیت‌های جامعه سنتی تا کسب جایگاه اجتماعی

فاطمه (مستعار) ۲۷ سال سن دارد. او تا پیش از سقوط کشور در وزارت داخله ایفای وظیفه می‌کرد؛ اما بلافاصله پس از تغییر نظام کارش را از دست داد. او در گفت‌وگو با روزنامه اطلاعات روز می‌گوید که در این دو سال اخیر بنا به مشکلات اقتصادی و عدم توانایی پرداخت شهریه دانشگاه به صفوف پلیس در وزارت داخله پیوسته بود. از این طریق می‌توانست هم شهریه دانشگاهش را بپردازد و هم خواهران و برادرانش را کمک کند.

به گفته‌ی فاطمه، دیدگاه جامعه نسبت به پلیس زن بسیار بد بود اما با این حال او با مبارزه با این دیدگاه به کارش ادامه داد و چون رشته تحصیلی‌اش اقتصاد بود و قبلا هم در بخش مالی در یکی از مؤسسات خصوصی کار کرده بود، در وزارت داخله به‌عنوان مدیر لوجستیک جذب شد.

دیدگاه سنتی و بسته‌ی جامعه افغانستان همواره یکی از بزرگ‌ترین موانع سد راه زنان در کار و فعالیت‌های اجتماعی بوده است. فاطمه نیز از این امر مستثنا نبود و در محیط کارش رقبای خاص خود را داشت که گاهی در کارش سنگ‌اندازی می‌کردند و حتا تلاش داشتند تا زمینه‌ی اخراج او را از کار فراهم کنند: «هر روز مشکلات ایجاد می‌کردند. در حدی که من واقعا از این‌که به وزارت داخله آمده بودم خیلی پشیمان بودم. مرا در مسیر راه از طریق رهگذر و یا موبایل تهدید می‌کردند و حتا در داخل قطعه نفر داشتند. هر روز به اندازه‌ای مشکلات ایجاد می‌کرد که هر روز تفتیش ،استخبارات و امنیت علنی می‌آمدند و مرا مورد انتقاد شدید قرار می‌دادند. سعی می‌کردند که مرا با ترس زندان و به جرم چیزهای ناحق بترسانند.» با این همه فاطمه مصمم‌تر از قبل با این وضعیت مبارزه کرد تا بتواند کارش را حفظ کند.

اگرچه در دوران جمهوریت حضور زنان در عرصه‌های مختلف جامعه به‌طورچشم‌گیری افزایش یافته بود اما ورود به جامعه مردسالار و سنتی افغانستان کار آسانی نبود و همواره به مبارزه و ایستادگی نیاز داشت.

ثریا (مستعار)، یکی از بانوان جوان که تا پیش از سقوط نظام در بست چهار ریاست اطلاعات و ارتباط عامه وزارت امور مهاجرین کار می‌کرد، می‌گوید که به‌عنوان مدیر عمومی نشرات در وزارت امور مهاجرین ‌و عودت‌کنندگان، تهیه گزارش‌های ولایتی، تهیه گزارش و نشر آن در وب‌سایت و رسانه‌های اجتماعی از کارهای روزانه‌اش بود.

او که همواره از سوی خانواده‌اش مورد حمایت و تشویق قرار گرفته است اما تجربه‌های ناخوشایندی از سوی همکاران و جامعه دارد. او می‌گوید که در محیط کارش همواره مورد قضاوت همکارانش قرار می‌گرفت و این باعث رنجش خاطرش می‌گردید. به باور او، علت این واکنش‌ها به‌دلیل نگرش زن‌ستیزانه‌ی جامعه و عدم باورمندی به توانایی زنان افغانستان بود.

حضور روزافزون زنان در بخش‌های مختلف جامعه و کار زنان برای دیگر زنان جامعه از دستاوردهایی بود که زنان افغانستان به آن می‌بالیدند. اگرچه در بسیاری مواقع این کارها با خطرات و دشواری‌های بسیار همراه بود.

مریم یکی از بانوانی است که پیش از روی‌کارآمدن طالبان در بخش جندر وزارت تحصیلات عالی کار می‌کرد. طی سال‌های اخیر مسیر کار و خانه از مهم‌ترین مشکلاتی بود که وی با آن روبه‌رو بود. کارش در پوهنتون لوگر بود؛ جایی که برای رسیدن به آن باید همه‌روزه از ساحه جنگی عبور می‌کرد. او با یادآوری خاطرات این بخش از دوره کاری‌اش می‌گوید که به‌خاطر سنتی بودن مردم این منطقه باید از پوشش چادری استفاده می‌کرد؛ در حالی که فضای جنگ و این پوشش دست‌وپاگیر وضعیت دشواری برایش خلق کرده بود: «در همان وقت‌ها جنگ به حدی زیاد شده بود که رفت‌وآمد برایم بسیار سخت بود. روزهایی می‌شد که من تک و تنها داخل موتر می‌ماندم. وقتی جنگ می‌شد همه کسانی که داخل موتر بودند خود را پایین می‌انداختند و در یک گوشه یا دیوار خود را می‌گرفتند. این‌که من چادری داشتم نمی‌توانستم از موتر پایین شوم و در همان موتر زیر مرمی و جنگ و حالت بد مجبور بودم خود را بگیرم تا این‌که جنگ خلاص شود».

مریم بالاخره موفق شد پس از گذشت دو سال در ساحه جنگ کارش را به پایتخت انتقال دهد و در ادامه همان وظیفه در بست چهارم به‌عنوان مدیر آگاهی‌دهی بخش جندر وزارت تحصیلات عالی به کارش ادامه دهد؛ اما با چالش‌های جدیدتر.

جمیله بهرام، از ولایت غرنی و ولسوالی جاغوری است. او پس از گذراندن دوران مکتب شامل یکی از انستیتوت‌های طبی شد و در رشته قابلگی شروع به تحصیل کرد؛ اما شوق نظام و پلیس شدن پای او را به این بخش باز کرد. با راهنمایی یکی از دوستانش اسناد مورد نیاز را طی مراحل کرده و در سال ۱۳۹۴ همراه با یک گروه ۴۰۰ نفری راهی ترکیه شد تا آموزش‌های نظامی ببیند.

«در کشور ترکیه به مدت شش ماه خیلی چیزهای خوب به ما آموختند؛ از کمپیوتر گرفته تا دریوری، انداخت و دیگر چیزهایی که در نظام بود. بعد از مدت شش ماه بهرتبه دوهم سارنیدوباره افغانستان برگشتم. وزارت داخله برای ما جشن فراغت گرفت. یک روز دیگر رئیس‌جمهور ما را به ارگ خواست. ما را تقدیر و تمجید کرد و ما را دختران واقعی خود خطاب کرد».

جمیله تا پیش از تسلط طالبان بر افغانستان در بخش‌های مختلف وزارت داخله کار کرده است. او می‌گوید مدت دوسال‌وشش‌ماه در قوماندانی عمومی تعلیم و تربیه مسئول اداری مدیریت سوادآموزی بوده است. در آنجا برای سربازان بی‌سواد که در ۳۴ ولایت افغانستان بود معلم تعیین می‌کردند و لوازم مورد نیاز را برای آنان فراهم می‌کردند.

این حمایت از سوی دونرهای خارجی مانند جی‌آی‌زید و یونسکو صورت می‌گرفت. اما بعد از گذشت دو سال، بست ۱۱۳ (بستی که جمیله در آن کار می‌کرد)، تنقیص و او بیکار شد. در تمام دوره‌های کاری‌اش فراز و فرودهای بسیاری دیده است. او تا پیش از سقوط کشور، به‌عنوان «سارمن» کار می‌کرد و در عملیات‌های مختلف نیز حضور داشته است. او می‌گوید که هنوز باورش نمی‌شود که تسلط طالبان بر افغانستان زحمات چندین و چندساله‌اش را ضرب صفر کرده است.

حضور طالبان و منفکی زنان از ادارات افغانستان

با وجود این‌که زنان فعال افغانستان برای کار و فعالیت‌های اجتماعی مشکلات زیادی را از سرگذرانده‌اند اما نفس مبارزه برای احقاق حقوق‌شان رضایت خاطری به‌دنبال داشت که سبب می‌شد بسیاری از چالش‌های سد راه‌شان را نادیده بگیرند و به راه‌شان ادامه دهند. اما پس از به قدرت رسیدن طالبان اکثریت زنان از کار و فعالیت بازمانده‌اند و از سوی طالبان از کار منفک شده‌اند.

ثریا می‌گوید که پس از سقوط حکومت بست‌ کاری‌اش تنقیص شده و بیکار شده است. به گفته‌ی او، طالبان شرایط دشواری برای زنان افغانستان ایجاد کرده‌اند. او می‌گوید که کارمندان‌ فارغ صنف دوازدهم در بست‌های‌شان ابقا شده‌اند در حالی که او به‌عنوان یک کارشناس با سند لیسانس از کار بیکار شده است: «کارم را که دارای تخصص و سند لیسانس هستم از من گرفتند. کارمندان زن اجازه‌ی رفتن به محل کار و کار کردن ندارند. زنان در دو تاریخ مشخص پانزدهم و سی‌ام برای امضا کردن حاضری به وزارت می‌روند. منابع بشری کتابچه‌ی حاضری را در دهلیز ورودی وزارت می‌گذارند و کارمندان زن اجازه ندارند از آن دهلیز حتا یک قدم جلوتر در داخل محوطه وزارت پا بگذارند».

او که در شرایط دشواری به سر می‌برد می‌گوید خانه‌نشین شدن برای زنی‌ که ۱۶ سال تعلیم، تحصیل، کار و تلاش کرده است بسیار دشوار است. «نمی‌توانم وضعیتم را توصیف کنم. فقط می‌توانم بگویم که خودم را تحمل می‌کنم. چهاردیواری خانه انگار هر روز تکه‌ای از وجودم را در خود می‌بلعد».

حضور زنان به‌عنوان نیمی از پیکر جامعه در اداره‌های دولتی و خصوصی افغانستان از اهمیت خاصی برخوردار بود. منفک کردن این قشر از جامعه و اخراج آن‌ها به‌عنوان نیروی متخصص جامعه ضربه مهلکی به جامعه و اقتصاد کشور وارد می‌کند. این زنان که از کار بیکار شده‌اند می‌گویند با سقوط کشور بدست طالبان و بیکار شدن، مشکلات اقتصادی‌شان چندین برابر شده و طی یک سالی که از حاکمیت طالبان می‌گذرد روزهای دشواری را سپری می‌کنند.

مریم نیز می‌گوید که زندگی زنان افغانستان به نقطه صفر رسیده است. او و دیگر زنانی که در وزارت تحصیلات عالی کار می‌کردند از کار منفک شده‌اند و بست‌های کاری‌شان از بین رفته است. «وقتی ما را منفک کردند به وزارت پیشنهاد کردیم که ما ضرورت به‌کار داریم. در خانه نفقه فامیل بالای ما است. ما تجربه داریم و سال‌ها کار کردیم؛ ما را در یکی از بست‌ها تبدیل کنید. به ما گفته شد همین قدر بس است. این سال‌ها شما کار کردید و از این دولت خوردید دیگر بس‌تان است و باید خداحافظی کنید با این بست و با این وزارت». او با ناراحتی از وضعیت موجود می‌گوید این یک سال به اندازه یک قرن گذشته است و سالی توأم با هراس و دلهره برای تک تک زنان افغان بوده است، سالی که یک روزش هم در آرامش نگذشته است.

افزایش بیکاری و گسترش فقر در افغانستان

آمار سالنامه‌ ۱۳۹۹ اداره‌ی احصائیه و معلومات نشان می‌دهد که از مجموع ۴۱۴ هزار و ۹۰۲ کارمند خدمات ملکی در دولت افغانستان، ۱۰۶ هزار و ۸۶۹ نفر یا ۲۶ درصد آنان را زنان تشکیل می‌دادند. فیصدی حضور زنان در مقایسه با سال قبل از آن افزایش ۵.۵ درصدی داشته است. اما پس از تسلط طالبان بر افغانستان بسیاری از بنگاه‌های اقتصادی کارشان تعطیل شد و بسیاری از نهادهای خارجی افغانستان را ترک کردند. در این میان بسیاری از ادارات افغانستان عملا کار نمی‌کنند و بسیاری از کارمندان به‌ویژه کارمندان زن از کار برکنارشده‌اند. تسلط طالبان بر افغانستان و وضع محدودیت‌های گسترده در برابر زنان عملا آن‌ها را از ساختارهای اجتماعی حذف کرده‌ است. فقر و بیکاری دو مشکل مهم و اساسی مردم است که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

با روی‌کارآمدن طالبان زنان از حق تحصیل و آموزش محروم شده‌اند و اجازه‌ی کار در بیشتر اداره‌های کشور از آن‌ها سلب شده است. این اقدامات زن‌ستیزانه‌ی طالبان موجب خانه‌نشین شدن بخش بزرگی از جمعیت کشور و فلج شدن نیمی از پیکر اجتماع شده است.

فقر و بیکاری دو مشکل مهم و اساسی مردم است که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.
فقر و بیکاری دو مشکل مهم و اساسی مردم است که با آن دست‌وپنجه نرم می‌کنند.

فاطمه که پدرش را از دست داده است و تنها نان‌آور خانواده است می‌گوید که یک سال است خانه‌نشین شده و هیچ درآمدی ندارد. او و خانواده‌اش با مشکلات اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کنند. او با اشاره به محدودیت‌های زنان در دوره طالبان می‌گوید که کاری برای انجام دادن وجود ندارد و اگر هم کاری پیدا کنند با محدودیت‌هایی که طالبان وضع کرده‌اند چطورمی‌توانند آزادانه در بیرون از خانه حاضر شوند و کار کنند. او که تا پیش از روی‌کارآمدن طالبان تحصیلاتش را به اتمام رسانده و کاری پیدا کرده بود می‌گوید که همان معاشی هم که بدست می‌آورد برای پرداخت مصارف زندگی بود و حالا هیچ پس‌اندازی ندارند که بتواند مخارج خانه را تأمین کند.

ثریا نیز می‌گوید که به‌عنوان یک دختر ۲۷ ساله که ۱۶ سال تحصیل کرده و شش سال تجربه کاری دارد، اکنون بیکار و افسرده در خانه به سر می‌برد. «به‌عنوان یک زن افغانستانی دیگر چشم به راه هیچ دستی نیستم که به من آزادی‌ و حقوق از دست رفته‌ام را پس بدهد؛ چون آمریکا و جامعه‌ جهانی و طالبان مسایل زنان را به گروگان گرفته و از این موضوع سود سیاسی می‌برند و بر سرنوشت زنان افغانستانی قمار می‌زنند».

فقر و مشکلات اقتصادی بیشتر دامن‌گیر زنانی شده است که به‌عنوان تنها نان‌آور خانه، وظیفه‌ی تأمین مخارج زندگی را داشتند. جمیله نیز مشکلات اقتصادی را از عمده‌ترین مشکلات ناشی از حکومت طالبان در پی افزایش بیکاری عنوان می‌کند. او می‌گوید پس از فوت پدر تنها نان‌آور خانواده‌ی مادرش بود و مصارف پنج خواهر و سه برادرش بر عهده او بود؛ اما پس از روی‌کارآمدن طالبان و منفک شدن از کارش با مشکلات بسیاری روبه‌رو شد.

در این میان همسرش نیز که در دانشکده هنرهای زیبا ایفای وظیفه می‌کرد از کار بیکار شد. ادامه‌ی این زندگی برای جمیله و خانواده‌اش دشوار بود. به همین علت، آن‌ها تصمیم به ترک کشور گرفتند و به پاکستان مهاجر شدند. «خیلی برایم سخت بود. چه‌طور درس‌، وطن و وظیفه را ترک کنم و از کشور بیرون شوم. اما دیگر چاره نداشتم. بالاخره در تاریخ ۳۰ اسد کشور را ترک کردم؛ به‌صورت غیرقانونی. به بسیار سختی از مرز تیر شدیم. به پاکستان آمدیم و حالا در بی‌سرنوشتی مطلق به سر می‌برم».

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه