رویکرد منطقهگرایی و التفات به نیازمندیها و تهدیدات منطقهای، یکی از نظریات جدیدی است که بهعنوان بدیل برای جریانهای اصلی در روابط بینالملل ارائه شده است. برمبنای این نگرش، تحولات سیاست بینالملل را در سطح کلان نمیتوان به درستی درک و تحلیل نمود؛ لذا باید جهان را به مناطق مختلف با محورهای مشترک تقسیم نموده و به تحلیل و تجزیه آن بپردازیم. نظریهای که با نام بری بوزان و نوشتههایی او گره خورده است و کتاب «مناطق و قدرتها»، اثر مهم بوزان در برگیرنده این تئوری است. مفهوم منطقه در این نوشته و تئوری، جایگاه کانونی دارد و باید در نخست تعریف شود، که منطقه را اینگونه تعریف نموده است:
یک منطقه دستهی از کشورها است که از نظر سیاسی وابستگی متقابل داشته یا تصور میکنند که اینگونه هستند. بهطور کلی، نظریات نظامهای منطقهای، مناطق را بهصورت الگوهای روابط و تعاملات در داخل یک ناحیه جغرافیایی در نظر میگیرند که از درجه نظم و ترتیب و انسجام برخوردارند؛ بهگونهای که تغییر در یک منطقه بر سایر نقاط تأثیر میگذارد.(۱)
بوزان معتقد است که از نظر امنیتی، منطقه شبیه سیستم مشخص و مشهوری از روابط امنیتی بین مجموعهای از دولتها است که از نظر جغرافیایی نزدیک یکدیگر باشند. بنابراین، میتوان اولین عامل ایجاد یک منطقهای امنیتی را نزدیکی جغرافیایی عنوان کرد. بنابر نظریه مجموعههای امنیتی، بیشتر ناامنی با مجاورت گره خورده است.(۲)
در پرتو این نظریه، سازمانهای منطقهای که با علایق و نیازمندیهای مشترک تأسیس شده است، به خوبی قابل تحلیل و تبیین است. در این میان، سازمان همکاری شانگهای بهعنوان نماد از تقابل با هژمونی غربی-امریکایی در آسیای میانه قابل تحلیل و تجزیه است. بنابراین، در این نوشته بر آن هستم که این سازمان منطقهای را براساس نظریه مجموعه امنیتی منطقهای بوزان به تحلیل گرفته و جایگاه افغانستان را در نشست آتی این سازمان مورد بررسی قرار دهم.
رویکردی که به مجموعههای امنیتی متکی است، توجه اصلی خود را بر گروهی از کشورها متمرکز میکند که در مسایل امنیتی ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. امنیت تا حدودی قابل تقسیم است و قسمت مهمی از آن در الگوهای نسبی غیرقابل تقسیم بین دولتها است. به همین دلیل از خودمختاری قومی احتراز میشود، زیرا برای یک دولت ضروری است که در مجموعههای امنیتی که عضو آن است، به شکل کلی و یکپارچه مشاهده شود. این منطق در مورد دول دیگر اعم از دوست یا دشمن نیز صادق است.(۳)
بافت بنیادین یک مجموعه امنیتی منطقهای، چهار متغیر و فاکتور دارد: نخست، «مرز» که واحدهای سیاسی یک منطقه را از هم جدا میکند. دوم، «ساختار آنارشیک» که نشاندهنده شکلگیری یک منطقه از واحدهای سیاسی مستقل و خودمختار است. سوم، «قطبش» حاکی از ساختار توزیع قدرت میان مجموعه امنیتی منطقهای است. چهارم، «ساخت اجتماعی» که در برگیرنده الگوهای دوستی و دشمنی میان واحدهای سیاسی است. الگوهای دوستی بر همکاریهای مشترک جهت مقابله با تهدیدات مشترک و الگوی دشمنی نشاندهنده روابط مبتنی بر سوء ظن و فقدان اعتماد میان واحدهای سیاسی است که این ریشه در واقعیتهای مستولی در نظام بینالملل دارد.(۴)
در میان مجموعههای امنیتی منطقهای، منطقه آسیای مرکزی، به جهات ژئوپلتیکی، ژئواستراتژیکی و ژئواکونومیکی فوقالعادهای که دارد، برای بازیگران بینالمللی و منطقهای از اهمیت خاصی برخوردار است. در گذشته، این منطقه جزء اقمار و توابع نظم سیاسی-امنیتی و اقتصادی شوروی بود. سلطه هژمونیک و اقمار شوروی صلاحیت بازیگری مستقل را از کشورهای آسیای مرکزی گرفته بود و همچنان قدرتهای بزرگ دیگر نیز امکان حضور و نفوذ در این منطقه را نداشتند و اما با پایان جنگ سرد و فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و استیلای جهانی نظم لیبرالدموکراسی، فرصتها و تهدیدات جدیدی را برای کشورهای آسیای مرکزی و به خصوص چین و روسیه رقم زد.
روسیه و چین بهرغم رقابتهای منطقهای، ناگزیر بودند تا در قبال یکجانبهگرایی امریکا در آسیا و بهخصوص در آسیای مرکزی، تبانی و همسویی داشته باشند و در راستای تحقق این امر، دست به تأسیس سازمان منطقهای شانگهای زدند.
سازمان همکاریهای شانگهای سازمان منطقهای است که در ۱۵ ژوئن ۲۰۰۱ به وسیله شش کشور چین، روسیه، قزاقستان، قرقیزستان، تاجیکستان و ازبیکستان ایجاد شده است. اعضای این سازمان محدودهی سرزمینی در حدود سی میلیون کیلو متر مربع، یعنی در حدود سه پنجم اوراسیا را در برمیگیرند و جمعیت بالغ بر یک میلیاردوچهارصدوپنجاهوپنج میلیون نفر جمعیت یا یک سوم جمعیت جهان را در برمیگیرد. زبان رسمی سازمان زبانهای روسی و چینی است و مقر سازمان در شهر پکن، پایتخت چین واقع شده است.(۵)
فلسفه وجودی این سازمان منطقهای، همکاری مشترک اعضای این سازمان، در امر مبارزه با تروریسم بینالمللی و قاچاق مواد مخدر و مهمتر از همه، مهار نفوذ امریکا و ناتو در آسیای میانه است. بنابراین، مبارزه با تهدیدات مشترک منطقهای و بینالمللی و تلاش همسو برای مهار هژمونی امریکا در آسیای مرکزی در قالب سازمان همکاری شانگهای، منطقهگرایی نو را شکل داده است. بهخصوص بعد از تحولات جدید در منطقه و جهان و تنشها میان چین و روسیه با جهان غرب و بهویژه ایالات متحده امریکا که این، به نوعی جهان را به سمت شکلگیری منطقهای جدید سوق داده و زمزمههای ایجاد ناتوی آسیایی را در پرتو این سازمان به وجود آورده است.
براساس گزارشها، قرار است اجلاس سالانه سازمان همکاریهای شانگهای در شهر سمرقند ازبیکستان با حضور تمام اعضای دایم و ناظر این سازمان برگزار شود. اما با توجه به بحران سیاسی موجود در افغانستان در مورد حضور کابل در این اجلاس اطلاعی در دست نیست.
روزنامه روسی «نیزاویسیمایا گازیه تا» نوشته است: «اجلاس آتی سران سازمان همکاری شانگهای در ماه جاری میلادی در ازبیکستان که با حضور احتمالی رؤسای جمهور روسیه، چین، هند، پاکستان، ایران و ترکیه برگزار خواهد شد، میتواند یک رویداد بینالمللی بزرگ را رقم زند.»
نشست کنونی سران سازمان همکاری شانگهای و محورهای این نشست در ماه جاری میلادی، از اهمیت خاصی برخوردار است که این اهمیت برمیگردد به چند مسأله کانونی که در ذیل به آن میپردازم.
تحولات جدید جهانی
در جریان یک سالواندی گذشته، موج جدیدی از تحولات سیاسی و امنیتی در عرصه بینالملل و بلوکبندیهای جدید میان بازیگران منطقهای و جهانی به وقوع پیوسته است که تأثیر این تحولات بر تمام منطقه و جهان در ابعاد مختلف مشهود است. بحران شرق اروپا و درگیری نظامی مسکو با کییف مورد حمایت غرب، تشدید تنش میان چین و امریکا در مورد تایوان و سفر مقامات عالیرتبه امریکایی در تایوان، انسجام نظم غربی به رهبری امریکا بعد از وقوع جنگ روسیه با اوکراین و در نهایت تهدید پوتین مبنی بر قطع صدور گاز این کشور در بازارهای اروپایی همزمان با فرا رسیدن فصل زمستان، تمام منطقه و جهان را متأثر نموده است. لذا سران همکاری شانگهای بر اهمیت این نشست در شرایط کنونی واقف اند. که این مهم امکان اجماع و همکاریهای بیشتر میان اعضای این سازمان را محتملتر میکند.
تحولات جدید منطقهای
حوادث و تحولات منطقهای در جریان یک سال گذشته نیز بر اهمیت این اجلاس شانگهای افزوده است که در این میان، تحولات و حوادث جدید در خاورمیانه مبنی بر بیثباتی سیاسی در عراق و رویارویی قدرتهای منطقهای در دمشق و بغداد، احتمال توافق هستهای میان ایران و کشورهای غربی و اضمحلال رژیم جمهوریت در افغانستان و سلطه مجدد طالبان در این کشور که نگرانیهای را برای اعضای این سازمان به وجود آورده است، از مهمترین تحولاتی است که اهمیت نشست آتی سران همکاری شانگهای را نشان میدهد.
با توجه به تحولات جدید در نظام بینالملل که فشرده در فوق به آن پرداخته شد، نشست آتی شانگهای و سندهای که در فرجام این نشست میان اعضای این سازمان به امضا میرسد، یک رویداد بزرگ بینالمللی تلقی میشود و احتمال میرود که با توجه به تهدیدات جدید، اجماع نظر و همکاریهای بیشتری میان اعضای سازمان شکل بگیرد و برای مقابله با تهدیدات جدید، تعهدات جدیدی میان سران این سازمان منعقد شود. در کنار سایر موضوعات و آجندای بحث در این اجلاس، احتمال ملاقات رؤسای جمهور چین و روسیه است که این ملاقات در هالهای از تقابل شدید میان مسکو و غرب-امریکا صورت میگیرد که دارای اهمیت زیاد است.
روزنامه وال استریت ژورنال میگوید:
شی جین پینگ، رییسجمهور چین ممکن است اواسط سپتامبر در یک نشست منطقهای در شهر سمرقند ازبیکستان با ولادیمیر پوتین، رییسجمهور روسیه دیدار کند. به گزارش این روزنامه، مقدمات سفر رییسجمهور چین به سمرقند در ۱۵ سپتامبر برای نشست سازمان همکاری شانگهای در حال انجام است.(۶)
شکلگیری همکاریهای جدید منطقهای میان اعضای شانگهای در تقابل با نظم غربی و امریکایی در آسیا و همسویی بیشتر روسیه و چین برای مهار نفوذ امریکا و غرب در آسیای میانه، از مهمترین توافقات و برایند این اجلاس خواهد بود و با توجه به حوادث اخیر در منطقه و جهان، امکان همگرایی بیشتر میان اعضای شانگهای به وجود آمده است و تهدیدات مشترک از ناحیه رادیکالیسم مذهبی، تروریسم بینالمللی و همچنان قاچاق مواد مخدر، اعضای این سازمان را وامیدارد که بیشتر از گذشته همکاری و همسویی خود را حفظ نمایند.
جایگاه افغانستان در نشست شانگهای
در پرتو نظریه مجموعه امنیتی منطقهای، افغانستان هم متعلق به آسیای جنوبی است و هم آسیای میانه و به همین اساس، اعضای سازمان همکاری شانگهای توجه خاص و آنهم در این شرایط به افغانستان دارند. کابل قبل از سقوط جمهوریت عضویت ناظر را در این سازمان کسب کرده بود و این عضویت بیشتر بهخاطر اهمیت ژئوپلتیکی و ژئوکالچری این کشور است. اما در جریان یک سال گذشته و بعد از سقوط حکومت جمهوری و استقرار طالبان در افغانستان، نگرانیها و تهدیدات جدیدی را برای اعضای شانگها به وجود آورده است. این نگرانیها بیشتر در صدور افراطیت مذهبی و تروریسم بینالمللی به کشورهای آسیای میانه و همینطور چین و روسیه خلاصه میشود.
تشدید فعالیت داعش خراسان، قتل ایمن الظواهری در کابل، انجام حملات موشکی علیه ازبیکستان از خاک افغانستان، درگیریهای مرزی میان کابل و کشورهای منطقه و حمله مهاجم انتحاری در سفارت روسیه و کشتهشدن دیپلماتهای روس در کابل و در نهایت انزوای بینالمللی افغانستان از سوی غرب، از عواملی است که کابل را در مرکز توجه سران همکاری شانگهای قرار داده است. ممکن است بهدلیل فقدان مشروعیت بینالمللی حکومت طالبان، افغانستان در این نشست حضور نداشته باشد، اما بحث در مورد افغانستان و تصمیم اعضای این سازمان قطعا برای آینده سیاسی کابل تعیینکننده است.
افغانستان از یک طرف، بهدلیل نزدیکی جغرافیایی با کشورهای آسیای میانه و از سوی دیگر، روابط طالبان با کشورهای چین و روسیه و متحدین آنان، در کنار تهدیدات جدید از سوی این کشور، باعث میشود که بحث در مورد کابل و شرایط کنونی آن یکی از مهمترین بخشهای این نشست باشد که تصمیم جمعی اعضای این سازمان برای آینده سیاسی افغانستان تعیینکننده خواهد بود.
حمایت چین و روسیه از حکومت طالبان در مجامع بینالمللی و بهخصوص در آخرین نشست شورای امنیت سازمان ملل متحد مبنی بر لغو معافیت سفرهای خارجی مقامات سیاسی طالبان، نشاندهنده اهمیت افغانستان برای چین و روسیه و اعضای شانگهای بهطور کلی است. انزوای هرچه بیشتر افغانستان و تبدیل شدن این کشور به لانه تروریسم بینالمللی، به نوعی تهدیدکننده کشورهای آسیای میانه و در نهایت چین و روسیه است. به همین لحاظ، بررسی اوضاع افغانستان بخش عظیمی از آجندای نشست آتی شانگهای را شکل میدهد.
افزایش روابط چین و روسیه (دو بازیگر اصلی در شانگهای) با طالبان و تشدید تحریمها علیه حکومت طالبان از سوی غرب و امریکا عملا به انزوای حکومت طالبان در نظام بینالملل و عضویت افغانستان در نظم جدید چین-روسیهمحور منتهی شده است. به همین جهت، گفتوگوی سران شانگهای برای آینده سیاسی افغانستان در این اجلاس سازمان، از کانونیترین آجندای این نشست خواهد بود.
به هر روی، در مقام جمعبندی این نوشته باید تبیین نمود که واقعیت موجود در سطح نظام بینالملل و در سطح منطقهای نشان از شکلگیری نظم جدید و منطقهگرایی نو بر محور چین و روسیه دارد و کشورهای متعلق به این منطقه، بهدلیل تعلقات و علایق مشترک و مهمتر از همه، تهدیدات مشترک، در آستانه شکلدهی نظم و ساختار جدید منطقهای با محوریت چین و روسیه است. این اقدام، پاسخی است در برابر تهدیدات جدید منطقهای و مهار یکجانبهگرایی امریکا در آسیا و بهخصوص در آسیای میانه که این امر، در قالب شانگهای ممکن شده است و در نشست آتی این سازمان، تصامیم بزرگی میان اعضای این سازمان منطقهای اتخاذ خواهد شد. بررسی افغانستان نیز بهعنوان تجلیگاه تهدیدات و چالشها برای کشورهای منطقه، یک بخش از این نشست خواهد بود و در نهایت، تصمیم کشورهای عضو این سازمان برای آینده سیاسی منطقه و افغانستان در فرجام این اجلاس تعیینکننده خواهد بود.
منابع:
۱. دیوید، ای.لیک، پاتریک، ام.مورگان، نظمهای منطقهای؛ امنیتسازی در جهان نوین، مترجم سید جلال دهقانی فیروزآبادی، نشر مطالعات راهبردی، تهران، ۱۳۹۵.
۲. فاطمینژاد، سید احمد و محمدزاده، علیرضا، بررسی جایگاه افغانستان در مجموعههای امنیتی منطقهای از آسیای مرکزی تا آسیای جنوبی، نشریه مطالعات اوراسیای مرکزی، شماره دوم، سال ۱۳۹۷.
۳. بوزان، باری، مردم، دولتها و هراس، ترجمه پژوهشکده مطالعات راهبردی، انتشارات پژوهشکده مطالعات راهبردی، تهران، ۱۳۸۹.
۴. بوزان، باری و ویور، الی، مناطق و قدرتها، مترجم رحمان قهرمانپور، انتشارات مطالعات راهبردی، تهران، ۱۳۸۸.
۵. آقایی، سید داوود، سازمانهای بینالمللی، نشر سرای عدالت، تهران، ۱۳۹۳. ۶. نشست سران شانگهای در سمرقند، خبرگزاری ایرنا، ۱۴۰۱.