رییس جمهور محمد اشرف غنی در مجلس سنا گفت که وحدت ملی در گفتار آسان، ولی در عمل بسی مشکل است. برای هر مشکلی، میتوان دلایل متعددی آورد. این مشکل، آنقدر بغرنج نیست که راهحلش کشف نشده باشد. اگر مثل همهی کارشناسان عزیز، کلیشهای و کلی برخورد کنم، میتوانم ادعا کنم که اولین راه رسیدن به وحدت ملی، محک زدن تعاملات در محور فردیت است. ما انسانیم و برای تداوم زندگی خویش، نیاز به یکسری تعاملات داریم. تعامل با محیط، تعامل با انسانهای دیگر، تعامل با ابزار، تعامل با علم و شناخت و تعامل با هرچیز تأثیرگذار در زندگی بشر. اگر موشکافانه و خیلی دقیق به این چرا بپردازم، میتوانم ادعا کنم که وحدت ملی، یک ارزش یا هنجار خوب است و هرچیزی که در افغانستان خوب باشد، عمل به آن مشکل است. بهطور مثال:
غصب زمین بد است؛ اما بازار غاصبان گرم! دولت میداند در هر ولایت چقدر زمین غصب شده و در آینده به کدام مساحت غصب خواهد شد. افشای غاصبان یک عمل خوب است، حداقل ملت متوجه میشود که کدام شخصیتهای نجیب در هر ولایت، در غصب زمین دست دارند. اما دولت این غاصبان را افشا نمیکند! چرا دولت از افشای نام و هویت غاصبان خودداری میکند؟ چون سخت است. غاصبان زمین را، بدون شک، مقامهای بلندرتبهای از درون دولت حمایت میکنند. این مقامها، در هر سطحی که باشند، کثیف اند. یکی از دلایل مشکل بودن وحدت ملی در عمل، این است که بعضی از مقامهای دولتی کثیف اند.
تقلب بد است. اما آخور متقلبان همیشه پر است. مراجع عدلی و قضایی و نهادهای سیاسی، همه میدانند متقلبان عزیز کشور کیها اند، ولی هیچکدام زبان برای رسوایی و بازجویی از متقلبان باز نمیکنند. رسوا کردن متقلبان، کار نیک است؛ هم برای قانونمند کردن امور روزانه و هم برای آیندهی مردم و مملکت! اما افسوس که کار خوب در مملکت مشکل است. حتا خود متقلبان میدانند که تقلب، پاگذاشتن روی قانون و اخلاق انسانی است؛ اما مدام در پی تقلب اند. چرا؟ چون از یک طرف، نفع شخصی-گروهی آنها تضمین است و از طرف دیگر، قدرت و مراجع قدرت، حامی آنهاست. تا وقتی که مراجع قدرت، حامی تقلبکاران باشد، وحدت ملی بسیار مشکلتر از آن خواهد بود که آقای رییس جمهور از آن شاکی است.
مطالعه خوب است. جامعهای که انسانهای آن مطالعه نمیکنند، یا کم مطالعه میکنند، از هر لحاظ جامعهی آفتزده یا مواجه به آفت است. اگر اعصابتان خراب نمیشود، عرض کنم، از آنجایی که میزان مطالعات دینی-مذهبی در کشور ما، مثل هر رشته و زمینهی دیگر صفر است، عملکرد دینی-مذهبی ما نیز آفتزده و آفتزاست. بیشتر از 95 درصد کشور، منسوب به دین اسلام است و بیشتر از صد درصد قدرت هم به دست ما مسلمانهاست. تمام تصامیم را، با احترام به پیروان سایر مذاهب و آیینها، ما مسلمانها میگیریم. تمام معاملات کشوری و بینالمللی هم از سوی ما مدیریت میشوند، پس چرا نتیجهای که نصیب جامعه میشود، اینقدر دور از اسلام است؟ شاید بتوان ادعا کرد که ما مطالعه نمیکنیم. همهچیز را دربست قبول کرده و خیلی سبکسرانه از دیگران تقلید میکنیم. اگر اجازه بدهید، اسلام با کلمهی «اقراء» یعنی «بخوان» آغاز شده، پس چرا نمیخوانیم؟ معلوم میشود که انجام دادن عمل خوب و پسندیده، برای ما مشکل است.
نظافت شهر، کوچه و خانه، عمل نیک و پسندیده است که باید از سوی هر آدم عاقلی، رعایت شود. اما گلاب بهرویتان، ما اگر ظرفیت نوشیدن یک قوطی پیپسی را پیدا کنیم، ظرفیت نیانداختن قوطی آن در سرک و جوی شهرداری را از دست میدهیم. بیهیچ ملاحظه و حسابی، قوطی پیپسی را به جوی شهرداری میاندازیم. انداختن آن در زبالهدانی، کار نیکو و سختتر از انداختن آن در جوی شهرداری که کار زشت و ناپسند است، میباشد. میبینید که چه قشنگ ما از انجام عمل پسندیده بیزاریم؟ اینجا حتا پای مقامهای قدرتمند و غاصبان زمین و متقلبان امور هم در میان نیست. خود مردم، بدون اینکه حتا یک وکیل حامی داشته باشند، از نظافت دوری میکنند! نیست که از روی نفهمی این کار را بکنیم، خوبی و بدی کار را میفهمیم؛ اما اصل آن است که کار نیک، در کل مشکل است. درست مثل وحدت ملی، که آقای رییس جمهور از مشکل بودن آن سخن گفته است.
اگر کمی آپدیدتر به مسئله بپردازیم، این روزها کشمکشهای معرفی کابینه، دمار از روزگار همه درآورده. خرد و بزرگ میدانیم که انتخاب و معرفی افراد شایسته، بدون هیچ ملاحظهای برای وزارتهای موجود، کار نیک است. اما جای نشانی باشد که بسا افراد شایسته بهخاطر ملاحظات و مصلحتهای سیاسی، نه تنها برای تصدی وزارتها معرفی نمیشوند، که تخریب هم خواهند شد. اینکار نه از روی منافع ملی، که از روی منافع فردی و گروهی انجام میشود. چرا آدمهای نجیبی که صلاحیت ایجاد شایستهسالاری و حمایت از آن را دارند، منافع خویش را در پارتیبازیهای سیاسی جستوجو میکنند؟ چرا منافع کوتاهمدت، چشم عقل ما را کور میکنند؟ چرا تعلق خاطر، اولویت درجه یک برای معرفی وزیران خواهد بود؟ دلیلش همان است که در بالا به کرات ذکر شد؛ ما در کل با عمل نیک مشکل داریم. شکوهی آقای رییس جمهور از مشکل بودن وحدت ملی در عمل، هم بجاست و هم بیجا! بجا به دلیلی است که به کرات در بالا ذکر شد و بیجا به خاطری است که خود آقای رییس جمهور، بخشی از این مشکل خواهد بود! هرچند هنوز کابینه معرفی نشده، اما بهزودی ثابت خواهد شد!