1- اگر شما والی پکتیکا هستید و گفتهاید که شورای امنیت ملی به خانوادههای داعش دالر کمک کرده، نگران نباشید. گور خود را کندهاید. گور خود را کندن که نگرانی ندارد؛ خیلی که اعصاب آدم خراب شود، آدم پس گور کنده را از خاک پر کند و با دو پای خاکش را خوب تخته کند. والسلام. اما اگر حکومت گوری را که شما برای خود کندهاید، مورد تأیید قرار داد، وضع خراب میشود. در چنین حالتی، به جای اینکه یک دفعه بگویید منظور من از شورای امنیت ملی، چیزی دیگریست و خدای نکرده این شورای امنیت ملی که فعلاً وجود دارد، نیست، بهتر است از طرف صبح بگویید که کدام کمیسیون حقیقتیاب؟ این کمیسیون به کجا رفته؟ مخصوصاً اگر ادعا این باشد که دالرهای مذکور به ولسوالی برمل فرستاده شده و این ولسوالی تقریباً به صورت کامل در کنترول طالبان است. از طرف چاشت ادعا کنید که من خواهش میکنم لطفاً هیأت واقعی را بفرستید تا در مورد دالرهای کمکشده تحقیق کند. اگر کسی به حرف شما توجه نکرد، زیاد در غمش نباشید. راحت بروید نماز ظهر خود را به جا بیاورید. سپس صبر کنید و حرفی نزنید. کوشش کنید چند ترموس چای را تا وقت نماز عصر نوش جان کنید. بعد از نماز عصر، طی یک تماس تیلفونی، به هر قدری که تماس شفاف باشد، بهتر است به رسانهها بگویید که برمل همین اکنون به بازار اسلحهفروشی تبدیل شده است. جزئیات ندهید. فقط بگویید که هر نوع سلاح در آن یافت میشود، حتا انتحاریای فروشی در این بازار وجود دارد.
2- این قلم مخصوص تروریستان است. بناءً اگر شما تروریست نیستید، لطفاً نخوانید. مدتی است که رفیق، برادر، خواهر، پدر یا پسرتان به جرم فعالیتهای تروریستی در قید نیروهای امنیتی اند. آنها میخواستند جشن دود و جسد در کابل راه بیاندازند؛ اما نیروهای امنیتی اجازه ندادند و آنها را اسیر کردند. شما هم هر چه تلاش کردید، نتوانستید که آزادشان کنید. کوشش کنید به زابل بروید. یک مدت همراه کلانهای زابل نشست و برخاست کرده و خوب رفیق شوید. سپس یک روز (اگر جمعه باشد بهتر است) سر سرک رفته و چند مسافر را گروگان بگیرید. به دولت خبر بدهید و از کلانهای زابل تقاضا کنید که شما را کمک کنند. از دولت بخواهید که یا مجرمان زندانی که همانا اسیران ما باشند را رها کنید، یا ما این اسیران شما را که هیچ گناهی ندارند، خواهیم کشت. اگر حوصلهی حساب و کتاب داشتید، از دولت پول نقد هم طلب کنید. اگر شما تروریست نیستید و این قلم را خواندید، حیرانم که چه بگویم؟ چرا اخلاق را مراعات نمیکنید؟!
3- با خود فکر میکنید که سیاستمدار شدهاید، اما مطمئن نیستید. علاوه بر اینکه شما مطمئن نیستید، داکتران کابل هم نمیفهمند که شما سیاستمدار شدهاید یا نه؟ حیران ماندهاید که چه کار کنید. دیگر نیازی به داکتر نیست، حتا اگر از هندوستان آمده باشد و روزهای پنجشنبه در خدمت خانوادههای عزیز قرار داشته باشد. کافی است یکبار پیش خود فکر کنید که چرا امارات متحدهی عربی کارگران افغان را از کشور خود اخراج میکند؟ اگر مشکل را در سیاست خارجی این کشور، یعنی همچشمی عرب جماعت با ایران یافتید، مطمئن باشید که این افغانهای اخراجشده، چوب مذهب خویش را میخورند. آنها را فقط به این دلیل اخراج میکنند که مذهب مشترک با ایران دارند. در این صورت، شما هنوز سیاستمدار نشدهاید. خدای خود را شکر کنید که هنوز سالمید. اما اگر فکر کردید که کارگران افغانی در این کشور مشکل حقوقی دارند و به خاطر مشکلات حقوقی از این کشور اخراج میشوند، تشویشتان بهجاست. شما سیاستمدار شدهاید و بهتر است هرچه عاجل به یک شفاخانهی معتبر و مجهز بروید و خود را تداوی کنید.
4- جمع و تفریقتان خراب شده؟ میدانید کل نفوس ولسوالی برمل ولایت پکتیکا چقدر است؟ چیزی در حدود سی هزار نفر. میدانید کل مهاجران پاکستانی در این ولسوالی چند نفرند؟ خیلی که زیاد باشند، یک هزار نفر! حالا مجموع نفوس این ولسوالی و مهاجران پاکستانی چند میشود؟ چیزی در حدود 110 هزار نفر! شما باید چقدر پول این مردم کمک کنید؟ نمیدانم! 200 هزار دالر بس است؟ شما چه فکر میکنید؟ من که مطمئنم اینجا کاسهای زیر نیمکاسه نه، بلکه چندین کاسه زیر یک نیمکاسه است. به هر صورت…
5- اگر باران میبارد و اگر باد میوزد، برق شما میرود. مشکل اینجاست که شما سراغ برقی محلتان نرفتهاید. از او احوال بگیرید؛ یا نیاز به دلجویی دارد، یا هنوز فکر میکند که اختیار قطع و وصلنمودن برق خانههای شما به دست اوست. در هردو صورت، یک برخورد جدی، او را برای مدتی آدم میکند. اگر نشد، همانگونه که راههای رسیدن به خدا زیادند، راههای رسیدن به برق هم زیادند. حتا شنیده میشود که مدیران شرکت برشنا به مردم قول داده که با برقیهای متخلف طبق قانون برخورد کرده و نگذارند که طبق میل خود برق را قطع و وصل کنند. راست و دروغش به خدا معلوم است و به مدیران برشنا!
6- اگر کدام تکلیف دیگری میبینید، به من بگویید که نسخه بپیچم!