از چندی بدینسو مقامات هردو کشور بارها اعلام کرده که علیه طالبان و تروریستانی که دشمن مشترک افغانستان و پاکستان به شمار میآیند، بهصورت جدی مبارزه خواهند کرد. این مبارزه شرایط و قواعد خودش را خواهد داشت. رفت و آمدهای مقامات دو کشور به اسلام آباد و کابل، ظاهراً تمام این شرایط و قواعد را تکمیل نکرده، یعنی باب گفتگو هنوز باید باز باشد تا هردو طرف مطابق اوضاع و شرایط، خواستها و شرایط خود را به سمع مبارک همدیگر برسانند. یکی از راههای اعلام شرایط و آماده بودن یا آماده نبودن، نامه نوشتن و نامه فرستادن است. گرچه تکنالوژی و بسط آن این شیوه را سنتی جلوه میدهد و آنرا چندان عاقلانه نمیداند، اما تکنالوژی خر است و از مزایای نامهفرستادن چیزی نمیفهمد.
پاکستان در بازیهایش با افغانستان هیچگاهی صادق نبوده است، این مسئله را همه میدانند. اشرف غنی این موضوع را از همه بهتر درک میکند. عزم فعلی هر دو کشور برای نابودی طالبان و شبکهی حقانی، نیک است. اما نیت پاکستان مثل همیشه شوم خواهد بود. نزدیکی و اعتماد روز افزون اشرف غنی به پاکستان، برای من که سوال برانگیز است. ایشان در نامهی که گفته میشود محرمانه بوده و سر از خبرگزاری فرانسه درآورده، از پاکستان خواسته که ظرف چهار هفته مقامات ارشد طالبان افغان مستقر در پاکستان را بازداشت کند، از این به بعد، دست از حمایت تروریستان بردارد و لانههای آنها را نابود کند. وقتی شنیدم اشرف غنی چنین خواستهای از پاکستان دارد، تعجب کردم و خدا ریا نکند، خوشحال هم شدم. اما حالا مطمئنم اشرف غنی میداند که پاکستان این خواستههای او را لبیک نخواهد گفت. نه تنها مقامات طالبان دستگیر نخواهد شد و لانههای آنها نابود نخواهند شد که صدور تروریستان به افغانستان همچنان ادامه خواهد یافت. گفته میشود که مقامات پاکستان ادعا کرده که نامهی محرمانهی آقای اشرف غنی هنوز به دست شان نرسیده است. این یعنی اینکه اگر بعد از یک ماه شاهد بازداشت هیچ مقامی از طالبان نبودیم و حمایت پاکستان از طالبان قطع نشد؛ آقای غنی نمیتواند اعتمادش را نسبت به پاکستان سلب کند. حتی اگر این نامه به دست نخست وزیر پاکستان رسیده باشد، انکار رسیدن آن به صورت قطع حربهی خواهد بود در دست مقامات پاکستانی.
اگر تصور کنیم که اشرف غنی این نامه را محض اطلاعدهی مقامات پاکستانی فرستاده است، غلط است. فرستادن نامه حقه است و اشرف غنی به صورت قطع شریک این حقهبازی است. چرا مقامات پاکستانی ادعا میکنند که نامه نرسیده؟ تنها راهی که ممکن آنها درست بگویند این است که اشرف غنی نامه اش را به دست کسی داده که با شتر یا خر به میخواسته به پاکستان سفر کند. چون این سفر طولانی میشود و مسیر راه هم خطرناک است، ممکن نامهرسان آقای اشرف غنی در مسیر راه با طالبان یا داعش مواجه شده باشد و فعلاً مهمان آنها باشد. اگر اینگونه باشد، حق با مقامات پاکستانی است. نامه واقعاً نرسیده و آنها هیچگاهی نخواهد فهمید که آقای اشرف غنی ضربالاجل برای بازداشت رهبران طالبان افغانی تعیین کرده و دقیقاً به همین خاطر هیچ رهبری از طالبان را بازداشت نخواهند کرد. اما مسلماً اینطور نیست. هیچ خری حاضر نیست در این عصر و زمانه، مسافری را از افغانستان به پاکستان ببرد، همینطور هیچ شتری هم حاضر نخواهد شد. خران و شتران میفهمند که طالبان و داعش چه موجوداتی بیرحمی هستند. آنها که مثل رهبران دو کشور بیخیال حیات خویش نیستند و روایت است که این به حساب شعور طبیعی حیوانات محسوب میشود.
اینکه آقای غنی نامه اش را چطور فرستاده؟ مهم نیست. مهم این است که در یک همچو عصری، با این همه امکانات ارتباطی و با آن صلاحت و امکاناتی که او به عنوان رییس جمهور در اختیار دارد، فرستادن نامه چه معنایی میدهد؟ آیا به راستی فرستادن نامه حقه نیست؟ حقهی که فقط عدم برخورد قاطعانه و به قول خودش از موقف زور را توجیه خواهد کرد. یک ماه بعد خواهیم فهمید، فقط خدا کند تا آن موقع از شر انتحار و انفجار این بازیگران کثیف مرگ و زندگی در امان بمانیم.