خانه‌نشینی اجباری زنان در پنجشیر

اتاق خبر
زنان شاغل در پنجشیر در دوران نظام جمهوری/شبکه‌های اجتماعی

طالبان معاش ماه‌های حمل و ثور فاطمه، یکی از کارکنان زن در یکی از اداره‌های دولتی پنجشیر را پرداخت نکردند و سپس به او اطلاع دادند که بست او تنقیص شده و دیگر شامل کارمندان دولت نیست. زندگی فاطمه به معاش دولتی‌اش وابسته بود. او با بیکار شدن، همراه اعضای خانواده‌اش به کشاورزی و دامداری روی آورد، اما این کار برای رفع نیازهای زندگی او کافی نیست.

روزنامه اطلاعات روز به‌دلیل حساسیت موضوع، هویت و محل کار فاطمه را فاش نمی‌کند. او می‌گوید: «دو ماه از آغاز سال گذشته بود و می‌گفتند تا تشکیل جدید معاش حواله نمی‌شود. پس‌ازچاشت یک روز کاری، مدیر اداری برای ما گفت شما تنقیص شدید و دیگر به وظیفه نیایید. من به او گفتم چرا مردان را تنقیص بست نکردید؟ گفت پیشنهاد رییس صاحب بود که شما را در جمع اضافه‌بست بگیرم.»

چند روز بعد، فاطمه همراه چند زن دیگر برای دریافت معاش شان به اداره مراجعه کردند، اما به آنان گفته شد که چون منفک شده‌اند، در تخصیص سال جدید نامی از آنان وجود ندارد و هیچ گزینه‌ای برای پرداخت معاش‌ شان نیست. سپس به آنان دستور دادند به خانه‌های‌‌شان بازگردند.

طالبان به‌بهانه‌ی کاهش هزینه‌های دولتی، دستور تنقیص ۲۰ درصدی در اداره‌های دولتی را صادر کردند. اما این اقدام بیشتر کارمندانی را هدف قرار داد که پیشینه‌ی کار در نظام جمهوری داشتند، در حالی که نیروهای طالبان و اعضای خانواده‌های‌شان کم‌تر از این تصمیم متأثر شدند.

فاطمه حالا به فکر زمستان پیش‌رو است. او تلاش می‌کند مواد سوخت تهیه کند تا خانواده‌اش در سرمای طاقت‌‌فرسای پنجشیر دوام بیاورند. تنها منبع درآمد آنان قطعه‌زمینی کوچک برای کشاورزی و یک گاو است.

فقر و تنگدستی به تناب خفه‌کننده بر گردن فاطمه تبدیل شده است. او می‌گوید حتا برای درمان برادر بیمارش با مشکل جدی روبه‌رو شده است؛ «برادر من بیمار شده بود. نه پول دارو داشتم و نه پول کرایه موتر که او را به شفاخانه ببرم. خیلی شرایط سختی بود. پس از چند روز، از همسایه‌ی خود پول قرض کردم تا برادرم را به شفاخانه ببرم. حالا حتا پولی ندارم که قرض همسایه را پس بدهم. شرایط خیلی سخت شده است.»

فاطمه تنها نان‌آور خانواده بود. پس از فوت مادرش، زمانی که هنوز دانشجو بود، با کمک یکی از دوستانش موفق شد در یکی از اداره‌های دولتی کار پیدا کند. او در آزمون رقابتی بست دولتی به‌دلیل امتیاز پنج‌نمره‌ای که برای رشد دختران و زنان در نظر گرفته شده بود، کامیاب شد. به‌گفته‌ی فاطمه، کار در کنار زنان دیگر و تأمین هزینه‌های خانواده در دوران نظام جمهوری، یکی از شیرین‌‌ترین تجربه‌های زندگی‌اش بود؛ تجربه‌ای که طالبان از او گرفتند.

پس از سقوط نظام جمهوری، فاطمه دو ماه سر کارش نرفت. اما پس از آن، از دفتر به او زنگ زدند که برای امضای حاضری جهت دریافت معاش به اداره بیاید. او با ترس و لرز بسیار، به‌دلیل نیاز شدید به معاش، به اداره رفت.

او می‌گوید: «وقتی برای بار اول به دفتر رفتم، در مسیر راه می‌دیدم که نیروهای طالبان لباس نظامی ندارند و بیرق‌های‌‌شان را در هر جا آویزان کرده بودند. من خیلی ترسیده بودم. وارد اداره شدم و حاضری را امضا کردم. آن‌جا بعضی از همکاران مرد ما از نظام جمهوریت هم بودند. پس از امضا کردن حاضری، زود از دفتر بیرون شدم.»

در یک سال نخست حاکمیت طالبان، فاطمه ماهی دو بار برای امضای حاضری به اداره می‌رفت و معاش دریافت می‌کرد. سپس طالبان از او و چند کارمند زن دیگر خواستند به وظایف‌ شان برگردند.

فاطمه می‌گوید که در این مدت، تمام تلاشش را کرده بود تا قوانین طالبان را رعایت کند و با حجاب کامل به اداره برود تا مبادا بهانه‌ای برای اخراج او پیدا شود. اما این تلاش‌ها هیچ تضمینی برای ادامه‌ی کارش نبود. در نهایت، طالبان او را همچون هزاران زن دیگر، تنها به‌دلیل جنسیت‌‌اش خانه‌‌نشین کردند.

این عکس از دوران نظام جمهوری از پنجشیر و تجمع زنان است/شبکه‌های اجتماعی

آرایش ممنوع

طالبان نه‌تنها بخش بزرگی از زنان شاغل در اداره‌های دولتی را از کار برکنار کرده‌اند بلکه محدودیت‌های گسترده‌تری را بر فعالیت و پوشش شماری از کارکنان صحی زن نیز اعمال کرده‌اند. نرگس، یکی از قابله‌ها در پنجشیر، در گفت‌وگو با روزنامه اطلاعات روز می‌گوید که در سه ماه گذشته طالبان محدودیت‌های تازه‌ای را بر نوع پوشش و فعالیت آنان وضع کرده‌اند.

او با شرح شرایط کاری خود می‌گوید: «وقتی ما از خانه بیرون می‌شویم، باید چادری به سر داشته باشیم، چون طالبان برای ما هدایت داده‌اند. بدون چادری اجازه‌ی ورود به مرکز درمانی را نمی‌دهند. وقتی داخل مرکز صحی می‌شویم، بخش معالجه‌ی خانم‌ها کاملا جدا است و بیماران زن را داکتران زن معاینه می‌کنند. در داخل بخش زنان، نداشتن چادری مشکلی ندارد، اما وقتی از آن‌جا بیرون می‌شویم، در صحن حویلی یا دیگر بخش‌ها باید چادری به سر داشته باشیم.»

به‌گفته‌ی نرگس، چندی پیش رییس او جلسه‌ای با قابله‌ها و پرستاران برگزار کرد و دستورهای جدید طالبان را ابلاغ نمود. او به آنان هشدار داد که باید این مقررات را رعایت کنند و اگر اعتراضی دارند، می‌توانند کارشان را ترک کنند.

نرگس می‌گوید: «رییس ما گفت که باید تمام موازین اخلاقی اسلامی را مراعات کنید. آرایش کردن، بیرون ماندن مو از زیر روسری، رنگ ناخن و پوشیدن لباس‌های چسپ ممنوع است. ما هم قبول کردیم و گفتیم درست است. سپس او افزود که نباید موبایل دارای قابلیت گرفتن تصویر را به محل کار بیاورید. وقتی گفتیم موبایل برای ما ضروری است چون بعضی وقت‌ها از طریق آن آموزش می‌بینیم و نکات تازه‌ای صحی را یاد می‌گیریم، رییس ما گفت اگر این شرایط را قبول ندارید، در خانه بمانید و به کار نیایید.»

نرگس که تنها نان‌آور خانواده‌اش است، برای حفظ شغلش پذیرفته است که در هنگام کار چادری بپوشد، از آرایش کردن خودداری کند و موبایلی را که قابلیت عکس‌ برداری یا ضبط ویدیو دارد، به محل کار نیاورد. او با وجود این تمکین، همچنان با اضطراب و ترس زندگی می‌کند.

او می‌گوید: «هر شب با این ترس سر به بالین می‌گذارم که طالبان ممکن است روزی با افزایش محدودیت‌ها به بهانه‌ای ما را هم از کار برکنار کنند.»

این محدودیت‌ها در حالی اعمال می‌شود که طالبان پیش‌تر با تصمیمات مشابه، بسیاری از زنان شاغل در بخش‌های دولتی را خانه‌‌نشین کرده و هزاران زن را از چرخه‌ی اشتغال محروم ساخته‌اند. اکنون با وضع این مقررات سخت‌گیرانه، حتا زنانی که در بخش‌های حیاتی مانند صحت فعالیت می‌کنند، در هراس دائمی از اخراج به‌سر می‌برند.

طالبان تنها به زنان در بخش صحی اجازه‌ی کار در پنجشیر را می‌دهند، آن‌هم تحت نظارت شدید/شبکه‌های اجتماعی

نفس زن بودن مشکل‌ساز است

طالبان در پنجشیر نه‌تنها زنان را از نهادهای دولتی کنار گذاشته‌اند بلکه به آنان اجازه‌ی کار در نهادهای غیردولتی و حتا سازمان‌های امدادرسان را هم نمی‌دهند. عایشه، یکی از زنانی که در دوران نظام جمهوری در چندین نهاد امدادرسانی فعالیت می‌کرد، می‌گوید سه ماه پیش به دستور طالبان از کارش برکنار شده است.

عایشه در گفت‌وگو با روزنامه اطلاعات روز توضیح می‌دهد که حتا پیش از این، به‌دلیل محدودیت‌های طالبان، آنان فعالیت میدانی نداشتند و تمام وقت‌شان را در دفتر سپری می‌کردند. اما طالبان حتا با این شرایط نیز موافق نبودند و تأکید داشتند که کار کردن مردان و زنان در یک محیط حتا اگر دفترها‌ی‌شان جدا باشد هم «غیرشرعی» است:

«سه ماه قبل، یک روز هماهنگ‌‌کننده‌ی ما از جلسه‌ی طالبان آمد و گفت طالبان گفته‌اند دیگر همکار زن نداشته باشید. او به دفتر مرکزی تماس گرفت و این تصمیم طالبان را خبر داد. دفتر مرکزی گفت اگر این دستور طالبان را قبول نکنیم، شاید طالبان دفتر را در پنجشیر ببندند. در نهایت، به ما گفتند که از ماه جدید میلادی شما مجبور هستید وظیفه را ترک کنید و من هم بعد از تکمیل ماه، از کار برکنار شدم.»

با اخراج اجباری، عایشه اکنون مانند میلیون‌ها دختر و زن دیگر در این کشور خانه‌‌نشین شده و نمی‌داند چگونه باید در تأمین هزینه‌های زندگی به خانواده‌اش کمک کند.

یک منبع آگاه در اداره‌ی محلی طالبان در پنجشیر، که به‌دلیل حساسیت موضوع نخواست نامش فاش شود، به اطلاعات روز گفت که طالبان دامنه‌ی محدودیت‌ها بر فعالیت زنان را حتا به دفترهای سازمان ملل متحد کشانده‌اند. به‌گفته‌ی او، طالبان اکنون به زنان شاغل در سازمان ملل اجازه نمی‌دهند برای سروی و نظارت پروژه‌ها به ساحه بروند.

این منبع افزود: «دو هیأت عالی‌رتبه از دفتر سازمان ملل به ولایت پنجشیر آمده بودند تا پروژه‌هایی را که سازمان ملل در این ولایت تطبیق می‌کند، نظارت نمایند. یکی از اعضای این هیأت یک خانم بود که برادرش نیز به‌عنوان محرم شرعی او همراهش بود، اما کمیسیون نظامی طالبان اجازه نداد این خانم به روستاها برود و در نتیجه او مجبور شد دوباره به کابل بازگردد.»

این محدودیت‌ها در حالی اعمال می‌شود که طالبان با اعزام شمار قابل‌توجهی از نیروهای نظامی و تجهیزات جنگی به پنجشیر، فضای این ولایت را به وضعیت نظامی تبدیل کرده‌اند. در پی این حضور سنگین نظامی، فقر و بیکاری در میان باشندگان پنجشیر افزایش یافته است.

در طول چهار سال گذشته، طالبان به بهانه‌های مختلف روند امدادرسانی به پنجشیر را با دشواری‌های فراوان روبه‌رو کرده‌اند و اکنون با منع زنان از کار در نهادهای امدادی، شرایط زندگی برای مردم این ولایت، به‌ویژه زنان بیش از پیش سخت‌تر شده است.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه