هرچند میان قضات محاکم اختلاف نظر در بارهی اینکه چرا باید این 37 نفر رها شود، وجود دارد اما بازهم دلایل ذیل را از همه مهمتر میشماریم.
الف- یک عده از قضات محترم خیلی عصبانی اند. یک عده میگویند که اینها با افزایش قطر شکم مواجه اند، ازینرو همیشه عصبانی اند. اما یک مقام خالیرتبه طی یک تماس وایبری به ما گفت که نه! افزایش قطر شکم در عصبانیت آنها نقش ندارد بلکه آنها عصبانی اند چون معتقدند که باید تمام متهمین قتل فرخنده آزاد شوند. به هر حال، همین قضات عصبانی دلیل میآورند که فرخنده چه وقت مرد؟ در حوالی سال نو یا نوروز! نظر به حکم مادهی نود و نوروزوم قانون قتل فرخنده، هر فرخندهی که یک روز پیش از نوروز یا یک روز بعد از نوروز به دست یک عدهی پلید کشته میشوند، اشکالی ندارد. بگذاریم خونش پامال شود.
ب- یک عدهی دیگر از قاضیها یک فکر دارند. آنها میگویند که ما این 37 نفر را آزاد میکنیم چون فرخنده را با مشت و لگد و سنگ و خشت و چماق کشته. این دسته از قاضیها میگوید ما به قانون احترام داریم و طبق نص صریح قانون ما هر روز حمام میکنیم. شیر Every Day مینوشیم و خرما میخوریم. اینها دلیل میآورند که خُب! اگر با مرمی کشته میشد، قاتلش از طرف پارلمان کشور جایزه میگرفت. این مردم بدبخت که مثل قوماندانها تفنگ و مرمی ندارند، پس چرا به ناحق آنها را زندانی کنیم؟ مگر آن وکیل پارلمان که روز روشن در سینما پامیر چند نفر را کشت، کسی ازش پرسید که چرا کشتی؟ تازه اینجا در محکمه از او انتقاد میشد که چرا چهار نفر کشتی؟ باید چهارده نفر میکشتی!
شماری دیگر از قاضیهای کابل ادعا دارند که این 37 نفر باید رها میشد و خدا از دربار پاکش کمک کند که بقیهی این مجاهدین بدون سلاح گرم نیز رها و به کوچهها و جادههای کابل حواله شوند. این دسته از قاضیان از جامعهی مدنی، فعالان حقوق بشری، رسانهها و متباقی کسانی که تفنگ ندارند اما بر حکومت اعتراض کرده و زور نشان میدهند؛ به شدت متنفر است. اینها میگویند اگر سناریوی قتل فرخنده هزار بار دیگر تکرار شود، بازهم 37 متهم آن را رها خواهند کرد. به باور این دسته قاضیان، نه فعال مدنی، نه فعال حقوق بشری و نه متباقی کسانی که بدون تفنگ بر دولت اعتراض میکنند، آدم است. اینها گفته یگانه دلیل مخالفت شان همین است، ورنه بهخوبی میدانند که این متهمان باید با چوب عدالت، تربیت میشد.
یک گروپ چهل نفری از قاضیان و سارنوالان که قسم خورده تمام عمر باقیماندهی خویش را کتشلوار (دریشی) بپوشند، فقط به این دلیل رای به آزادی 37 متهم قتل فرخنده داده که از فرخنده در فیسبوک و رسانهها یک ببر ساختند و میخواستند توسط این ببر این متهمین را ببلعند. اینها گفته درست است که ما دریشی میپوشیم اما هنوز توان مقابله با هر ببری را داریم.
یکی از سارنوالان که ظاهراً مشت بدشانسی به دهنش خورده و در هیچ گروپی از دستههای قاضیان و سارنوالان شریک نیست گفته که عجب دور و زمانهی شده؟! قاضی اگر دروغ نگوید، شب خوابش نمیبرد. او تمام این حرفها را رد کرده و میگوید که رسیدهگی به پرونده قتل فرخنده هیچ جذابیت نداشت. نه داخلیها حاضر بود به خاطر رسیدهگی پول بدهند، نه خارجیها! در حالیکه از باغ متهمین قتل فرخنده هر دم بری میرسد! این سارنوال از همهگروپها رانده شده گفت که اتحادیههای قاضیها و سارنوالان چشم به باغهای چیز دوخته، تصمیم داشتند این پرونده را کشال بررسی کنند تا از باغ متهمین برهای زیادی برسند اما باغداران متهمین ثابت کردند که باغهای شان کم کم خزان را تجربه میکنند. این سارنوال مدعی است که شما اگر باغ خوبی داشته باشید، یک فرخنده چیست؟ بروید دو هزار فرخنده را بکشید، فقط از باغ خویش هر دم بری برسانید، باقی گپها را ایلا کنید به قاضیها و سارنوالان!
اما خانوادهی فرخنده فعلاً در حال تعجب است. تعجب خانوادهی فرخنده نشان میدهد که آنها این توقع را از محاکم افغانستان نداشته و خدا میداند برای این 37 نفر چه جزاهای را که خواب نمیدیده. به هر صورت، زور محاکم گاهی به اندازهی زور همان داعشی است که هم میتواند اسیرش را گردن بزند، هم میتواند آزادش کند. این تشبیه را از منظر داعشیک خویش بررسی کنید نه از منظر یک شهروند بیآزار! بنابر این دلایل فوق، دلایل آزاد شناختن 37 متهم قتل فرخنده بود. امیدوارم خوش تان آمده باشد. با احترام! قاضی هادی سارنوالدوست!
تمت باالخیر!