سرخ و سفیدِ سیاست

میزبان بعدی طالبان کیست؟

خالد محمدی

در فاصله‌ی شش سال، دو قاب عکس از طالبان به‌‌گونه‌ی گسترده بازنشر شده است؛ قاب نخست، صحنه‌ی امضای توافق‌نامه‌ی دوحه با حضور ملا عبدالغنی برادر، مقام ارشد طالبان و زلمی خلیل‌زاد، نماینده‌ی پیشین امریکا در امور صلح افغانستان؛ و قاب دوم، عکس‌ها و ویدیوهای مربوط به سپردن اعتمادنامه‌ی گل‌حسن حسن، سفیر طالبان در مسکو. بازنشر گسترده‌ی این دو تصویر، بار دیگر نشان می‌دهد که امریکا به‌‌عنوان قدرت برتر در غرب و روسیه به‌‌عنوان یکی از قدرت‌های مهم در شرق، بدون درنظرگرفتن سابقه و کارنامه‌ی طالبان، از مسیر دیپلماسی وارد تعامل با این گروه شده‌اند. این دو تصویر، در کنار هم، روایتگر مسیری هستند که طالبان از میدان جنگ به میز مذاکره و سپس به مناسبات رسمی دیپلماتیک پیموده‌اند؛ مسیری که بیش از آن‌که مبتنی بر تغییر ماهیت این گروه باشد، بر پایه محاسبات سیاسی قدرت‌های بزرگ شکل گرفته است.

سمت راست ولادیمیر پوتین و سمت چپ سفیر طالبان در مسکو-طالبان

طالبان؛ از جنگ ضد غرب تا معامله‌ی سیاسی

گروه طالبان در جریان جنگ با حکومت پیشین افغانستان، در موضع آشکار ضدغرب و در تقابل مستقیم با امریکا و ناتو قرار داشت و برای پیشبرد جنگ خود به حملات انفجاری، انتحاری، مسلحانه و گروگان‌‌گیری متوسل شد؛ حملاتی که در نتیجه‌ی آن، شماری از نظامیان امریکایی و شهروندان افغانستان کشته و زخمی شدند. با وجود این پیشینه، این کارنامه مانع از آن نشد که ایالات متحده امریکا با طالبان وارد گفت‌وگو و معامله‌ی سیاسی شود.

توافق‌نامه‌ی دوحه که از آن به‌‌عنوان یکی از عوامل اصلی سقوط نظام جمهوریت یاد می‌شود، زمینه‌ی بازگشت طالبان به قدرت پس از دودهه جنگ را فراهم کرد. طالبان در چهارونیم سال حاکمیت مجدد خود، فضای «سرکوب و اختناق» را بر افغانستان تحمیل کرده‌اند؛ آموزش دختران بالاتر از دوره‌ی ابتدایی را ممنوع و زنان و دختران را از کار برکنار و خانه‌‌نشین کرده‌اند، بی‌آن‌که این وضعیت مانعی جدی برای تعاملات خارجی با این گروه ایجاد کند.

افزون بر این کارنامه‌ی داخلی، حضور گروه‌های تروریستی در افغانستان نیز یکی از واقعیت‌های مستندشده‌ی حاکمیت طالبان است. براساس چندین گزارش شورای امنیت سازمان ملل متحد، گروه‌هایی چون شبکه القاعده، تحریک طالبان پاکستان (تی‌تی‌پی)، شاخه خراسان دولت اسلامی (داعش)، جماعت انصارالله تاجیکستان، طالبان ا‌وزبیکستانی، جنگ‌جویان اویغور و دیگر گروه‌ها در افغانستان حضور دارند.

بااین‌حال، برای قدرت‌های بزرگ نظامی و اقتصادی، از جمله ایالات متحده امریکا و روسیه، این وضعیت به‌‌گونه‌ای معنادار بازدارنده تلقی نشده است. به نظر می‌رسد در محاسبات این کشورها، نه فضای امنیتی افغانستان و نه پی‌آمدهای آن برای شهروندان این کشور، در اولویت قرار ندارد و ملاحظات راهبردی و منافع سیاسی جای آن را گرفته است.

ملا برادر سمت راست و مایک پمپئو، وزیر خارجه‌ی وقتا امریکا-شبکه‌های اجتماعی

روسیه؛ عبور از مرحله‌ی تعامل

سپردن اعتمادنامه‌ی گل‌حسن حسن، سفیر طالبان، به ولادیمیر پوتین، رییس‌‌جمهور روسیه، در روز پنج‌شنبه ۲۵ جدی، در کنار ۳۴ سفیر دیگر، و دست دادن او با پوتین، بار دیگر این واقعیت را برجسته کرد که در معادلات بین‌المللی، تأمین منافع کشورها بر هر ملاحظه‌ی دیگری تقدم دارد و آنچه در افغانستان، به‌‌ویژه علیه زنان اعمال می‌شود، در اولویت تصمیم‌‌گیری قدرت‌ها قرار ندارد.

در حال حاضر، روسیه تنها کشوری در سطح جهان است که حکومت طالبان را به‌‌گونه‌ی رسمی به رسمیت شناخته است؛ اما کشورهای بسیاری درهای تعامل غیررسمی با طالبان را باز کرده‌اند. پذیرش اعتمادنامه‌ی سفیر طالبان از سوی رییس‌‌جمهور روسیه نشان می‌دهد که روابط مسکو و حکومت طالبان پس از مرحله‌ی رسمیت‌‌شناسی، وارد مرحله‌ی عادی‌‌سازی کامل دیپلماتیک شده است. در عرف روابط بین‌الملل، پذیرفتن سفیر به معنای پذیرش عملی و اجرایی یک حکومت به‌‌عنوان دولت طرف رابطه است؛ اقدامی که سطح مناسبات را از تماس‌ها و تعاملات سیاسی محدود فراتر برده و آن را به روابط رسمی، نهادینه و پایدار ارتقا می‌دهد.

در حالی که طالبان در بیرون از افغانستان می‌کوشند با زبان دیپلماسی، تشریفات رسمی و احترام نمادین در مراسم بین‌المللی ظاهر شوند و خود را به‌‌عنوان یک حکومت قابل تعامل معرفی کنند، در داخل کشور رویکردی کاملا متفاوت را دنبال می‌کنند. تشدید سرکوب اجتماعی، حذف سیستماتیک زنان از آموزش و کار، اختناق رسانه‌ها و ممنوعیت فعالیت‌های مدنی و اعتراضی نشان می‌دهد که این گروه میان چهره بیرونی و عملکرد درونی خود مرزی آشکار ترسیم کرده است.

طالبان گسترش تعامل با قدرت‌های برتر و کشورهای منطقه را بخشی از راهبرد خود می‌دانند و می‌کوشند جایگاه‌ شان را در میدان دیپلماسی تقویت کنند. هدف طالبان از این تعاملات، افزون بر کسب مشروعیت، جلوگیری از حمایت احتمالی کشورها از مخالفان‌‌شان است. در همین چارچوب است که در ویدیوی منتشرشده از مراسم دریافت اعتبارنامه در مسکو، دیده می‌شود سفیر طالبان هنگام نزدیک شدن به ولادیمیر پوتین، برای لحظاتی مکث کرده و سر خود را به نشانه‌ی تعظیم پایین می‌آورد.

این تلاش‌ها در حالی صورت می‌گیرد که هم‌زمان، با گذشت هر روز فشار طالبان بر شهروندان افغانستان، به‌ویژه زنان و دختران تشدید می‌شود. بااین‌حال، این مسائل برای کشورهایی مانند روسیه موضوعی حاشیه‌ای تلقی می‌شود و در مقطع کنونی، توسعه‌ی روابط با طالبان بر ملاحظات حقوق بشری اولویت یافته است.

دو سال پیش چین نیز سطح روابط خود با طالبان را ارتقا داده بود. در آن زمان، شی جین‌ پینگ، رییس‌‌جمهور چین، در اقدامی مشابه با ولادیمیر پوتین، اعتمادنامه‌ی اسدالله بلال کریمی، سفیر طالبان، را در مراسم رسمی پذیرفت؛ هرچند چین با وجود برقراری روابط نزدیک با حکومت طالبان، این گروه را به‌‌گونه‌ی رسمی به‌رسمیت نشناخته است.

سمت راست رییس‌جمهور چین و سمت چپ سفیر طالبان در پکن-طالبان

چین و روسیه هر دو بر این تصور حساب باز کرده‌اند که طالبان می‌توانند در تحولات منطقه‌ای با آنان هم‌سو باشند و خطر تهدید تروریسم به مرزهای‌‌شان را مهار کنند؛ محاسبه‌ای که «خوش‌بینانه» به نظر می‌رسد. گروه‌های ستیزه‌جو و تروریستی که منافع چین، روسیه و متحدان آن‌ها را تهدید می‌کنند، همچنان در افغانستان حضور دارند و طالبان در چهارونیم سال حاکمیت مجدد خود کوشیده‌اند از این گروه‌ها به‌‌عنوان کارت بازی استفاده کرده و از قدرت‌های منطقه‌ای امتیاز بگیرند.

پاکستان و محاسبات بیش از حد خوش‌بینانه

پس از سقوط کابل به‌دست طالبان، عمران خان، نخست‌‌وزیر وقت پاکستان، گفته بود که افغان‌ها «زنجیرهای بردگی را گسسته‌اند».  اما دیری نگذشت که جنگ و شورشگری در پاکستان، به‌ویژه در ایالت‌های خیبرپختونخوا و بلوچستان، گسترش یافت و طالبان نیز به درخواست پاکستان برای اقدام علیه تحریک طالبان پاکستان پاسخ مثبت ندادند. این در حالی است که پس از سقوط نخستین حکومت طالبان در نتیجه حمله‌ی ائتلاف جهانی به رهبری امریکا، بخشی از رهبران، فرماندهان و نیروهای طالبان به پاکستان گریختند و از حمایت و میزبانی این کشور برخوردار شدند تا جنگ و شورشگری خود را از سر بگیرند.

پیش‌تر خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، گفته بود: «طالبان در واقع محصول خود ما هستند. ما آنان را پرورش دادیم و بزرگ کردیم، اما آنان مردمان غیرقابل اعتماد اند.»

آیا حکومت طالبان با چین و روسیه نیز سرانجام همان رفتاری را در پیش خواهد گرفت که در چهار سال گذشته با پاکستان به نمایش گذاشته است؟ تنها گذر زمان به این سؤال پاسخ خواهد داد.

با این همه، برای حکومت طالبان، ایالات متحده امریکا همچنان در صدر تلاش‌ها برای تعامل دیپلماتیک قرار دارد. طالبان بارها از واشنگتن خواسته‌اند حکومت‌‌شان را به‌رسمیت بشناسد، در حالی که چنین اصراری را در قبال روسیه و چین نشان نداده‌اند. در شرایطی که روسیه و چین تصور می‌کنند با افزایش حضور و تقویت روابط دیپلماتیک می‌توانند خلاء پایان حضور نظامی امریکا در افغانستان را پر کنند، طالبان به‌دلیل کمک‌های مالی این کشور، نفوذ آن در سطح بین‌المللی و نیز امضای توافق‌نامه‌ی دوحه با واشنگتن، برای نزدیکی به امریکا (در مقایسه با روابط‌‌شان با چین و روسیه) وزن بیشتری قایل‌ اند. از همین رو، همواره بر به‌رسمیت‌‌شناسی از سوی امریکا و فعال‌‌سازی سفارت این کشور در کابل تأکید کرده‌اند؛ درخواستی که تا کنون به‌‌گونه‌ی مشابه در برابر چین و روسیه مطرح نکرده‌اند.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه