پریم‌نگر، شهرِ غربت‌زده‌ی عشق

روایت زندگی آخرین بازمانده‌ی سیک و هندو در خوست

جلیل رونق
جلیل رونق
جلیل رونق دانش‌آموخته‌ی رشته‌ی خبرنگاری دانشگاه کابل است. او از ماه نوامبر ۲۰۱۸ به‌عنوان خبرنگار و گزارشگر در روزنامه اطلاعات روز کار می‌کند.
جگت سینگ/ عکس ارسالی به اطلاعات روز

«غریب و بی‌کس‌وکوی». جگت سینگ، آخرین شهروند سیک در شهر خوست (ولایت خوست)، این کلمات را در وصف وضعیت خود بر زبان می‌آورد. جگت سینگ که از داروندار دنیا فقط یک گاری چهارچرخه برایش باقی مانده است، روزها را با گاری ادویه‌فروشی‌اش در «کوچه‌ی هندوان»، در نزدیکی «چوک سرگردان»، می‌گذراند و شب‌ها را زیر سقف یک سرپناه کرایی در زادگاهش سر می‌کند. خانواده‌ی سینگ از زمان تأسیس شهر خوست در دوره‌ی پادشاهی ظاهرشاه، آخرین شاه افغانستان، عطاری می‌کرد و خود او نیز این سنت خانوادگی را ادامه داده است. او می‌گوید که از جمع حدود ۳۰۰ خانوار هندو و سیک که قبلا در این منطقه زندگی می‌کردند، تنها او در این شهر مانده است.

سرگذشت و زندگی جگت سینگ حکایتی روشن از وضعیت سیک‌ها و هندوهای افغانستان دارد؛ دو جامعه‌ای که طبق گزارش سال ۲۰۲۳ آزادی بین‌المللی ادیان وزارت خارجه‌ی امریکا، شمار جمعیت‌شان در افغانستان تحت تسلط طالبان، به شش نفر کاهش یافته است. همچنین هیچ کودک هندو و سیک هم‌اکنون در این کشور زندگی نمی‌کند. برخی رسانه‌های هندی به نقل از مسئولان عبادتگاه‌های آنان (گوردواره)، تعداد سیک‌ها را در افغانستان حدود ۲۰ تا ۲۵ نفر و تعداد هندوها را هم دو خانواده گزارش داده‌اند. بااین‌حال، آنچه بر این دو جامعه در افغانستان و به‌ویژه در دوره‌های حاکمیت مجاهدان و طالبان‌ رفته است، می‌تواند مصداق پاکسازی قومی-مذهبی باشد. از مجموع ۵۰ هزار نفر شهروند هندو و سیک (مطابق برخی منابع ۲۰۰ هزار نفر) در اوایل دهه‌ی ۱۹۹۰ میلادی تا سقوط دور اول حکومت طالبان، تنها حدود دوهزارنفر در افغانستان باقی مانده بودند.

غربت «شهر عشق»

جگت سینگ حدود ۶۰ سال سن دارد و زاده‌ی منطقه‌ی «پریم‌نگر»، از مناطق اجدادی سیک‌ها و هندوان در شرق شهر خوست است. پریم‌نگر واژه‌ی پنجابی و به‌ معنای «شهر عشق/جایگاه مهر» است. سینگ در مورد وجه تسمیه‌ی این اسم می‌گوید: «نیاکان ما شاید [نام] پریم‌نگر را به‌خاطر تعلق خاطرشان به خاک و وطن خود (افغانستان)، گذاشته باشند.» افزون بر پریم‌نگر، سیک‌ها و هندوها در منطقه‌ی «لتک» شهر خوست و ولسوالی‎های تنی، گربز، باک و علی‌شیر این ولایت نیز زندگی می‌کردند.

متباقی باشندگان خوست منطقه‌ی پریم‌نگر را، به‌نام «هندوانو کلی» (روستای هندوها) یاد می‌کنند. خانه‌های سیک‌ها و هندوها در این منطقه با دیوارهای بلند گلی از خانه‌های مسلمانان جدا شده‌‌اند که این محله تنها دو ورودی دارد. بر سر یکی از ورودی‌ها هم به زبان پشتو نوشته شده است: «د هندوانو مرکزی ځای (محل مرکزی هندوان).» جگت سینگ می‌گوید که اوج شکوفایی زندگی هندوها و سیک‌ها در این منطقه به دهه‌ی دموکراسی (پس از صدارت محمدداوودخان، اولین رییس‌جمهور) تا اواخر حاکمیت حزب دموکراتیک خلق برمی‌گردد؛ «در آن زمان، شمار [جمعیت] ما (هندو و سیک) در پریم‌نگر تا ۳۰۰ خانوار می‌رسید. درمسال داشتیم. آموزشگاه داشتیم، سرمایه و کاروبار داشتیم…»

روستای پریم‌نگر/ منبع: بی‌بی‌سی پشتو

در دهه‌ی دموکراسی و با تصویب قانون اساسی سال ۱۹۶۴، محدودیت‌ها در مورد راه‌یافتن شهروندان غیرمسلمان در مسندهای بلند دولتی به‌جز مقام شاه برداشته شد. پس از آن در انتخابات پارلمانی سال ۱۹۶۹، برای نخستین‌بار جی سینگ کوهرانه، شهروند سیک به‌صورت رقابتی به پارلمان راه یافت. به تدریج، اعضای دو جامعه‌ی سیک و هندوی افغانستان وارد نهادهای مختلف مدیریتی و پالیسی‌سازی و به‌ویژه نهادهای آموزشی شدند. تداوم حضور آنان در این نهادها سبب شد تا اعضای این دو جامعه به‌گونه‌ی فعال‌تر در بخش‌های مختلف شرکت کنند.

با قدرت‌گیری گروه‌های مجاهدان اما شرایط برای سیک‌ها و هندوها در افغانستان دشوار شد و آنان در مناطق مختلف مورد حملات هدفمند و سیستماتیک قرار گرفتند. در سال ۱۹۸۸، در شهر جلال‌آباد، مرکز ننگرهار مردی مسلح با کلاشینکف در جریان جشن ویسهاکی سهاگهم، وارد گوردواره شد و ۱۳ شهروند سیک را کشت. یک سال بعد گروه‌های مجاهدان که این شهر را زیر رگ‌بار گرفتند، گوردواره «گور تگه» براثر اصابت راکت تخریب شد. در این رویداد هم ۱۷ نفر کشته شدند. همچنین در همین سال (۱۹۸۹)، ویشوه ناته کتیهال راهی، استاد دانشکده‌ی علوم طبیعی دانشگاه کابل در جریان تدریس در صنف به ضرب گلوله کشته شد. در دوره‌ی حکومت مجاهدان در اواخر سال ۱۹۹۲، مسلمانان خوستی در واکنش انتقام‌جویانه به تخریب مسجد بابری در گجرات هند، بر درمسال پریم‌نگر یورش بردند و آن را با بمب تخریب کردند. در این درمسال هندوها و سیک‌ها در کنار هم نیایش می‌کردند. با تشدید تهدیدات امنیتی نسبت به هندوها و سیک‌ها، شمار بزرگی از آنان از ولایت‌های مختلف به کابل، پاکستان و هند کوچیدند.

با تسلط طالبان، آزارواذیت هندوها و سیک‌ها همچنان ادامه یافت و این گروه آنان را مجبور کرد تا برای تفکیک از مسلمانان، پارچه‌های زردرنگ را بر بازوی خود ببندند. بنیادهندوی امریکا (HAF) این اقدام را به نصب ستاره‌ی داوودی بر لباس یهودیان در آلمان نازی تشبیه کرده‌ است. نازی‌ها نصب این ستاره برای یهودیان را در سال ۱۹۴۱ اجباری کردند و در این سال بیش از یک‌ میلیون یهودی قتل‌عام شدند. طالبان همچنان سیک‌ها و هندوها را به پرداخت جزیه وادار و با تصویب مقرره‌ی طرز حفاظت اموال و جایدادهای اشخاص غایب، مفقود، مرتد، باغی و ذمی، روند غصب زمین‌های آنان را تشدید کردند. این اقدامات به ترک دسته‌جمعی سیک‌ها و هندوها از افغانستان انجامید.

در دودهه‌ی گذشته‌، معروف به دوره‌ی جمهوریت، و حضور جامعه‌ی جهانی، علی‌رغم خوشبینی‌ها در مورد اقلیت‌های قومی و مذهبی، این دو جامعه همچنان محروم ماندند. قانون اساسی  سال ۲۰۰۴ سیک‌ها و هندوها و سایر غیرمسلمانان را از حق نامزد شدن در انتخابات ریاست‌جمهوری و در نتیجه، احراز این سمت منع کرده است. همچنان در این قانون از قومیت و زبان آنان در جمع اقوام و زبان‌های مروج افغانستان، ذکری نشده است. در آخرین دور انتخابات پارلمانی (۲۰۱۸)، تنها یک کرسی در مجلس نمایندگان به دو جامعه‌ی هندو و سیک افغانستان اختصاص داده شد. اوتارسینگ خالصه، نامزد این کرسی و ۱۸ نفر دیگر از هندوها و سیک‌ها که به دعوت اشرف غنی، رییس‌جمهور پیشین برای دیدار او در ننگرهار رفته بودند، در یک حمله‌ی انتحاری کشته شدند. اوتار سینگ در دور پانزدهم مجلس (دوره‌ی ریاست‌جمهوری حامد کرزی) عضو انتصابی مجلس سنا بود. قبل از او، گنگا رام و در دور شانزدهم نیز انارکلی هنریار به‌حیث سناتور انتصابی منصوب شدند.

پس از حمله در ننگرهار، دست‌کم چهار حمله‌ی هدفمند علیه سیک‌ها و هندوها در دوره‎ی جمهوریت به وقوع پیوسته است. مرگ‌بارترین این حملات، حمله‌ی مسلحانه بر درمسال «خلسه» در کابل در مارچ ۲۰۲۰ بود. در این حمله دست‌کم ۲۶ نفر کشته و ۱۱ نفر دیگر زخمی شدند. همچنان در زمان جمهوریت هیچ تلاشی برای دسترسی سیک‌ها و هندوها به خدمات عمومی از جمله آموزش، رفع تبعیض‌های ساختاری و اجتماعی و بازپس‌گیری زمین‌های آنان انجام نشد. در تنها نظرسنجی‌‌ای که در سال ۲۰۱۹ از شرایط زندگی آنان منتشر شده، آمده است که ۶۷.۶ درصد هندوها و سیک‌ها به‌خاطر نبود سهولت‌های آموزشی نتوانسته‌اند به مکتب بروند. ۶۹.۴ درصد هم گفته که تجربه‌ی رفتن به دانشگاه را ندارند. خانه‌ی آزادی افغانستان، یک نهاد تحقیقاتی، هم در یک گزارش تحقیقی در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد که ۹۰ درصد زمین هندوها و سیک‌ها غصب شده است.

در سال ۲۰۱۰ گروهی از سیک‌ها و هندوهای پریم‌نگر به خوست رفتند و خواستار استرداد زمین‌های خود شدند. عبدالجبار نعیمی، والی آن زمان خوست گفته بود که حکومت متعهد به برگرداندن زمین‌های غصب‌شده به سیک‌ها و هندوها است. پس از آن در سال ۲۰۱۸، حکم‌خان حبیبی که والی بود، در دیدار با نمایندگان آنان گفت اگر قصد ازسرگیری زندگی در پریم‌نگر را دارند، سرمایه‌های خود را به خوست منتقل کنند و دولت هم برای آنان «چاه آب» حفر و «کوچه‌ها» و «مکتب»‌شان را بازسازی می‎کند. دو سال بعد (۲۰۲۰) وزارت مالیه اعلام کرد که عبادتگاه‌های هندوها و سیک‌ها را بازسازی می‌کند. بااین‌حال، در عمل به هیچ کدام از خواسته‌های هندوها و سیک‌های پریم‌نگر رسیدگی نشد. جگت سینگ می‌گوید: «صرفا یک بار هیأت آمد و درمسال ما را که سه‌ونیم‌دهه‌ پیش ویران شده، سروی کرد و رفت. غیر از آن دولت هیچ کاری برای ما نکرد.» او می‌افزاید که تنها یک مکتب به‌نام «مکتب ابتدائیه‌ پریم‌نگر» از سوی گروه‌های بازسازی ولایتی (PRT) ساخته شد؛ «در این مکتب هم آموزه‌های اسلامی برای بچه‌های هندو و سیک تدریس می‌شدند. خانواده‌ها مجبور شدند تا برای آموزش آیین خودشان در درمسال -موقتی-، صنف درسی ایجاد کنند.»

این مکتب که دانش‌آموزان آن دختران و پسران مسلمان مناطق اطراف پریم‌نگر بودند، از اوایل سال ۲۰۲۴ توسط طالبان مسدود شده است. در تصاویری که از صنف‌های آن در شبکه‌های اجتماعی منتشر شده، دیده می‌شود که شیشه‌های آن ریخته و سگ‌ها در آن‌جا لانه کرده‌اند. پس از برگشت طالبان به قدرت، حملات هدفمند علیه سیک‌ها و هندوها همچنان ادامه یافته است. در فبروری ۲۰۲۳ ریچارد بنت، گزارشگر ویژه‌ی حقوق بشر سازمان ملل متحد برای افغانستان از قول برخی از سیک‌های باشنده‌ی کابل گفت که طالبان آنان را در گوردواره مورد آزارواذیت قرار می‌دهند. اصول‌نامه‌ی جزایی محاکم طالبان که اخیرا منتشر شده، حقوق و کرامت انسانی جامعه‌ی سیک و هندوی افغانستان را (به‌دلیل غیرمسلمان بودن این اقلیت) قابل نقض می‌داند.

یکی از صنف‌های مکتب ابتدائیه‌ پریم‌نگر/ عکس شبکه‌های اجتماعی

در مقابل اما، هندوها و سیک‌ها به مسلمانان اجازه داده‌اند تا در محوطه‌ی مهمان‌خانه‌ی عمومی‌شان، یک مسجد برای نیایش و آموزش دینی فرزندان خود بسازند. سینگ می‌گوید:

«مسجد فعال است. مسلمانان هر روز در این مسجد عبادت می‌کنند… اما درمسال ما مخروبه است و امکان نیایش در آن نیست. به همین خاطر، یکی از خانه‌ها را درمسال ساخته‌ایم، بدون این‌که کتاب مقدس را با خود داشته باشیم.»

در تصاویری که از درمسال پریم‌نگر به نشر رسیده، دیده می‌شود که مخروبه است و بر دیوار آن با خط درشت نوشته شده: «حج مو مبارک شه (حج مبارک).» هرچند جگت سینگ از ابراز نظر در این مورد خودداری می‌کند، اما این اقدام به‌ وضوح، بی‌حرمتی به باورهای سیک‌ها و هندوان به شمار می‌رود و از موارد آزارواذیت این جوامع توسط مسلمانان است. هم‌اکنون در پریم‌نگر هیچ خانواده‌ای از سیک‌ها و هندوها زندگی نمی‌کنند؛ دیوارها و تعدادی از خانه‌ها فروریخته، زندگی از آن رخت بربسته و یادمان هندوها و سیک‌ها از آن در حال ازبین‌رفتن است. وقتی از جگت سینگ پرسیدم که غروب «روستای عشق» (پریم‌نگر) چه بر سر خوست آورده، در پاسخ گفت: «رمق از جان خوست رفته است.»

از کوچه‌ی هندوان تا راسته‌ی کفش‌ها

هندوها و سیک‌ها بنیان‌گذاران بازار شهر خوست کنونی اند؛ شهری که به‌خاطر ساخت‌وساز مدرن و رونق تجارت به «دبی کوچک» شهرت یافته و تبدیل به پُرجنب‌وجوش‌ترین شهر در جنوب‌شرق کشور شده است. خوست تا سال ۱۹۹۱ یکی از ولسوالی‌های ولایت پکتیا بود. بازار اصلی شهر خوست هم تا قبل از سال ۱۹۵۴ در منطقه‌ی «کاروان‌سرا» موقعیت داشت. در آن زمان، هندوها در کوچه‌ی هندوان، دکان اعمار می‌کنند. براساس گفته‌های جگت سنگ، شمار این دکان‌ها از ۶۰۰ تا ۶۵۰ باب می‌رسید؛ «خودم کار [فروشندگی] را از همین‌جا (کوچه‌ی هندوان) شروع کردم. دکان داشتیم. برادرانم هم بودند. سیک‌ها و هندوها در همین محل بودند. چای، رخت، ادویه، دارو و… می‌فروختیم.»

در سال‌های ۱۹۵۳ و ۱۹۵۴ که فیض‌محمدخان «حاکم ملکی و نظامی» خوست بوده، این شهر نقشه‌کشی و از کاروان‌سرای به کوچه‌ی هندوان و چهار اطراف آن منتقل می‌شود. برنامه‌ی اسکان بشر سازمان ملل در جون امسال اعلام کرد که خوست هم‌اکنون از یک شهر کوچک به شهری با افق گسترده تبدیل شده است.

کوچه‌ی هندوان و دکان‌های هندوها و سیک‌ها/ عکس: ارسالی به اطلاعات روز

هندوها و سیک‌ها در خوست اکثرا تجارت‌پیشه و از اقشار مرفه در این ولایت بودند. هنگامی که گروه‌های مجاهدان بر شهر خوست مسلط شدند و درمسال پریم‌نگر را انفجار دادند، اکثر هندوها و سیک‌ها آن‌جا را ترک کردند. با ترک آنان بخشی زیادی از زمین، خانه و دکان آنان غصب و سرمایه‌های‌شان هم تاراج شدند. پس از آن، در دوره‌ی جمهوریت برخی از هندوها و سیک‌ها بازگشتند، اما موفق به بازپس‌گیری اموال، جایداد و دکان‌های خود نشدند. با برگشت طالبان به قدرت، آنان دوباره این شهر را ترک کرده‌اند؛ هم‌اکنون تنها جگت سینگ در آن‌جا مانده است. سنگ می‌گوید:

«انگشت‌شمار دکانی هم که برای ما (هندوها و سیک‌ها) مانده بود، مجبور شدیم فروختیم. برای خودم هم، از تمام داروندار فقط، همین چهارچرخ (گاری) برایم مانده است که [روی آن] مصالح‌جات (ادویه) می‌فروشم.»

او می‌افزاید که علی‌رغم تحمل فشارهای طاقت‌فرسا، هنوز نتوانسته از کوچه‌ی هندوان دل بکند و برود؛ «این‌جا برایم عزیز است. یادآور گذشته و همه‌ی کسانم است که دیگر در هیچ جای جهان نمی‌توانم پیدای‌شان کنم.» بااین‌حال اما، نام کوچه‌ی هندوان در شهر خوست به «څپلیو لین» -در فارسی، راسته‌ی کفش‌فروشی‌ها- تغییر داده شده است. ادارات طالبان نیز در نوشته‌های رسمی خود، آن را «څپلیو لین» ذکر می‌کنند؛ بدون این‌که به معنای اسم «کوچه‌ی هندوان» برای جگت سینگ و سایر باشندگان هندو و سیک خوست توجه کنند.

جشن ویسهاکی؛ آرزوی دست‌نیافتی

جگت سینگ می‌گوید که تعداد اعضای خانواده‌ی او و برادرانش نزدیک به ۴۰ نفر می‌رسد. آنان در خارج از افغانستان و به‌ویژه در مناطق مختلف هند و پاکستان پراکنده اند. براساس گفته‌های جگت سینگ، از این جمع، برخی با او هیچ تماسی ندارند و با متباقی هم، اکثرا از طریق اینترنت در تماس است. سینگ فرزند چهارم خانواده است و شش برادر دارد. خودش نیز سه دختر و یک پسر دارد. فرزندانش با همسرش در پاکستان زندگی می‌کنند. می‌گوید که با تسلط گروه‌های مجاهدان در خوست، آنان به پاکستان رفته‌اند و از آن زمان به بعد در پاکستان به‌سر می‌برند. فرزندانش همه در پاکستان تا سطح «کالج» و کارشناسی آموزش دیده‌اند؛ «خودم با کار در خوست، مخارج‌شان را تأمین کرده‌ام. پسرم و دو دخترم عروسی کرده‌اند. هر کدام اکنون زندگی خود را دارند… هر از چند مدتی به دیدارشان در پاکستان می‌روم.»

به‌گفته‌ی جگت سینگ، ماندن همسر و فرزندانش در پاکستان از روی ناچاری بوده است؛ «من آموزش عصری ندیده‌ام. همسرم بی‌سواد مانده است. در این‌جا (خوست) برای ما مکتب و شفاخانه‌ی خوب وجود نداشت. امنیت نداشتیم. فرزندان ما آزار می‌دیدند… به همین خاطر ناچار بودم که همسر و فرزندان‌م را در پاکستان نگه دارم.»

آوارگی و پراکندگی خانواده و وابستگان برای سینگ دشوار بوده، اما از این‌که هرکدام از آوارگان، فرصت زندگی بهتری یافته، خوشحال است؛ «مردم ما فرصت زندگانی را در ازای آوارگی از خانه و سرزمین خود یافته‌اند. در این‌جا (افغانستان) ما از [ابتدایی‌ترین] حقوق خود محرومیم. نه مکتبی [با آموزه‌های آیین سیک و هندو] داشتیم و نه شفاخانه و امکانات [عامه‌ی] دیگر.»

باشندگان پریم‌نگر برخلاف سایر سیک‌ها و هندوهای افغانستان، به زبان پشتو و با لهجه‌ی محلی خوستی صحبت می‌کنند. برخی از آنان ظاهرشان را نیز همانند مسلمانان خوستی می‌آرایند.

سینگ به همراه نواسه‌اش/ عکس: ارسالی به اطلاعات روز

جگت سینگ می‌گوید که از زمان کوچ سایر سیک‌ها و هندوها از خوست، قادر به برگزاری نیایش جمعی و مراسم دینی خود نبوده است؛ «کتاب مقدس (گرانت) فعلا در خوست نیست. کس دیگری هم به‌جز من نیست… مراسم دینی را هم کسی نمانده که برگزار کند. شخص خودم آخرین بار حدود ۴۰ سال پیش در جشن ویسهاکی در جلال‌آباد شرکت کردم. پس از آن در افغانستان در این جش شرکت نکرده‌ام.»

ویسهاکی از جشن‌های سالانه‌ی سیک‌ها است که در روزهای ۲۴ و ۲۵ حمل (۱۳ و ۱۴ آپریل) برگزار می‌شود. در این مراسم، افزون بر دعاخوانی، کتاب «گرانت» که بیش از هزار و ۴۰۰ صفحه است، در ظرف ۴۸ ساعت با تشریفات ویژه از جمله همراهی گروه‌های موسیقی، خوانده می‌شود. همچنان بخشی از مراسم ویسهاکی، به عروسی زوج‌های جوان اختصاص می‌یابد. جگت سینگ می‌گوید آرزو دارد که این جشن در خوست هم برگزار شود؛ «گرچند [برگزاری جشن ویسهاکی در خوست]، برگشت سیک‌ها و هندوها در خوست مهال است، اما آرزو دارم که این جشن را یک بار هم که شده [در خوست] ببینم.»

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

حمایت می‌کنم

در افغانستان، جایی که آزادی رسانه‌ها، مانند بسیاری از آزادی‌های دیگر، سرکوب شده است، اطلاعات روز به ایستادگی در برابر سرکوب ادامه می‌دهد.

با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه