آناتومی آزار دیجیتال علیه زنان

اطلاعات روز
اطلاعات روز

نویسنده: عادله سنگلاخی

تصور کنید اینباکس شما، که باید پل ارتباطی‌تان با دنیا باشد، ناگهان به میدانی برای ماین‌گذاری روانی تبدیل شود. پیام‌هایی از غریبه‌هایی که جزئیات اتاق خواب شما را می‌دانند یا تصاویری که با هوش مصنوعی دستکاری شده‌اند تا شما را به زانو درآورند. این یک داستان جنایی نیست؛ این واقعیت روزمره‌ی میلیون‌ها زن در جهان تسهیل‌شده توسط تکنولوژی است.

در حالی که این پدیده در بسیاری از نقاط جهان رو به گسترش است، برای زنان افغانستان ابعاد پیچیده‌تر و گاه خطرناک‌تری پیدا می‌کند. در جامعه‌ای که زنان با محدودیت‌های گسترده در دسترسی به آموزش، اشتغال و حضور در فضاهای عمومی روبه‌رو هستند؛ فضای دیجیتال به یکی از معدود عرصه‌هایی تبدیل شده است که امکان ارتباط، یادگیری و بیان دیدگاه‌ها را برای آنان فراهم می‌کند. اما همین فضا که می‌توانست پنجره‌ای به جهان باشد، اغلب به محیط تازه‌ای از آزار و کنترل تبدیل می‌شود؛ جایی که پیام‌های توهین‌آمیز، تهدید به بدنام‌سازی، جعل هویت و انتشار تصاویر دستکاری‌شده می‌تواند به سرعت امنیت روانی و اجتماعی زنان را هدف قرار دهد.

تعرض بصری در فضای ابری، نوعی خشونت بدون لمس است. وقتی زنی اینباکس خود را باز می‌کند و با تصویری مستهجن یا پیشنهاد وقیحانه روبه‌رو می‌شود، در واقع حریم خصوصی او «اشغال» شده است. این پیام‌ها نه از روی میل به رابطه، بلکه از میل به «سلطه» سرچشمه می‌گیرند تا به زن بفهمانند که فضای عمومی دیجیتال همچنان قلمرو مردانه است که حضور زن در آن هزینه‌ای به‌نام «آزار مداوم» دارد.

دیوارهای مجازی، برخلاف دیوارهای بتنی، امنیت کاذب می‌سازند؛ گویی آزارگر در پناه پیکسل‌ها و نام‌های مستعار، مجوزی نانوشته برای درهم‌شکستن مرزهای روانی پیدا کرده است. این حملات تصویری و کلامی تصادفی نیستند، بلکه ابزاری برای «ماین‌گذاری» مسیر حضور زنان در دنیای مدرن‌ اند. هر پیام ناخوانده، خشتی است که روی دیوار انزوا گذاشته می‌شود تا به زن یادآوری کند که حتا در خلوت‌ترین لحظات کار یا استراحت نیز سایه‌ مزاحمت از او جدا نمی‌شود.

این خشونت دیجیتال تلاشی است برای بازپس‌گیری فضایی که در آن صدای زنان رساتر شده است. آزارگر با ارسال آنچه «زننده» است، در پی واکنشی از جنس شرم یا عقب‌نشینی است. او نمی‌خواهد دیده شود، بلکه می‌خواهد ترس و انزجار را به حریم شخصی زن تزریق کند. در واقع، این نه یک میل جنسی منحرف، بلکه یک استراتژی قدرت است؛ پیامی که می‌گوید: «تو این‌جا مهمان ناخوانده‌ای و بهای حضورت، تحمل تحقیر مداوم است.»

چارچوب نظری

براساس تعریف (UN Women)، خشونت تسهیل‌شده توسط تکنولوژی به هر عملی اطلاق می‌شود که با استفاده از فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات یا سایر ابزارهای دیجیتال مرتکب، تسهیل یا تقویت شود و به آسیب‌های جسمی، جنسی، روانی، اجتماعی، سیاسی یا اقتصادی منجر گردد. در حالی که اصطلاحاتی مانند «خشونت آنلاین» یا «خشونت دیجیتال» به‌طور گسترده استفاده می‌شوند، مفهوم «خشونت تسهیل‌شده توسط تکنولوژی علیه زنان و دختران» بهتر نشان می‌دهد که چگونه فناوری می‌تواند آسیب‌هایی ایجاد کند که هم در فضای مجازی و هم در دنیای واقعی پی‌آمد داشته باشد. در عصر دیجیتال، تکنولوژی تنها ابزار ارتباط نیست، بلکه به بستری برای زیستن تبدیل شده است؛ بستری که در آن روابط اجتماعی، آموزش، اشتغال و مشارکت سیاسی شکل می‌گیرد.

در بعد توسعه‌ای نیز (UNFPA) تأکید می‌کند که امنیت دیجیتال و دسترسی برابر به فناوری، بخشی از پیش‌شرط‌های مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان در جامعه‌ی امروز است. هنگامی که فضای آنلاین به محیطی ناامن تبدیل شود، زنان ممکن است برای محافظت از خود ناچار به سکوت، خودسانسوری یا کناره‌گیری از فعالیت‌های عمومی شوند؛ وضعیتی که در نهایت مشارکت آنان در زندگی اجتماعی و سیاسی را کاهش می‌دهد.

برای درک چرایی این پدیده، برخی پژوهشگران به نظریه‌ی «اثر رهاشدگی آنلاین» اشاره می‌کنند که توسط (John Suler) مطرح شده است. براساس این نظریه، عواملی مانند ناشناس‌بودن، فاصله‌ی فیزیکی میان کاربران و نبود پاسخ فوری در تعاملات اینترنتی می‌تواند مهارهای اجتماعی را کاهش دهد. در چنین شرایطی، برخی افراد در فضای آنلاین رفتاری تندتر و تهاجمی‌تر از تعاملات حضوری از خود نشان می‌دهند؛ رفتاری که در بسیاری موارد به آزار، توهین یا تهدید دیگران، به‌ویژه زنان منجر می‌شود.

براساس تحقیقات نهاد (Afghan-Witness) در افغانستان، خشونت تسهیل‌شده توسط تکنولوژی ابعاد پیچیده‌تری پیدا کرده است. پس از تحولات سیاسی سال ۲۰۲۱، شبکه‌های اجتماعی برای بسیاری از زنان به یکی از معدود فضاهایی تبدیل شده که می‌توانند در آن درباره‌ی حقوق، تجربه‌ها و مطالبات خود سخن بگویند. اما در کنار این فرصت، موجی از آزار و نفرت‌پراکنی آنلاین نیز شکل گرفته که می‌تواند حضور زنان را در همین فضاهای محدود نیز پرهزینه و پرخطر کند.

بر این اساس، این گزارش خشونت آنلاین علیه زنان افغانستان را نه صرفا یک رفتار فردی در اینترنت، بلکه پدیده‌ی مرتبط با ساختارهای گسترده‌تر قدرت، نابرابری جنسیتی و تحولات اجتماعی می‌داند؛ پدیده‌ای که مرز میان جهان دیجیتال و زندگی واقعی را از میان برداشته و می‌تواند پی‌آمدهای جدی برای مشارکت اجتماعی و سیاسی زنان داشته باشد

اشکال خشونت تسهیل‌شده توسط تکنولوژی

سازمان ملل متحد خشونتی را که از طریق ابزارهای دیجیتال و فناوری‌های ارتباطی اعمال می‌شود، با عنوان «خشونت تسهیل‌شده توسط تکنولوژی» تعریف می‌کند. براساس تعریف صندوق جمعیت ملل متحد (UNFPA)، این نوع خشونت به اشکال متعددی بروز می‌کند؛ از جمله باج‌گیری جنسی (تهدید به انتشار تصاویر یا اطلاعات خصوصی برای مجبور کردن قربانی)، سوءاستفاده مبتنی بر تصویر (پخش یا انتشار عکس و ویدیوی خصوصی بدون رضایت صاحب آن)، داکسینگ (افشای اطلاعات شخصی مانند آدرس یا شماره تلفن در اینترنت)، قلدری سایبری (آزار و تحقیر مداوم فرد در فضای مجازی)، آزار جنسی و جنسیتی آنلاین (ارسال پیام‌ها یا تصاویر جنسی و توهین‌آمیز در اینترنت)، تعقیب سایبری (پیگیری و مزاحمت مکرر به قربانی در فضای آنلاین)، فریب اینترنتی برای سوءاستفاده‌ی جنسی (جلب اعتماد آنلاین برای بهره‌کشی جنسی)، هک کردن حساب‌ها، گفتار نفرت‌انگیز، جعل هویت آنلاین (ایجاد حساب یا فعالیت با نام و هویت فرد دیگر)، ردیابی دیجیتال (دنبال کردن موقعیت یا فعالیت فرد با ابزارهای فناوری) برای دسترسی به قربانیان خشونت می‌باشد.

زنان افغانستان، پس از تحولات سیاسی سال‌های اخیر با محدودیت‌های گسترده در فضای عمومی روبه‌رو شده‌اند. شبکه‌های اجتماعی به یکی از معدود عرصه‌های باقی‌مانده برای بیان دیدگاه‌ها برای آنان تبدیل شده است. اما همین فضایی که امکان بیان و ارتباط را فراهم می‌کند، هم‌زمان به میدان تازه‌ای برای آزار و تهدید نیز بدل شده است؛ میدانی که در آن خشونت دیجیتال می‌تواند به همان اندازه‌ی خشونت فیزیکی، زندگی و حضور اجتماعی آنان را تحت تأثیر قرار دهد.

در افغانستان، این اشکال خشونت مفاهیم انتزاعی یا صرفا نظری نیستند؛ بلکه تجربه‌های روزمره‌ اند که در تلفن‌های همراه، صفحه‌های شبکه‌های اجتماعی و پیام‌های خصوصی رخ می‌دهند. برخی از دختران افغا‌نستان می‌گویند که تنها با انتشار یک نظر یا گذاشتن یک تصویر در شبکه‌های اجتماعی، با موجی از پیام‌های توهین‌آمیز، تهدید و تصاویر مستهجن مواجه شده‌اند. یکی از دانشجویان افغا‌نستانی که به دلایل امنیتی نامش ذکر نمی‌شود، می‌گوید: «برای بار اول وقتی عکسم را در پلتفرم فیس‌بوک‌ خود گذاشتم، پسر همسایه‌ام با فرستادن آن عکس به برادرم به او گفته بود که خواهرت با این بی‌حیایی باعث از بین رفتن آبروی همه شده است که منجر به خشونت خانوادگی علیه من شد. در کنار خشونت خانوادگی از حساب‌های ناشناس زیادی پیام‌هایی با محتوای جنسی یا درخواست‌هایی برای برقراری رابطه نیز دریافت می‌کردم و در نهایت مجبور به بستن آن حساب شدم که سال‌ها از آن دریچه فعالیت داشتم.» (Afghan-Witness) نیز در تحقیق خود گفته است که آزار آنلاین بر روابط خانوادگی زنان تأثیر می‌گذارد و گاهی باعث تقویت کنترل مردان خانواده بر رفتار و پوشش زنان می‌شود. براساس این تحقیق، در برخی موارد نگرانی‌هایی وجود دارد که آزار آنلاین می‌تواند به خشونت درون‌خانوادگی منجر شود.

بخش زنان ملل متحد (UN Women) در گزارشی که در سال ۲۰۲۴ منتشر شده، در توضیح مفهوم «خشونت تسهیل‌شده توسط تکنولوژی» تأکید می‌کند که فناوری دیگر صرفا یک ابزار در دست انسان نیست، بلکه به بستری برای زیستن تبدیل شده است. در چنین شرایطی، دیجیتالی شدن ماهیت خشونت را نیز تغییر داده است؛ خشونت دیگر لزوما به تماس فیزیکی نیاز ندارد. در این چارچوب، پیکسل‌ها و داده‌ها می‌توانند به ابزاری برای اعمال قدرت و آزار تبدیل شوند و آسیب‌هایی سریع‌تر، گسترده‌تر و ماندگارتر از برخی اشکال سنتی خشونت بر زندگی زنان وارد کنند. در واقع، مرز میان جهان مجازی و واقعی کم‌رنگ شده است؛ زخمی که در یک پیام یا تصویر آنلاین ایجاد می‌شود، می‌تواند پی‌آمدهای واقعی در زندگی فرد داشته باشد.

براساس گزارش (UN Women)، انقلاب دیجیتال از یک‌سو اشکال موجود خشونت مبتنی بر جنسیت مانند آزار جنسی، تعقیب، گفتار نفرت‌انگیز، اطلاعات نادرست و بدنام کردن را تشدید کرده و از سوی دیگر اشکال تازه‌ای از سوءاستفاده را نیز پدید آورده است. هک کردن حساب‌های شخصی، لشکرکشی‌های سازمان‌یافته‌ی سایبری، سوءاستفاده‌های مبتنی بر تصویر و ویدیو از جمله دیپ‌فیک، داکسینگ، قلدری سایبری و فریب آنلاین کودکان از جمله این نمونه‌ها به شمار می‌روند.

در میان این موارد، آزار جنسی و تعقیب آنلاین از رایج‌ترین اشکال خشونت دیجیتال علیه زنان و دختران گزارش شده است. انتشار تصاویر خصوصی بدون رضایت، ارسال پیام‌های ناخواسته، توهین در بخش نظرات شبکه‌های اجتماعی و تماس‌های تلفنی آزاردهنده از جمله تاکتیک‌هایی هستند که برای اعمال این نوع خشونت استفاده می‌شوند.

روایت برخی از زنان افغانستان نشان می‌دهد که این آزارها گاهی به شکل «بمباران پیام‌های مستهجن» در اینباکس شبکه‌های اجتماعی ظاهر می‌شود و گاهی در قالب توهین و تهدید در بخش نظرات. ادیبه (مستعار)، یکی از فعالان مدنی که در افغانستان زندگی می‌کند، می‌گوید: «بعد از هر پست، صدها پیام و کامنت می‌آیند که مرا فاحشه یا عامل غرب می‌خوانند. بعضی‌ها هم تهدید می‌کنند که اگر سکوت نکنم، مرا پیدا خواهند کرد.»

در برخی موارد، آزار آنلاین حتا به ردیابی دیجیتال نیز می‌انجامد. استفاده از ابزارهای مکان‌یاب، حساب‌های جعلی و برنامه‌های ارتباطی می‌تواند به تعقیب آنلاین زنان منجر شود؛ وضعیتی که برای بسیاری از قربانیان در افغانستان به یک «کابوس دیجیتال» تبدیل می‌شود و اغلب به زندگی واقعی آنان نیز سرایت می‌کند. ادیبه در ادامه می‌گوید: «یک بار از یک شماره‌ ناشناس پیامی دریافت کردم که با تهدید نوشته بود من می‌دانم کجایی و آدرس محل زندگی من نیز ضمیمه‌ی پیام بود و من مجبور به ترک آن محل شدم.»

گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که ابزارهای مورد استفاده برای این نوع خشونت بسیار متنوع است: از تلفن‌های هوشمند و رایانه‌ها گرفته تا شبکه‌های اجتماعی، اتاق‌های گفت‌وگو، سایت‌های بازی آنلاین، ردیاب‌های GPS و پلتفرم‌های پخش ویدیو. این گستردگی ابزارها باعث شده است که خشونت دیجیتال بتواند به‌صورت هم‌زمان در چندین بستر مختلف رخ دهد.

عوامل خشونت تسهیل‌شده توسط فناوری دیجیتال

برخی پژوهشگران معتقد اند که ساختار ارتباطات آنلاین خود می‌تواند به شکل‌گیری رفتارهای تهاجمی و آزاردهنده در فضای دیجیتال کمک کند. روان‌شناس امریکایی (جان سولر) در نظریه‌ی «اثر بازداری‌زدایی آنلاین» که در سال ۲۰۰۴ منتشر شده؛ توضیح می‌دهد که ویژگی‌های خاص ارتباطات اینترنتی باعث می‌شود افراد در فضای مجازی رفتارهایی از خود نشان دهند که در تعاملات حضوری کم‌تر بروز می‌کند. به‌باور او، نبود تماس چهره‌به‌چهره، امکان پنهان کردن هویت و فاصله‌ی روانی میان کاربران می‌تواند سطح کنترل اجتماعی و اخلاقی را کاهش دهد و در نتیجه زمینه‌ی بروز توهین، تهدید و خشونت دیجیتال را فراهم سازد.

سولر برای توضیح این پدیده چند عامل مهم را مطرح می‌کند:

گم‌نامی تجزیه‌ای (Dissociative Anonymity): در فضای اینترنت افراد می‌توانند هویت واقعی خود را پنهان کنند یا از نام‌های مستعار استفاده کنند. این گم‌نامی باعث می‌شود برخی کاربران احساس مسئولیت کم‌تری نسبت به رفتار خود داشته باشند و اعمال آنلاین خود را از هویت واقعی‌شان جدا تصور کنند.

نامرئی بودن (Invisibility): در بسیاری از تعاملات آنلاین کاربران یک‌دیگر را نمی‌بینند و صدای هم را نمی‌شنوند. نبود تماس مستقیم باعث می‌شود افراد کم‌تر نگران واکنش عاطفی طرف مقابل باشند و راحت‌تر پیام‌های تند یا توهین‌آمیز ارسال کنند.

ناهم‌زمانی ارتباط (Asynchronicity): در بسیاری از بسترهای دیجیتال مانند ایمیل یا شبکه‌های اجتماعی، پاسخ‌ها با فاصله‌ی زمانی ارسال می‌شوند. این فاصله‌ی زمانی باعث می‌شود افراد بدون مواجهه‌ی فوری با واکنش طرف مقابل، پیام‌های احساسی یا تند بنویسند.

درون‌فکنی خودمحورانه (Solipsistic Introjection): در ارتباطات متنی آنلاین افراد گاهی تصویری ذهنی از طرف مقابل در ذهن خود می‌سازند و براساس همان تصور با او گفت‌وگو می‌کنند. در نتیجه، ارتباط بیشتر بر پایه‌ی برداشت‌های ذهنی شکل می‌گیرد تا تعامل واقعی.

تخیل تجزیه‌ای (Dissociative Imagination): برخی کاربران فضای آنلاین را دنیایی جدا از زندگی واقعی می‌دانند. این تصور می‌تواند باعث شود افراد رفتارهای خود در اینترنت را جدی نگیرند یا احساس کنند مسئولیتی در قبال پی‌آمدهای آن ندارند.

کم‌اهمیت جلوه دادن اقتدار (Minimization of Authority): در فضای آنلاین نشانه‌های سنتی قدرت و اقتدار مانند موقعیت اجتماعی یا حرفه، کم‌تر قابل مشاهده است. در نتیجه کاربران ممکن است با آزادی بیشتری با دیگران برخورد کنند و حتا با افراد صاحب‌قدرت نیز به شیوه‌ی تند یا بی‌پروا صحبت کنند.

براساس تحقیق (Afghan-Witness)، شبکه‌های اجتماعی برای زنان فعال افغا‌نستان به یک بستر مهم برای دادخواهی، بسیج اجتماعی و جلب توجه و حمایت بین‌المللی تبدیل شده است. با محدود شدن حضور زنان در فضای عمومی افغانستان، بسیاری از زنان فعال مدنی و سیاسی تلاش کرده‌اند صدای خود را از طریق شبکه‌های اجتماعی بلند کنند.

یافته‌های (Afghan-Witness) همچنان نشان می‌دهد که افزایش فعالیت آنلاین زنان با افزایش آزارواذیت و خشونت آنلاین همراه بوده است؛ پدیده‌ای که پس از تسلط طالبان شدت بیشتری یافته است. در بخش دیگری از گزارش آمده است: زنان فعال سیاسی افغانستان طیف گسترده‌ای از خشونت آنلاین از جمله توهین‌های جنسی، جنسیتی، مذهبی، سیاسی و قومی را تجربه می‌کنند.

عامل دیگری مانند قومیت نیز می‌تواند میزان خشونت آنلاین را افزایش دهد. زنان متعلق به اقلیت‌های قومی، اغلب با ترکیبی از توهین‌های جنسیتی و قومی روبه‌رو می‌شوند. این نوع حملات نشان می‌دهد که خشونت دیجیتال علیه زنان افغانستان تنها یک مسأله‌ی جنسیتی نیست، بلکه در بسیاری از موارد با تبعیض‌های قومی نیز درهم تنیده است. در این مطالعه این تصور وجود دارد که زنان متعلق به اقلیت‌های قومی، به‌ویژه زنان هزاره، با سطح بالاتری از آزار آنلاین مواجه می‌شوند.

براساس این یافته‌ها، یکی دیگر از عواملی که خشونت دیجیتال را تشدید کرده، ضعف نظارت پلتفرم‌های اجتماعی در مدیریت نفرت‌پراکنی است. بسیاری از پیام‌های توهین‌آمیز یا تهدیدآمیز به زبان‌های محلی یا در قالب اصطلاحات فرهنگی منتشر می‌شوند که شناسایی آن‌ها برای سیستم‌های نظارتی این پلتفرم‌ها دشوار است. پس از تحولات سیاسی افغانستان، حساب‌های حامی طالبان و جریان‌های افراطی در فضای آنلاین نیز افزایش یافته‌اند و محیط دیجیتال برای زنان به‌طور فزاینده‌یی خصمانه شده است.

چه‌کسانی هزینه‌ی سنگین‌تری می‌پردازند؟

دختران و زنان جوان نه‌تنها کاربران پرشور فناوری، بلکه نخستین نسلی هستند که هویت فردی و اجتماعی‌شان به‌طور کامل در بستر دیجیتال تنیده شده است. برای این گروه، اینترنت صرفا یک ابزار برای تحقیق یا سرگرمی نیست، بلکه «زیست‌جهانی» است که در آن دوستی‌ها شکل می‌گیرند، دانش آموخته می‌شود و مسیرهای شغلی آینده ترسیم می‌گردند. (UN Women) می‌گوید که ۵۸ درصد دختران و زنان جوان در جهان به‌دلیل حضور بیشتر برای تحصیل و ارتباطات، آزار آنلاین را تجربه کرده‌اند. این آمار نشان می‌دهد که این فضای حیاتی، برای نیمی از باشندگان جوان خود به محیطی ناامن و ترومازا تبدیل شده است. وقتی یک دختر جوان با قلدری سایبری یا آزار جنسی دیجیتال روبه‌رو می‌شود، تنها یک «تجربه‌ی بد آنلاین» را پشت سر نمی‌گذارد؛ بلکه اعتمادبه‌نفس، امنیت روانی و حق حضور او در فضایی که آینده‌اش به آن وابسته است، مستقیما هدف قرار می‌گیرد.

این حجم وسیع از آزار، منجر به پدیده‌ای به نام «سانسور پیش‌دستانه» یا عقب‌نشینی خودخواسته می‌شود. دخترانی که شاهد آزار هم‌سالان خود هستند یا خود طعم آن را چشیده‌اند، به مرور از ابراز عقیده، اشتراک‌گذاری فعالیت‌های علمی و حتا حضور در پلتفرم‌های کلیدی خودداری می‌کنند. این انزوای دیجیتال در سنین شکل‌گیری هویت، شکاف جنسیتی عمیقی در مهارت‌های قرن بیست‌ویکم ایجاد می‌کند. در واقع، خشونت تسهیل‌شده توسط فناوری در این لایه، پتانسیل‌های نیمی از نیروی کار و خلاقیت آینده جامعه را در نطفه خفه می‌کند و آن‌ها را به حاشیه می‌راند، پیش از آن‌که حتا فرصت ورود به دنیای بزرگ‌سالی را پیدا کرده باشند. (UN Women) می‌افزاید؛ نتایج یک پژوهش درباره‌ی خشونت مجازی علیه روزنامه‌نگاران زن نشان می‌دهد که ۷۳ درصد از آنان با این چالش روبه‌رو بوده‌اند. همچنین، تحقیقات مبتنی بر مصاحبه با زنان فعال در عرصه‌های عمومی در ۱۵ کشور امریکای لاتین و حوزه کارائیب حاکی از آن است که ۸۰ درصد پاسخ‌دهندگان، به‌دلیل نگرانی از امنیت جانی و ترس از ابراز عقیده، فعالیت‌های آنلاین خود را محدود کرده‌اند. علاوه بر این، ۴۶ درصد از زنان نماینده‌ی مجلس در آفریقا، هدف حملات جنسیتی در فضای مجازی قرار گرفته‌اند.

(Afghan-Witness) در این مورد می‌گوید: افغانستان پس از سقوط در کام طالبان؛ در شرایطی که اعتراض‌های خیابانی اغلب سرکوب می‌شوند، پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی مانند ایکس به فضاهایی حیاتی برای زنان افغانستان تبدیل شده‌اند تا دیدگاه‌های خود را بیان کنند، شبکه‌های اجتماعی بسازند و برای حقوق خود کارزار راه‌اندازی کنند. مهم‌تر از همه، این پلتفرم‌ها به فعالان و اعضای جامعه مدنی امکان داده‌ است تا مطالبات خود را به مخاطبان بین‌المللی منتقل کنند. (Afghan-Witness) می‌افزاید که فعالان حقوق زنان و زنان منتقد طالبان بیش از دیگران هدف خشونت آنلاین قرار می‌گیرند. حضور آنان در بحث‌های سیاسی و اجتماعی باعث می‌شود که گروه‌های مختلف از -کاربران عادی تا حساب‌های سازمان‌یافته- آنان را با پیام‌های تهدیدآمیز و توهین‌آمیز هدف قرار دهند. در بسیاری از موارد، این حملات برای بی‌اعتبار کردن فعالیت‌های زنان و خاموش کردن صدای آنان در عرصه‌ی عمومی طراحی می‌شود.

(Afghan-Witness) خبرنگاران زن در افغانستان را نیز از جمله گروه‌هایی می‌داند که به‌دلیل فعالیت حرفه‌ی خود در معرض حملات گسترده‌ی آنلاین قرار دارند. کار خبرنگاری، به‌ویژه در حوزه سیاست، حقوق زنان و حقوق بشر، باعث می‌شود که این زنان به‌طور مستقیم در معرض واکنش‌های تند و خشونت‌آمیز کاربران قرار بگیرند. برای بسیاری از خبرنگاران زن، شبکه‌های اجتماعی هم ابزار کار و هم منبع تهدید است؛ جایی که گزارش‌های آنان می‌تواند با موجی از توهین، تهدید و شایعه‌سازی پاسخ داده شود.

 یک تحقیق دیگری که در زمینه‌ی خشونت دیجیتال علیه دانش‌آموزان دختر از سوی دو استاد با نام‌های بسم الله «دقیق» و  سید آصف «اکرمی» در دانشگاه تخار در سال ۲۰۲۳ انجام شده، نشان می‌دهد که معمولا قربانیان آزار آنلاین دانشجویان دختر هستند که این آزار را در شکل‌های مختلف تجربه می‌کنند و تعداد زیادی از زنان به‌طور فزاینده‌ی هدف آزارهای بصری قرار می‌گیرند و در برابر خشونت آنلاین آسیب‌پذیر هستند.

آسیب‌های ناشی از خشونت تسهیل‌شده توسط فناوری دیجیتال

بخش زنان ملل متحد (UN Women) تأکید دارد که خشونت دیجیتال می‌تواند پی‌آمدهای جدی برای سلامت روانی و اجتماعی زنان داشته باشد. این نوع خشونت ممکن است باعث ایجاد ترس، اضطراب و احساس ناامنی شود و زندگی واقعی قربانیان را نیز تحت تأثیر قرار دهد. آنچه به‌عنوان آزار آنلاین آغاز می‌شود می‌تواند به سرعت به خطراتی تبدیل شود که فراتر از صفحه‌های دیجیتال گسترش می‌یابد و باعث می‌شود بسیاری از زنان در خانه، محل کار یا فضاهای عمومی احساس امنیت نکنند.

(Afghan-Witness) می‌گوید: برای بسیاری از زنان فعال افغانستان، مواجهه مداوم با پیام‌های توهین‌آمیز و تهدیدآمیز در شبکه‌های اجتماعی به یک تجربه‌ی فرساینده تبدیل شده است. تکرار این حملات می‌تواند احساس ناامنی، اضطراب و استرس دائمی ایجاد کند. در برخی موارد، زنان مجبور شده‌اند برای محافظت از سلامت روانی خود، حضورشان در شبکه‌های اجتماعی را محدود یا حتا متوقف کنند. براساس یافته‌های این تیم، یکی از مهم‌ترین پی‌آمدهای خشونت دیجیتال، خودسانسوری است. زمانی که زنان به‌طور مداوم هدف حملات آنلاین قرار می‌گیرند، بسیاری از آنان ترجیح می‌دهند از بیان دیدگاه‌های سیاسی یا اجتماعی خودداری کنند. این وضعیت باعث می‌شود فضای آنلاین که می‌تواند بستری برای مشارکت زنان باشد، به محیطی تبدیل شود که حضور زنان در آن به تدریج کم‌رنگ می‌شود. برخی زنان برای محافظت از خود، حساب‌های شبکه اجتماعی خود را خصوصی کرده یا فعالیت آنلاین خود را کاهش داده‌اند.

در جامعه‌ای مانند افغانستان که زنان با محدودیت‌های گسترده‌ی اجتماعی و امنیتی روبه‌رو هستند، چنین تهدیدهایی می‌تواند پی‌آمدهای بسیار جدی داشته باشد. (Afghan-Witness) همچنان اشاره کرده است که برخی زنان علاوه بر آزار آنلاین، با تهدیدهای مستقیم علیه امنیت شخصی خود و اعضای خانواده‌ی‌شان نیز مواجه شده‌اند. آزار آنلاین می‌تواند به پی‌آمدهایی مانند خشونت فیزیکی، عملکرد ضعیف تحصیلی، ترک تحصیل و حتا خودکشی منجر شود.

راهکارهای حمایتی قربانیان و محدودسازی قلمرو عاملان خشونت

افزایش خشونت دیجیتال علیه زنان افغانستان، ضرورت اقدام‌های فوری برای حمایت از قربانیان و مقابله با عاملان این خشونت را برجسته می‌کند. (Afghan-Witness) مجموعه‌ای از پیشنهادها را برای نهادهای بین‌المللی، پلتفرم‌های اجتماعی و سازمان‌های مدنی ارائه می‌کند.

 در بخش راهکارهای (Afghan-Witnes) آمده است که یکی از مهم‌ترین چالش‌ها در مقابله با خشونت دیجیتال، ضعف سیستم‌های نظارتی پلتفرم‌های اجتماعی است. بسیاری از پیام‌های توهین‌آمیز یا تهدیدآمیز به زبان‌های محلی مانند فارسی و پشتو منتشر می‌شوند و به همین دلیل کم‌تر توسط سیستم‌های خودکار شناسایی می‌شوند. تقویت تیم‌های نظارتی و توسعه ابزارهای تشخیص محتوا به زبان‌های محلی می‌تواند نقش مهمی در کاهش این نوع خشونت داشته باشد. این تیم پیشنهاد می‌کند که پلتفرم‌های شبکه‌های اجتماعی باید نظارت و اجرای قوانین خود را در برابر آزار و خشونت آنلاین به‌ویژه در زبان‌های محلی در افغانستان تقویت کنند.

بسیاری از زنانی که هدف خشونت آنلاین قرار می‌گیرند، با پی‌آمدهای روانی و امنیتی جدی مواجه می‌شوند. دسترسی به خدمات مشاوره روانی، حمایت حقوقی و آموزش‌های امنیت دیجیتال می‌تواند به این زنان کمک کند تا بهتر با این تهدیدها مقابله کنند و حضور خود را در فضای عمومی حفظ کنند. در گزارش توصیه شده است که نهادهای بین‌المللی و سازمان‌های مدنی باید «حمایت‌های روانی، حقوقی و امنیتی برای زنانی که هدف خشونت آنلاین قرار می‌گیرند فراهم کنند».

بخش زنان سازمان ملل همچنان راهکار ثبت و مستندسازی موارد خشونت را در مقابله با خشونت آنلاین پیشنهاد کرده است. داده‌ها و تحقیقات می‌توانند نشان دهند که این پدیده تا چه اندازه گسترده است و کدام گروه‌ها بیشتر در معرض آن قرار دارند. ثبت اطلاعات برای طراحی سیاست‌های حمایتی و ایجاد سازوکارهای مؤثر برای مقابله با خشونت دیجیتال ضروری است.

این سازمان تأکید می‌کند که مستندسازی و تحقیق درباره‌ی خشونت دیجیتال علیه زنان برای درک بهتر این پدیده و طراحی پاسخ‌های مؤثر ضروری است.

آقای دقیق و اکرمی نیز در تحقیق‌شان آورده‌اند که آموزش دانش‌آموزان و دانشجویان در مکتب‌ها و دانشگاه‌ها می‌تواند در تغییر نگرش‌ها نسبت به خشونت علیه دختران و زنان مؤثر باشد و معلمان باید نکات آموزشی و راهنمایی‌های لازم را در برنامه‌های درسی خود بگنجانند.

آنان می‌افزایند که علاوه بر آموزش، ارائه‌ی حمایت‌های روانی و حقوقی برای قربانیان، تقویت نظارت پلتفرم‌های اجتماعی و وضع قوانین بازدارنده برای عاملان خشونت نیز از جمله اقدام‌هایی است که می‌تواند به کاهش خشونت دیجیتال کمک کند.

به‌باور این دو استاد دانشگاه، مستندسازی موارد خشونت دیجیتال و انجام تحقیقات بیشتر درباره‌ی این پدیده می‌تواند به درک بهتر ابعاد آن و طراحی سیاست‌های مؤثر برای حمایت از زنان کمک کند.

منابع:

  1. جان‌سولر، اثر بازداری‌زدایی آنلاین، 2004. https://johnsuler.com/article_pdfs/online_dis_effect.pdf
  2. Afghan-Witness، 2023، https://www.info-res.org/afghan-witness/reports/violence-behind-a-screen-rising-online-abuse-silences-afghan-women/?utm_source=chatgpt.com
  3. UN Women، 2025. https://www.unwomen.org/en/articles/faqs/digital-abuse-trolling-stalking-and-other-forms-of-technology-facilitated-violence-against-women
  4. UNFPA، https://www.unfpa.org/making-all-spaces-safe-global-programme-address-technology-facilitated-gender-based-violence
  5.  بسم الله دقیق و سید آصف اکرمی، بررسی خشونت دیجیتال علیه دانشجویان زن، 2023. https://www.tandfonline.com/doi/full/10.1080/23311886.2023.2192440?utm_source=chatgpt.com#abstract

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه