میان ازدواج اجباری و زندان؛ صدیقه زندان را برگزید

اطلاعات روز
Photo: Provided

گزارشگر: آذر

«بی‌بی صدیقه» پس از دو سال و نیم رفت‌وآمد در دادگاه‌های طالبان، در میان دو انتخاب قرار گرفت. به او گفته شد که یا به ازدواج با «مولوی خداینظر» تن دهد یا مجبور است تا آخر عمر در زندان باشد. صدیقه‌ نوجوان، زندان را بر ازدواج با مرد مسن و عضو طالبان ترجیح داد. او دو سال است که در زندان طالبان در بادغیس به‌سر می‌برد.

صدیقه، دختری از قوم ترکمن، باشنده‌ی منطقه‌ی «موری‌چاق» ولسوالی بالامرغاب ولایت بادغیس است. مردی که می‎خواهد صدیقه را مجبور به ازدواج با خودش کند، خداینظر نام دارد و باشنده‌ی روستای «قوروتو»ی بالامرغاب است.

به‌گفته‌ی منابع آگاه، این مرد از متنفذان و زورمندان محلی در بالامرغاب است. یک منبع می‌گوید که خداینظر حدودا ۷۰ ساله است و سه همسر دیگر نیز دارد.

براساس اسناد به‌دست‌آمده، خداینظر مشهور به «قاضی» در سال‌های اخیر دوران جمهوریت، مسئول زندان طالبان در منطقه‌ی تحت کنترل این گروه در «قوروتو»ی بالامرغاب بود. منابع آگاه می‌گویند که خداینظر پس از روی‌کارآمدن طالبان در اسد ۱۴۰۰، در قول‌اردوی این گروه در هرات وظیفه داشت. اطلاعات تازه‌‌ای درباره‌ی مسئولیت و فعالیت این عضو طالبان در دست نیست.

صدیقه چگونه به دام خداینظر افتاد؟

شاید از نگون‌بختی صدیقه بود که پدر او، رجب، اعتیاد به مواد مخدر داشت. این اعتیاد رجب بود که صدیقه را به دام خداینظر انداخت، زمانی که او کودک ۱۰ الی ۱۱ ساله بود.

شش سال قبل، رجب در یک جنجال خانوادگی بر سر پول خرید مواد افیونی، همسرش «بی‌بی قربان‌گل» (مادر صدیقه) را به ضرب چاقو زخمی می‌کند. این قضیه به گوش «پیرآغا»، مسئول طالبان در موری‌چاق می‌رسد. او رجب را بازداشت و به خداینظر، مسئول زندان این گروه در روستای «قوروتو» تسلیم می‌کند.

منابع آگاه می‌گویند که رجب پس از مدت حبس در زندان طالبان، ترک اعتیاد می‌کند و خداینظر او را کارگر می‌گیرد و خانه‌‌ای نیز در اختیار او قرار می‌دهد. به‌گفته‌ی منابع، رجب خانواده‌اش را نیز از موری‌چاق به روستای قوروتو می‌برد و در آن‌جا دهقانی می‌کند.

منابع می‌گویند که رجب و همسرش، وقتی متوجه می‌شوند خداینظر، به دخترشان «چشم» دارد، تصمیم می‌گیرند کار و خانه‌ی او را ترک کنند.

به‌گفته‌ی منابع، خداینظر به رجب و همسرش می‌گوید که دخترشان را به نکاح او درآورند، اما این زوج به خواست خداینظر تن نمی‌دهند و می‌خواهند از خانه‌ی او فرار کنند.

یک منبع گفت که خداینظر صدیقه را زندانی می‌کند و به رجب می‌گوید که «چهار لک افغانی قرض‌دار هستی، قرض‌های خود را پرداخت کن، و سپس دخترت را ببر».

به‌گفته‌ی منبع، صدیقه به مدت شش ماه در خانه‌ی خداینظر زندانی بود و پس از شکایت خانواده‌ی او و دخالت بزرگان قومی موری‌چاق از بند آزاد شد.

یک منبع می‌گوید که بزرگان موری‌چاق چهار لک افغانی برای خداینظر تهیه می‌کنند و به خانه‌‌ی او می‌برند، اما این‌بار خداینظر می‌گوید که «قضیه کلان شده، باید برای او چهل لک افغانی پرداخت شود». به این ترتیب، قضیه به دادگاه‌های طالبان کشانده می‌شود.

اما خانواده‌ی صدیقه و خداینظر درباره‌ی چگونگی انتقال کوچ رجب و خانواده‌اش از موری‌چاق به قوروتو اظهارات متضاد دارند.

در یک عریضه که از آدرس «بی‌بی قربان‌گل» عنوانی دفتر ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان نوشته شده و نسخه‌ای از آن به‌دست خبرنگار روزنامه اطلاعات روز رسیده، آمده است که خداینظر چند ماه پس از حبس رجب، سراغ خانواده‌ی او را گرفته و همسر و فرزندانش را نیز به زور تفنگ به زندان انتقال داده است.

مادر صدیقه در این عریضه گفته است که خداینظر آنان را در یک اتاق کوچک انداخت و دروازه را قفل کرد. او افزوده است که شام همان روز خداینظر آمد و می‌خواست بر دخترش صدیقه تجاوز جنسی کند، اما پس از فریاد او، مردم باخبر شدند و خداینظر موفق به تجاوز نشد.

در عریضه آمده است فردای همان شب، علما و موسفیدان به زندان طالبان رفتند و از خداینظر پرسیدند که چرا خانواده‌ی رجب را به زندان آورده‌ است. خداینظر در پاسخ گفته است که رجب، دخترش صدیقه را به او داده است. اما موسفیدان گفته‌اند که باید مادر دختر را حاضر کند تا او درباره‌ی دخترش رضایت دهد، اما خداینظر موسفیدان را تهدید کرده و گفته است که «دست آنان خلاص».

در ادامه‌ی عریضه آمده است که موسفیدان به محکمه‌ی نظامی طالبان مراجعه کردند و این محاکمه دستور آزادی خانواده‌ی رجب را داده و به نفع ‌صدیقه فیصله کرده است؛ اما خداینظر این فیصله را نپذیرفت و به سایر دادگاه طالبان مراجعه کرد. سایر دادگاه‌ها نیز به نفع صدیقه فیصله کردند، اما خداینظر بازهم نپذیرفت. او دعوا را به قندهار کشاند و در نهایت دادگاه تمییز زون قندهار، به نفع خداینظر فیصله کرد و به او گفت مصالحه کند. به دستور شفاهی دادگاه طالبان در قندهار، صدیقه نخست در قندهار بازداشت شد و سپس به زندان بادغیس منتقل شد.

اما خداینظر در یک صورت‌دعوا، ادعای انتقال کوچ اجباری خانواده‌ی رجب از موری‌چاق را عاری از حقیقت خوانده و گفته است که رجب به رضا و رغبت خود، کوچ و فامیل خود را به منطقه‌ی قوروتو آورده بود، زیرا در این منطقه کشت و زراعت داشت.

دادگاه‌های طالبان چگونه فیصله کردند؟

خبرنگار روزنامه اطلاعات روز به فیصله‌های دادگاه طالبان درباره‌ی صدیقه دست یافته است.

یکی از فیصله‌ها به‌تاریخ ۲۹ اسد ۱۳۹۹، یک سال قبل از تصرف کامل افغانستان توسط طالبان صادر شده است.

صفحه‌ی نخست فیصله دادگاه ابتدایی طالبان در ولسوالی بالامرغاب بادغیس.

در این حکم که از سوی «محکمه شرعیه ابدائیه ولسوالی بالامرغاب» صادر شده، درباره‌ی تشریح دعوا آمده است که مولوی خداینظر، علیه بی‌بی صدیقه بنت رجب، دعوا نکاح کرده و مدعی است که در جریان سال ۱۴۴۱ هجری قمری، «رجب دختر صغیره ۱۲ ساله‌ی خود به‌نام بی‌بی صدیقه را در مقابل مهر یک لک افغانی و یک قطعه زمین برای او به نکاح صحیح و شرعی داده است».

خداینظر ادعا کرده است که دو بار مراسم نکاح‌بندی صورت گرفته و آخرین بار به‌تاریخ ۲۶ حوت ۱۳۹۸ خورشیدی برگزار شده است. او گفته است: «خلاصه این‌که [اگر] منکوحه‌ی من، بی‌بی صدیقه مذکوره صغیره باشد هم نکاح او با من شرعا صحیح و لازم است، چرا که پدرش برایم به نکاح داده است؛ اگر کبیره باشد همچنان نکاح او با من شرعا صحیح و لازم است، چرا که در نکاح‌بندی ثانی او پدر خود را وکیل مهر و نفس خود تعیین و معرفی نموده و همچنان همراهم به نکاح رضایت نشان داده است.»

صفحه‌ی دوم فیصله دادگاه ابتدایی طالبان در ولسوالی بالامرغاب بادغیس

در ادامه‌ی صورت‌دعوا که به قاضی طالبان ارائه شده، صدیقه در دفاعیه‌ی خود تمام ادعاهای خداینظر را رد کرده و گفته است که از عقدی که تحت «اکراه» با پدرش انجام شده، خبر نبود و هنگامی که ادعای نکاح را شنیده، رد کرد و قبول نکرد.

اظهارات صدیقه در صورت‌دعوا چنین آمده است: «پدرم به دست مدعی بالاصاله مذکور محبوس بوده و بالایش فشار آورده و از روی مجبوری وعده‌ی لفظی برای آن داده است و این اقرار آن اکراه بوده است. وقتی که از آن شنیدم رد کردم و مخالفت با نکاح نمودم.»

صفحه‌ی سوم فیصله دادگاه ابتدایی طالبان در ولسوالی بالامرغاب بادغیس

در ادامه به نقل از صدیقه آمده است که او کبیره است و از سوی طبقه‌ی نسوان و قابله‌ها معاینه شده و بلاغت او ثابت شده است. او افزوده است که به پدرش اذن و وکالت نداده است.

قاضی طالبان گفته است که طرفین را به صلح دعوت کرده، اما آنان صلح را نپذیرفته‌اند. او افزوده است که برای اثبات دعوا از مدعی خواست شاهد پیدا کند و او پس از دو هفته دو نفر را به‌عنوان شاهد حاضر کرد.

شاهدان به قاضی طالبان گفته‌اند که آنان با افراد دیگر به خانه‌ی پدر صدیقه رفته و دیده‌اند که این دختر به پدرش درباره‌ی نکاح وکالت می‌دهد. اما براساس صورت‌دعوا، شاهدان اظهارات متضاد ارائه کرده و یکی آز آنان گفته است که صدیقه را در خانه‌ی پدرش دیده و می‌شناسد و دیگری گفته است که صدیقه را ندیده و نمی‌شناسد. بااین‌حال، قاضی طالبان اظهارات این شاهدان را «دروغ» خوانده و رد کرده است. قاضی طالبان اضافه کرده است که سه هفته‌ی دیگر جست‌وجو کرده و دریافته است که شاهدان پسران کاکای مدعی اند و از روی «عصبیت و اندیوالی» شاهدی داده‌اند.

قاضی طالبان گفته است که به مدعی اعلام کرد که شهادت شاهدانش قابل قبول نیست.

قاضی اضافه کرده است که مدعی‌علیه (صدیقه) را قسم داده و او قسم خورده که به پدرش وکالت نداده و وقتی از نکاح خبر شده، سکوت نکرده است. قاضی گفته است که از مدعی (خداینظر) نیز خواسته است که قسم یاد کند، اما او قسم یاد نکرده است.

‏ صفحه‌ی چهارم  فیصله دادگاه ابتدایی طالبان در ولسوالی بالامرغاب بادغیس

قاضی طالبان در ادامه افزوده است که نظر مفتی دادگاه طالبان در بالامرغاب را خواسته است و پس از اخذ فتوا، دعوا را به نفع صدیقه صادر کرده است.

خداینظر اما این حکم را نپذیرفته و به‌تاریخ اول سنبله ۱۳۹۹ دعوا را به دادگاه مرافعه طالبان ارائه می‌کند. دادگاه مرافعه طالبان هم دعوا را به نفع صدیقه فیصله می‌کند، اما بازهم خداینظر نمی‌پذیرد و پرونده را به مرحله‌ی تمییز ارائه می‌کند.

قاضیان در مرحله‌ی تمییزخواهی نیز براساس شهادت شاهدان، دعوا را به نفع صدیقه فیصله می‌کنند. این فیصله به‌تاریخ چهارم ماه سنبله ۱۴۰۰، چند روز پس از سقوط کابل به‌دست طالبان صادر شده است.

دو نفر از شاهدان گفته‌اند که آنان شهادت می‌دهند که بی‌بی صدیقه هنگام نکاح ۱۴ ساله بود و او درخواست خداینظر برای نکاح را رد کرد.

خداینظر به فیصله‌ی دادگاه تمییز طالبان در بادغیس نیز قناعت نکرد و به دیوان تمییز دادگاه مرافعه طالبان در زون قندهار شکایت برد.

منابع می‌گویند که این دادگاه صدیقه و مادرش را به قندهار احضار کرده و درباره‌ی دعوا حکم شفاهی صادر کرده است.

در عریضه‌ی مادر صدیقه که به‌تاریخ ۱۶ عقرب ۱۴۰۳ خورشیدی عنوانی دفتر ملا هبت‌الله آخوندزاده، رهبر طالبان نوشته شده، آمده است که دادگاه طالبان در قندهار به خداینظر گفته است که مصالحه کند. این زن افزوده است که دخترش بی‌گناه در قندهار زندانی شده است.

منابع می‌گویند که صدیقه با پادرمیانی خداینظر از قندهار به زندان بادغیس انتقال داده شده است.

یک عریضه‌ی دیگر که از آدرس رجب، پدر صدیقه عنوان وزارت امر به معروف طالبان نوشته شده، آمده است که پرونده به دیوان مدنی ریاست تمیز زون غرب محول شده و قاضی‌ها این دادگاه دخترش را زندانی کرده و اصرار دارند که با مدعی مصالحه و جورآمد کند.

رجب خواستار تأمین عدالت و آزادی دخترش شده است.

به‌گفته‌ی منابع، طالبان به صدیقه گفته‌اند که به ازدواج با خداینظر تن دهد، در غیر این‌صورت زندانی می‌شود. یک منبع می‌گوید که صدیقه گفته است که «تا بمیرم هم تن به این نکاح نمی‌دهم». به این ترتیب، او زندان را انتخاب کرد.

بی‌‌بی ‌قربان‌گل، مادر صدیقه در یک نوار تصویری به زبان ترکمنی می‌گوید که دخترش بیش از دو سال است که در زندان طالبان در بادغیس به‌سر می‌برد.

او می‌افزاید که چندین سال است به محکمه‌ها می‌رود و می‌آید، اما هیچ کاری نتوانسته است. این زن خواستار کمک است و می‌افزاید که دخترش در زندان بیمار است.

صدیقه اکنون ۱۷ ساله است و در مجموع بیش از پنج سال عمر نوجوانی او، در دادگاه‌ها و زندان‌های طالبان گذشته است.

قتل حامی صدیقه در هرات

منابع می‌گویند که یکی از افراد دخیل در این ماجرا دو سال قبل در منطقه‌ی «دروازه عراق» شهر هرات به قتل رسیده است. روزنامه اطلاعات روز به‌تاریخ ۲۶ جدی ۱۴۰۲ خبر قتل این فرد را نشر کرده و از او به‌نام «ارباب حامد موریچاقی» یاد شده و گفته شده که او از بزرگان قومی بالامرغاب بادغیس بود.

منابع می‌گویند که ارباب حامد شخص فعال و بانفوذ بود و به‌عنوان وکیل با صدیقه همکاری داشت.

انگیزه‌ی قتل این بزرگ قومی تا کنون مشخص نیست. روشن نیست که آیا دلیل ترور این فرد با پرونده صدیقه ارتباط دارد یا خیر. منابع می‌گویند که بعد از کشته‌شدن ارباب حامد، صدیقه زندانی شد.

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه