از بین رفته‌ایم، فقط خبر نداریم

یادداشت روز

اطلاعات روز

«ما با توپ و طیاره از بین نمی‌رویم». این جمله را رهبر طالبان در سخنرانی عید فطر خود گفت. این سخن تمام عمق و پهنای فهم نادرست رهبر طالبان را به خوبی بازتاب می‌دهد. به این شرح:

بودن، وجود داشتن و زیستن امری درجه‌دار است. به این معنا که ما هم به کسی که تمام سال در بستر بیماری خوابیده «زنده» می‌گوییم و هم به کسی که در طول همان سال هزار فعالیت درخشان انجام داده است. هردو هستند، هردو وجود دارند و هردو زندگی کرده‌اند. هیچ کدام از این دو در طول این سال «از بین نرفته است». در سناریویی دیگر، یک فرد در پنج سال حتا یک روز، حتا یک لحظه، احساس شادمانی نکرده و دیگری، در بیشتر ساعات و لحظات این پنج سال نشاط و انبساط درونی را تجربه کرده است. هردو زنده بوده‌اند. هیچ‌کدام در این پنج سال از بین نرفته است. اما این بودن و زیستن کجا و آن بودن و زیستن کجا؟

حال، اگر پیدا کنیم که در همین قرن بیست‌و‌یکم تصور رهبر طالبان از زندگی چیست، آن وقت معنای «در بین بودن و از بین نرفتن» در ذهن و نگاه او را نیز به روشنی خواهیم دید.

رهبر طالبان، براساس سیاست‌هایی که تا کنون اجرا کرده و فرمان‌هایی که داده است، تصوری بسیاری ایستا و ابتدایی از زندگی دارد. در تصور او، یک فرد وقتی خوب زندگی می‌کند که به آب و نانی (برای نمردن) دسترسی داشته باشد و در تمام مدتی که با زحمت و رنج نفس می‌کشد مشغول بجا آوردن مجموعه‌ای از احکام شرعی اسلامی باشد. بعد، وقتی اجلش فرا رسید، کلمه‌ی خود را بخواند و برود و به عالم ارواح بپیوندد. در تصور ملا هبت‌الله هیچ جایی برای نشاط، رشد و برخورداری از نعمات زندگی نیست. در جهان‌بینی او، همین که آدم نفس بکشد (با هر مشقت و نکبتی) و همین که فرمان‌های او را اجرا کند (زیر هر وضعیتی) کافی است. زندگی یعنی همین. در این جهان‌بینی، تحصیل علوم عصری بی‌معناست، خنده و خوشی بدعت است، لذت و برخورداری معصیت است و عشق و آزادی پوچ است. در این نگرش، هنر تجلی انحراف ذهنی و اخلاقی است و آزادی بیان نشانه‌ی بی‌غیرتی و بی‌اعتقادی. در دید رهبر طالبان، اگر زنان (نیم جمعیت کشور) مطلقا بی‌سواد بمانند، هیچ اتفاق بدی نیفتاده و اگر همه‌ی مردم در همین قرن هیچ دانشی -جز حفظ کردن جملات نماز- نداشته باشند، هیچ چیزی از زندگی‌شان کم نشده است.

در چارچوب همین تصور و همین جهان‌بینی است که رهبر طالبان می‌گوید ما با توپ و طیاره از بین نمی‌رویم. در این چارچوب، سخنش دقیق هم هست. مگر قرار است کسی یا کشوری افغانستان را با تمام افرادش از بین ببرد؟ مگر کارزاری در راه است که دیگر هیچ فردی در افغانستان «در بین» نباشد و از بین برود؟

از بین رفتن در این روزگار، مستلزم نابود شدن یک گروه یا یک کشور در تمام اشکال «بودن» نیست. همین که مردمی در این عصر به هیچ یک از تسهیلات و ابزارهای زیستن همراه با رشد و نشاط (طبق معیارهای جهانی خوب زیستن) دسترسی نداشته باشند، از بین رفته‌اند. همین که اکثر شهروندان یک کشور بی‌سواد باشند، آن کشور از بین رفته است. همین که قدرت علمی و تکنولوژیک یک مملکت در این زمان با هیچ معیار علمی و تکنولوژیک این دوره برابری نکند و به عصر حجر برگشته باشد، آن مملکت از بین رفته است. همین که در یک کشور امروزی زنان حق تحصیل و کار و سفر نداشته باشند، آن کشور از بین رفته است. همین که بیش از نیمی از جمعیت یک ملک گرسنه باشند و حتا به آب و نان ابتدایی دسترسی نداشته باشند، آن ملک از بین رفته است.

از بین نرفتن فقط با نفس کشیدن محض (آن هم در رنج و فشار) سنجش نمی‌شود. ازبین‌رفته مردمی‌ اند که در این عصر در سرزمین خود جز فقر و خشونت و تحقیر نبینند و در سرزمین دیگران از بدنام‌ترین اقوام جهان باشند. ازبین‌رفته یعنی «افغان»ی که پاسپورتش به اندازه‌ی یک کتابچه‌ی هرز در نزد مردمان دیگر جهان ارزش نداشته باشد. ازبین‌رفته بودن یعنی از کشورهای میزبان همسایه و غیرهمسایه به خشن‌ترین وجه ممکن اخراج شدن و در کشور خود هیچ جای پایی نداشتن.

سخنان ملا هبت‌الله البته در گذشته در زبان دیگران هم بیان شده‌اند. وقتی می‌گویند افغانستان گورستان امپراتوری‌هاست، به این وجهش توجه نمی‌کنند که ما در این گورستان شدن برای امپراتوری‌ها چه شده‌ایم. وقتی می‌گویند سر می‌دهیم و سنگر نمی‌دهیم و ملت شکست‌ناپذیر هستیم، این سوال را نمی‌پرسند که از پی این شکست‌ناپذیری‌ها برای ما چه مانده است. اگر نیک بنگریم، ما از بین رفته‌ایم، فقط خبر نداریم که از بین رفته‌ایم.

شاید کسی بگوید که منظور ملا هبت‌الله از «ما» گروه طالبان است و نه افغانستان. با این تعبیر هم چیزی تغییر نمی‌کند. گروه طالبان، یا بگویید حکومت طالبان، با این فکر و فرهنگ و سیاستی که این گروه دارد، چه به مردم داده است یا خود چه بهره‌ای از جباریت خود برده است؟ اگر این گروه صدسال دیگر «از بین نرود» و با همین روش حکومت کند، چه سودی به چه‌کسی خواهد رساند؟ رهبر طالبان -که حتا حاضر نیست در میان مردم ظاهر شود- اگر تا آخر عمر خود هم به عنوان رهبر بماند و از بین نرود، این از بین نرفتن چه فرقی با از بین‌رفته‌بودن دارد؟

از روزنامه‌نگاری مستقل حمایت کنید

محدودیت‌های گسترده بر رسانه‌ها و فضای عمومی در افغانستان، دسترسی شهروندان به اطلاعات مستقل را محدود کرده است. در چنین شرایطی، «اطلاعات روز» متعهدانه و مستقل به کار خود ادامه می‌دهد تا حقیقت قربانی خاموشی و فراموشی نشود.

ما وابسته به هیچ قدرتی نیستیم و تنها برای مردم می‌نویسیم.

مأموریت ما افشای فساد، بازتاب صدای سرکوب‌شدگان، تقویت پاسخگویی صاحبان قدرت، و پشتیبانی از چشم‌اندازی است که در آن همه شهروندان افغانستان از حقوق و آزادی‌های برابر برخوردار باشند و در صلح زندگی کنند.

خبرنگاران ما در شرایط دشوار و گاه خطرناک فعالیت می‌کنند تا گزارش‌های دقیق، منصفانه و مبتنی بر واقعیت منتشر شود و روایت‌های مردم به حاشیه رانده نشود. تداوم این کار، به حمایت مخاطبان و حامیان مستقل وابسته است.

هر کمک، فارغ از میزان آن، به ادامه روزنامه‌نگاری مستقل کمک می‌کند. اگر امکان کمک مالی ندارید، همرسانی این درخواست و تشویق دیگران به حمایت نیز سهمی مهم در تقویت این مسیر دارد.

در کنار حقیقت بایستید
از اطلاعات روز حمایت کنید

برای حمایت اینجا کلیک کنید
با دیگران به‌‌ اشتراک بگذارید
بدون دیدگاه